1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

زبان انگليسي و مكالمه را با شنیدن یاد بگیريد (سطح 1)

شروع موضوع توسط MiTra ‏15/12/10 در انجمن زبان خارجی

  1. پیشکسوت انجمن کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏11/11/10
    ارسال ها:
    11,734
    تشکر شده:
    3,539
    امتیاز دستاورد:
    113
    درس یک - اولین بارش برف

    First Snow Fall


    Today is November 26th.
    امروز ۲۶ نوامبر است.


    It snowed all day today.
    امروز تمام روز برف بارید.


    The snow is beautiful.
    برف زیبا است.


    The snow finally stopped.
    برف بالاخره بند آمد.


    My sister and I are excited.
    من و خواهرم هیجان زده هستیم.


    My Mom doesn't like the snow.
    مادرم برف را دوست ندارد.


    My Mom has to shovel the drive way.
    مادرم باید راه ورودی را پارو کند.




    My sister and I get to play.
    من و خواهرم می توانیم (اجازه داریم) بازی کنیم.


    نکته آموزشی:
    Get to به معنای زیر است:
    - Be able to
    - Obtain permission
    - Receive an opportunity



    I put on my hat and mittens.
    من کلاه و دستکشم را می پوشم.


    نکته آموزشی:

    Mitten یک نوع دستکش (glove) است با این تفاوت که دستکشی یک انگشتی است. مثل این تصویر:



    [​IMG] [​IMG]





    My Mom puts on my scarf.
    مادرم شالگردن من را می پوشد.


    My Mom zippers my jacket.
    مادرم زیپ کاپشن من را می کشد.


    نکته آموزشی:
    در زبان انگلیسی آمریکایی به زیپ می گویند zipper و در جمله بالا zipper به عنوان فعل به کار رفته.


    My sister puts on her hat and mittens.
    خواهرم کلاه و دستکش هایش را می پوشد.


    My Mom puts on her scarf.
    مادرم روسریش را سر می کند.


    نکته آموزشی:
    همانطور که متوجه شدید، scarf هم به معنی روسری و هم به معنی شالگردن می باشد.


    My Mom zippers her jacket.
    مادرم زیپ ژاکتش را (بالا) می کشد.


    My sister and I go outside.
    من و خواهرم می رویم بیرون.


    We begin to make a snowman.
    ما شروع به ساخت یک آدم برفی می کنیم.


    نکته آموزشی:
    برای درک بهتر چگونگی تغییر معنای زمان های زبان انگلیسی در ترجمه آن ها به فارسی به مطلب "تطبیق زمان ها" مراجعه نمایید.


    My Mom starts to shovel the snow.
    مادرم شروع می کند به پارو کردن برف.

    نکته آموزشی:
    همانطور که تا به حال ممکن است خودتان هم متوجه شده باشید، Snow غیر قابل شمارش (uncontable) است.


    My sister and I make snow angels.
    من و خواهرم فرشته برفی می سازیم.


    نکته فرهنگی:
    مطابق تصاویر روی برف تصویری شبیه به تصویر فرشته درست کردن.



    [​IMG] [​IMG] [​IMG]

    My sister and I throw snowballs.
    من و خواهرم گلوله برفی پرت می کنیم.


    It starts to snow again.
    باز داره برف می باره.


    We go inside for hot chocolate.​


    برای خوردن شکلات گرم می رویم داخل (خانه).​







    [​IMG]

     
  2. پیشکسوت انجمن کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏11/11/10
    ارسال ها:
    11,734
    تشکر شده:
    3,539
    امتیاز دستاورد:
    113
    درس دو - اولین روز مدرسه جسیکا



    Jessica's First Day of School
    [​IMG]



    دانلود فایل صوتی- ۱۰۰ کیلوبایت





    Today is Jessica's first day of kindergarten.

    امروز اولین روز کودکستان رفتن جسیکا است.

    Jessica and her parents walk to school.
    جسیکا و خانواده اش تا مدرسه قدم می زنند.

