1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

تفسیرسوره تكاثر

شروع موضوع توسط para3to ‏30/7/11 در انجمن قرآن کریم

  1. کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏17/5/11
    ارسال ها:
    39,257
    تشکر شده:
    47,234
    امتیاز دستاورد:
    170
    سوره تكاثر
    سوره تكاثر [102]
    اين سوره در «مكّه» نازل شده و داراى 8 آيه است‏
    محتوا و فضيلت سوره:
    محتواى اين سوره نخست سرزنش و ملامت افرادى است كه بر اساس يك سرى مطالب موهوم بر يكديگر تفاخر مى‏كردند، سپس هشدارى نسبت به مسأله معاد و قيامت و آتش دوزخ، و سر انجام هشدارى در زمينه مسأله سؤال و بازپرسى از نعمتها مى‏دهد.
    نام اين سوره از آيه اول آن گرفته شده است.
    در فضيلت تلاوت اين سوره‏
    در حديثى از پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله مى‏خوانيم: «كسى كه آن را بخواند خداوند در برابر نعمتهايى كه در دنيا به او داده او را مورد حساب قرار نمى‏دهد و پاداشى به او مى‏دهد كه گوئى هزار آيه قرآن را تلاوت كرده».
    بديهى است اين همه ثواب از آن كسى است كه آن را بخواند و در برنامه زندگى به كار گيرد و روح و جان خود را هماهنگ با آن بسازد.
    بسم الله الرحمن الرحيم به نام خداوند بخشنده بخشايشگر
    شأن نزول:
    مفسران معتقدند كه اين سوره در باره قبائلى نازل شد كه بر يكديگر تفاخر مى‏كردند، و با كثرت نفرات و جمعيت يا اموال و ثروت خود بر ديگران مباهات مى‏نمودند تا آنجا كه براى بالا بردن آمار نفرات قبيله به گورستان برگزيده تفسير نمونه، ج‏5، ص: 570
    مى‏رفتند و قبرهاى مردگان هر قبيله را مى‏شمردند! ولى مسلم است كه اين شأن نزول هرگز مفهوم آيه را محدود نمى‏كند.
    (آيه 1)- بلاى تكاثر و تفاخر! در آغاز سوره نخست با لحنى ملامت بار مى‏فرمايد: «افزون طلبى (و تفاخر) شما را به خود مشغول داشته (و از خدا غافل نموده) است» (الهاكم التكاثر).
    (آيه 2)- «تا آنجا كه به ديدار قبرها رفتيد» و قبور مردگان خود را برشمرديد و به آن افتخار كرديد (حتى زرتم المقابر).
    از امير مؤمنان على عليه السّلام در نهج البلاغه آمده است كه بعد از تلاوت «الهاكم التكاثر حتى زرتم المقابر» فرمود: «شگفتا! چه هدف بسيار دورى! و چه زيارت كنندگان غافلى! و چه افتخار موهوم و دردناكى به ياد استخوان پوسيده كسانى افتاده‏اند كه سالهاست خاك شده‏اند، آن هم چه يادآورى! با اين فاصله دور به ياد كسانى افتاده‏اند كه سودى به حالشان ندارند، آيا به محل نابودى پدران خويش افتخار مى‏كنند؟ و يا با شمردن تعداد مردگان و معدومين خود را بسيار مى‏شمرند؟ آنها خواهان بازگشت اجسادى هستند كه تار و پودشان از هم گسسته، و حركاتشان به سكون مبدل شده. اين اجساد پوسيده اگر مايه عبرت باشند سزاوارتر است تا موجب افتخار گردند»!
    سر چشمه تفاخر و فخر فروشى!
    يكى از عوامل اصلى تفاخر و تكاثر همان جهل و نادانى نسبت به پاداش كيفر الهى و عدم ايمان به معاد است.
