سوره اعلى سوره اعلى [87] اين سوره در «مكّه» نازل شده و داراى 19 آيه است محتواى سوره: اين سوره در حقيقت از دو بخش تشكيل يافته، بخشى كه در آن روى سخن به شخص پيامبر صلّى اللّه عليه و آله است و دستوراتى را در زمينه تسبيح پروردگار، و اداى رسالت، به او مىدهد، و اوصاف هفتگانهاى از خداوند بزرگ در اين رابطه مىشمرد. و بخش ديگرى كه از مؤمنان خاشع، و كافران شقى، سخن به ميان مىآورد، و عوامل سعادت و شقاوت اين دو گروه را بطور فشرده در اين بخش بيان مىكند. و در پايان سوره اعلام مىدارد كه اين مطالب تنها در قرآن مجيد نيامده است، بلكه حقايقى است كه در كتب و صحف پيشين، صحف ابراهيم و موسى، نيز بر آن تأكيد شده است. فضيلت تلاوت سوره: در حديثى از پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله مىخوانيم: «هر كس سوره اعلى را بخواند خداوند به عدد هر حرفى كه بر ابراهيم (ع) و موسى (ع) و محمد صلّى اللّه عليه و آله نازل كرده ده حسنه به او عطا مىفرمايد». و در حديث ديگرى از امام صادق عليه السّلام مىخوانيم: «كسى كه سوره اعلى را در فرائض يا نوافل خود بخواند، روز قيامت به او گفته مىشود: از هر يك از درهاى بهشت مىخواهى وارد شو ان شاء اللّه». برگزيده تفسير نمونه، ج5، ص: 470 از مجموعه رواياتى كه در اين زمينه رسيده استفاده مىشود كه اين سوره از اهميت خاصى برخوردار است، تا آنجا كه در حديثى از على عليه السّلام مىخوانيم: «اين سوره محبوب پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله بود.» بسم الله الرحمن الرحيم به نام خداوند بخشنده بخشايشگر (آيه 1)- خداوند بزرگ را تسبيح گوى! اين سوره كه در حقيقت عصاره مكتب انبيا و دعوت پيامبران است از تسبيح و تقديس پروردگار شروع مىشود و در آغاز روى سخن را به پيامبر صلّى اللّه عليه و آله كرده، مىفرمايد: «منزه شمار نام پروردگار بلند مرتبهات را» (سبح اسم ربك الاعلى). يعنى نام خداوند در رديف نام بتها قرار داده نشود، و ذات پاك او را از هرگونه عيب و نقص، و صفات مخلوقها و عوارض جسم و جسمانيت، و هرگونه محدوديت و نقصان منزه بشماريم. تعبير به «اعلى» بيانگر اين حقيقت است كه او از هر كس و هر چيز و هر چه تصور كنيم، و هر خيال و قياس و گمان و وهم، و هرگونه شرك جلى و خفى برتر و بالاتر است. (آيه 2)- و بعد از اين دو توصيف (ربّ، اعلى) در توضيح آن پنج وصف ديگر را بيان مىكند كه همگى شرح ربوبيت اعلاى پروردگار است، مىفرمايد: «همان خداوندى كه آفريد و منظم كرد» (الذى خلق فسوى). نظام عالم آفرينش- كه از بزرگترين منظومههاى آسمانى را شامل مىشود تا موضوعات سادهاى همچون خطوط سر انگشتهاى انسان كه در آيه 4 سوره قيامت به آن اشاره شده (بلى قادرين على ان نسوى بنانه)- شاهد گويايى بر ربوبيت او، و اثبات وجود پروردگار است. (آيه 3)- بعد از مسأله آفرينش و نظم بندى خلقت، به موضوع برنامه ريزى براى حركت تكاملى، و هدايت موجودات در اين مسير پرداخته، مىافزايد: برگزيده تفسير نمونه، ج5، ص: 471 «و همان كه اندازهگيرى كرد و هدايت نمود» (و الذى قدر فهدى). منظور از «تقدير» همان اندازهگيرى و تعيين برنامههاى حركت به سوى اهدافى است كه موجودات به خاطر آن آفريده شدهاند. و منظور از «هدايت» همان هدايت تكوينى است كه به صورت انگيزهها و قوانينى بر هر موجودى حاكم ساخته- اعم از انگيزههاى درونى و برونى. فى المثل از يكسو پستان مادر و شير آن را براى تغذيه طفل آفريده و به مادر عاطفه شديد مادرى داده و از سوى ديگر در طفل انگيزهاى آفريده كه او را به سوى پستان مادر مىكشاند، و اين آمادگى و جاذبه دو جانبه در مسير هدف، در همه موجودات ديده مىشود. البته در مورد انسان غير از برنامه هدايت تكوينى، هدايت ديگرى وجود دارد كه از طريق وحى و ارسال انبياء صورت مىگيرد، و هدايت تشريعى نام دارد، و جالب اين كه هدايت تشريعى انسان نيز در تمام زمينهها مكمل هدايت تكوينى اوست. (آيه 