    Jessica's Mom walks with her to her classroom.
    مادر جسیکا با او تا کلاسش می رود.
    یا
    مادر جسیکا او را تا کلاسش همراهی می کند.

    Jessica meets her teacher.
    جسیکا معلمش را می بیند.

    His name is Mr. Parker.
    اسم او (معلم جسیکا) آقای پارکر است.
    The school bell rings at 8.45 A.M..
    زنگ مدرسه ساعت ۸/۴۵ صبح زده می شود.


    a.m. مخفف لغت لاتین ante meridiem است که از ساعت ۱۲ شب تا ۱۲ ظهر را a.m. می گویند. به معنای قبل از ظهر (before noon).

    و همانطور که می دانید، p.m را نیز برای ساعت ۱۲ ظهر تا ۱۲ شب به کار می برند. و p.m مخفف اصطلاح لاتین post meridiem به معنای بعد از ظهر (after noon) است.


    Jessica hugs and kisses her Mom goodbye.
    جسیکا برای خداحافظی مادرش را بغل می کند و می بوسد.

    Jessica's Mom says "I love you."
    مادر جسیکت می گوید "خیلی دوست دارم.

    At 9.00 A.M., Jessica stands for the National anthem.
    در ساعت ۹ صبح، جسیکا برای (به احترام) خواندن سرود بلند می شود.


    نکته فرهنگی:
    در آمریکا معمولا هر مدرسه یک سرود اختصاصی دارد.

    Mr. Parker calls out children's names.
    آقای پارکر اسامی بچه ها را با صدای بلند می خواند.

    Each child yells back "Here."
    هر بچه ای در جواب داد می زند "حاضر"


    نکته آموزشی:
    فکر می کنید دیگر تا پایان عمر خود کلمه here به معنی "حاضر" را فراموش می نمایید؟
    خیر، چون آن را در یک متن کاربردی یاد گرفتید. زبان آموز گرامی، لطفا، اگر برای یک لغت در دیکشنری بیش از یک معنی وجود دارد، شما بدون توجه به معانی دیگر فقط معنی مورد نظر که مربوط به متن مورد مطالعه شما می باشد را یاد بگیرید. معانی دیگر را به مرور زمان و با خواندن متون مختلف خیلی راحت و بدون دردسر خواهید آموخت.

    Mr. Parker teaches them about letters.
    آقای پارکر در مورد حروف به آن ها (بچه ها) درس می دهد.


    Mr. Parker teaches them about numbers.

    آقای پارکر در مورد اعداد به آن ها درس (آموزش) می دهد.



    [​IMG]



    At 10:15 A.M. the students have recess.

    در ساعت ۱۰:۱۵ صبح دانش آموزان زنگ تفریح دارند.

    Recess is fun.
    زنگ تفریح (خوب) (کیف میده) (خوش می گذره) (حال میده)

    The students get to play and eat.
    دانش آموزان می توانند بخورند و بازی کنند .

    At 10:30 A.M. the students go to gym class.
    در ساعت ۱۰:۳۰ صبح دانش آموزان به کلاس ورزش می روند.

    At 11:15 A.M. the students return to Mr. Parker's classroom.
    در ساعت ۱۱:۱۵ صبح دانش آموزان به کلاس آقای پارکر بر می گردند.



    نکته:
    قابل توجه کسانی که با کاربرد موارد into,in, on, at, مشکل دارند. تا همین مرحله با یکی از موارد کاربردat آشنا شدید و با دیگر موارد نیز به زودی به راحتی آشنا می شوید.

    Mr. Parker tells the students to sit on the carpet.
    آقای پارکر به دانش آموزان می گوید تا روی موکت (فرش) (هرنوع کف پوش بافته شده) بنشینند.

    Mr. Parker reads the students a story.
    آقای پارکر برای دانش آموزان یک داستان می خواند.


    Mr. Parker teaches the students a song.
    آقای پارکر یک شعر(ترانه) به دانش آموزان یاد می دهد.

    The lunch bell rings.
    زنگ ناهار زده می شود.
    زنگ ناهار می خورد.

