پاسخ : متن تمام ترانه های ابی مست چشات اون دوتا مست چشات منو خوابم ميكنه ذره ذره اون نگات داره آبم ميكنه اون دوتا مست چشات منو خوابم ميكنه ذره ذره اون نگات داره آبم ميكنه داره ميميره دلم واسه مخمل نگات همه رنگي رو شناختم من با اون رنگ چشات مثل يك روياي خوش پا گرفتي تو شبام از يه دنياي ديگه قصه ها گفتي برام هنوز از هرم تنت داره مي سوزه تنم از تو سبزه زار شده خاك خشك بدنم دستاي عاشق تو منو از نو تازه ساخت دل نا باور من جز تو عشقي نشناخت داره ميميره دلم واسه مخمل نگات همه رنگي رو شناختم من با اون رنگ چشات همه رنگي رو شناختم من با اون رنگ چشات
پاسخ : متن تمام ترانه های ابی جستجو من برای زنده بودن جستجوی تازه می خواهم خالی ام از عشق و خاموشم ، های و هوی تازه می خواهم خانه ام گل خانه ی ياس است ، رنگ و بوی تازه می خواهد ای خدا بی آرزو موندم ، آرزوی تازه می خواهم عشق تازه ، حرف تازه ، قصه ی تازه کجاست راه دور خانه ی تو در کجای قصه هاست تا کجا بايد سفر کرد ، تا کجا باید دويد از کجا بايد گذر کرد تا به شهر تو رسيد ای خدا، ای خدا ، بی آرزو موندم ، آرزوی تازه می خواهم
پاسخ : متن تمام ترانه های ابی خانه و خاطره به تو عادت کرده بودم ای به من نزديک تر از من ای حضورم از تو تازه ای نگاهم از تو روشن به تو عادت کرده بودم مثل گلبرگی به شبنم مثل عاشقی به غربت مثل مجروحی به مرهم لحظه در لحظه عذابه لحظه های من بی تو تجربه کردنه مرگه زندگی کردن بی تو من که در گريزم از من به تو عادت کرده بودم از سکوت و گريه ی شب به تو هجرت کرده بودم با گل و سنگ و ستاره از تو صحبت کرده بودم خلوت خاطره هامو با تو قسمت کرده بودم خونه لبريز سکوته خونه از خاطره خالی من پر از ميل زوالم عشق من تو در چه حالی
پاسخ : متن تمام ترانه های ابی نون وپنيروسبزی (ابی وداريوش) نون و پنیر و هق هق سفره ی سرد عاشق نون و پنیر و فندق رخت عزا تو صندوق نون بیات و حلوا سوخته حریر دریا نون و پنیرو گردو قصه ی شهر جادو نون و پنیرو بادوم یه قصه ی نا تموم نون و پنیرو سبزی تو بیش از این می ارزی پای همه گلدسته ها دوباره اعدام صدا دو باره مرگ گل سرخ دوباره ها دوباره ها حریق سبز جنگلا به دست کبریت جنون از کاشی های آبی مون سرزده فواره ی خون نون و پنیرو بادوم یه قصه ی نا تموم نون و پنیرو سبزی تو بیش از این می ارزی قصه ی جادوگر بد که از کتابا می اومد نشسته بر منبر خون عاشقا رو گردن می زد کنار شهر آینه جنگل سبز شیشه بود برای گیس گلابتون اون روز مث همیشه بود پونه می ریخت تو دامنش تا مادرش چادر کنه می رفت که از بوی علف تمام شهر و پر کنه غافل از اینکه راهش رو جادوگر دزدیده بود رو صورت خورشید خانوم خط سیاه کشیده بود آهای آهای یکی بیاد یک شعر تازه تر بگه برای گیس گلابتون از مرگ جادوگر بگه از مرگ جادوگر بد که از کتابها می اومد چشمای گیس گلابتون چیزی به جز شب