1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

اينجا چي کار داري؟......لعنتي اينجا جهنمه!......مگه نمي بيني من چه شکليم؟......

شروع موضوع توسط Hidden ‏2/8/11 در انجمن لیریک Lyric

  1. کاربر ویژه

    تاریخ عضویت:
    ‏8/4/11
    ارسال ها:
    8,384
    تشکر شده:
    4,846
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    حرفه:
    سینما
    اينجا بهاره ولي برگ درختا زردن
    اينجا جهنم ساکته نيا برگرد
    زندگي با آدم نما ها چشمام و تر کرد
    جنايت و خونريزي داره ادامه هر شب
    بيا اينجا هوا واسه نفس کشيدن هستش
    اما اگه چشمات و باز کني نمي شه بسه
    بزا بگم جهنم ساکت اسمه شهره من
    روزا آرومه ولي شبا فکر مرگتن
    کسي اينجا نميادش به جنگ تن به تن
    بايد دنباله يه پناه بگردي در به در
    نمي شه که زندگي بکني بي دردسر
    تو هم بايد بجنگي با هواي سرد شب
    همه آدم نما ان و انسان نيستن
    دست تقدير ني انگار زيستن
    پشت صداقت همه پنهان ميشن
    سوختم چه فايده التيام ديگر
    ~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
    فراريم هميشه از سايه هاي شب
    تو مي توني ببيني از رد پاي من
    تو اينجا بايد بسازي با هواي بد
    تا زندگي تو جهنم بايد قبول کرد
    فراريم هميشه از سايه هاي شب
    تو مي توني ببيني از رد پاي من
    تو اينجا بايد بسازي با هواي بد
    تا زندگي تو جهنم بايد قبول کرد
    ~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
    آدما چقدر بدن قلم برو جلو بنويس
    تا چشماي تو هم مثه چشماي من بشه خيس
    خاکستر اين جهنم تا مو هاي منو سفيد نکنه
    اينجا مي مونم به فرشته ها بگين اينو
    يکي هنوز زنده مونده تا که بخونه
    بگين داد بزنم تا حتي خدا هم بدونه
    من اينجا دنباله زندگي مي گردم فقط همين
    ولي تو بودي که زخماي دل مو خط زدي
    خدا مي دوني من چرا شدم بيمار رواني
    چون روح سيفيد دادي و بيدار سياهي
    خيلي بيشتر از اون چيزي رو که دارم و مي بازم
    زندگي آيندم و مي نالم و مي سازم
    قدرت قدم برداشتن به سمت تو ندارم
    خدا مي خوام ببينمت چرا حق شو ندارم
    اينجا همه دارن ميميرن تو خزون زندگي
    خدا مي خوام بهم بگي ديگه تمومه تشنگي
    ~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
    فراريم هميشه از سايه هاي شب
    تو مي توني ببيني از رد پاي من
    تو اينجا بايد بسازي با هواي بد
    تا زندگي تو جهنم بايد قبول کرد
    فراريم هميشه از سايه هاي شب
    تو مي توني ببيني از رد پاي من
    تو اينجا بايد بسازي با هواي بد
    تا زندگي تو جهنم بايد قبول کرد
    ~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
    چرا وقتي چشمام و رو هم ميزارم نمي تونم
    يه لحظه آروم بمونم و اينو نمي دونم
    که بايد دوباره کابوس اينجا رو ببينم
    واسه همينه که مي خوام دسته خدارو بگيرم
    آخه هر چي بيشتر دشمن داشته باشم بيدارتر
    نسبت به زندگي ميشم که منو بيمار کرد
    مگه مي شه دو رنگيها رو نديد و عشقي
    که تو وجود همس نباشه پليد و مشکي
    عقايد من عواطف خشن و دوستانس
    حقايق من و حتي دشمنام گوش دادن
    خدا فقط تو يکي موندي که جوابي ندادي
    نکنه مي خواي بهم بگي هوام و نداري؟
    اتفاقاً اينو ميدونم که اينارو مي خونم
    آره توقع ام از تو خيلي زياده اينو مي دونم
    که جهنم اين دنيا رو با آدماي بدش
    واسه هميشه بيا تبديل کن به بهشت
    ~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
    فراريم هميشه از سايه هاي شب
    تو مي توني ببيني از رد پاي من
    تو اينجا بايد بسازي با هواي بد
    تا زندگي تو جهنم بايد قبول کرد
    فراريم هميشه از سايه هاي شب
    تو مي توني ببيني از رد پاي من
    تو اينجا بايد بسازي با هواي بد
    تا زندگي تو جهنم بايد قبول کرد
     
    یک شخص از این تشکر کرد.