    Jessica's first day of school is over.
    اولین روز مدرسه جسیکا تمام می شود.

    [​IMG] [​IMG] [​IMG]
     
  3. پیشکسوت انجمن کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏11/11/10
    ارسال ها:
    11,734
    تشکر شده:
    3,539
    امتیاز دستاورد:
    113
    اسم من آن است.

    I love flowers.
    من عاشق گل ها هستم.

    I have a flower garden.
    من یک باغچه گل دارم.

    My garden is in front of my house.
    باغچه من روبروی خانه من است.

    My neighbour has a garden too.
    همسایه من هم یک باغچه دارد.

    My garden has different types of flowers.
    باغچه من انواع مختلف گل ها را دارد.

    I have roses in my garden.
    من در باغچه ام گل های رز دارم.
    I have tulips in my garden.

    من در باغچه ام گل های لاله دارم.
    I have petunias in my garden.

    من در باغچه ام گل های اطلسی دارم.
    My garden has different colors.
    باغچه من انواع رنگ ها را دارد.

    I plant red flowers.
    من گل های قرمز می کارم.

    I plant orange flowers.
    من گل های نارنجی می کارم.

    I plant blue flowers.
    من گل های آبی می کارم.
    [​IMG]
    I plant purple flowers.
    من گل های ارغوانی می کارم.
    [​IMG]
    I take care of my garden.
    من از باغچه ام مراقبت می کنم.
    I water my garden every day.
    من هر روز باغچه ام را آب می دهم.

    نکته آموزشی:
    خیلی از اسم ها می توانند به عنوان فعل نیز به کار روند. مثل water در جمله بالا.

    I kill the weeds in my garden.
    من علف های هرز باغچه ام را وجین می کنم. (از بین می برم)

    I kill insects that eat my flowers.
    من حشراتی که گل های من را می خورند را از بین می برم.

    I love my beautiful garden.

     
  4. پیشکسوت انجمن کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏11/11/10
    ارسال ها:
    11,734
    تشکر شده:
    3,539
    امتیاز دستاورد:
    113

    The Bright family went camping on the weekend.
    خانواده برایت در آخر هفته به اردو رفتند.

    The Bright family went to Silent Lake.
    خانواده برایت به جزیره سایلنت رفتند.

    The Bright family left on Friday.
    خانواده برایت روز جمعه رفتند.

    They camped for three days.
    آن ها برای ۳ روز اردو زدند.

    The Bright family brought a big tent.
    خانواده برایت یک چادر بزرگ آوردند.

    They brought a lot of food.
    آن ها مقدار زیادی غذا آوردند.

    They brought insect repellant.
    [​IMG]
    آنها دافع حشرات آوردند.

    The Bright family had a campfire on Friday.
    جمعه خانواده برایت در اردو دور آتش جمع شدند.

    They roasted marshmallows.
    آن ها مارشمالو کباب می کنند.
    [​IMG]
    نکته فرهنگی:
    مارشمالو یک نوع شیرینی است که از شکر، ژلاتین، عصاره ذرت و خمیر شیرین درست می شود و معمولا در اردو ها روی آتش کباب می کنند.



    They sang campfire songs.
    آن ها سرود هایی دور آتش می خوانند.

    On Saturday they went canoeing.
    [​IMG]
    شنبه آن ها رفتند قایق (کانو) سواری.



    On Saturday they went fishing.
    شنبه آن ها رفتند ماهی گیری.

    On Saturday they went swimming.
    شنبه آن ها رفتند شنا.

    They went hiking on Sunday.
    یک شنبه آن ها رفتند راهپیمایی (پیاده روی)

    The Bright family saw many birds.

    They saw blue jays.

    They saw hummingbirds.
    [​IMG] [​IMG]
    آن ها مرغ های مگس خوار دیدند.



    The Bright family saw many animals.
    خانواده برایت تعداد زیادی حیوان دیدند.
    They saw a raccoon.
    آن ها یک راکون دیدند.

    They saw a squirrel.
    [​IMG]
    آن ها یک سنجاب دیدند.

