1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

تاریخ نگارتاپ فروم

شروع موضوع توسط para3to ‏11/7/11 در انجمن دیدنی و شنیدنی

  1. کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏17/5/11
    ارسال ها:
    39,257
    تشکر شده:
    47,234
    امتیاز دستاورد:
    170
    پاسخ : تاریخ نگارتاپ فروم

    تقویم تاریخ (15 آذر ماه) - ایران و جهان
    ايران
    افتادن بغداد به دست عثماني - نگاهي تاريخي به اهميت عراق به عنوان کليد خاور ميانه و استقرار آمريکا




    سلطان سليمان امپراتور عثماني در اين روز در دسامبر 1534 تصرف بغداد را تکميل کرد. نيروهاي عثمامي دو روز پيش از اين وارد حصار بغداد شده بودند که برخي از مورخان آن روز را زمان تصرف بغداد ذکر کرده اند. دولت صفويه ايران بعدا بغداد را از عثماني ها پس گرفت و در آنجا يك پايگاه نظامي ثابت به وجود آورد و يك واحد کاملا مجهز را مستقر ساخت. جنگ متناوب ايران و عثماني بر سر بغداد دو قرن طول كشيد و در زمان نادرشاه مصالحه صورت گرفت؛ ايران از دعاوي خود بر بغداد دست كشيد و عثماني حاكميت ايران بر ايروان و همه قفقاز جنوبي را برسميت شناخت. در زمان شاه عباس هم عثماني ها همين نظر را داشتند و شاه عباس موقتا و تا رسيدن به هدفهاي مقدم خود آن را رد نكرده بود.

    سرزميني كه امروز جمهوري عراق خوانده مي شود از عهد باستان كليد خاور ميانه و آسياي غربي بوده و هر دولت كه اين كليد را به دست داشته قدرت برتر در منطقه بوده است. دولتهاي بابل و آشور همين نقش را داشتند. كوروش بزرگ پس از تصرف بابل (بخشي از عراق امروز) بود كه ايجاد كنفدراسيون جهاني خود را اعلام داشت. داريوش سوم پس از شكست «اربيل» واقع در شمال عراق امروز به هزيمت رفت. اسكندر مقدوني پس از يکرشته جهان گشايي در بابل استقرار يافته بود كه در همانجا درگذشت. جانشنيان اسكندر شهر «سلوكيه» را در كنار دجله ساختند تا از آنجا بر آسياي غربي حكومت و نظارت كنند. پس از آنها اشكانيان ايران، تيسفون (مداين - 36 کيلومتري جنوب بغداد امروز) را در سوي ديگر دجله ساختند و دو دولت اشكاني و ساساني ايران حدود هزار سال از اين شهر بر امپراتوري پهناور خود حكومت كردند. هر دو دودمان خطر نزديك بودن به مرز رقيب (خط آتش) را تحمل كردند و پايتخت را از تيسفون به يك شهري مركزي انتقال ندادند. عباسيان به جاي زادگاه اسلام، بغداد (درخستاني در شمال تيسفون) را به صورت شهر درآوردند و مركز خلافت اسلامي قرار دادند. ايرانيان استقلال طلب دوباره اين مركز حساس (بغداد) را به چنگ آوردند. همه هدف سلجوقيان، مغولها و تيموريان تصرف بغداد بود. شاه اسماعيل صفوي اندكي پس از اعلام سلطنت، بغداد را متصرف شد. همه تلاش عثماني اين بود كه بغداد را در دست داشته باشد تا آقاي همه عرب ها باشد و سرانجام با مصالحه با ايران به اين هدف خود رسيد. در جريان جنگ جهاني اول، هدف روسيه و انگلستان رسيدن به بغداد بود و بر پايه اين رقابت، روسها از طريق ايران تا كرمانشاه پيش رفتند ولي در پايان جنگ اول كه عثماني از ميان رفت و روسيه گرفتار انقلاب و سپس جنگ داخلي شد، بغداد به تصرف انگلستان درآمد و از اينجا بر مناطق عربي متصرفه بناي حكومت كردن و سلطان و امير سازي را گذارد. سپس و در ظاهر مناطق ساخت خود را به اين سلاطين و شيوخ واگذار كرد. در دوران اتحاديه سازي، اتحاديه نظامي را كه غرب در خاورميانه براي محاصره شوروي به وجود آورد در بغداد تاسيس و به نام پيمان بغداد خوانده شد. متعاقب آن، روسها به مليون و چپهاي عراقي كمك كردند تا در بغداد كودتا به راه اندازند و حكومت سلطنتي ساخت انگلستان را حذف كنند و از آن پس عراق دوست و هم پيمان مسكو و مدعي كويت و هر سرزمين ديگر شد كه مطمح نظر غرب قرار مي گرفت. پس از خروج انگلستان از شرق سوئز، توجه اصلي آمريكا معطوف به عراق شد و مدتها با كمك شاه كردهاي عراقي را بر ضد دولت بعثي بغداد (دوست مسكو) بر مي انگيخت. صدام حسين با اين كه مي دانست زير ذره بين آمريكا و اسراييل است كه هر دو اهميت عراق را به خوبي مي شناسند مرتكب دو اشتباه سياسي شد؛ يكي اين كه در روزهاي افول قدرت مسكو فريب خورد و كويت را اشغال نظامي كرد و با اين عمل استقرار آمريكا را در کشور سعودي، كويت، قطر و ... تثبيت كرد و با اشتباه ديگر كه باز نگذاردن درهاي عراق به روي بازرسان سازمان ملل بود بهانه اشغال نظامي عراق را به دست آمريكا داد زيرا كه او، ديگر اسلحه كشتار جمعي نداشت كه درهايش را ببندد و وانمود كند كه دارد. با اشغال نظامي عراق، آمريكا كه رقيب جهاني نداشت، با استفاده از اين خلاء آن كشور را به دست آورد و ....

    تاريخدانان و ديگر اصحاب نظر در نوامبر 2004 با نشان دادن مرزهاي عراق روي نقشه و موقع جغرافيايي آن و با توجه به تحولات چند هزار ساله تاريخي منطقه و با اين استدلال كه عراق كليد خاور ميانه است بعيد دانسته بودند كه دولت آمريكا، مخصوصا در اين زمان كه معارضه غرب و مسكو بارديگر آشگار و چند قدرت ديگر وارد ميدان شده اند همه نيروي نظامي خود را از عراق خارج سازد. برخي از اين مفسران حتي پيش بيني كرده بودند كه دولت آمريكا در عراق، بمانند كره جنوبي و ژاپن، پايگاه نظامي ايجاد خواهد کرد كه با اين عمل نظر اسرائيل هم تامين مي شود. بنابراين، نبايد روي قرارداد امنيتي آمريکا و عراق مورخ دسامبر 2008 زياد حساب کرد. فروغي نخجوان را وزير جنگ كرد! - لزوم تحقيق از ديد تاريخنگاري در اين زمينه



    فروغي محمدعلي فروغي كه در شهريور ماه 1320 خورشيدي (اواخر اوت 1941) پس از ورود نيروهاي متفقين به ايران، پس از شش سال خانه نشستن و مورد بي مهري رضا شاه بودن دوباره نخست وزير شده بود دومين كابينه خود را در اين روز (نيمه آذر ماه 1320) به مجلس معرفي كرد. در اين كابينه سرلشكر احمدنخجوان به عنوان وزير جنگ معرفي شده بود كه تعجب همگان را برانگيخت؛ زيرا نخجوان بود كه به عنوان كفيل وزارت جنگ پس از دريافت دستور آماده ساختن ارتش براي دفاع از وطن، با كمك يكي ـ دو تن ديگر نيروها را از پادگانها مرخص كرده بود و کشوررا بدون دفاع گذارده بود كه رضا شاه پس از اطلاع از اين اقدام او، وي را در كاخ مرمر دربرابر چشم وزيران و عده اي ديگر كتك زده بود و پس از كندن پاگونهايش به زندان فرستاده بود تا به جرم خيانت به وطن در دادگاه حرب محاكمه شود. در ميان اعضاي كابينه فروغي افراد ديگري هم بودند كه رضاشاه قبلا آنان را به زندان انداخته و يا بيكار كرده بود.

    بررسي هاي تاريخي براي كشف حقايق مربوط به همين رويدادها چند ماهه نيمه سال 1320، نمونه هاي وحشت انگيزي از خيانت به ملت ايران و مداخله بيگانه را نشان خواهد داد كه تا چند دهه نه دولتهاي وقت مايل به اين كار (تحقيق) بودند و نه بيگانگان اجازه آن را مي دادند و .... يادآوري روز خونين 16 آذر، بي اعتنايي مطلق به خواست ملت و خشونت غير انساني دولت بزرگ نيا

    شانزدهم آذرماه 1332 دانشجويان دانشگاه تهران به نشانه اعتراض به تجديد روابط سياسي ايران و انگلستان، سخنان اهانت آميز دادستان محكمه نظامي به دكتر مصدق و خشونت رئيس اين محكمه نسبت به او، ديدار ريچارد نيكسون معاون رئيس جمهور وقت آمريكا از ايران و مذاكره با شاه و تشريح جزئيات تازه مبارزه واشنگتن با مسكو كه ايران هم بايد جزيي از آن مي بود، بستن نشريات جز هشتاد نشريه در سراسر كشور، ايجاد جوّ اختناق، ارعاب مخالفان و مخالف گويان و ... كلاسهاي درس را تعطيل، نخست در دانشكده علوم و سپس دردانشكده فني اجتماع كردند كه در اينجا به دستور دولت كودتا به گلوله بسته شدند.






    در اين تيراندازي سه دانشجو كشته، شماري مجروح و همان روز دهها تن نيز دستگير شدند. سه دانشجوي مقتول مصطفي بزرگ نيا 21 ساله، شريعت رضوي و احمد قندچي بودند. همزمان با دانشگاه تهران در چند دبيرستان پايتخت و منطقه بازار نيز تظاهرات صورت گرفت كه جمعي از دانش آموزان دبيرستان ها از جمله دارالفنون هم دستگير شدند. آيت الله كاشاني پس از اطلاع از تجديد مناسبات با انگلستان، اين عمل را يك ننگ تاريخي خوانده و روز تجديد برقراري مناسبات با امپرياليسم را روز عزاي ملي اعلام كرده بود. فرماندار نظامي تهران هفدهم آذر 1332 كه دانشگاه تعطيل بود 25 تن از دستگير شدگان را به جزيره خارك تبعيد كرد.
    متعاقب رويداد خونين 16 آذر، دولت وقت از شوراي دانشگاه خواست كه هواداران جبهه ملي را از رياست و معاونت دانشكده ها عزل كند و به مدرسان مخالف دولت (كودتا و عامل تجديد نفوذ لندن و واشنگتن و ضديت با مسكو همسايه) اخطار دهد و بگويد كه دانشگاه و مدرسه جاي درس و مشق است، نه سياست!.





    خشونت و زورگويي دولت كودتا در 16 آذر 1332 (دسامبر 1963) بقدري غير انساني بود كه از آن پس ملت ايران تا سال 1357 (سال انقلاب) هرسال ياد آن روز خون آلودرا به صورت غير علني و خشم آلود برگزار مي كرد و گروهي هم دستگير مي شدند و از سال انقلاب تاكنون به صورت علني و فراگير كه مراسم اين روز در اين 55 سال، هرسال هم نسبت به سال پيش پررنگتر شده است. شوراي امنيت از جمهوري اسلامي خواست که پرسنل ديپلماتيک آمريکا را آزاد کند که عملا نپذيرفت 14 آذرماه 1358 ( 15 آذر به وقت ايران ) و يك ماه پس از تصرف سفارت آمريكا در تهران و به گروگان گرفته شدن كاركنان آن ، شوراي امنيت سازمان ملل به اتفاق آراء از جمهوري اسلامي خواست كه بي درنگ گروگانهاي آمريكايي را كه پرسنل ديپلماتيك بودند آزاد سازد و به ايشان اجازه خروج از ايران بدهد و دو كشور اختلافهاي خود را در چارچوب منشور ملل از راههاي مسالمت آميز حل كنند.
    اين مصوبه عملا پذيرفته نشد و گروگانها تا سيزده ماه و چند روز بعد آزاد نشدند.

    به دستور كارتر رئيس جمهور وقت آمريكا تا نيمه آذر 1358 شمار كشتي هاي نظامي آمريكا در خليج فارس به 21 فروند رسيده بود كه شوروي ، قدرت رقيب ، هم به همين تعداد ناو جنگي در برابر آنها مستقر ساخته بود و اين موازنه قوا باعث مي شد كه دولتهاي كوچكتر ترسي از نتايج اقدامات خود نداشته باشند ، زيرا كه دو ابر قدرت وقت يكديگر را خنثي مي كردند و ديگران تا حدي زياد آسوده خاطر مي زيستند.




