1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

تاپیک جامع اصطلاحات و ضرب المثل های انگلیسی

شروع موضوع توسط MiTra ‏15/12/10 در انجمن زبان خارجی

  1. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏15/5/12
    ارسال ها:
    3,637
    تشکر شده:
    1,817
    امتیاز دستاورد:
    0
    پاسخ : مجموعه کاملی از اصطلاحات در زبان انگلیسی

    He has ants in his pants
    آروم و قرار نداره



    drive someone up a wall
    کلافه کردن ، عاجز کردن ، ذله کردن

    put one's foot in it
    نسنجیده حرف زدن ( وجه تسمیه ی این عبارت این هست که انگلیسی ها نسنجیده حرف زدن رو برابر با گذاشتن پا بر روی مدفوع می دونن )

    cool one's heels
    زیاد منتظر شدن ، زیاد معطل کردن

    wet blanket
    آیه ی یاس ، حال گیر

    fork over
    اخ کردن ، سُلفیدن ، رد کردن

    sitting pretty
    در بهترین شرایط قرار داشتن

    can't hold a candle to someone
    به گرد کسی نرسیدن ، انگشت کوچکه ی کسی هم نشدن ، حریف کسی نبودن

     
  2. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏15/5/12
    ارسال ها:
    3,637
    تشکر شده:
    1,817
    امتیاز دستاورد:
    0
    پاسخ : مجموعه کاملی از اصطلاحات در زبان انگلیسی


    give someone the slip
    جیم شدن ، فرار کردن

    one's number is up
    اجل کسی رسیدن ، عمر کسی به سر رسیدن ، کار کسی تمام بودن

    get something out of one's system
    خود را از فکر چیزی خلاص کردن ، موضوعی را به کلی فراموش کردن

    keep one's ear to the ground
    گوش به زنگ بودن

    make a scene
    الم شنگه راه انداختن ، جار و جنجال به پا کردن ، قشقرق راه انداختن

    twist one's arm
    مجبور کردن ، تحت فشار قرار دادن ، وادار کردن

    all thumbs
    دست و پا چلفتی ، ناشی

    hit the spot
    چسبیدن ، جون دادن

    get someone's goat
    روی سگ کسی را بالا آوردن ، کفر کسی را بالا آوردن

    drag one's feet
    لفت دادن ، فس فس کردن ، این پا و آن پا کردن

    pay through the nose
    مبلغ هنگفتی بابت چیز کم ارزشی پرداختن

    go great guns
    حسابی رو به راه بودن ، قبراق بودن

     
  3. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏15/5/12
    ارسال ها:
    3,637
    تشکر شده:
    1,817
    امتیاز دستاورد:
    0
    پاسخ : مجموعه کاملی از اصطلاحات در زبان انگلیسی



    lead a dog's life
    با فلاکت زندگی کردن ، زندگی رقت بار داشتن ( زندگی سگی داشتن )

    put one's money where one's mouth is
    به قول خود وفا کردن

    bite the dust
    نقش بر زمین شدن ، به هلاکت رسیدن ، شکست خوردن

    hang on
    ثابت قدم ماندن

    have a sweet tooth
    به چیزهای شیرین علاقه داشتن

    make ends meet
    دخل و خرج را جور کردن

    shoot from the hip
    نسنجیده حرف زدن ، نسنجیده عمل کردن

    shake a leg
    عجله کردن ، جنبیدن

    go into a nosedive
    سریع افت کردن ، مثل برق پایین آمدن ، شدیدا تنزل کردن
     
  4. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏15/5/12
    ارسال ها:
    3,637
    تشکر شده:
    1,817
    امتیاز دستاورد:
    0
    پاسخ : مجموعه کاملی از اصطلاحات در زبان انگلیسی


    jump the gun
    زودتر از وقت شروع کردن ، قبل از موعد کاری را انجام دادن ، عجله کردن

    take the bull by the horns
    شخصا با مشکلات رو به رو شدن ، مستقیما وارد عمل شدن

    right off the bat
    فورا ، بلافاصله ، بدون معطلی

    work one's fingers to the bone
    جان کندن ، پدر خود را در آوردن ، سخت کار کردن

    rain cats and dogs
    شُرشُر باران آمدن ، مثل دم اسب باران آمدن

    give someone a buzz
    به کسی زنگ زدن ، به کسی تلفن زدن

    feel like a million dollars
    کوک کوک ، شنگول

    cat got your tongue ?
    لال مونی گرفتی ؟ زبونت بند اومده ؟ ( توی ادبیات فارسی عامیانه هم داریم : گربه زبونتو خورده ؟ )

    burn the midnight oil
    دود چراغ خوردن ، تا پاسی از شب درس خواندن

    give me five !
    بزن قدش !

     
  5. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏15/5/12
    ارسال ها:
    3,637
    تشکر شده:
    1,817
    امتیاز دستاورد:
    0
    پاسخ : مجموعه کاملی از اصطلاحات در زبان انگلیسی



    no have a leg to stand on

    دلیل یا مدرک کافی برای ادعای خود نداشتن


    money talks !

    پول رو روی سنگ بگذاری سنگ آب میشه ! ، پول حلال مشکلاته ! ، پول حرف اول رو می زنه !


    miss the boat

    دیر جنبیدن ، فرصت را از دست دادن


    shape up or ship out

    درست رفتار کن یا بزن به چاک ( نه ، می بینم که انگلیسی ها هم یه چیزی تو مایه های سجع توی دستور زبانشون دارن )


    go to bat for someone

    از کسی طرفداری کردن ، از کسی جانب داری کردن


    keep your shirt on !