    But they didn't see a bear.
    اما آن ها خرسی ندیدند.

    نکته آموزشی:
    حرف a در جمله بالا به معنای یک نیست بلکه نقش "ی" نکره را دارد.

    The Bright family had a fun vacation.
    خانواده برایت تعطیلات خوشایندی (خوبی) داشتند.

    [​IMG] [​IMG] [​IMG]
     
  5. پیشکسوت انجمن کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏11/11/10
    ارسال ها:
    11,734
    تشکر شده:
    3,539
    امتیاز دستاورد:
    113
    My House



    [​IMG]






    با فشار دادن این متن فایل صوتی درس پنج سطح 1 زبان انگليسي و مكالمه را با شنیدن یاد بگیريد - خانه من را دانلود نمایید

    http://salamzaban.powweb.com/Levl/sa...an.com1005.mp3




    I live in a house.
    من در یک خانه زندگی می کنم.

    My house is small.
    خانه من کوچک است.

    My house has two bedrooms.
    خانه من دو اتاق خواب دارد.

    My Mom and Dad sleep in one bedroom.
    پدر و مادرم در یک اتاق خواب می خوابند.

    My sister and I share the other bedroom.
    من و خواهرم اتاق دیگر را مشترکا استفاده می کنیم.

    نکته آموزشی:
    ضمیر I همیشه و همه جا و در هر جای جمله به صورت بزرگ (Capital) نوشته می شود. پس هیچ وقت ننویسیم i .

    My house has a kitchen.
    خانه من یک آشپزخانه دارد.

    My Mom and Dad cook dinner there every night.
    پدر و مادرم آن جا هر شب غذا درست می کنند.

    My house has a living room.
    خانه من یک اتاق نشیمن (حال) دارد.

    My family watches television there every night.
    خانواده من هر شب آن جا تلویزیون نگاه می کند.

    My house has a big bathroom.
    خانه من یک حمام بزرگ دارد.

    My house has a lot of closets.
    خانه من تعداد زیادی کمد دیواری دارد.

    My house has a basement.
    خانه من یک زیر زمین دارد.

    My Dad has a workshop in the basement.
    پدرم در زیر زمین یک کارگاه دارد.

    My Dad makes wood furniture.
    پدرم مبلمان چوبی می سازد.

    My house does not have a second floor.
    خانه من طبقه دومی ندارد. (۲ طبقه نیست.)

    My house has a garage.
    خانه من یک گاراژ دارد.

    My house has a big backyard.
    خانه من حیاط خلوت (حیاط پشتی) بزرگی دارد.

    My backyard has a maple tree.
    حیات خلوت یک درخت افرا دارد.
    My backyard has a swimming pool.
    حیات خلوت یک استخر دارد.

    My backyard has a vegetable garden.
    حیات خلوت یک باغچه سبزیجات دارد.

    My family likes our house.
    خانواده من خانه مان را دوست دارد.
     
  6. پیشکسوت انجمن کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏11/11/10
    ارسال ها:
    11,734
    تشکر شده:
    3,539
    امتیاز دستاورد:
    113

    My First Pet

    [​IMG]






    My name is Sarah.
    اسم من سارا است.


    I am 14 years old.
    من چهارده ساله هستم.
    یا
    من چهارده سالم است.
    I have a pet cat.
    من یک گربه خانگی دارم.
    My cat's name is Milo.
    اسم گربه من میلو است.
    My cat is black and white.
    (رنگ) گربه من سیاه و سفید است.
    Milo's paws are white.

    پنجول های میلو سفید هستند.
    Milo's body is black.
    بدن میلو مشکی است.
    She is very cute.
    او خیلی بامزه است.

    Milo's fur is very soft.
    موی میلو خیلی نرم است.

    Milo was a very small kitten.
    میلو یک بچه گربه خیلی کوچک بود.

    Milo is a very big cat.
    میلو یک گربه خیلی بزرگ است.

    Milo cannot have kittens.
    میلو نمی تواند بچه گربه داشته باشد.