    ترور خواهرزاده شاه به دست فدائيان اسلام در پاريس شهريار15 آذرماه 1358 اعلام شد كه شهريار شفيق خواهرزاده 34 ساله شاه سابق، پسر اشرف از شوهر دوم و افسر سابق نيروي دريايي ايران هنگامي كه دريك خيابان پاريس پياده به سوي خانه مادرش در حركت بود به دست مردي جوان كه كلاه موتوسيكلت سواري بر سر داشت و به او نزديك شده بود با شليك گلوله كشته شده و تيرانداز با موتوسيكلتي كه در انتظار وي بود فرار كرده است. يك روز بعد، روزنامه اطلاعات (شماره 16020 ـ 17 آذر ،صفحه آخر) به نقل از شيخ صادق خلخالي نوشت كه شهريار شفيق به دست اعضاي جمعيت فدائيان اسلام ترور شد.

    در قلمرو انديشه روزي كه ماندلاي بزرگ و دوست مردم بازداشت شد نلسون رالي هلا هلا ماندلا كه از او به عنوان يك « داور جهاني » نام برده مي شود ، بزرگ مردي كه توانست بدون خونريزي به تبعيض نژادي و حكومت اقليت سفيد پوست مهاجر هلندي بر وطن خود پايان دهد و كسي هم آسيب نديد و حتي مجازات نشد ششم دسامبر سال 1956 با 156 تن ديگر از رهبران جنبش حقوق مدني سياهپوستان شد. ششم دسامبر ياد آور تغيير زندان او در سال 1988 است كه در اين روز به يك زندان « كيپ تاون » منتقل شد.

    ماندلا كه تنها به دليل مبارزه براي رفع تبعيض و احقاق حقوق هموطنانش 27 سال از عمر خود را در زندان با اعمال شاقه از دست داد در دادگاهي كه او را محاكمه مي كرد گفت :

    من بر ضد تبعيض گام برداشته ام ، خواه اين تبعيض از سوي سياه و خواه از طرف سفيد اعمال شود . من براي ايجاد جامعه اي تلاش كرده ام كه در آن آزادي و دمكراسي وجود داشته و هرفرد در آن از حقوق يكسان و فرصت هاي برابر برخوردار باشد و مردم در كنار هم با هماهنگي و مسالمت زندگاني كنند .

    هنگامي كه به او گفتند كه اگر قول دهد از مبارزه دست بردارد مجازات حبس ابد اورا به زندان كوتاه مدت تبديل خواهند كرد نپذيرفت و در زير پرونده مربوط نوشت كه سازش بر سر حقوق مردم را نخواهد پذيرفت .ا ودر زندان جزيره« روبن » از بام تا شام چكش بر سنگ زد كه به بيماري سل و آسيب ديدگي چشم دچار شد و سر انجام فشار همان مردمي كه وي به آنان خيانت نكرد باعث رهايي او از زندان شد كه پس از آن از طريق مسالمت آميز به رژيم معروف به « آپارتيد» پايان داد ، حاكميت را به اكثريت سپرد و آنان هم اورا به رياست كشور برگزيدند و بيش از يك دوره هم اين مقام را نپذيرفت .

    وي با اين كه افكار سوسياليستي دارد اجازه مصادره اموال كسي را نداد و با اجراي طرح « اعتراف كن ، پوزش بخواه و عفو شو » اجازه نداد كه كسي هم مجازات شود و با اعمال يك سياست مدبرانه اينك سياه و سفيد در فدراسيون آفريقاي جنوبي در كنار هم در آرامش زندگي مي كنند . اگر اين وضعيت امروز آفريقاي جنوبي را با اوضاع زيمبابوه مقايسه كنيم مي بينيم كه ماندلا چه هنر بزرگي كرده است و بي جهت نيست او را پدر افريقاييان و برادر مردم ساير قاره ها مي خوانند.

    ماندلا كه در 18 ژوئيه 1918 در يك شهرك كوچك فدراسيون آفريقاي جنوبي به دنيا آمده است اينك در همين شهرك دوران بازنشستگي خود را مي گذراند و مي گويد كه از تماشاي غروب آفتاب همراه با آهنگ چايكوفسكي لذت مي برد .

    وي مي گويد كه سوسياليسم كه تنها راه سعادت بشر است هنوز در مرحله آرزو است . بازنشسته بودن ماندلا دليل آن نشده است كه به ستمگري پرخاش نكند و از شركت در نشستهاي به خاطر صلح اجتناب جويد و نامه هاي پر از شكوه و شكايت مردم از سراسر جهان را نخواند . وي در سالهاي 2001 و 2002 بارها نگراني خود را از برهم خوردن نظم جهاني اعلام داشت . وي از هواداران موازنه قدرت در جهان است . در قلمرو دموکراسي چگونگي بحران دمکراسي در اوکراين (انقلاب مخملي طرح غرب) در پنجم دسامبر 2004 پنجم دسامبر 2004 در پي مسكوت گذارده شدن پيشنهاد تجديد نظر در قانون انتخابات اوكراين از سوي نمايندگان پارلمان اين كشور و تعطيل كردن جلسات به مدت ده روز، اثر کوچکي از شکست يوشچنكو نامزد هوادار غرب و در نتيجه طرح انقلاب مخملي اين بلوک و پيروزي مسکو به چشم خورد. با اين مختصر شکست، برخي از رسانه هاي بلوك غرب بردامنه يكطرفه نويسي مطالب خود درباره بحران انتخاباتي اوكراين افزودند و پيشتاز همه آنها، نيويورك تايمز (متعلق به يک خانواده از يهوديان آمريکا) در شماره 5 دسامبر خود همه اش درباره يوشچنكو و در تبليغ براي كارهاي وي ــ از تبديل اقتصاد اوكراين از سوسياليستي به اقتصاد بازار آزاد تا ايجاد پول اختصاصي اوكراين «هريونيا» نوشته بود. يوشچنكو پس از فروپاشي شوروي، مدتي رئيس بانك مركزي اوكراين بود و در اين سمت توجه قدرتهاي غربي را به خود جلب كرده بود، همچنان كه در دوران حكومت شوروي خودرا وفادار به سوسياليسم و نظام شوروي قالب كرده بود! و مقام بانكي مهمي را در آن نظام به دست آورده بود.

    هواداران يوشچنكو در پارلمان كه اكثريت را در دست نداشتند پيشنهاد كرده بودند كه قانون انتخابات مورد تجديد نظر قرار گيرد و تركيب كميسيون انتخابات كه بزعم آنان عامل تقلب بوده است تغيير كند تا راي ديوان عالي مبني بر برگزاري يك انتخابات ديگر تحقق يابد كه نمايندگان كمونيست، سوسياليست و هواداران كوچما در آخرين جلسه پيش از تعطيل، آن را مسكوت گذاشتند. به اين ترتيب انتخابات 26 دسامبر بايد طبق مقررات جاري انجام مي گرفت که اگر چنين مي شد يانوكوويچ پيروز مي شد.

    در اين ميان، كوچما دست به يك ضد حمله زده، پيشدستي كرده و از غرب خواسته بود كه ناظران خود را، البته آنان كه شهرت بي طرفي و انصاف داشتند، به اوكراين بفرستد تا بر انتخابات 26 دسامبر 2004 (تكرار انتخابات دور دوم) نظارت كنند و هرچه ناظر بيشتر، بهتر!.

    روز پيش از اين وضعيت (چهارم دسامبر)، و اين بار اين هواداران يانوكوويچ بودند كه جاي تظاهر كنندگان هوادار يوشچنكو را در ميدانهاي شهرهاي اوکراين گرفته بودند. آنان شعار مي دادند: با تظاهرات خياباني و محاصره عمارات دولتي و فشار نبايد نمايندگان پارلمان را مجبور به اقدام و وضع قانون كرد كه اين عمل خلاف اصول دمكراسي و همانا بكار بردن زور و استبداد است. ساير ملل براي نجات خود، معاونش را به ميان مردم خشمگين افكند تا او را بكشند!




    كومودوس ششم دسامبر سال 189 ميلادي كومودوس امپراتور وقت روم كه با اعتراض شديد مردم شهر «رم» و شورش ايشان به خاطر كمبود گندم و گران شدن نان رو به رو شده بود براي جلب نظر اتباع کشور نسبت به خود و به علاوه راحت شدن از دست معاونش كه از سوي سناي روم به او تحميل شده بود هنگامي كه شنيد رمي هاي خشمگين پشت ديوار كاخ او اجتماع كرده و تظاهرات مي كنند به اتفاق معاونش «كلياندر» به بالكن كاخ رفت و خطاب به مردم حق را به جانب آنان داد و گفت كه عامل كمبود گندم را تا چند لحظه ديگر به شما مي سپارم و سپس به محافظانش دستور دادكه «كلياندر» را از بالكن به ميان مردم افكنند و مردم هم اورا قطعه ــ قطعه كردند!.

    كومودوس معاون قبلي خودرا هم به جرم خيانت اعدام كرده بود و اجازه نداد كه سنا براي او معاوني ديگر انتخاب كند. علت تعيين معاون براي امپراتور اين بود كه كومودوس بيشتر وقت خود را صرف خوشگذراني و تماشاي كارهاي گلادياتورها مي كرد و به امور كشور نمي رسيد و فساد اداري كه نمونه اش گراني نان بود نتيجه همين بي اعتنايي او به خدمات عمومي بود. كومودوس در به جان هم انداختن گلادياتورها كه اسيران جنگ ها بودند و كشته شدن آنان به دست يكديگر به قدري افراط مي كرد كه گاهي هم خود او با ارابه به ميان گلادياتورها مي رفت و آنان را مي كشت!.

    وي بعدا نام خود را هم بر شهر قديمي رم نهاد و اين شهر را "كوموديانا" ناميد. همين كارها سبب شد كه در31 دسامبر سال 192 ميلادي يك افسر گارد وارد گرمابه كومودوس شود و اورا كه سر گرم استحمام بود بكشد. شانس رومي ها در زمان كومودوس اين بود كه شاه وقت ايران بلاش سوم مردي صلح طلب بود و خود را سرگرم جمع آوري قطعات «اوستا» در يك كتاب كرده بود. فعاليت هاي سياسي ـ اقتصادي جهاني پوتين در اواخر سال 2004 - ديدار از ترکيه ولاديمير پوتين رئيس جمهور وقت روسيه در ادامه يک رشته فعاليت (در آن زمان؛ تازه) که از دو ماه پيش آن را آغاز كرده بود و مفسران غرب آن را هجوم سياسي ـ اقتصادي پوتين ناميده بودند 5 دسامبر 2004 وارد تركيه شد تا بکوشد ميان دو دولت دوستي و حسن تفاهم برقرار شود. تركيه آخرين حد كنوني پيشروي «ناتو» در شرق است. وي نخستين رهبر مسكو بود كه از تركيه ديدن کرد. پوتين در ديدار دو روزه خود كه متعاقب سفر هند صورت گرفت تلاش كرد كه مبادلات و همكاريهاي اقتصادي تركيه و روسيه گسترش يابد. پوتين قبلا از آسياي ميانه، چين، كشورهاي آمريكاي لاتين ديدن كرده بود و بعدا هم به چند كشور ديگر رفت.
    پوتين كه به همه اختلافات مرزي روسيه با چين پايان داده است از گسترش همكاري هاي تكنولوژيك روسيه و هند به عنوان گام مهمي براي پيشرفت ياد كرده بود.
    خبرگزاري هاي غرب كه كنترل خبرها را به دست دارند همه جا در ذيل خبر ديدار پوتين از تركيه، تاريخچه مناسبات بحراني دو كشور را ذكر كرده و شرح جنگهاي آنها را بر سر قفقاز، منطقه درياي سياه و بالكان در طول قرون 18، 19 و 20 را آورده بودند كه منجر به كوچك قلمرو تركيه (عثماني سابق) و شكستهاي متوالي آن شده بود. وقتي كه ديكته گران كاپيتاليسم، خود از آن عدول مي كنند! - پرداخت پول از جيب مردم به خودروسازان نام هايي که روزگاري معروفيت جهاني داشتند و نماد ايالات متحده آمريکا بودند





    در دسامبر 2009 در حالي كه براي خودروهاي ساخت اروپا و آسياي شرقي، متقاضيان خريد در صف نوبت قرارگرفته بودند و براي برخي از مدلها، اين نوبتها شش ماهه بود و خودروسازان آن مناطق از جستجو براي استخدام مهندس و تكنيسين باز نايستاده اند، سه كارخانه اتومبيلسازي آمريكا (جنرال موتورز، فورد و كرايسلر ـ جيپ) در آستانه ورشكستگي قرار گرفته و دست التماس به سوي دولت دراز كرده بودند. فروش محصولات اين سه كارخانه كه تا سال 1966 در جهان كولاك مي كرد و از نظر اتومبيلرانان، خودرو ساخت آمريكا حرف نداشت، در طول سال 2008 تا 37 درصد كاهش يافته بود زيرا كه محصول اين سه کارخانه قادر به رقابت با اتومبيلهاي ساخت اروپا و آسياي شرقي نيست. علت موفق نبودن اقتصاد چين تا سال 1982 اين بود كه از ادامه كار كارخانه هاي ورشكست حمايت مي كردند، همان كاري را كه انگلستان تا اواخر قرن 19 (پيش از انقلاب صنعتي) انجام مي داد. آمريكا منتقد روش پيشين چين و انگلستان بود و استدلال مي كرد كه يك كارخانه ورشكست بايد تعطيل و يا ادامه فعاليت آن با مديريت تازه زير نظر دادگاه ويژه امور ورشكستي قرار گيرد، ولي اينك مي خواهد به سه كارخانه در شرف ورشكستگي خود كمك كند و آن هم از جيب مردم! كه عدول از كاپيتاليسمي است كه اين دولت مبلّغ آن بوده است.

