1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

آزادی و دمکراسی

شروع موضوع توسط para3to ‏8/8/11 در انجمن سایر رشته ها

  1. کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏17/5/11
    ارسال ها:
    39,257
    تشکر شده:
    47,235
    امتیاز دستاورد:
    170
    آزادی و دمکراسی​



    آزادی:بسیاری از دانشمندان علم سیاست در مورد معنای آزادی اظهار نظر کرده اند.
    اما به نظر من آزادی عاملی برای رشد و تکامل انسان به عنوان اشرف مخلوقات است که
    منجر به سعادت عقلانی و زندگی عقلایی بر مبنای انسانیت ،می شود.
    بنابراین آزادی می بایست به رشد فضایل انسانی و عقلانیت انسان منجر شود و آنچه اکنون
    در بسیاری از جوامع ،به ویژه در غرب به عنوان آزادی مطرح می شود و یا جزءای از آن
    برشمرده می شود،از جمله از نوع فردی آن را که منجر به کاهش فضایل انسانی در این
    جوامع شده را آزادی نامید.

    البته همه آن کسانی که از آزادی در غرب برخوردارند اینگونه نیستند و آزادی هایی که به
    رشد فضایل انسانی و کمک انسانیت یاری رسانده است و افرادبهره مند از آن اکنون باعث
    حل بسیاری از مشکلات بشری شده اند.
    دمکراسی:در مورد واژه دمکراسی نیز مطالب و اظهار نظرات بسیار است.
    به نظر من دمکراسی به معنای انتخاب حاکمان و کلیه مسئولین کشوری با رأی و نظر واقعی مردم هر کشور باشد و بر اعمال آنها به طور کامل نظارت شوند تا از مسیر صحیح و مورد نظر ملت خارج نشوند.
    آنچه در مورد رابطه آزادی و دمکراسی از نظر من به نظر می رسد عدم سازگاری کامل این
    دو با هم است.
    در جوامعی که آزادی و لیبرالیسم در ان مبنای تشکیل نظام سیاسی است نمی توان دمکراسی به طور مساوی در رأی و اثر آن دید.چرا که در این کشورها مینای شرکت در فرآیند انتخاباتی میزان داراییهای فردی است و کسی که از وضع مالی خوبی برخوردار نیست
    توانایی شرکت در جریان سیاسی را ندارد و صرفاَ گروه بسیاری از مردم در این کشورها می
    توانند افراد را انتخاب کنند و دراین حد اثر گذار باشند لیکن قدرت واقعی در دست سرمایه
    داران است که توان مالی بالای آنها به آنها امکان اعمال نفوذ بالا را می دهد.در انگلستان تا
    زمان جنگ جهانی دوم ملاک شرکت در فرایند انتخاباتی و سیاسی حد و میزان دارایی های
    فرد بود و هم اکنون در امریکا تنها کسانی حق دارند در فرایند سیاسی و انتخاباتی شرکت
    کنند که حداقل 100 دلار دارایی داشته باشند.بنابراین کسی که کمتر از این مقدار داشته باشد
    نمی تواند حضوری در امور سیاسی و انتخابات داشته باشد بنابراین از میزان دمکراسی در
    این جوامع کاسته می شود. در این نوع جوامع که نظام سیاسی آن براساس نظریات
    لیبرالیستی جان لاک و ادام اسمیت می باشد دمکراسی بیشتر در شکل محلی و منطقه ای
    می باشد چرا که اکثر مردم در مناطق مختلف با توانایی هاس متوسط مالی می توانند راحت
    تر بر تصمیمی گیری ها اثر بگذارند و اصولاَ آزادی و اندیشه لیبرالیستی در این جوامع
    برای حفظ وضع موجود به وجود آمده اند و در این جوامع دمکراسی در سطح ملی به گفته

    خود اندیشمندان سیاسی آن دمکراسی سرمایه دارن و قدرتمندان است.
    اما در جایی که آزادی هست برابری که لازمه برقراری دمکراسی واقعی است وجود ندارد و
    دمکراسی در جوامعی دیده می شود که در آن اندیشه های برابری خواهانه اثری بسیار
    دارند،چون فرانسه که اصولاَ انقلاب آن انقلابی دمکراتیک و برای ایجاد برابری به وجود آمد و از شعارهای انقلاب فرانسه برادری می باشد. و همین امر باعث شد فرانسه منشاء دو تفکر برابری طلب دمکراسی و سوسیالیسم باشد. در این نوع جوامع که تحت تأثیر اندیشه های منتسکیو و روسو می باشند دمکراسی واقعی و بیشتر در سطح ملی دیده می شود.
    بنابراین جایی که لیبرالیسم مبنای نظام سیاسی است دمکراسی کامل و واقعی وجود ندارد و
    دمکراسی واقعی به جز در فضای برابر به وجود نمی آید.
    البته اندیشه لیبرال دمکراسی که برآمده از نظرات استوارت میل است و به ویژه در امریکا
    دیده می شود می تواند تا حدودی این نقیصه برطرف کند اما آن نظام سیاسی که ناسازگاری
    بین آزادی و دمکراسی را می تواند به طور کامل حل کند نظام سوسیال دمکراسی است که
    در آن ضمن وجود آزادی ، برابری نیز در آن وجود دارد و هیچ میزان دارایی برای شرکت
    در فرایند و جریانات سیاسی وجود ندارد