    She is fixed.
    او عقیم شده (با عمل جراحی).

    Milo likes to eat.
    میلو خوردن را دوست دارد.

    Milo likes to play outside.
    میلو دوست دارد که بیرون (از ساختمان) بازی کند.

    Milo likes to hunt for birds.
    میلو دوست دارد که دنبال پرنده ها بگردد (تعقیب کنه) .

    Milo likes to hunt for mice.
    میلو دوست دارد که دنبال موش بکند.

    She likes her ears scratched.
    او دوست دارد که گوش هایش را برایش بخارند.

    Milo likes to sit in my lap.
    میلو دوست دارد که روی زانوی من بنشیند.

    نکته آموزشی:

    اگر بگوییم On my lap نیز درست است.

    Milo likes to sleep on my bed.
    میلو دوست دارد که روی تخت من بخوابد.

    Milo is a good pet.
    میلو حیوان خانگی خوبی است.
     
  7. پیشکسوت انجمن کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏11/11/10
    ارسال ها:
    11,734
    تشکر شده:
    3,539
    امتیاز دستاورد:
    113
    Jennifer the Firefighter


    [​IMG]






    Jennifer Smith is a firefighter.
    جنیفر اسمیث یک آتش نشان است.


    She is one of the first female firefighters.
    او یکی از اولین آتش نشانان خانم است.


    Jennifer works hard every day.
    جنیفر هر روز سخت کار می کند.


    Jennifer exercises every day.
    جنیفر هر روز ورزش می کند.


    She lifts weights.
    او وزنه می زند.


    She wants her muscles to be very strong.
    او می خواهد عضلاتش خیلی قوی شوند.


    She saves people's lives every day.
    او هر روز جان مردم را نجات می دهد.


    She is very strong.
    او خیلی قوی است.


    Jennifer is married.
    جنیفر متاهل است.


    Her husband is a school teacher.
    همسرش یک معلم مدرسه است.


    Jennifer's husband is proud of her.
    همسر جنیفر به او افتخار می کند.


    Jennifer is a mother.
    جنیفر یک مادر است.


    She has two daughters.
    جنیفر دو دختر دارد.


    Jennifer's daughters are proud of her too.

    دختران جنیفر هم به او افتخار می کنند.​


    Jennifer is happy being a firefighter.
    جنیفر از آتش نشان بودنش خوشحال است.
    یا
    جنیفر از اینکه آتش نشان است خوشحال است.


    Jennifer is happy being a wife.
    جنیفر به خاطر همسر بودنش شاد است.


    Jennifer is happy being a mother.
    جنیفر به خاطر مادر بودنش شاد است.

     
  8. پیشکسوت انجمن کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏11/11/10
    ارسال ها:
    11,734
    تشکر شده:
    3,539
    امتیاز دستاورد:
    113
    Mark's Big Game
    [​IMG]

    Mark's favourite sport is hockey. ​
    He is 15 years old. ​
    Mark practises three times a week. ​
    Practices are two hours long. ​


    نکته آموزشی:
    همانطور که دقت نمودید برای ورزش کردن از exercise وبرای تمرین ورزشی از فعلpractice استفاده می شود.



    Mark plays one game a week. ​
    Mark is a good hockey player. ​
    He plays on Friday nights. ​
    Friday night hockey games are popular. ​
    Mark's family watches him play. ​
    Mark's friends watch him play too. ​
    There are always many fans. ​
    Tonight is the big game. ​
    Coaches are coming to watch Mark play. ​
    Mark wants to play in the National Hockey League. ​
    مارک می خواهد تا در لیگ ملی چوگان بازی کند.