    مديران اين سه كارخانه كه هركدام دستمزد و پاداش سالانه ميليوني دارند نوامبر 2008 با جت هاي اختصاصي کمپاني خود به واشنگتن رفته بودند و از كنگره (قوه مقننه آمريکا) درخواست 25 ميليارد دلار پول براي نجات شرکت و اصطلاحا «بيل اوت» كرده بودند كه روزنامه ها موضوع جتهاي اختصاصي آنان را پيش كشيدند و كنگره جرات پرداخت نكرد و خواست كه بروند و جزئيات را بياورند. آنان بار دوم با خودرو ـ خودرو برق و بنزيني ـ به واشنگتن و كنگره مراجعه و 34 ميليارد دلار مطالبه كردند! (معادل درآمد يك سال يك كشور صادركننده نفت). تا بازگشت آنان به واشنگتن، كارچاق كن ها (لابي گرها كه عمدتا مقامات متنفذ سابق هستند) دست بكار شدند و اعضاي مخالف كنگره را كه هركدام 20 تا 40 سال نماينده و سناتور هستند (دمكراسي را ببين!) ملاقات! كردند و كنگره اين بار راضي به دادن کمک از جيب مردم (ماليات دهندگان) شدند.

    گروهي از بيکاران آمريکا که در صف نوبت براي تسليم رزمه براي يافتن کار ايستاده اند (چهارم دسامبر 2008 ايالت نيوجرزي)



    برخي ديگر از رويدادهاي 6 دسامبر
    1240: 23 سال پس از مرگ چنگيز خان ، باتو خان مغول شهر « كي اف » در اوكراين را تصرف و ويران ساخت.



    1862: به دستور آبراهام لينكلن رئيس جمهوري وقت آمريكا 39 سرخپوست( بوميان و مالکان اصلي آمريکا ) از قبيله « سو » به دار آويخته شدند. شهرت لينکلن به خاطر صدور اعلاميه لغو بردگي سياهپوستان است.
    1877: 1877 : واشنگتن پست نخستين شماره خودرا منتشر كرد .
    1917: فنلاند از روسيه جدا و اعلام استقلال كرد كه اين روز درعين حال روزملي فنلانديي ها است .
    1923: کلوين كوليج رئيس جمهوري وقت آمريكا نخستين رئيس يك كشور بود كه ار راديو نطق كرد .
    1954: شاه ايران براي ديدار از آمريكا وارد واشنگتن شد. پنج روز پيش از اين سفر جورج آلن معاون وزير خارجه آمريكا به تهران آمده بود و با شاه مداكره كرده بود.

    - جنگ خونین و مهم آسیای صغیر میان دو مدعی نیرومند رهبری امپراتوری روم اتفاق افتاد .در این جنگ ،ژول سزار ،سردار پیروز و رهبر ملت روم علیه" فارناس "که قصد ایجاد نوعی دیکتاتوری در امپراتور روم قدیم داشت میجنگید .گرچه جمعی از سپاهیان" پمپه "که قبلاش از ژول سزار شکست خورده بودند در این جنگ علیه سزار میجنگیدند ،با این همه فارناس مغلوب شد

    - "ونزوئلا "یکی از ممالک معتبر امروزی آمریکای جنوبی به طور کامل توسط" آلونسو - دو - جدا "دریانورد و مکتشف معروف اسپانیایی کشف شد و چون اهالی دهکدهای که کاشف اسپانیایی به آن برخورد کرده بود خانههای خود را روی آب ساخته بودند ،وی آنجا را" ونزوئلا" "ونیز کوچک "معنی میداد .ونزوئلا تا روز 26 اوت 1821 تحت سلطه اسپانیا بود
    - کودتای ارتش انگلستان علیه پارلمان آن کشور که دوره اول جنگهای داخلی را علیه شارل اول پیروز شده بودند ،اتفاق افتاد .نمایندگان پارلمان بعد از اسارت شارل اول روز 30 ژانویه 1647 میلادی طرفدار او شده بودند ولی ارتش خواهان محاکمه و اعدام او بود .در کودتای این روز 140 وکیل طرفدار شارل اول اخراج شدند و بقیه ،راصی به محکومیت شاه دادن و او روز 9 فوریه 1649 میلادی اعدام شد.

    - "وارن هاستینگز "سیاستمدار بزرگ انگلیسی در یکی از نجیبترین و معروفترین خانوادههای انگلستان قدم به عرصه وجود گذاشت .زادگاه وی شهر چرچیل ،در حوالی" اوکسفورد "بود .در جوانی در پی کسب نام و شهرت افتاد و در این راه چندان موفق شد که کمتر کسی به آن درجه از توفیق رسیده است .وی به سال 1818 بعد از 86 سال زندگی بدرود حیات گفت.

    - سلطنت" الیزابت "ملکه نامدار روسیه در قرن هجدهم میلادی به کمک افسران و فرماندهان ارتش روسیه که هنوز به پطر کبیر وفادار بودند آغاز شد زیرا ،الیزابت دختر پطر کبیر و" کاترین اول "بود .الیزابت روز 17 نوامبر 1709 میلادی در مسکو قدم به عرصه وجود گذاشته بود .این امپراتوریس نامدار ،روز 5 ژانویه 1762 میلادی بدرود حیات گفت .

    - پیروزی درخشان" لوتن "در محلی به همین نام در جریان جنگهای 7 ساله میان اتریش و پروس و فرانسه و انگلیس نصیب سپاهیان فردریک دوم پادشاه پروس شد و این بار ،حریف پروسیها ،اتریشیها بودند .یک ماه قبل از پیروزی" لوتن "پروسیها با یک جنگ عالی موفق شده بود که فرانسویها را در روسباخ شکست دهند .پیروزی" لوتن "را آخرین پیروزیهای پروس باید محسوب کرد.
    -"ویکتور امانوئل دوم "اولین پادشاه رسمی سراسر ایتالیای متحد ،پس از 58 سال زندگی و 29 سال سلطنت بر جزیره ساردنی و سراسر ایتالیا ،بدرود حیات گفت .این پادشاه که در پرتو خدمات او اتحاد ایتالیا عملی شد ،روز 16 اوت 1820 میلادی در" تورینو "متولد شده و روز 7 نوامبر 1849 میلادی وفات یافته بود .بعد از او پسرش هومبرت اول به سلطنت رسید .به روز 16 اوت 1820 مراجعه شود

    -"بخارست "پایتخت زیبای کشور رومانی در جریان جنگهای بینالملل اول توسط سپاهیان آلمانی به فرماندهی ژنرال معروف" ماکنزن "تسخیر شد .رومانی که تا روز 27 اوت همان سال بیطرف بود ،در این روز به آلمان و اتریش اعلان جنگ داد و در نتیجه آلمانیها از روز اول سپتامبر 1916 به رومانی حمله کردند و پس از چند شکست سخت در این روز بخارست تصرف ش .

    -حمله بزرگ نیروهای ارتش سرخ شوروی در جنگ مسکو علیه نیروهای آلمان نازی آغاز شد .حمله بزرگ روسها موقعی آغاز میشد که آلمانیها در حمله بزرگ قبلی خود که از روز 15 نوامبر همان سال ادامه داشت و به نبرد تانکها معروف بود شکست خورده بودند .این حمله به سبب افزونی نیروهای روسی و در هم شکستن روحیه عمومی آلمانیها به شکست نازیها تمام شد.

    -اولین عملیات احداث یکی از مهمترین و طولانیترین تونلهای دنیا در ایتالیا آغاز شد .این تونل که زیر کوه) مون بلان (مرتفعترین کوههای فرانسه قرار گرفته 6 کیلومتر طول دارد و دو کشور ایتالیا و فرانسه را از زیر آن کوه به هم مربوط میکند عملیات احداث این تونل پس از 6 سال تلاش مداوم سرانجام روز 14 اوت 1962 میلادی پایان یافت.

    ۱۳۸۴ - سقوط هواپیمای سی-۱۳۰ کشور ایران، اندکی پس از برخاستن از فرودگاه مهرآباد، که در این حادثه، ۹۴ نفر شامل نیروی نظامی سپاه و ارتش ایران و خبرنگاران، جان باختند.
    - درگذشت حاج سيد محمود شاهرودي
    - تولد زين العابدين رهنما مفسر قرآني
    - واگذاري امتياز روزنامه ستاره ايران به " ميرزا يوسف خان اعتصام زاده "
    - درگذشت آيت ا ...ميرزا حبيب ا ...مجتهد خراساني
    - توقيف نشريه طنز " کلثوم ننه "
    - تحصن جمعي از روزنامه نگاران و مديران مطبوعات در مجلس شوراي ملي به دليل عدم امنيت جاني و - مالي
    - توقيف نشريه صرير به دستور شهرباني
    - تفکيک وزارت فرهنگ به دو وزارتخانه
    - انتشار نشريه ماهانه صنعت چاپ ، بولتن رسمي سنديکاي چاپخانه هاي مرکزي
    - شهادت سرتيپ خلبان احمد کشوري( منطقه ميمک )
    - پناهندگي 28 تن از اسراي عراقي
    - تخريب مسجد بابري توسط هندوهاي متعصب
    - آغاز به کار شبکه جهاني جام جم
    - درگذشت دانشمند بزرگ ابن خياط ، ابوبکر محمدبن احمد بن منصور
    - انتشار و توقيف نشريه ايران نوين به مديريت " سيد محمد افجه "
    - شهادت " شيخ محمد خياباني "
    - اشغال " بخارست " توسط ارتش آلمان
    - استقلال فنلاند و روز ملي اين کشور
    - زنداني شدن نيکلاي دوم و خانواده سلطنتي در " توبولسک "

    ==================================================================================

    .
     
  2. کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏17/5/11
    ارسال ها:
    39,257
    تشکر شده:
    47,234
    امتیاز دستاورد:
    170
    پاسخ : تاریخ نگارتاپ فروم

    تقویم تاریخ ( 16 آذرماه )
    [HR][/HR] ۱۶آذر - از آغاز سال در تقویم رسمی ایران ۲۶۲روز گذشته و به پایان آن ۱۰۳روز (در سال عادی) یا ۱۰۴روز (در سال کبیسه) ماندهاست.

    رویدادها
    ۱۳۲۰ - حمله ارتش ژاپن، به پایگاه نیروی هوایی ارتش و تکاوران آمریکا، در پرل هاربر (خلیج مروارید) در جریان جنگ جهانی دوم.
    ۱۳۳۲ - حمله دولت کودتا فضلالله زاهدی به دانشکده فنی دانشگاه تهران در جریان اعتراضات به سفر معاون رئیسجمهور وقت آمریکا (ریچارد نیکسون). سه دانشجو (دو تن هوادار حزب توده و یک تن هوادار جبهه ملی) در این روز که به روز دانشجو معروف شد، کشته شدند.
    ۱۳۸۸ - تظاهرات هواداران جنبش سبز در ایران و سایر کشورها با حضور دهها هزار نفر از مردم و دانشجویان.

    زادروزها
    ۱۲۰۲ - لئوپولد کرونکر، ریاضیدان و منطقدان آلمانی.
    ۱۳۲۸ - تام ویتس، خواننده، آهنگساز و بازیگر آمریکایی.

