دیروز، امروز و فردای پرستاری.... چه گذشته های دردناکی را در گودال سیاهی شب و با شیفت های فشرده اجباری سپری کردیم. چه گذشته های دردناکی را در گودال سیاهی شب و با شیفت های فشرده اجباری سپری کردیم. کسانی که خود را دانشمند فاضل می شناختند باورشان شده بود که زیردست شان هستیم و باید هر آنچه را دستور می دهند اجرا کنیم. درمیان علم گسترده پرستاری، مراقبت و درمان پرستاری دو واژه انگلیسی «Senior» و «Junior» را به خوبی آموخته و این واژگان را سلاح خویش قرار داده و چون چوب اناری که معلمان قدیم در کنار دست خود می گذاشتند تا مثلاً دانش آموزی را ادب کنند، اربابان پرستاری نیز با این دو واژه شیفت ها را به ما تحمیل می کردند. یک شب در میان عصر و شب را سر کار که نه در جهنمی که برایمان ساخته بودند تا از ما پرستاران خوبی بسازند در میان چشمانی که له له می زد برای لحظه های خواب، نگران و دلواپس بر بالین نیازمندان بیمار می گذراندیم و زمان خوابیدن که می رسید خواب از سرمان پریده بود. به راستی چه گمان می کردند و چه تعبیری از پرستاری از بیماران درد به وجود نشسته داشتند که اینچنین کار، نیروی کار، بهره وری مناسب تر از کار و ارزیابی بهینه کار را به بازی گرفته بودند. یکی از تعاریفی که درخصوص فرآیند پرستاری در امتداد مفاهیم پرستاری می خواندیم این بود؛ روشی است برای سازماندهی، ارائه مراقبت پرستاری و حل مشکل که به منظور رفع نیازهای بهداشتی و مراقبتی افراد به کار می رود و در ادامه می خواندیم مسیر فرآیند پرستاری با تعیین نیازهای مراقبتی موجود شروع می شود و با طرح و برنامه ریزی اجرای برنامه مراقبتی ادامه می یابد و نهایتاً با تعیین و ارزیابی میزان موثر بودن این مداخلات به اتمام می رسد، اما در اصول اجرایی برنامه ریزان تنها به لایه نازک شده یی از این مفاهیم اشاره می شد. چه گمان می کردند و ارتقای سلامت را چگونه معنی می کردند و در کجای این جدول نیازهای بهداشتی بیماران و کارکنان را می دیدند؟ در ارزیابی فشردگی این شیفت های اجباری و تحمیل شده، تقدیر مفهومی نداشت، سپاس واژه یی بیگانه بود، تنبیه سرلوحه کار بود و حمایت از پرداخت معوقه های پرستاری در بله قربان و استاد ارجمند گم می شد. در برابر هر گاه شهامتی می یافتی و به دفترشان می رفتی تا درخواستت را عنوان کنی، نگاه عاقل اندر سفیهی به تو می انداختند. طوری که می پنداشتی جنایتی کرده یی و به خود شک می کردی، و این گونه اعتماد به نفس تو را می دزدیدند و انتظار داشتند آدم مقابل شان دولا و راست بشود و بله خانمی بگوید که آن سرش ناپیدا باشد، راهش را بکشد و برود پی کارش و این همه سرآغاز ایجاد خطراتی بود که دردمندان بستری بر تخت های بیمارستان ها و حامیان بالینی آنها حمل کرده و هنوز هم بر دوش شان سنگینی می کند؛ ایجاد حس بی علاقگی به کار، خستگی مزمن، افت شدید کیفیت کار پرستاران و خسارت فراوان به مردم و بیماران. و این گونه بود که بر پیکره بهداشت و مفهوم ارتقای سلامت، آسیب جدی وارد شد. و افسوس که چنین ضربه مهلکی را باید از خودی می خوردیم. چه گام هایی نه از بیم تیر سربی دشمن که از بیم طعنه یاران خویشتن در راه مانده است حمید مصدق لایحه ارتقای بهره وری کارکنان نظام سلامت با ۱۴۴ رای موافق از مجموع ۱۹۵ نماینده حاضر در صحن علنی مجلس شورای اسلامی به تصویب رسید. بر اساس این لایحه که با همکاری سازمان نظام پرستاری و وزارت بهداشت به تصویب مجلس رسید ساعت کار شاغلان بهداشتی، درمانی کاهش می یابد. تصویب چنین لایحه یی به راستی گامی بلند و تکانه یی بزرگ است و امید است در ادامه این تلاش ها به بلندای این آرزو دست یابیم که همانا ارتقا و اعاده سلامتی، پیشگیری از بیماری ها، کمک به افراد برای تطابق و سازگاری با بیماری، استفاده بهینه از توانایی های باقیمانده و رعایت اصول مراقبتی و درمانی مطابق با استانداردهای جهانی است چرا که دستیابی به این گزینه ها نهایتاً منجر به رضایتمندی و آرامش بیماران و نیز سلامت کارکنان می شود. آن وقت مطمئناً این کلام را از زبان بیماران یا همراهان او نخواهیم شنید؛ کمی هم از سریال پرستاران یاد بگیرید. باید سپاس گفت و تقدیر کرد از آنها که در جهت دستیابی به اهداف فوق در تکاپو هستند.