    Mark wants to make a lot of money. ​



    It is very hard to play in the NHL. ​
    Mark's parents want him to go to college. ​
    They want him to have an education. ​
    They want Mark to be successful. ​
    They want Mark to be happy

    منبع : www.salamzaban.com
    [​IMG][​IMG]
     
  9. پیشکسوت انجمن کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏11/11/10
    ارسال ها:
    11,734
    تشکر شده:
    3,539
    امتیاز دستاورد:
    113
    The Easter Egg Hunt

    [​IMG]

    نکته فرهنگی:
    زبان آموز گرامی سایت آموزش زبان انگلیسی سلام زبان، کلمه Easter به معنای عید پاک و روز بزرگداشت رستاخیز حضرت عیسی مسیح (سلام الله علیه) است و مسیحیان سراسر جهان هر ساله آن را بزرگ می شمارند و جشن می گیرند و مراسم هایی از روز جمعه تا یکشنبه عید پاک برگزار می کنند.


    اما Easter Egg Hunt مراسم جستجوی تخم مرغ های رنگی و شکلاتی است. در واقع Easter eggs تخم مرغ های تزئین شده، تخم مرغ های شکلاتی یا تخم مرغ های پلاستیکی که با شیرینی، شکلات، نقل، آبنبات،آجیل ، تنقلات مختلف، شکلات های ژله ای و راحت والحولقوم پر شده اند هستند و در روز عید پاک استفاده می شوند. این تخم مرغ ها معمولا مخفی می شوند و به بچه ها گفته می شود که Easter Bunny آن ها را برای بچه های خوب مخفی کرده تا در صبح روزعید پاک پیدا کنند.​
    [​IMG] [​IMG] [​IMG]
    [​IMG] [​IMG]

    Easter Bunny هم خرگوش تخیلی است که به اصطلاح برای بچه ها در روز عید پاک شکلات می آورد.




    [​IMG]




    Samantha is going to an Easter egg hunt.
    سامانتا می خواهد به جستجوی تخم مرغ عید پاک برود.​
    Tracey is going to an Easter egg hunt.​
    ترسی می خواهد به جستجوی تخم مرغ عید پاک برود.

    The Easter egg hunt is at Sydney's house.​
    جستجوی تخم مرغ عید پاک در خانه سایدنی انجام می شود.

    It is going to be fun.​

    خیلی خوش میگذره.
    یا
    خیلی خوش خواهد گذشت.

    Sydney's mom hid chocolate eggs. ​
    مادر سایدنی تخم مرغ های شکلاتی را مخفی کرده.

    Sydney's mom hid chocolate bunnies.​
    مادر سایدنی خرگوش های شکلاتی را مخفی کرده.

    Everybody is here. ​
    همه اینجان
    یا
    همه اومدن

    Everybody has an Easter basket. ​
    هر کسی یک سبد عید پاک دارد.

    The Easter egg hunt can start. ​
    جستجوی تخم مرغ عید پاک می تواند شروع شود.

    Everybody must close their eyes. ​
    همه باید چشمانشان را ببندند.

    One, two, three, go! ​
    یک، دو، سه، شروع !

    Samantha finds an Easter egg. ​
    سامانتا یک تخم مرغ عید پاک پیدا می کند.

    The Easter egg is behind a table. ​
    تخم مرغ عید پاک پشت یک میز است.

    She puts it in her basket. ​
    او آن را در سبدش می گذارد.

    Tracey finds a chocolate Easter bunny. ​
    ترسی یک خرگوش شکلاتی عید پاک پیدا می کند.​
    It's under the couch. ​
    آن زیر کاناپه است.

    Tracey puts it in her basket. ​
    ترسی آن را در سبدش می گذارد.

    Sydney finds a chocolate Easter bunny too. ​
    سایدنی هم یک خرگوش شکلاتی پیدا میکنه.

    It's in front of the television. ​
    آن روبروی تلویزیون است.

    She puts in her basket. ​
    او آن را در سبدش می گذارد.

    Everybody finds lots of chocolate. ​
    همه یک عالمه شکلات پیدا می کنند.

    Everybody shares their chocolate. ​
    همه شکلات هایشان را با هم شریک می شوند.

    Samantha, Tracey, and Sydney love Easter.
    سامانتا، ترسی، و سایدنی عاشق عید پاک هستند.



    درس دهـــــــــــــــــــــــ ــــم



    [​IMG]


    Joe is 18 years old.
    جویی ۱۸ سالش است.​

    Joe works at McDonald's. ​
    جویی در رستوران مک دونالد کار می کند.