    مرگها
    ۱۳۶۹ - رینالدو آرناس (به اسپانیایی: Reinaldo Arenas)، نمایشنامهنویس، نویسنده و شاعر کوبایی.
    ۱۳۷۲ - جواد معروفی ، آهنگساز، پیانیست و رهبر ارکستر ایرانی.
    مناسبتها
    ایران - روز دانشجو. /روزجهانی هواپیمایی/روزتجلیل اسراومفقودان

    سيسرو فيلسوف، خطيب و سياستمدار روم باستان در اين روز كشته شد. - نگاهي به نظرات و تاليفات او
    هفتم دسامبر سال 43 پيش از ميلاد سيسرو (ماركوس توليوس سيسرو) فيلسوف، خطيب و اديب روم باستان به دست نظاميان ماركوس آنتونيوس در نقطه اي دور از شهر رم كشته شد. ماركوس «سيسرو» را متهم به مشاركت در قتل سزار در تالار سناي روم كرده بود و به خونخواهي سزار وي را كشت و دستورداد كه دست راست و سر او را جدا ساختند و در فوروم (محل سخنرانيهاي عمومي در شهر رم)، همانجائي كه صدها بار سخنراني كرده بود آويزان كردند.
    اشتباه سيسرو در اين بود كه وارد سياست شده بود. او از خاندان بزرگان نبود و براي اين كه به حساب آيد و نيز به منظور ترويج و عملي ساختن افكار خود وارد سياست شد و با اين کار نه تنها به اعتبار علمي خود صدمه زد بلكه جانش را هم ازدست داد. وي حتي يك بار مجبور شد بر خلاف عقايد فلسفي خود از اعدام فوري سه ژنرال ياغي جانبداري كند حال آن كه طبق عقايد او، هركس حق محاكمه منصفانه دارد. سيسرو به دليل مخالفت شديد با ديكتاتوري، و وفاداري به جمهوريت با كارهاي سزار موافقت نداشت.
    سيسرو كه در سال 106 پيش از ميلاد در شهر «آرپينو» واقع در 120 كيلومتري شرق شهر رم به دنيا آمده بود در جواني به يونان، رودس و ايوني (ساحل غربي آناتولي) رفته بود و در آنجا به مطالعه فلسفه، تاريخ، ادبيات و فن خطابت پرداخته بود. سخنراني هاي عمومي سيسرو به قدري نافذ بود كه وي را به عنوان كنسول و سپس سناتور انتخاب كردند و وارد سياست شد.
    سيسرو در يك جلسه سنا شديدا با تصميم كراسوس براي جنگ با ايران مخالفت كرده بود ولي راي اكثريت سنا با كراسوس بود. پس از شكست كراسوس در جنگ با ايران از سپهبد سورنا فرمانده ارتش ايران در سال 53 پيش از ميلاد و از دست دادن جان خود در اين جنگ، اهميت سيسرو كه با اين جنگ مخالفت كرده بود بيشتر شد.
    سيسرو كتاب «ماهيت بد و خوب» خود را بر پايه آيين زرتشت و آموزش هاي او نوشته است و در كتاب ديگر ش «درباره درستي» بسياري از اندرزهاي زرتشت را نقل و تفسير كرده است.
    از سيسرو آثار و كتابهاي متعدد باقي مانده است از جمله كتاب «موازنه» در علوم سياسي، وظيفه، فلسفه هاي نادرست، بروتوس، ازجانب بالبوس، مسائل فلسفه، عقايد، فنون نطق و خطابت، درباره پيري، پايان ها، طبيعت خدايان و ....
    سيسرو در كتاب «وظيفه» به مسئوليت هاي مختلف اشاره كرده و تجربه خدمت در ارتش را يك امر واجب دانسته و نوشته است كه هر مرد بايد تجربه نظامي داشته باشد تا نه تنها مفهوم جنگ را بداند بلكه بتواند نتايج ان را براي خود مجسم كند. وي در همين كتاب در باب دولتمرد نوشته است كه دولتمرد همانند يك پدر بايد هميشه نگران آن باشد كه چه ميراثي بايد از خود باقي بگذارد؛ پدر براي فرزندانش و دولتمرد براي هموطنانش و هرچه که اين ميراث غني تر باشد بهتر است و "تاريخ" از او به بزرگي و يک انسان کامل ياد خواهد کرد و ياد او هميشگي و جاودان خواهد ماند. كسي نبايد براي بازماندگان درد سر به ميراث بگذارد.
    در كتاب موازنه، سيسرو به دفاع از دمكراسي پرداخته و براي جلوگيري از ديكتاتوري توصيه كرده است كه ميان سنا (قوه تقنينيه) و امپراتور (رئيس قوه مجريه) بايد موازنه قدرت بر قرار باشد. وي اساسا با رياست يك فرد بر قوه مجريه مخالف است و از شوراي رياست كشور سخن به ميان مي آورد. سيسرو حكومت انتخابي را حق بشر مي داند و به اين ترتيب با حكومت موروثي ميانه خوبي ندارد. در همين كتاب، وي برخوردار بودن از محاكمه منصفانه را حق هر انسان مي داند و استدلال مي كند كه عمل و اقدام ناروا (عمل فيزيكي) جرم است؛ نه فكر و انديشه به زعم بعضي ها بد و نادرست. اگر افكار يك فرد زيان آور تلقي شود اين شخص بايد تبعيد شود نه جريمه، زندان و يا اعدام.
    سيسرو در كتاب «در باره درستي» نوشته است كه هيچ همكار و همنشيني زيان بارتر و بدتر از چاپلوس نيست و يك چاپلوس نبايد به خدمت عمومي ( كارمندي دولت) پذيرفته شود. سيسرو مي گويد كه اگر قدر شناسي نباشد؛ خدمت و خلاقيت هم وجود نخواهد داشت و مردمي كه قدر پيشينيان خود را كه خدمت كرده اند نشناسند و آنان را در نظر نداشته باشند كشورشان - دير و يا زود - از هم خواهد پاشيد. او غم انگيز ترين رويداد يك ملت را جنگ داخلي (برادر كشي) مي داند. سيسرو با اين كه چند بار در مذمت قضاوت عجولانه نوشته، خود او در ناميدن پمپي ژنرال رومي به «پمپي بزرگ» كه جاه طلبي او و ديگران باعث يك جنگ داخلي خونين در روم شد عجله كرد و يكي از انتقادهاي وارده به سيسرو همين بوده است. بخشهايي از كتاب فنون نطق و خطابت سيسرو هنوز در مدارس غرب كه اين رشته از دروس اجباري انها است تدريس مي شود.
    بايد دانست كه ارتش ايران در جنگ سال 36 پيش از ميلاد ماركوس آنتونيوس قاتل سيسرو را در آناتولي شرقي آن چنان شكستي سخت داد كه اشك ريزان فرار كرد و هزاران نظامي زير فرمان او كه به اسارت ايرانيان در آمده بودند براي كار كشاورزي به محل كنوني شهر اروميه فرستاده شدند.







    روزي كه كوروش وصيت كرد گور او در پاسارگاد (پارس) باشد و "زروبابل" را رئيس يهوديان آزاد شده از اسارت کرد
    [​IMG]
    كوروش بزرگ بنياد گذار ايران 530 سال پيش ز ميلاد در اينجا كه وصيت كرده بود دفن شدكوروش بزرگ بنياد گذار ايران هفتم دسامبر سال 539 پيش از ميلاد ضمن ديدار از معبد اصلي شهر بابل و اداي احترام نسبت به آن، در همين جا خطاب به همراهانش اعلام داشت كه در هرجاي دنيا كه بميرد بايد جسد او را به پاسارگاد پارس منتقل و در آنجا دفن كنند. اين بيان کوروش در تاريخ تحت عنوان "وصيت کوروش" ضبط شده است. کوروش با اين که زرتشتي بود به اديان ديگر که پيروان داشتند و نزد آنان مقدس بودند احترام مي گذارد.
    وي در همين روز «زروبابل» را به رياست بيش از چهل هزار يهودي كه آنان را از اسارت بابلي ها آزاد كرده بود برگماشت تا به اورشليم بازگرداند و به حد كافي سرباز محافظ و پول در اختيار گذارد تا اورشليم و معابد ويران شده يهوديان را بازسازي كنند. بسياري از اين يهوديان از پنجاه سال پيش از آن در اسارت دولت بابل بودند. يهوديان آزاد شده سال 538 پيش از ميلاد به ديار خود رسيدند. كوروش 29 اكتبر سال 539 پيش از ميلاد اعلام داشته بود كه ماموريت او براي آزاد كردن آسياي غربي و الحاق اين مناطق به جامعه مشترك المنافع ايران پايان يافته است و بايد نوروز را در پارس باشد. كوروش پس از تصرف بابل، دستور نوسازي بندر صيدا (واقع در لبنان فعلي) را كه به دست بخت النصر امپراتور بابل ويران شده بود به هزينه ايران صادر كرد.
     
  3. کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏17/5/11
    ارسال ها:
    39,257
    تشکر شده:
    47,234
    امتیاز دستاورد:
    170
    پاسخ : تاریخ نگارتاپ فروم

    تقویم تاریخ (17 آذر ماه)
    [HR][/HR]
    امروز ۱۷آذر - از آغاز سال در تقویم رسمی ایران ۲۶۳روز گذشته و به پایان آن ۱۰۲روز (در سال عادی) یا ۱۰۳روز (در سال کبیسه) مانده است.
    زادروزها
    ۱۲۶۵ - محمدتقی بهار، ملقب به ملکالشعرا، شاعر، روزنامهنگار، ادیب، تاریخنویس و سیاستمدار ایرانی.
    ۱۲۶۵ - دیهگو ریورا (به اسپانیایی: Diego Rivera)، نقاش و دیوارنگار مکزیکی.
    ۱۳۱۸ - داریوش مهرجویی، فیلمساز، کارگردان و مترجم ایرانی.
    مرگها
    ۱۲۸۲ - هربرت اسپنسر، فیلسوف و جامعهشناس انگلیسی.
    مناسبتها
    رومانی - روز قانون اساسی.

    امروز، کشور پرتغال ،میان امپراتوری فرانسه و کشور اسپانیا تقسیم شد و با این تقسیم ،یکی از ممالکی که انگلستان امیدوار بود در جنگ با فرانسه به سود انگلستان وارد جنگ شود ،از میان رفت .علت تقسیم پرتغال آن بود که این کشور به خلاف فرمانهای میلان و برلن دایر به تحریم تجارت با انگلستان ،با آن کشور به داد و ستد پرداخته و سر از فرمان ناپلئون بناپارت پیچیده بود.

    امروز، جنگ 5 ساله فرانسه و مکزیک آغاز شد .این جنگ دنباله جنگ بزرگ دول متحده اروپا با مکزیک بود که از روز 21 اکتبر 1861 میلادی به علت سوص قصد نسبت به سفیر فرانسه در مکزیک شروع شده بود ،و چون دولتهای انگلیس و اسپانیا ،متحدین فرانسه از جنگ کنار کشیدند ،خود دولت فرانسه به تنهایی جنگ را از این روز شروع کرد و تا روز 20 فوریه 1866 که به امپراتوری ماکسیمیلیان انجامید ادامه داد.

    امروز، حکومت" شگونها "در ژاپن بر افتاد و به این ترتیب ،رفورم اجتماعی و سیاسی و فرهنگی ژاپن در نیمه دوم قرن نوزدهم آغاز شد .شوگونها یا وزرای دربار امپراتوران ژاپن ،در طی قرون متمادی قدرتهای فراوانی بدست آورده و درباری در دربار سلطنتی بوجود آورده و مانع از ایجاد ارتباط ژاپن با ممالک خارجی بودند .عامل اصلی بر افتادن نفوذ شوگونها امپراتور روشنفکر ژاپن" موتسو - هیتو "بود.

    امروز، نبرد دریایی" فالکلاند "در اطراف جزایری به همین نام در جنوب آمریکای جنوبی در اقیانوس اطلس اتفاق افتاد .در این نبرد 5 رزمناو آلمانی که در 1 نوامبر 1914 موفق به شکست دادن ناوگان انگلیسی در جنگ) کورونل (شده بودند ،دچار یک دسته نیرومند از کشتیهای جنگی انگلیسی شدند .از این 5 رزمناو تنهای یکی از آنها گریخت و 4 تای دیگر غرق شدند.

    امروز، حملات سپاهیان ژاپنی به" فیلیپین "مجمعالجزایر معروف آسیا در آسیای جنوب شرقی آغاز شد .در آن زمان ،فیلیپین جزص متصرفات آمریکا محسوب میشد زیرا به موجب معاهده 10 دسامبر ،1898 اسپانیاییها این جزایر را به آمریکا واگذار دوگلاس - مکآرتور کرده بودند .در 14 مه 1942 ژنرال فرمانده آمریکایی از ژاپن شکست خورد و فیلیپین به تصرف ژاپن درآمد.

    امروز، آژانس بینالمللی استفاده از نیروی اتمی در راه صلح به ابتکار و پیشنهاد پرزیدنت آیزنهاور ریاست جمهوری ایالات متحده آمریکا تاصسیس شد .برای چگونگی اداره و استفاده از این آژانس ،دوازده کشور اروپایی آمریکایی - آسیایی که در رشته اتم پیروزیهایی داشتند مدت دو ماه تمام جلسهای تشکیل دادن .در حال حاضر 80 کشور جهان از اعضای سازمان ملل متحد ،عضویت این آژانس را دارند.

     
    یک شخص از این تشکر کرد.
  4. کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏17/5/11
    ارسال ها:
    39,257
    تشکر شده:
    47,234
    امتیاز دستاورد:
    170
    پاسخ : تاریخ نگارتاپ فروم

    تقویم تاریخ ( 18 آذرماه )
    ۱۸ آذر - از آغاز سال در تقویم رسمی ایران ۲۶۴ روز گذشته و به پایان آن ۱۰۱ روز (در سال عادی) یا ۱۰۲ روز (در سال کبیسه) مانده است.