4)- در مرحله بعد اشاره به گياهان و مخصوصا مواد غذائى چهارپايان كرده، مىافزايد: «و آن كسى كه چراگاه را به وجود آورد» و از دل زمين بيرون فرستاد (و الذى اخرج المرعى). (آيه 5)- و بعد مىافزايد: «سپس آن را خشك و تيره قرار داد» (فجعله غثاء احوى). «غثاء احوى» (گياهان خشكيده تيره رنگ) هم بازگو كننده فناى دنياست و هم منافع زيادى در بر دارد هم غذاى مناسبى است براى زمستان حيوانات، و هم وسيلهاى است براى سوخت و سوز انسان، و هم كود مناسبى براى زمينها. (آيه 6)- در آيات گذشته سخن از ربوبيت و «توحيد» پروردگار بود و به دنبال آن در اينجا سخن از قرآن و «نبوت» پيامبر صلّى اللّه عليه و آله است، در آيات گذشته سخن از «هدايت عمومى» موجودات بود، و در اينجا سخن از «هدايت نوع انسان» است، برگزيده تفسير نمونه، ج5، ص: 472 و بالاخره در آيات گذشته تسبيح پروردگار «على اعلى» آمده بود، و در اينجا از قرآن كه بيانگر اين تسبيح است سخن به ميان مىآورد. مىفرمايد: «ما به زودى (قرآن را) بر تو مىخوانيم و هرگز فراموش نخواهى كرد» (سنقرئك فلا تنسى). بنابر اين هنگام نزول وحى عجله مكن، و هرگز نگران فراموش كردن آيات الهى مباش، آن كس كه اين آيات بزرگ را براى هدايت انسانها بر تو فرستاده، هم او حافظ و نگاهبان آنهاست. در جاى ديگر مىفرمايد: «براى خواندن قرآن پيش از آنكه وحى آن بر تو تمام شود عجله مكن، و بگو: پروردگارا! علم مرا افزون كن» (طه/ 114). (آيه 7)- سپس براى اثبات قدرت خداوند و اين كه هر خير و بركتى است از ناحيه اوست، مىافزايد: تو چيزى از آيات الهى را فراموش نمىكنى «مگر آنچه را خدا بخواهد كه او آشكار و پنهان را مىداند» (الا ما شاء الله انه يعلم الجهر و ما يخفى). مفهوم اين تعبير آن نيست كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله چيزى از آيات الهى از فراموش مىكند بلكه هدف بيان اين حقيقت است كه موهبت حفظ آيات الهى از سوى خداست، و لذا هر لحظه بخواهد مىتواند آن را از پيامبرش بگيرد. و اين يكى از معجزات پيغمبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله است كه آيات و سورههاى طولانى را با يكبار تلاوت جبرئيل به خاطر مىسپرد، و هميشه به خاطر داشت، و چيزى را فراموش نمىكرد. (آيه 8)- سپس پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را دلدارى داده، مىافزايد: «و ما تو را براى هر كار خير آماده مىكنيم» (و نيسرك لليسرى). و به تعبير ديگر هدف بيان اين حقيقت است كه در راهى كه تو در پيش دارى مشكلات و سختيها فراوان است، هم در راه گرفتن وحى و حفظ آن، و هم در تبليغ رسالت و اداى آن، و هم در انجام كارهاى خير و عمل به آن ما در تمام اين امور (دريافت وحى و ابلاغ و نشر و تعليم و عمل كردن به آن) به تو يارى مىدهيم برگزيده تفسير نمونه، ج5، ص: 473 و مشكلات را بر تو آسان مىسازيم. (آيه 9)- بعد از بيان موهبت وحى آسمانى به پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله، و وعده توفيق و تسهيل امور براى او، به ذكر مهمترين وظيفه او پرداخته، مىفرمايد: «پس تذكّر ده اگر تذكر مفيد باشد» (فذكر ان نفعت الذكرى). منظور اين است كه تذكر به هر حال سودمند است، و افرادى كه به هيچ وجه از آن منتفع نشوند كمند، به علاوه حد اقل موجب اتمام حجت بر منكران مىشود كه اين خود منفعت بزرگى است. و لذا پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله براى تبليغات و تذكرات خود هيچ قيد و شرطى قائل نبود و همگان را وعظ مىكرد و انذار مىنمود. (آيه 10)- سپس به عكس العمل مردم در برابر تذكر، وعظ و انذار پرداخته، و آنها را به دو گروه تقسيم مىكند، مىفرمايد: «و به زودى كسى كه از خدا مىترسد (و احساس مسؤوليت مىكند) متذكر مىشود» (سيذكر من يخشى). آرى! تا روح «خشيت» و ترس و يا به تعبير ديگر روح «حق طلبى» و «حق جوئى» كه مرتبهاى از تقواست در انسان وجود نداشته باشد از مواعظ الهى و