    جوش نزن ! ، عجله نکن ! ، یه دقیقه صبر کن !


    go fly a kite

    برو پی کارت ! بزن به چاک

     
  6. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏15/5/12
    ارسال ها:
    3,637
    تشکر شده:
    1,817
    امتیاز دستاورد:
    0
    پاسخ : مجموعه کاملی از اصطلاحات در زبان انگلیسی


    keep someone posted

    در جریان گذاشتن


    leave someone high and dry

    کسی را قال گذاشتن


    turn someone off

    حال کسی را گرفتن ، دلسرد کردن


    cross my heart !

    به جون خودم ! ، قسم می خورم !


    keep one's eye on the ball

    حواس خود را جمع کردن


    sell someone short

    ارزش قائل نشدن ، به شخصی بها ندادن


    too big for one's britches

    پا را از گلیم خود درازتر کردن ، از حد خود تجاوز کردن

     
  7. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏15/5/12
    ارسال ها:
    3,637
    تشکر شده:
    1,817
    امتیاز دستاورد:
    0
    پاسخ : مجموعه کاملی از اصطلاحات در زبان انگلیسی



    yours truly

    چاکر ، مخلص ، بنده


    make waves

    دردسر درست کردن ، مشکل به وجود آوردن ، شر به پا کردن


    jump out of one's skin

    از ترس زَهره ترک شدن ، از ترس قالب تهی کردن


    shoot off one's mouth

    دهن لقی کردن ، قپی اومدن ، لاف زدن


    get the hang of something

    قلق چیزی را به دست آوردن ، لِم کاری را یاد گرفتن


    step on someone's toes

    باعث رنجش کسی شدن ، احساس کسی را جریحه دار کردن


    off the hook

    کسی را از توی هچل در آوردن ، به داد کسی رسیدن ، از هچل در آمدن


    let the cat out of the bag

    رازی از زبان کسی پریدن ، پته ی کسی را روی آب انداختن


    kick the bucket

    غزل خداحافظی را خواندن ، مُردن

     
  8. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏15/5/12
    ارسال ها:
    3,637
    تشکر شده:
    1,817
    امتیاز دستاورد:
    0
    پاسخ : مجموعه کاملی از اصطلاحات در زبان انگلیسی


    let sleeping dogs lie

    پا روی دم سگ نگذاشتن ، دنبال دردسر نگشتن


    the ball is in someone's court

    گوی و میدان دست کسی بودن ، نوبت کسی بودن


    spread oneself too thin

    با یک دست چند هندوانه برداشتن ، خود را گرفتار کارهای مختلف کردن


    hen - packed husband

    مرد زن ذلیل ، شوهر تو سری خور


    dressed to kill

    بهترین لباس خود را پوشیدن


    split hairs

    مته به خشخاش گذاشتن ، مو را از ماست کشیدن


    have the world by the tail

    دنیا به کام کسی بودن


    grease one's palm

    سبیل کسی را چرب کردن


    blow one's top

    از کوره در رفتن ، به شدت عصبانی شدن
     
  9. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏15/5/12
    ارسال ها:
    3,637
    تشکر شده:
    1,817
    امتیاز دستاورد:
    0
    پاسخ : مجموعه کاملی از اصطلاحات در زبان انگلیسی


    sitting duck

    لقمه ی راحت ، بی دفاع ، آسیب پذیر


    all ears

    سراپا گوش بودن


    go to town

    سنگ تمام گذاشتن ، گل کاشتن


    let one's hair down

    خودمانی شدن ، از حالت رسمی درآمدن ، راحت بودن


    shoot the breeze

    اختلاط کردن ، گپ زدن


    go to the dogs

    به گند کشیده شدن ، به مخروبه تبدیل شدن


    know by ropes
    سر رشته داشتن ، فوت و فن کاری را دانستن ، کار کشته بودن

    get a kick out of something
    از چیزی کیف کردن ، از چیزی حظ کردن

    hang in there
    استقامت به خرج دادن ، طاقت آوردن ، با اوضاع ساختن

    make a mountain out of a molehill
    از کاه ، کوه ساختن ، چیزی را گنده کردن

    by the book
    طبق مقررات یا قانون

     
  10. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏15/5/12
    ارسال ها:
    3,637
    تشکر شده:
    1,817
    امتیاز دستاورد:
    0
    پاسخ : مجموعه کاملی از اصطلاحات در زبان انگلیسی


    be up to one's ears in something
    تا خرخره در چیزی غرق بودن

    get out of my face
    از جلوی چشمم دور شو ! گورت را گم کن !

    off the record
    غیر رسمی ، محرمانه

    test the waters
    سبک سنگین کردن ، اوضاع را سنجیدن ، اوضاع را محک زدن

    beats me
    اصلا نمی دونم ، سر در نمی آرم ، نمی دونم

    poke ones's nose into something
    در کاری فضولی کردن ، در کاری دخالت بی جا کردن

    people who live in glass houses shouldn't throw
    معادل ضرب المثل فارسی ( رطب خورده منع رطب کی کند ؟ )

    the fat is in the fire
    دیگه کار از کار گذشته ، دیگه کاریش نمی شه کرد ، یا به قولی ( آب ریخته را نمی شود جمع کرد )

    fishy
    مشکوک

    the coast is clear !
    اوضاع رو به راهه ، خبری نیست !

    cock - and - bull story
    چاخان پاخان ، خالی بندی

    straight from the horse's mouth
    از منبع موثق ، از دهان خود شخص شنیدن ، دست اول

    stick to one's guns
    پای حرف خود ایستادن ، از حق خود دفاع کردن

    stick one's neck out
    خود را سپر بلا کردن ، خود را به خطر انداختن ، ریسک کردن