    رویدادها

    ۱۳۷۰ - معرفی عراق به عنوان آغازگر و متجاوز و مسئول جنگ بر علیه ایران توسط سازمان ملل متحد.
    ۱۳۷۶ - برگزاری هشتمین کنفرانس سران کشورهای اسلامی در تهران.
    ۱۳۸۴ - انجام قرعهکشی برای جام جهانی فوتبال ۲۰۰۶.

    تقویم تاریخ برای 9 دسامبر

    9 دسامبر سال 1564
    "ژان کالون "نویسنده و روحانی بزرگ فرانسوی ،پس از 55 سال زندگی به دستور کلیسای کاتولیک در آتش سوزانده شد" .ژان کالون "روز 21 ژانویه 1509 میلادی در" نویون "قدم به عرصه وجود گذاشته بود .از آثار مهم این نویسنده روحانی کتاب معروف دینی او" تعالیم دین مسیح "را میتوان نام برد .وی از نویسندگان دوران رنسانس فرانسه محسوب میشود .

    9 دسامبر سال 1715
    قلعه تاریخی و مستحکم معروف به" استرال سوند "که آخرین متصرفات سوئد در سواحل جنوبی بالتیک بود ،در جریان حمله پروسیها به آن قلعه سقوط کرد و به این ترتیب شارل 12 پادشاه سوئد که با بدشانسی روبرو شده و مرتب شکست خورده بود ،آخرین پناهگاه خود را نیز از دست داد .متصرفات پهناور سوئد در ساحل بالتیک به این ترتیب میان دولتهای روسیه و پروس و لهستان قسمت شد.

    9 دسامبر سال 1761
    "ساموئل ریچاردسون "نویسنده انگلیسی پس از 72 سال زندگی در چنین روزی بدرود حیات گفت .او که پایه داستاننویسی انگلیسی را به طرزی که امروزه معمول است بنا نهاد ،روز پنجم فوریه 1689 میلادی در" دربیشایر "قدم به عرصه وجود گذاشته و از 20 سالگی به ادبیات پرداخته بود .کتاب معروف او" سرچارلز گراندیشن "نام دارد .

    9 دسامبر سال 1840
    کاخ بزرگ" کرملین "مرکز سیاست امروزی اتحاد جماهیر شوروی تاصسیس شد .تاصسیس این کاخ بزرگ و تاریخی که یکی از زیباترین ابنیه تاریخی امروزی شوروی محسوب میشود در زمان" نیکلای دوم "امپراتور روسیه و به امر او انجام شد و تا قبل از این که حکومت شوروی مقر خود را در این کاخ اعلام کند" کاخ موقتی تزار "نامیده میشد .این کاخ گنجایش 3 هزار نفر از میهمانان دربار روسیه را داشت.
    9 دسامبر سال 1895
    "ویلهلم رونتگن "دانشمند بزرگ و فیزیسین مشهور آلمانی اشعه مجهول را کشف کرد .اشعهای که فیزیکدان آلمانی ،رونتگن در این روز پس از 5 سال کوشش و آزمایش کشف کرد .قادر بود که از پارهای اجسام عبور کرده و موانع سر راه خود را معلوم کند .از این اشعه که خود رونتگن به آن نام" اشعه ایکس "داده بود امروزه برای عکسبرداری از ضایعات درونی بدن استفاده میشود.

    9 دسامبر سال 1941
    "سنگاپور "جنوبیترین جزیره شبه جزیره مالاکا و مروارید درخشان اقیانوس آرام بعد از بمبارانی شدید از طرف بمبافکنها ژاپنی ،به تصرف نیروهای ژاپن که تازه قدم به ساحل آن کشور گذاشته بودند درآمد و به این ترتیب به دوران تسلط انگلیسیها در آن سرزمین خاتمه داده شد .فتح سنگاپور دو روز بعد از حمله ژاپنیها به" پرل هاربور "بندر و پایگاه معروف آمریکا انجام شد.

    9 دسامبر سال 1963
    زنگبار ،یکی از معروفترین مستعمرات انگلستان در مشرق آفریقا استقلال خود را بدست آورد .این سرزمین از دو جزیره" زنگبار و پمپا"تشکیل شده و مجموع مساحت آن 2600 کیلومتر مربع است که 400 هزار نفر در آن بسر میبردند .زنگبار پس از استقلال با الحاق به کشور تانگانیکا ،فدراسیون" تانزانیا "را به وجود آوردند .

    9 دسامبر سال 742
    "شارلمانی "یکی از نامدارترین سلاطین اروپا که به او شارل اول یا شارل کبیر نیز گفته میشود ،قدم به عرصه وجود گذاشت .وی در سال 771 میلادی پادشاه فرانسه شد و به سبب پیروزیهای متعددی که به نام پاپ رهبر کاتولیکها علیه دشمنان دین و کفار بتپرست بدست آورد ،در 3 اکتبر 800 میلادی" پاپ لئون سوم "بدست خود تاج بر سر او گذاشت و او را امپراتور اروپا خواند .

    مهمترين رويدادهاي ايران و جهان در طول تاريخ در اين روز 9 دسامبر


    ايران
    هارون الرشيد
    هارون الرشيد خليفه توانمند عباسي نهم دسامبر سال 794 ميلادي يحيي برمكي را كه يك ايراني و در علم مديريت و تدبير كشور داري و شهرت امانتداري سرآمد ديگران بود به وزارت خود برگزيد تا به تمشيت امپراتوري او بپردازد. هارون كه مردي هوشمند بود پي برده بود كه بقاء امپراتوري پهناور او بستگي به وجود يك وزير لايق و باكفايت دارد كه بر امور اداري و مالي نظارت دقيق داشته باشد و كسي را بهتر از يحيي نيافته بود.
    هشت سال بعد، هارون بر خاندان برمكيان كه قدرت و شهرتي به دست آورده بودند خشمگين شد. در اين باره داستان سرايي بسيار شده است و مسئله از يك نقض عهد خانوادگي كه ميان جعفر برمكي شوهر خواهر هارون و شخص خليفه پديد آمده بود آغاز شده بود (جعفر که عباسه خواهر هارون را به عقد نکاح خود درآورده بود، طبق تعهدي که به هارون سپرده بود نبايد اين دو باهم عروسي مي کردند که نقض عهد شده بود!) و در سال 802 ميلادي هارون جعفر را اعدام كرد و يحيي را به زندان افكند. هارون به اين كار هم قانع نشد و چند ماه بعد دستور قتل عام برمكيان را صادر كرد؛ و جز يحيي كه در زندان بود و او نيز در همانجا درسال 805 ميلادي از گرسنگي در گذشت، بقيه کشته شدند.
    مطالعه نوشته مورخان در باره اوضاع دوران طولاني خلافت عباسيان از جمله تاريخ طبري، نه صدها بل هزارها نمونه از اين دست اعدامها و كشتارها را نشان مي دهد كه براي سران عرب (وقت) امري عادي بود. «خليفه» يک روز يك نفر با اعزاز تمام در كنار خود مي نشانيد و حتي داماد خويش مي كرد و دو روز بعد دستور مي داد او را با خشن ترين روش بكشند و ....

    مسئله هرات: روزي كه نيروهاي انگليسي پاي بر خاک ميهن ما در ساحل بوشهر گذاشتند

    James Outram
    نهم دسامبر سال 1856 نيروهاي تفنگدار انگليسي پاي به بندر بوشهر گذاردند. ورود آنان به بوشهر پس از گلوله باران شدن اين بندر قديمي ايران توسط ناوگان اعزامي انگلستان صورت گرفته بود. بوشهر روزها گلوله باران مي شد. با وجود پياده شدن تفنگداران انگليسي در ساحل بوشهر، مقاومت مردم معمولي در كوچه ها و خانه ها ادامه داشت. دولت انگلستان اول نوامبر (39 روز پيش از آن) به دولت ايران اعلان جنگ داده بود. اين اعلان جنگ درپي بي اعتنايي تهران به اخطارهاي انگلستان كه نيروهاي نظامي خود را از هرات و غرب افغانستان خارج سازد صادر شده بود. مقامات تهران به سفارت انگلستان در تهران اشاره كرده بودند كه نبايد انتظار داشت كه اصلي ترين منطقه وطن را ترك گويند. دولت انگلستان جرات لشكركشي به هرات از راه زمين و جنگ با ايران در آن منطقه را نداشت. جنگ انگلستان با ايران بر سر هرات تا چهارم آوريل سال 1857 (به مدت 17 ماه) ادامه داشت و طبق قرارداد پاريس به پايان رسيد. اين قرارداد دست ايران را براي لشكركشي به منطقه هرات (اگر از اين ناحيت احساس خطر كند) بازگذارده است.
    فرمانده ناوگان اعزامي انگلستان به بوشهر، با توجه به مقاومت مردم محل و اطلاع از سنگربندي آنان در تنگستان و مناطق كوهستاني، از لندن تقاضاي اعزام نيروي زميني كرد كه ژنرال «جيمز اوت رام James Outram» مستقر درهند با چند واحد سوار و پياده به بوشهر اعزام شد. واحدهاي ژنرال اوت رام در خوشاب و گردنه هاي فارس از مردم محلي با اين كه دولت مركزي نيروي كمكي نفرستاده بود آسيب فراوان ديدند و به بوشهر بازگشتند. ژنرال اوت رام كه در عين حال يك اميرزاده انگليسي بود تصميم گرفت كه به جاي فارس، نيروهاي خود را به خارك و خرمشهر بفرستد و از كوههاي ايران دوري گزيند. نيروهاي او به فرماندهي سرتيپ هيولاك خرمشهر و اهواز را كه كوه و كمر نداشتند تصرف كردند و دولت تهران مجبور به سازش شد. درهمان زمان هندي ها در وطن خود برضد انگليسي ها دست به شورش مسلحانه زده بودند و دولت انگلستان براي سركوب كردن شورش، به نيروهاي اعزامي به ايران نياز داشت ولي بي اطلاعي تهران از آن شورش و يا دست كم گرفتن آن بود كه با سازش موافقت كرد. با اين سازش، ايرانيان و هندي ها هر دو زيان فراوان ديدند. اگر ايران براي مدتي ديگر مقاومت كرده بود هندي ها انگليسي ها از وطن بيرون مي كردند و در ايران نيز شكست مي خوردند. يك نقاش انگليسي تصوير يكطرفه زير را از صحنه جنگ خوشاب ترسيم كرده است كه تنها سواره نظام انگليسي را در حال حمله به ايرانيان نشان مي دهد!!.
    بوشهر امروز كه نادرشاه افشار در سال 1736 آن را پايگاه ناوگان ده هزارنفري ايران اعلام كرد و به نادريه تغيير نام داد تا از آنجا استعمارگران اروپايي را از آسيا و شرق آفريقا بيرون اندازد در هشت كيلومتري شمال بوشهر باستاني قرار گرفته است كه آثار آن باقي است. بوشهر باستان «ليان» نام داشت كه مورخان يوناني قرون قديم، در تاليفات خود آن را «مزامبريا Mezambria» نوشته و درباره موقع دريايي آن قلمفرسايي كرده اند. پرتغالي ها در سال 1506 وارد بوشهر شده بودند كه شاه عباس بيرونشان كرد. كريم خان زند در سال 1763 بوشهر را مركز تجارت خارجي ايران اعلام داشت و در آنجا به خارجيان اجازه بازكردن مركز تجاري داد كه دكتر مصدق در زمان حكومت خود اقدام كريم خان را مورد توجه قرارداد و بوشهر را بندر آزاد ايران اعلام داشت. شهرت امروز بوشهر كه مركز استاني به همين نام است عمدتا به خاطر تاسيسات برق اتمي آن است.
    يك نقاش انگليسي تصوير يكطرفه زير را از صحنه جنگ «خوشاب» ترسيم كرده است كه تنها سواره نظام انگليسي را در حال حمله به ايرانيان نشان مي دهد!!.