نمی دید هوا نبود، نفس نبود، قصه به آخر نرسید قصه های مادربزرگ، آیینه خود منه طلسم جادوگر باید، با دستای تو بشکنه با دستای رفاقتت، تاریکی وحشت نداره نوری که حرفه آخره، به قصمون پامیزاده حیفه که شهر آیینه، سیاه بشه حروم بشه قصه تو، قصه من، اینجوری ناتموم بشه آهای آهای یکی بیاد یک شعر تازه تر بگه برای گیس گلابتون از مرگ جادوگر بگه از مرگ جادوگر بد که از کتابها می اومد آهای آهای یکی بیاد یک شعر تازه تر بگه برای گیس گلابتون از مرگ جادوگر بگه تا شعر گیس گلابتون یه شهر پر امید باشه آیینه های تو به تو، هرکدومش خورشید باشه آهای آهای یکی بیاد یک شعر تازه تر بگه برای گیس گلابتون از مرگ جادوگر بگه
پاسخ : متن تمام ترانه های ابی طلوع کن اشاره کن که بشکفم حتی در این یخ بستگی در این ترانه سوزی و در این غزل شکستگی طلوع کن طلوع کن بر این ستاره مردگی که از تو تازه می شود این خلوت سر خوردگی طلوع کن طلوع کن طلوع کن طلوع کن که بودنم تازه کنی دست مرا بگیریو با بوسه اندازه کنی طلوع کن طلوع کن ایینه پر می شود از جوانیه خواطره ها تن تو و شرم منو خاموشیه پنجره ها طلوع کن طلوع کن بر این ستاره مردگی که از تو تازه می شود این خلوت سر خوردگی طلوع کن طلوع کن اشاره کن که من به تو به یک اشاره می رسم رنگین کمون من تویی که به ستاره می رسم من به تو شک نمی کنم طلوع کن طلوع کن از تو به پایان می رسم شروع کن شروع کن طلوع کن طلوع کن بر این ستاره مردگی که از تو مرده می شود این خلوت سر خوردگی طلوع کن طلوع کن
پاسخ : متن تمام ترانه های ابی هلا هلّا توان همه عاشقان در ميهن .. هلّا توان همه عاشقان در تبعيد دوباره زاغه نشينان به زاغه برگشتند دوباره طاهره ها از گرسنگی مردند دوباره راضيه بر فقر خويش راضی شد بجای کشت کشاورز را درو کردند بجای نان به تساوی گلوله قسمت شد هلّا توان همه عاشقان در ميهن هلّا توان همه عاشقان در تبعيد دوباره نفير ديو کشت عاشقان آزادی دوباره ساده ترين حرف تيرباران شد دوباره هر چه که رشتيم پنبه شد در باد دوباره هر چه زمين بود گور ياران شد هلّا توان همه عاشقان در ميهن هلّا توان همه عاشقان در تبعيد دوباره می شود آری به باغ گل روياند دوباره می شود آری به دشت سبزه نشاند دوباره می شود از خانه های شاد گذشت دوباره می شود از کودکان ترانه شنيد دوباره می شود آری اگر بپيونديم به ديدگان پر از انتظار شب زدگان دوباره می شود آری اگر شکسته شود شب سکوت و شب ترس و ياس ما ياران هلّا توان همه عاشقان در ميهن هلّا توان همه عاشقان در تبعيد هلّا توان همه عاشقان در ميهن هلّا توان همه عاشقان در ايران