    Joe saves all his money. ​
    جویی همه پولش را پس انداز می کند.


    Joe has $2500.00 in the bank. ​
    جویی دو هزار و پانصد دلار در بانک دارد.

    نکته آموزشی:​
    بهتر است واحد های پول، وزن و ... نیز ترجمه شوند مثلا دلار به تومان برگردانده شود.​

    He wants to buy a sports car. ​
    او می خواهد که یک ماشین اسپورت بخرد.


    Joe starts to look for a new car. ​
    جویی شروع می کند به جستجو برای یک ماشین جدید.


    Joe looks in the newspaper. ​
    جویی روزنامه را نگاه می کند.


    Joe looks in magazines. ​
    جویی مجلات (اتومبیل) را می بیند.


    Joe finds a car he likes.
    جویی ماشینی که دوست دارد را پیدا می کند.


    Joe goes to see the car with his dad.
    جویی با پدرش می رود تا ماشین را ببیند.


    He really likes it. ​
    او واقعا دوستش دارد.


    Joe doesn't have enough money. ​
    جویی پول کافی ندارد.


    Joe's dad tells him to keep saving his money. ​
    پدر جویی به او می گوید که به پس انداز پول هایش ادامه دهد.

    نکته آموزشی:
    Money غیر قابل جمع است.


    Joe wants this car a lot. ​
    جویی این ماشین را خیلی دوست دارد.


    Joe asks his dad to help him. ​
    جویی از پدرش می خواهد که کمکش کند.


    Joe and his dad make a deal. ​
    جویی و پدرش یک معامله می کنند.


    Joe's dad will lend him the money. ​
    پدر جویی به او پول را قرض می دهد.


    Joe must work hard. ​
    جویی باید سخت کار کند.


    He must pay the money back to his dad. ​
    او باید پول را به پدرش برگرداند.


    Joe is very happy. ​
    جویی خیلی خوشحال است.


    Joe owns his first car. ​
    جویی صاحب اولین ماشینش می شود.


    منبع : www.salamzaban.com

    درس یازدهــــــــــــــــــــ ـــم


    Summer Vacation

    [​IMG]

    ">http://salamzaban.powweb.com/Levl/salamzaban.com1011.mp3{/mp3remote}​

    Today is the last day of school.

    It is summer vacation.

    Grace is very excited.

    This summer will be fun.

    Grace is going to visit her Grandparents.


    They have a cottage.

    The cottage is on Lake Erie.

    It is a lot of fun.

    Grace is going to swim.

    She is going to play board games.

    She is going to talk with her grandparents.

    Grace is going to have fun.

    Grace is going to a summer camp.

    She will sleep in a cabin.

    She will make lots of new friends.
    Grace will learn campfire songs.

    Camp will be fun.

    Grace is going to Cape Cod with her parents.

    We are going for two weeks.

    We are going to drive.

    Grace will see the ocean.

    Cape Cod will be beautiful.
    Summer vacation is fun.




     
  10. پیشکسوت انجمن کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏11/11/10
    ارسال ها:
    11,734
    تشکر شده:
    3,539
    امتیاز دستاورد:
    113
    در س دوازدهـــم !



    Cleaning Up Leaves

    [​IMG]

    The leaves are changing colours.
    I see red maple leaves.
    I see orange maple leaves.
    I see yellow maple leaves.
    The leaves are beautiful.
    [​IMG]
    It is starting to get cold.
    The wind is strong.
    http://salamzaban.com
    Winter is coming.
    The leaves fall off the trees.
    On Saturday we will clean them up.
    The whole family helps.
    My Dad gets the rake.
    My Mom gets the garbage bags.
    My brother and I help too.
    We gather leaves with our hands.
    We make a big pile.
    My brother and I jump in the leaves.
    We make a big mess.
    Our parents don't mind.
    Our parents fill our coats with leaves.
    We look really big.
    Everyone laughs.
    Play time is over.
    Back to work.