    پيدايش مجاهدان مشروطيت و بدلي هاي آنان
    تاريخ، نهم دسامبر سال 1907 ميلادي مطابق با 18 آذر 1286 (سال تقسيم ايران به دو منطقه نفود انگلستان و روسيه) را آغاز پيدايش گروهي به نام «مجاهدين مشروطيت ايران» ذكر كرده است. اوايل همين ماه محمدعلي شاه قاجار مشروطيت نوپا را تعطيل كرده بود. در پي اين اقدام محمدعلي شاه كه مورد حمايت روسيه بود، بسياري از سران مشروطه و مشروطه خواهان و حاميان آن به حرمين قم و شهر ري و سفارتخانه هاي عثماني و انگلستان پناه برده بودند و در شهرهاي مختلف نيز مشروطه خواهان بپاخاسته بودند كه نهم دسامبر بعضي از شهرهاي كشور را از دست عوامل محمدعلي شاه خارج ساختند.
    پس از تصرف تهران به دست نيروها و داوطلبان مسلحي كه از اصفهان، رشت و تنكابن آمده بودند و بركناري محمدعليشاه و احياء مشروطيت، فعاليت مجاهدين مشروطه كه هر روز شماري "فرصت طلب" هم به آنان مي پيوستند ادامه يافت و به تدريج كه "مجاهدين بدلي" اكثريت يافتند دردسر سازي آنان اوضاع كشوررا تحت الشعاع قرار داد، زيرا كه اين بدلي ها در تهران و چند شهر ديگر هركار كه مي خواستند مي كردند از قتل و غارت تا .... مورخان وقت اروپا به نقل از خارجيان مقيم ايران نوشته اند كه بسياري از اين مجاهدين مشروطيت حتي معناي مشروطيت را نمي دانستند و تنها از اين عنوان سوء استفائه مي كردند تا اين كه سر انجام پس از قتل بعضي مقامات مهم حتي يكي از پدران مشروطيت، دولت وارد عمل شد و آنان راخلع سلاح و قلع و قمع كرد. در اين زمينه، چند داستان نيز انتشار يافته است.
    دو تن از مورخان اروپايي با تفسير كارهاي مجاهدان بدلي و تطبيق اين كارها با قضاوت «سر جان ملكم انگليسي» درباره روانشناسي ايرانيان نوشته اند كه ظاهرا خصلت ايرانيان نسبت به زمان ديدارهاي جان ملكم از ايران (دهه يکم قرن 19) تغيير نيافته است!. قضاوت جان ملكم مربوط به ايرانيان اوايل كار قاجاريه ــ صد سال و اندي پيش از پيدايش مجاهدين مشروطيت ــ بود كه در كتابي كه نوشته است آمده است.

    زد و خوردهاي مرزي عراق و ايران در سال1965 و ريشه آنها
    نهم دسامبر سال 1965 (18 آذر 1344) در تهران اعلام شد كه دو روز پيش از اين چند واحد نظامی عراق يك پاسگاه مرزي ايران را زير آتش قرار داده و اين حمله كه در آن از اسلحه سنگين هم استفاده شده تلفاتي به بار آورده است. دولت وقت ايران به دليل ورود فيصل السعود پادشاه وقت كشور سعودي به ايران كوشيد چند روز سكوت كند و سپس شديدا به دولت عراق اعتراض كرد كه 21 دسامبر دو پاسگاه مرزي ديگر ايران مورد حمله هوايي عراق قرار گرفت و آسيب ديد و يك روز بعد توپخانه عراق چند روستاي ايران را از داخل خاك عراق به گلوله بست و 24 دسامبر روستاهاي مرزي ديگري در خاك ايران مورد حمله هوايي عراقي ها قراگرفت و همزمان اخراج ایرانی تبارها و ایرانیان از آن کشور ازسرگرفته شد که دولت مجبور بود به این معاودین مسکن و کار بدهد.
    بيست و هفتم دسامبر وزير امور خارجه وقت در باره حملات عراق به نواحي مرزي ايران به سنا توضيح داد و اين مسائل را زاييده قرارداد سال 1937 (1316هجری) دانست كه دولت انگلستان آن را به ايران تحميل كرده بود. مرزهاي عراق با ايران را انگلستان ترسيم كرده و بمانند مرزهاي ساير كشورهايي كه در كنترل انگلستان بودند در همه جا استخوان لاي زخم قرارداده تا مسائل ادامه داشته باشد و منابع كشورها قرباني اختلافات شود و پيشرفت نكنند.
    يك روز پس ازتوضيحات وزير امورخارجه وقت در سنا، دولت وقت به عراق هشدار داد چنانچه باز هم از مذاكره براي حل مسئله شط العرب امتناع كند و به زد و خوردهای مرزی و اخراج ایرانی تبارها ادامه، ايران براي احقاق حقوق خود به راههاي ديگر از جمله بکاربردن سرباز متوسل خواهد شد و متعاقب آن به واحدهاي ارتش يكم (غرب كشور) و نيروي دريايي آماده باش داده شد و سربازان جاي ماموران انتظامي را در پاسگاههاي مرزي با عراق گرفتند. عراق نيز متقابلا به تقويت نيروهاي مرزي خود دست زد و در بغداد بر ضد ايران تظاهرات صورت گرفت و ....


    در قلمرو دموکراسي
    نسل نو و دمکراسي: گاف کرد و انتخاب نشد
    تحليلگران روند دمكراسي كه در حال بررسي پژوهشي انتخابات هفتم نوامبر 2006 آمريكا و نتايج آن هستند و به تدريج حاصل كار خود را اعلام مي كنند دوعلت عمده براي شكست جورج آلن در انتخابات سناي آمريكا در ايالت مشترك النافع ويرجينا به دست آورده اند از اين قرار:
    ــ توجه مردم به اعتدال سياسي
    ــ دوري جستن از افراد پرخاشگر
    طبق توضيح اين تحليلگران روند دمكراسي، جورج آلن 54 ساله در طول مبارزات انتخاباتي مرتكب چند «گاف» شد و نشان داد كه شديدا محافظه كار و معتقد به اصول محافظه كاري (ايدئولوژي نانوشته حزب جمهوريخواه) است، لذا راي دهندگان به رقيب او «وب» كه شهرت به ملايمت و كار منطقي دارد و گفتار ملايم دارد روي كردند. جورج آلن در جريان نطق مطبوعاتي يازدهم اوت 2006 خود، پس از اين كه چشمش به يك جوان هندوستاني تبار (به نام سيندارت Sindarth) افتاد كه از او فيلمبرداري مي كرد، با اشاره دست وي را «مكاكا» يعني عنتر خطاب كرد كه اين اظهار او عينا از شبكه هاي تلويزيون پخش شد و مردم را از او رويگردان كرد حال آن كه وي سناتور بود، مورد پشتيباني دولت فدرال قرارداشت، قبلا فرماندار همان ايالت (ويرجينيا) بود و پدرش مربي فوتبال و فردي محبوب و معروف در آن ايالت بوده است. سيندارت كه ميمون خطاب شده بود 20 ساله است، در آمريكا متولد شده است. پدر و مادر او از مهاجران هندي هستند. اودانشجويي با نمرات تماما «اي= 100» است. روزنامه هاي آمريكا كه عمدتا ليبرال هستند، اين قضيه را دنبال كردند كه ضربه به آلن، كاري تر شد. روزنامه ها ضمن پيگيري خود كشف كردند كه اجداد مادري آلن، يهودي بودند و انتشار اين موضوع در قديمي ترين مهاجر نشين آمريكا (ويرجينيا) كه بيشتر مردم آن انگليسي تبار و خود را بنيادگذار آمريكا مي پندارند نيز يك تبليغ منفي براي آلن بود.
    در قلمرو ادبيات
    سالگرد درگذشت سعدي شاعر و انديشمند انساندوست و اندرز گوي ما

    به به نوشته قريب به اتفاق كرونيكلر ها، مشرف الدين مصلح ابن عبدالله ــ سعدي شيرازي ــ نهم دسامبر سال 1292 ميلادي در زادگاه خود شهر باستاني شيراز وفات يافته است. يكي ــ دو تن ديگر درگذشت سعدي را سال 1290 ميلادي ذكر كرده و نوشته اند كه وي بسال 1210 ميلادي در شيراز به دنيا آمده بود. او كه درنوجواني شيراز را براي ادامه تحصيل در نظاميه بغداد (دانشكده اي كه خواجه نظام الملك توسي ساخته بود) ترك كرده بود تا سال 1256 (46 سالگي) به زادگاه خود بازنگشت و در اين مدت از عراق امروز، سوريه قديم (شامل لبنان و جنوب غربي تركيه)، مصر، حجاز و قسمتهايي از آناتولي ديدار كرده و در طرابلس لبنان به دست صليبيون اسير شده بود كه او را به نوشته خودش «به كار گل بداشتند» يعني عملگي در ساختن بناء به او تحميل شده بود، كه در اينجا توسط يك تاجر بازخريد و آزاد شد. سعدي كه اين نام او از اسم سعد ابن زنگي حكمران وقت فارس گرفته شده است در سال 1257 بوستان و سال بعد گلستان را به پايان رسانيد.
    نظم و نثر سعدي كه تا آن زمان چنين سبك و روشي سابقه نداشت فصاحت زبان فارسي را به اعلا درجه رسانيد. اين استاد سخن فارسي نثري روان و شيرين دارد. حكايات و ابيات سعدي آكنده از پند و اندرز براي اصلاح مردمان است. وي در عين حال يك صوفي بود. نمونه هايي از اندرزهاي منظوم او از اين قرارند:

    ايران كه در قرون قديم به مدت 12 قرن يك ابرقدرت نظامي ــ سياسي بي چون و چرا در جهان بود، در قرون وسطا هم از نظر انديشه، دانش و ادبيات تنها بزرگ جهان بشمار مي رود كه در اين زمينه همتا نداشته است و سعدي يكي از ستارگان آسمان اين دوران ايران بود ــ دوراني كه اروپا درجهل وظلمت دست و پا مي زد و شرق تا آن سوي روسيه گرفتار تاخت و تاز مغولان و طوايفي از اين دست بود. اين دوران نا آرام و بي ثبات كه مانع اقدام گروهي مي شد، ايرانيان را متوجه خلاقيت انفرادي خود كرد كه پيشرفت در علم و ادب نتيجه تلاش فردي است.
    سعدي يك شخصيت جهاني است كه در اروپا بسياري از مردم اين نام را بر فرزندان پسر خود مي گذارند. نام اول يك رئيس جمهوري فرانسه قرن گذشته «سعدي» بود. در اينترنت، سعدي در صدها سايت وصف شده است.

    ساير ملل
    بپاخيزي اسپارتاكوس ؛ دومين بپاخيزي گسترده بر ضد ظلم و ستم پس از قيام کاوه آهنگر
    بپاخيزي اسپارتاكوس از نهم دسامبر سال 73 پيش از ميلاد آغاز شد. وي از مردم تراس - منطقه اي در شمال درياي اژه و از نژاد يونانيان بود. اسپارتاكوس در ارتش روم يك سرباز كمكي (احتياط) بود. «آپيان» نويسنده پيش از ميلاد كه شرح بپاخيزي اسپارتاكوس را نگاشته روشن نساخته است كه به چه دليل اورا به دسته گلادياتور ها كه معمولا از ميان نظاميان خارجي اسير ارتش روم انتخاب مي شدند اضافه كرده بودند. وي در سال 74 پيش از ميلاد به گلادياتورها اضافه شده بود.
    كار گلادياتور ها اين بود كه دو به دو در برابر سران روم كه در جايگاه ويژه تماشاگران مي نشستند و به منظور تفريح و سرگرم كردن آنان درميدان گودي با اسلحه به جان هم بيافتندو يكي از دو حريف و يا هر دو آنان كشته شوند تا تماشاگران لدت ببرند!.
    اسپارتاكوس كه اين عمل را غير انساني مي دانست گلادياتور ها را برضد حكومت روم متحد كرد و درجريان يك نمايش «كشتار» دست به شورش زدند و بندها را گسستند و در كوه وزوويوس كه يك آتشفشان خاموش بود پنهان شدند و از آنجا دست به تحريك ساير بردگان زدند و هنگامي كه عده آنان به هفتصد تن رسيد از كوه فرود آمدند و با زور و مسلحانه دست به آزاد كردن بردگان ديگر زدند كه غنائم جنگها بودند. در آن زمان بردگان مولد ثروت بودند و براي اربابانشان كار توليدي رايگان از جمله كشاورزي مي كردند. قرار بود كه بردگان آزاد شده توسط گروه اسپارتاكوس جنگ كنان از طريق كوههاي آلپ به زادگاههاي خود باز گردند و بقيه عمر را آزاد زندگي كنند. آنان
    با اين فكر خودرا به دامنه هاي آلپ رسانيدند و ضمن راه دو لشكر رومي را كه سد راهشان شده بودند شكست و فراري دادند. در گذرگاههاي آلپ چون عده آنان نزديك به هفتاد هزار تن بود، ساکنان محل نگران و وحشت زده شدند و گذر گاههارا بستند. اسپارتاكوس كه مي خواست برده هاي آزاد شده زنده به كشورهاي خود بازگردند تصميم به خروج از روم با کشتي گرفت و به جنوب ايتاليا بازگشت و در سر راه خود نيروهاي رومي را كه مانع حركت آنان بودند شكست داد كه اين وضعيت بر دولت روم كه نتوانسته بود در طول دو سال و اندي قيام بردگان را سركوب كند گران آمد و كراسوس (ماركوس ليسينيوس كراسوس) يكي از سه عضو شوراي عالي حاكم بر امپراتوري روم داوطلب جنگ با بردگان شد. وي در سناي روم براي قانع كردن سناتورهاي به تامين هزينه يك لشكركشي بزرگ گفت كه اسپارتاكوس سه هزار سرباز اسير رومي را سر بريده است كه بعدا معلوم شد دروغ گفته و اين سربازان تنها خلع سلاح شده بودند و بعدا به رم باز گشتند.
    وي سپس با شش لشكر (لژيون) از راه زمين (شمال) و يك لشكر با كشتي و از راه دريا قرارگاه اسپارتا كوس را كه پيام داده بود اگر اجازه خروج ار ايتاليا به او و ساير بردگان همراه وي داده شود سر جنگ نخواهد داشت محاصره كرد و در جنگي كه در سال 71 پيش از ميلاد ميان طرفين روي داد اسپارتاكوش كشته شد و قيام بردگان شكست خورد. كراسوس براي ترسانيدن ساير بردگان كه فكر قيام از مغزشان نگذرد شش هزار تن از همدستان اسپارتاكوس را كه اسير شده بودند در جاده اي كه به شهر رم ختم مي شد به دار (صليب) زد كه همانجا از تشنگي و گرسنگي و درد ناشي از آويزان بودن به تدريج مردند كه چنين صحنه اي در طول تاريخ مشابه نداشته است.
    قيام اسپارتاكوس دومين قيام از اين دست در دنياي باستان بود. نخستين قيام را كاوه (كاوك) ايراني معروف به كاوه آهنگر بر ضد شاه ظالم آن زمان ايران رهبري كرده بود.