تذكرات پيامبران نفعى نمىبرد، لذا در آغاز سوره بقره قرآن را مايه هدايت براى پرهيزگاران شمرده مىگويد: (هدى للمتقين). (آيه 11)- و در اين آيه به گروه دوم پرداخته، مىافزايد: «اما بدبختترين افراد از آن دورى مىگزيند» يتجنبها الاشقى) . (آيه 12)- در اين آيه سرنوشت گروه اخير را چنين بيان مىكند «همان كسى كه در آتش بزرگ وارد مىشود» (الذى يصلى النار الكبرى). (آيه 13)- «سپس در آن آتش (براى هميشه مىماند) نه مىميرد، و نه زنده مىشود»! (ثم لا يموت فيها و لا يحيى). يعنى نه مىميرد كه آسوده گردد، و نه حالتى را كه در آن است مىتوان زندگى نام نهاد، بلكه دائما در ميان مرگ و زندگى دست و پا مىزند، و اين بدترين بلا و مصيبت براى آنهاست. برگزيده تفسير نمونه، ج5، ص: 474 توصيف آتش جهنّم به «كبرى» در مقابل آتش «صغرى» يعنى آتشهاى اين دنيا مىباشد، همانگونه كه در حديثى آمده كه امام صادق عليه السّلام فرمود: «اين آتش شما جزئى از هفتاد جزء از آتش دوزخ است، كه هفتاد مرتبه با آب خاموش شده، باز شعلهور گرديده و اگر چنين نبود هيچ انسانى قدرت تحمل آن را نداشت و نمىتوانست در كنار آن قرار گيرد. (آيه 14)- در آيات قبل اشارهاى به مجازات سخت كفار معاند، و دشمنان حق شده بود، و در اينجا به نجات اهل ايمان و عوامل اين نجات اشاره كرده، مىفرمايد: «به يقين كسى كه پاكى جست (و خود را تزكيه كرد)، رستگار شد» (قد افلح من تزكى). (آيه 15)- «و (آن كه) نام پروردگارش را ياد كرد سپس نماز خواند» (و ذكر اسم ربه فصلى). به اين ترتيب عامل فلاح و رستگارى و پيروزى و نجات را سه چيز مىشمرد، «تزكيه» و «ذكر نام خداوند» و سپس «به جا آوردن نماز». «تزكيه» معنى وسيعى دارد كه هم پاكسازى روح از آلودگى شرك، و هم پاكسازى نفس از اخلاق رذيله، و هم پاكسازى عمل از محرمات و هرگونه ريا، و هم پاكسازى مال و جان به وسيله دادن زكات در راه خدا را شامل مىشود. (آيه 16)- سپس به عامل اصلى انحراف از اين برنامه فلاح و رستگارى اشاره كرده، مىافزايد: «ولى شما زندگى دنيا را مقدم مىداريد» (بل تؤثرون الحياة الدنيا). (آيه 17)- «در حالى كه آخرت بهتر و پايدارتر است» (و الآخرة خير و ابقى). و اين در حقيقت همان مطلبى است كه در احاديث نيز آمده: «محبت دنيا سر چشمه هر گناهى است». بنابر اين براى قطع ريشههاى گناه راهى جز اين نيست كه حب و عشق دنيا را از دل بيرون كنيم و به دنيا همچون وسيله و يا مزرعهاى بنگريم. (آيه 18)- و سر انجام در پايان سوره مىفرمايد: «اين دستورها (كه گفته شد برگزيده تفسير نمونه، ج5، ص: 475 منحصر به اين كتاب آسمانى نيست، بلكه) در كتب آسمانى پيشين (نيز) آمده است» (ان هذا لفى الصحف الاولى). (آيه 19)- «در كتب ابراهيم و موسى» (صحف ابراهيم و موسى). تعبير به «صحف اولى» در مورد كتابهاى ابراهيم و موسى در برابر صحف اخير است كه بر حضرت مسيح و پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله نازل شده است. آيات فوق نشان مىدهد كه حضرت ابراهيم و موسى عليهما السّلام نيز داراى كتابهاى آسمانى بودهاند. در روايتى از أبو ذر مىخوانيم كه مىگويد: به پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله عرض كردم: انبيا چند نفر بودند؟ فرمود: 124 هزار نفر. گفتم: رسولان آنها چند نفر بودند؟ فرمود: 313 نفر، و بقيه فقط «نبى» بودند. عرض كردم: آدم «نبى» بود؟ فرمود: بله، خداوند با او سخن گفت و او را با دست خود آفريد. سپس پيامبر صلّى اللّه عليه و آله افزود: اى أبو ذر! چهار نفر از انبياء عرب بودند: هود و صالح و شعيب و پيامبر تو. گفتم: اى رسول خدا! خداوند چند كتاب نازل فرمود؟ فرمود: 104 كتاب، ده كتاب بر «آدم» پنجاه كتاب بر «شيث» و بر «اخنوخ» كه ادريس است سى كتاب، و او نخستين كسى است كه با قلم نوشت و بر «ابراهيم» ده كتاب و نيز تورات و انجيل و زبور و فرقان را (بر موسى و مسيح و داود و پيامبر اسلام نازل كرد.) «پايان سوره اعلى»