پاسخ : متن تمام ترانه های ابی بشکن بشكن ، باشه ميشكنم بشكن ، باشه ميشكنم بشكن ، وقت رفتنه ، بشكن دست دشمنه بشكـــــــن … اي آخرين مهمان اين ميخانه بشكن اي نقطه پايان اين افسانه بشكن بشكن حريم شوم اي بتخانه بشكن تا نشكني پيمان خود با خانه بشكن جانانه بشكن ، رندانه بشكن بشكن ، باشه ميشكنم بشكن ، باشه ميشكنم بشكن ، وقت رفتنه ، بشكن دست دشمنه بشكـــــــن … اي خسته از زنجير جهل و فتنه بشكن اي در كنار چشمه مانده ، تشنه بشكن بشكن حديث تلخ پشت و دشنه بشكن تا نشكني در خويشتن ، اين فتنه بشكن جانانه بشكن ، رندانه بشكن بشكن ، باشه ميشكنم بشكن ، باشه ميشكنم بشكن ، وقت رفتنه ، بشكن دست دشمنه بشكـــــــن … اي قرنها زنداني تقدير بشكن تقدير را با ضربه تدبير بشكن بشكن فسون اين قل و زنجير بشكن بشكن ستون خانه تزوير ، بشكن جانانه بشكن ، رندانه بشكن بشكن ، باشه ميشكنم بشكن ، باشه ميشكنم بشكن ، وقت رفتنه ، بشكن دست دشمنه بشكـــــــــــــن …
پاسخ : متن تمام ترانه های ابی تورا نگاه میکنم تورا نگاه ميكنم كه خفتهاي كنار من پس از تمام اضطراب ، عذاب و انتظار من تورا نگاه ميكنم كه ديدني ترين تويي و از تو حرف ميزنم كه گفتني ترين تويي من از تو حرف ميزنم شب عاشقانه ميشود تو را ادامه ميدهم ، همين ترانه ميشود كاش به شهر خوب تو مرا هميشه راه بود راه به تو رسيدنم ، همين پل نگاه بود مرا ببر به خواب خود كه خستهام از همه كس كه خواب و بيداري من هر دو شكنجه بود و بس من از تو حرف ميزنم شب عاشقانه ميشود تو را ادامه ميدهم ، همين ترانه ميشود تو را نگاه ميكنم كه خفتهاي كنار من پس از تمام اضطراب ، عذاب و انتظار من تو را نگاه ميكنم كه ديدني ترين تويي و از تو حرف ميزنم كه گفتني ترين تــــــــويي ...
پاسخ : متن تمام ترانه های ابی بوسه بر ماه خالی از بغض هميشه پرم از ستاره امشب اگه خوابم اگه بيدار با منی دوباره امشب شب برگشتن آينه شب نو کردن تن پوش شب بوسيدن ماهو شب وا کردن آغوش واسه گم کردن اندوه امشب اون شب دوباره س شب پيدا شدن تو شب ديدار ستاره س تو رو پيدا کردم امشب بعد شبهای مصيبت بعد دل بريدن از من بعد دل بستن به غربت تو رو پيدا کردم امشب وقت گم شدن تو رويا وقت پوشيدن مهتاب وقت عريان تماشا
پاسخ : متن تمام ترانه های ابی من از تو یاد گرفتم من از تو ياد گرفتم كه تن به ياس بشويم شبيه باغچه باشم هميشه راست بگويم تو رو به اشك نوشتم كه از تو رنگ بگيرم كه از تو سير بنوشم دم قشنگ بگيرم من از تو ياد گرفتم كه بي دريغ بخندم كه بي حساب ببوسم كه دل به خواب ببندم تو رو به اشك نوشتم كه از تو رنگ بگيرم كه از تو سير بنوشم دم قشنگ بگيرم من از تو ياد گرفتم كه رخت نور بپوشم به ضرب ساز بچرخم به جرم عشق بجوشم من از تو ياد گرفتم چه كودكانه ياد گرفتم كه ساده تر باشم من از ترانه ياد گرفتم كه خوش نفس باشم چه شاعرانه ياد گرفتم كه با خبر باشم من از پرنده ياد گرفتم كه بي قفس باشم من از تو ياد گرفتم كه رخت نور بپوشم به ضرب ساز بچرخم به جرم عشق بجوشم من از تو ياد گرفتم من از تو ياد گرفتم كه رخت نور بپوشم به ضرب ساز بچرخم به جرم عشق بجوشم به جرم عشق بجوشم من از تو ياد گرفتم