    كراسوس در سال 53 پيش از ميلاد به ايران حمله كرد كه در منطقه حران (كارهه) واقع در نقطه مرزي امروز تركيه و سوريه (شمال غربي عراق) و كنار رود فرات درجنگ باارتش ايران به فرماندهي سپهبد سورنا كشته شد و سربازان او و همچنين پسرش نيز نابود شدند كه اين بزرگترين شكست روميان از ايرانيان بود.

    Edmund Allenby
    نهم دسامبر 1917 بیت المقدس (اورشليم) به دست نیروهای مارشال ادموند آلنبی Edmund Allenby افسر ارشد نظامیان انگلستان در خاورمیانه افتاد. آلنبی برای تصرف مناطق عربی شرق مدیترانه ازجمله سرزمینی که امروز اردن نامیده می شود، فلسطین و سوریه که از مستملکات عثمانی بودند در این مناطق وارد یک رشته جنگ با نیروهای عثمانی شده بود. آلنبی قبلا در مصر بود و تجهیزات لازم را در اختیار سروان توماس ادوارد لورنس (لورنس عربستان) گذارده بود تا اعراب حجاز را برضد عثمانی برانگیزاند. پیروزی نظامی انگلستان بر عثمانی زاینده همه مسائل خاور میانه از 1918 تاکنون (91 سال) است.

    انتخابات پارلماني هفتم دسامبر 2003 روسيه و نتايجي که به دست داد: تزلزل فرضيه هاي قديمي دمکراسي و گرايش به ناسيونال سوسياليسم
    انتخابات پارلماني يكشنبه هفتم دسامبر 2003 روسيه واقعيات متعدد به دست داد كه در خور توجه و بررسي اند؛ ازجمله اين که اين انتخابات اين فرضيه را يك گام ديگر به اثبات نزديكتر كرده است كه در عمل، تعاريف دمكراسي و راه و روش تحقق آن، انتظار انديشمنداني كه آنها را در طول تاريخ بيان داشته اند برآورده نمي سازند. بنابراين با توجه به تجربه قرن 20 و سه سالي که تا انتخابات روسيه از قرن 21 گذشته بود، بايد راههاي ديگري ارائه شود تا بشر به دمكراسي واقعي كه حق اوست دست يابد. تجربه هاي قرن بيستم ثابت کرد که انتخاب يك الگوي واحد در اين زمينه براي همه جوامع بشري غير منطقي است. متقاضيان يافتن راههاي ديگر براي رسيدن به دمكراسي حقيقي بر اين نظر خود پا فشاري مي كنند كه سياستمداران و در نتيجه دولتمردان پس از انتخاب شدن، راه خود را مي روند كه متفاوت از راه و منافع مردم و حتي كشور است و بنا براين، اين طرز حكومت به مراتب بدتر از سلطنت مطلقه است كه دست كم سلاطين عهد قديم و نيز بيشتر ديکتاتورها دلسوزي و علاقمندي بيشتري به وطن داشتند. اينک ديگر روشن است که تعاريف دمکراسي براي "انسان آگاه و وضعيت موجود" کارايي ندارد و تا افراد يک جامعه آمادگي لازم را نداشته باشند و به عبارت ديگر حائز پيش شرطهايي نباشند، دمکراسي تحقق نمي يابد و تنها فرصت طلبان جوياي قدرت آن را دستاويز قرار مي دهند که اين عمل از تکامل سياسي جامعه جلوگيري مي کند.

    مثال روسيه به اين سبب كامل و جامع است كه درآنجا بي سواد و كسي كه در حد متعارف از فلسفه سياسي و حكومت بي خبر باشد وجود ندارد. با وجود اين، و بيم هايي كه وجود داشته، شمار شركت كنندگان در انتخابات هفتم دسامبر 2003 روسيه تنها کمي از 50 درصد واجدين دادن راي بيشتر، و طبق آمار دولت مربوط شش درصد كمتر از دوره پيش بود. به گزارش رسانه ها، راي دهندگاني كه به مراكز راي گيري مراجعه كرده بودند حتي نام برخي از احزاب - بعضا خلق الساعه 23 گانه را نشنيده بودند و آيين نامه انتخابات كه به «فرد» راي دهند و يا «حزب» آنان را گيج كرده بود. بسياري از راي دهندگان هنگامي كه در فهرست نامزدها، اظهاريه برخي از آنان را مي ديدند كه مدعي شده بودند اموالي ندارند و مي دانستند كه دارند و آشگارا دروغ گفته بودند از دادن راي منصرف مي شدند. براي راي دهندگان هضم اين نكته ثقيل بود كه چرا بايد به حزب «روسيه متحد» كه از سوي وزيران كابينه وقت تاسيس شده بود تا با اين ابزار همچنان در قدرت باقي بمانند راي بدهند و هنگامي كه شنيدند اين حزب دولت بيشتر از ساير احزاب راي به دست آورده ( 36 درصد آراء) و با ائتلاف با احزاب همسو در دوره آينده پارلمان به آساني خواهد توانست لوايح دلخواه دولت را تصويب كند و حتي با اصلاح قانون اساسي اين امکان را فراهم آورد كه رئيس دولت بتواند بيش از دو دوره متوالي رئيس جمهور شود به دهان دبير اول حزب كمونيست كه گفته بود : اين انتخابات يك نمايش مسخره بود، صندوقها را از قبل پر كرده بودند و ... نگاه كنند.
    انتخابات هفتم دسامبر 2003 روسيه نكات قابل ملاحظه ديگري هم داشت از جمله گرايش راي دهندگان به احزاب ناسيوناليست بود، به گونه اي كه حزب ژيرينوفسكي پس از يك عقب نشيني، شانه به شانه حزب كمونيست بالا آمد و با به دست آوردن 11 و شش دهم کل آراء سوم شد. حزب ناسيونال سوسياليست كه اخيرا از بطن حزب كمونيست بيرون آمده است 9 در صدآراء که چشمگير بود به دست آورده بود. در عوض دو حزب ليبراليست هوادار غرب ( يابلوکو و حزب اتحاد نيروهاي درست) كه قبلا آراء چشمگير داشتند نتوانستند به نصاب پنج درصد آراء برسند و از صحنه حذف شدند.
    گروه پانصد نفري ناظران بين المللي از جمله فرستادگان شوراي اروپا و سازمان همکاري و امنيت اروپا نحوه برگزاري انتخابات هفتم دسامبر 2003 روسيه فدراتيو را منصفانه ندانسته و ضمن گزارش موارد بي نظمي اعلام کرده بودند که حزب وزيران و مقامات دولتي به نام " روسيه متحد" از همه امکانات دولت از جمله رسانه هاي دولتي براي تبليغ و ... برخوردار بود. با توجه به اين انتقادها، دولتهاي اروپايي و نيز دولت آمريکا زبان به انتقاد گشوده و رسانه هاي اروپاي غربي اين پرسش را مطرح ساخته بودند : ... بالاخره روسيه مي خواهد که استاندارد انتخاباتي اروپا را رعايت کند، يا نه؟. اين رسانه ها راي گيري روسيه را "انتخابات اسمي" که در آن تقلب آشگار ديده شد نام برده بودند. پوتين و مقامات مربوط روسيه اين اتهامات را رد کرده بودند . بعضي منابع روس اشاره کرده بودند که پيروزي ناسيوناليستها ي روسيه در اين انتخابات غرب را نگران ساخته است و اين نگراني تا به آنجا ست که برخي رسانه هاي اروپاي غربي نوشته اند که صداي پاي ناسيونال سوسياليسم (اشاره به حزب نازي آلمان) اين بار از روسيه به گوش مي آيد.

    نتيجه ديگر اين انتخابات كه چشمگيرتر از موارد ديگر است؛ گرايش روسها به ناسيونال سوسياليسم است كه تقويت اين گرايش همه حسابهاي غرب را برهم خواهد زد، زيرا يك روسيه ناسيوناليست براي غرب به مراتب ترس آورتر از يك روسيه كمونيست است. روسيه كمونيست از آن چه كه داشت استفاده نكرد و آنها را از دست داد، ولي روسيه ناسيوناليست در بكار بردن آن چه را كه دارد تامل نخواهد كرد. اين گرايش را غرب، با رفتار خود باعث شد؛ ناتو را بر خلاف قولي كه در پايان دهه 1980 داده بود تا داخل قلمرو شوروي سابق گسترش داد و در امور گرجستان و ... و قرقيزستان به مداخله دست زد و در كاپيتاليسي كردن جامعه اي كه بيش از 70 سال سوسياليست بود اصرار بيش از حد ورزيد، از ميليونرهاي نوخاسته با همه فسادشان به حمايت برخاست و ....
    روسهايي که در انتخابات دسامبر 2003 به دو حزب ناسيوناليست روسيه راي داده بودند گفته بودند: احساسات ملي آمريکاييان از 1980 رو به گسترش گذارده؛ روي بدنه خودروهاي شخصي آنان پرچم کشورشان نقش گرفته، روزهاي تعطيل بر سردر خانه هاي خود پرچم آمريکا مي زنند، رسانه هاي آنان پر است از مطالب ميهني، و به کسي اجازه نمي دهند که بگويد بالاي چشم آمريکا ابروست، و در اين شرايط چرا ما پرچم وطن به دست نگيريم. آمريکاييان چون کشورشان مهاجرنشيني از مليت هاي مختلف است واژه "ميهندوستي Patriotism " را به کار مي برند و ديگر ملل از جمله ما، واژه "ملي گرا يي Nationalism "، را که در عمل ميان دو واژه فرقي نيست و يک مفهوم را مي رسانند - تفاوت تنها در اين است که هيتلر از واژه "ملي گرايي = ناسيوناليسم" استفاده کرد! و نبايد از واژه هراس داشت و هر ناسيوناليستي را هيتلر دانست و ....

    اعلاميه غير منتظره دولت آمريکا در هشتم دسامبر 2003 : يک چين و جود دارد و از استقلال تايوان حمايت نخواهدکرد

    Wen Jia Bao
    چند ساعت مانده به ورود " ون ژيابائو" نخست وزير چين به واشنگتن براي ملاقات با جورج بوش رئيس جمهور وقت آمريکا، هشتم دسامبر 2003 دولت آمريکا ضمن صدور اعلاميه اي، پس از سي سال يک بار ديگر تاکيد کرد که تنها يک "چين" وجود دارد و با هرگونه اقدام استقلال طلبانه تايوان از جمله برگزاري رفراندم مخالفت ورزيد. با اين اعلاميه دولت آمريکا سياست خود را در قبال تايوان روشن ساخت. اين اعلاميه در سالروز استقرار دولت مليون چين در تايوان (فرموزا ) انتشار يافت. دولت مليون (چيان کاي شک ) که از خاک اصلي چين خارج شده بود نهم دسامبر 1949 (هشتم دسامبر به وقت واشنگتن) استقرار خود را در جزيره تايوان اعلام داشت. چيان کاي شک با اطمينان به حمايت نظامي آمريکا به تايوان رفته و آن را جمهوري چين (دربرابر جمهوري توده اي چين) اعلام کرده بود. زن چيان کاي شک در ديدار از واشنگتن اين اطمينان را به دست آورده و آن را به شوهرش اطلاع داده بود. دولت آمريکا به نشانه دفاع از تايوان (در آن زمان جمهوري چين) از همان وقت دسته اي از کشتي هاي جنگي خودرا در تنگه تايوان و نقاط مجاور اين جزيره مستقر ساخته است. جمهوري توده اي چين يکم اکتبر 1949 تاسيس خودرا اعلام کرده است که از همين ماه در سال 2009 به عنوان يکي از دو ابرقدرت جهان شناخته شده است. اعلاميه غير منتظره دولت آمريکا در هشتم دسامبر 2003 يک پيروزي سياسي براي چين بشمار آمده است. تايواني ها با توجه به ابرقدرت شدن وطن اصلي و پيشرفت هاي شگرف اقتصادي آن، ديگر تمايلي به استقلال نخواهند داشت.