    از اين گذشته جهل انسان به ضعفها و آسيب پذيريهايش، به آغاز پيدايش و سر انجامش، از عوامل ديگر اين كبر و غرور و تفاخر است.
    عامل ديگر همان احساس ضعف و حقارت ناشى از شكستهاست، كه افراد براى پوشاندن شكستهاى خود پناه به تفاخر و فخر فروشى مى‏برند و لذا در حديثى از امام صادق عليه السّلام مى‏خوانيم: «هيچ كس تكبر به فخر فروشى نمى‏كند مگر به خاطر ذلّتى كه در نفس خود مى‏يابد».
    (آيه 3)- در اين آيه آنها را با اين سخن مورد تهديد شديد قرار داده، برگزيده تفسير نمونه، ج‏5، ص: 571
    مى‏فرمايد: «چنين نيست كه مى‏پنداريد به زودى (نتيجه اين تفاخر موهوم خود را) خواهيد دانست» (كلا سوف تعلمون).
    (آيه 4)- باز براى تأكيد مى‏افزايد: «باز چنان نيست كه شما مى‏پنداريد به زودى خواهيد دانست» (ثم كلا سوف تعلمون).
    در حديثى از امير مؤمنان على عليه السّلام آمده است كه فرمود: «گروهى از ما پيوسته در باره عذاب قبر در شك بودند تا اين كه سوره (الهاكم التكاثر) نازل شد، تا آنجا كه فرمود: (كلا سوف تعلمون منظور از آن عذاب قبر است، سپس مى‏فرمايد: (ثم كلا سوف تعلمون) منظور عذاب قيامت است».
    (آيه 5)- سپس مى‏افزايد: «چنان نيست (كه شما خيال مى‏كنيد) اگر شما علم اليقين (به آخرت) داشتيد» افزون طلبى شما را از خدا غافل نمى‏كرد (كلا لو تعلمون علم اليقين).
    «يقين» نقطه مقابل «شكّ» است و طبق روايات به مرحله عالى ايمان «يقين» گفته مى‏شود و براى آن سه مرحله است.
    1- علم اليقين و آن اين است كه انسان از دلائل مختلف به چيزى ايمان آورد مانند كسى كه با مشاهده دود، علم به وجود آتش پيدا مى‏كند.
    2- عين اليقين و آن در جائى است كه انسان به مرحله مشاهده مى‏رسد و با چشم خود مثلا آتش را مشاهده مى‏كند.
    3- حق اليقين و آن همانند كسى است كه وارد آتش شود و سوزش آن را لمس كند، و به صفات آتش متصف گردد، و اين بالاترين مرحله يقين است، كه در حقيقت از دو علم تشكيل يافته: علم به معلوم و علم به اين كه خلاف آن علم محال است.
    (آيه 6)- باز براى تأكيد و انذار بيشتر مى‏افزايد: «قطعا شما جهنم را خواهيد ديد» (لترون الجحيم).
    (آيه 7)- «سپس (با ورود در آن) آن را به عين اليقين خواهيد ديد» (ثم لترونها عين اليقين).
    برگزيده تفسير نمونه، ج‏5، ص: 572
    (آيه 8)- «سپس در آن روز (همه شما) از نعمتهائى كه داشته‏ايد بازپرسى خواهيد شد» (ثم لتسئلن يومئذ عن النعيم).
    بايد در آن روز روشن سازيد كه اين نعمتهاى خداداد را در چه راهى مصرف كرده‏ايد؟ و از آنها براى اطاعت الهى يا معصيتش كمك گرفته‏ايد، يا نعمتها را ضايع ساخته هرگز حق آن را ادا ننموده‏ايد؟
    «نعيم» يك معنى بسيار گسترده دارد كه همه مواهب الهى را اعم از «معنوى» مانند دين و ايمان و اسلام و قرآن و ولايت، و انواع نعمتهاى «مادى» را اعم از فردى و اجتماعى شامل مى‏شود، منتها نعمتهايى كه اهميت بيشترى دارند مانند نعمت «ايمان و ولايت» بيشتر از آنها سؤال مى‏شود كه آيا حق آنها ادا شده يا نه؟
    «پايان سوره تكاثر»

    [​IMG]