    مقرارات تازه كه خلبانان ايرلاين ها پس از اين كه 60 سال تمام از عمرشان گذشت، ديگر نمي توانند هواپيماهاي عمومي (غير شخصي) را خلباني كنند، دقيقا در آمريكا به مورد اجرا گذارده شده است. عكس بالا، خلبان «كن كوپرKen Cooper
    » از خلبانان شركت ساوت وست را نشان مي دهد كه به او اخطار شده است كه اين آخرين پرواز اوست زيرا كه دهم دسامبر 2006 (روز بعد) به 60 سالگي تمام مي رسد و بايد بمانند يک مسافر به شهر محل اقامتش بازگردد، نه در كاكپيت هواپيما.
    برخي ديگر از رويدادهاي 9 دسامبر
    967: (346 خورشيدي) ابو سعيد ابو الخير صوفي شاعر و صاحب رباعيات در مهنه (خاوران خراسان) نزديك سرخس به دنيا آمد.

    1927: (1306 هجري خورشيدي) برخي از روحانيون آن زمان به تصميم دولت وقت ايران مبني بر برقراري نظام وظيفه عمومي اعتراض كردند.

    1954: (1332 خورشيدي) ريچارد نيكسون معاون وقت رئيس جمهوري آمريكا براي ديدار با شاه وارد تهران شد.

    1963: (1342خورشيدي) احمد نفيسي شهردار اسبق تهران بازداشت شد . در نيم قرن گذشته بسياري از شهرداران تهران تحت تعقيب قضايي قرار گرفته اند !.

    1964: ( 1343 خورشيدي) كار تقسيم وزارت فرهنگ (معارف قديم) آغاز شد كه بعدا به صورت سه وزارتخانه جداگانه آموزش و پرورش، فرهنگ و هنر ، علوم وآموزش عالي و موسساتي چون اوقاف در آمد.

    1967: نيكلاي چائوشسكو رئيس جمهوري روماني شد كه آخرين رهبر حكومت كمونيستي اين كشور بشمار مي رود كه پس از فروپاشي دولتهاي كمونيستي اروپاي شرقي اعدام شد.

    1978: گلدا ماير نخست وزير پيشين اسرائيل در 80 سالگي درگذشت. وي که داراي افکار سوسياليستي بود پيش از نخست وزيري ، وزير امور خارجه و قبل از آن وزير کار اسرائيل بود. گلدا ماير در 1898 در شهر " کي اف " به دنيا آمده بود و در 8 سالگي با خانواده اش به امريکا مهاجرت و مدتي در شهر ميلواکي آمريکا معلم مدرسه بود . او در سال 1921 با شوهرش به فلسطين منتقل و در تل اويو اقامت کرده بود. جنگ اکتبر 1973 اعراب و اسرائيل در زمان نخست وزيري او روي داد.

    1980: جان لنون انگليسي( يکي از بيتلها ) از خوانندگان موسيقي راک در نيويورک به قتل رسيد.


    1987: ريگان و گورباچف پيمان تخريب موشکهاي اتمي برد متوسط را امضاء کردند.

    1988: دو روز پس از زمين لرزه شديد ارمنستان اعلام شد كه اين زلزله نزديک به 250 هزار كشته برجاي گذارده است . اين حادثه بر مسائل شوروي در آستانه فرو پاشي اش افزود.

    1992: چند واحد نظامي آمريکا وارد کشور سومالي شدند و شبکه هاي تلويزيوني آن کشور رويداد ورود آنان را مستقيما پخش کردند.

    2000: دادگاه عالي فلوريداي امريکا براي حل اختلاف نامزد هاي انتخاباتي امريکا - بوش و گور - راي داد که 45 هزار راي مورد اختلاف دوباره با دست شمارش شود که ديوان عالي کشور آمريکا بعدا اين اقدام را متوقف ساخت و بوش را برنده انتخابات اعلام کرد.
    منبع ویکی پدیا - وبگاه تاریخ ایران در این روز، نوشته نوشیروان کیهانی زاده
     
    یک شخص از این تشکر کرد.
  5. کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏17/5/11
    ارسال ها:
    39,257
    تشکر شده:
    47,234
    امتیاز دستاورد:
    170
    پاسخ : تاریخ نگارتاپ فروم

    تقویم تاریخ ( 19 آذرماه )
    [HR][/HR] ۱۹آذر - از آغاز سال در تقویم رسمی ایران ۲۶۵روز گذشته و به پایان آن ۱۰۰روز (در سال عادی) یا ۱۰۱روز (در سال کبیسه) ماندهاست.
    رویدادها
    ۱۳۲۷ - تصویب اعلامیه حقوق بشر سازمان ملل.
    ۱۳۶۳ - تشکیل شورای عالی انقلاب فرهنگی در ایران به دستور خمینی.

    امروز، پیروزی درخشان" ویلادی سییوزا "در جریان جنگی که در محلی به همین نام اتفاق افتاد ،نصیب" دوک دوواندوم "سردار فرانسوی شد .در این نبرد که یکی از مهمترین پیکارهای فرانسه با ممالک اتحاد کبیر لاهه میباشد ،فرانسویان با دو ارتش متحد انگلیس و اتریش روبرو بودند ولی متحدین شکست خوردند و فیلیپ پنجم پادشاه اسپانیا شب را در بستری که از آنها بیرقهای نظامی درست شده بود ،به خواب فرو رفت.

    امروز، "میشل - اوژن - شورول "شیمیدان و مکتشف بزرگ آنگرس فرانسوی در قرون هجدهم و نوزدهم میلادی ،در قدم به عرصه وجود گذاشت .پدرش" شماع "بود و او نیز مدتها به این کار مشغول بود .بعد از اتمام تحصیلاتش ،به تحقیقات شیمیایی پرداخت و طریقه تجزیه" مواد چربی و روغنهای نباتی و حیوانی "را کشف کرد و شمع گچی را اختراع کرد .او روز 11 ژانویه 1889 مرد.

    امروز، "سزار فرانک "آهنگساز بزرگ فرانسوی در شهر" لیژ "در بلژیک متولد شد .وی بعد به پاریس آمد و در کنسرواتور پاریس زیر نظر" راین "پیانیست آلمانی تعلیم دید و تا آخر عمر نیز به نواختن پیانو مشغول بود .فرانک در موسیقیسازی و موسیقی مذهبی آثار بزرگی دارد که" شکارچی نفرین شده "از مهمترین آنهاست .وی روز 8 نوامبر 1890 در جریان یک حادثه درگذشت.

    امروز، ناپلئون سوم ،برادرزاده ناپلئون بناپارت بعد از مدتی که حکومت) هیاصت مجریه 5 نفری (زمام امور را بدست داشت با 55 میلیون راصی به ریاست جمهوری فرانسه رسید و سرانجام نیز با تمهید مقدماتی در 20 نوامبر 1852 میلادی به امپراتوری رسید .وی بعد از شکست از آلمان در 1871 و اسارت بدست" مولتکه "سردار آلمانی از سلطنت خلع شد و در 7 ژانویه 1873 میلادی مرد.

    امروز، قرارداد صلح میان ویکتور امانوئل اول ،پادشاه میهنپرست" ساردنی "در ایتالیا و ناپلئون سوم امپراتور فرانسه به امضاص رسید و دو کشور ساردنی و فرانسه علیه اتریش که دشمن هر دو بود .متحد شدند .فرانسوا ژوزف پادشاه معروف اتریش برای جلوگیری از پیشدستی دو متحد ،دستور حمله به" پیه - مونته "را داد و با شکست مهم" ماژن تا "جنگ به نفع فرانسویها پایان یافت .

    امروز، "آلسکاندر سامسونوف "فرمانده بزرگ و جنگجوی معروف سنپطرز بورگ روسی در قرون نوزدهم و بیستم میلادی ،در در خانوادهای متشخص و ثروتمند متولد شد .به دستور پدرش بعد از اتمام تحصیلات به ارتش پیوست و تا درجه ژنرالی بالا رفت .در جنگ اول جهانی وی فرمانده روسیه در جنگ" تاننبرگ "بود و چون شکست خورد ،در 31 اوت 1914 میلادی در 55 سالگی خودکشی کرد.


    امروز، جنگ تاریخی" پلونا "در منطقهای به همین نام میان دو امپراتوری مقتدر روسیه و عثمانی اتفاق افتاد و با پیروزی روسها پایان یافت .در این جنگ" گراندوک نیکلا "برادر آلکساندر دوم امپراتور روسیه با" عثمان پاشا "سردار مشهور ترک روبرو بود .گرچه در ابتدا سردار ترک پیروزیهای بزرگی بدست آورد ولی ،خود در محاصره روسها افتاد و با اسارت او جنگ به نفع روسیه شد .

    امروز، جزایر" پورتوریکو "در اقیانون آرام که بین این اقیانوس و دریای کاراییب قرار گرفته است ،به موجب معاهده پاریس که در این روز به امضاص رسید ،از طرف دولت اسپانیا به مبلغ یک میلیون دلار به ایالات متحده آمریکا فروخته شد .پورتوریکو که پایتخت آن" سان ژوان "نام دارد ،تا قبل از شکست اسپانیا از آمریکا متعلق به اسپانیا بود و امروزه نیز متعلق به آمریکا است.

    امروز، دوران سلطه و حکومت 406 ساله اسپانیا بر کوبا پایان یافت و به موجب معاهده تاریخی" پاریس "که در این روز به امضاص رسید ،اداره امور کوبا به دولت ایالات متحده آمریکا محول شد .اسپانیا از روز 28 اکتبر 1492 میلادی که سواحل کوبا توسط کریستف کملب در جریان اولین سفر وی کشف شده بود ،جزص مستعمرات آمریکایی اسپانیا در آمده بود .

    امروز، مجمعالجزایر" فیلیپین "در اقیانوس کبیر توسط دولت اسپانیا به مبلغ چهار میلیون دلار به ایالات متحده آمریکا فروخته شد .فیلیپین ،که امروزه با یک جمهوری و به طور مستقل اداره میشود ،دیر زمانی متعلق به اسپانیا بود .وقتی اسپانیا در جنگ با آمریکا شکست خورد ،به موجب معاهده پاریس که در این روز امضاص شد ،فیلیپین را به آمریکا فروخت و آمریکا نیز روز 4 ژوییه 1946 میلادی به آن کشور استقلال داد.

    امروز، "ماکس پلانک "یکی از برجستهترین دانشمندان فیزیک و ریاضی آلمان در قرون نوزدهم و بیستم بعد از 89 سال زندگی بدرود حیات گفت .ماکس پلانک روز 23 آوریل 1858 میلادی در" کییل "متولد شده و تحصیلات خود را در مونیخ تمام کرده بود .وی که مبتکر تئوری معروف" کوانتا "میباشد ،در 1918 میلادی به اخذ جایزه معروف نوبل مفتخر شده بود.

    مهمترين رويدادهاي ايران و جهان در طول تاريخ در اين روز 9 دسامبر

    ايران
    هارون الرشيد خليفه توانمند عباسي نهم دسامبر سال 794 ميلادي يحيي برمكي را كه يك ايراني و در علم مديريت و تدبير كشور داري و شهرت امانتداري سرآمد ديگران بود به وزارت خود برگزيد تا به تمشيت امپراتوري او بپردازد. هارون كه مردي هوشمند بود پي برده بود كه بقاء امپراتوري پهناور او بستگي به وجود يك وزير لايق و باكفايت دارد كه بر امور اداري و مالي نظارت دقيق داشته باشد و كسي را بهتر از يحيي نيافته بود.
    هشت سال بعد، هارون بر خاندان برمكيان كه قدرت و شهرتي به دست آورده بودند خشمگين شد. در اين باره داستان سرايي بسيار شده است و مسئله از يك نقض عهد خانوادگي كه ميان جعفر برمكي شوهر خواهر هارون و شخص خليفه پديد آمده بود آغاز شده بود (جعفر که عباسه خواهر هارون را به عقد نکاح خود درآورده بود، طبق تعهدي که به هارون سپرده بود نبايد اين دو باهم عروسي مي کردند که نقض عهد شده بود!) و در سال 802 ميلادي هارون جعفر را اعدام كرد و يحيي را به زندان افكند. هارون به اين كار هم قانع نشد و چند ماه بعد دستور قتل عام برمكيان را صادر كرد؛ و جز يحيي كه در زندان بود و او نيز در همانجا درسال 805 ميلادي از گرسنگي در گذشت، بقيه کشته شدند.
    مطالعه نوشته مورخان در باره اوضاع دوران طولاني خلافت عباسيان از جمله تاريخ طبري، نه صدها بل هزارها نمونه از اين دست اعدامها و كشتارها را نشان مي دهد كه براي سران عرب (وقت) امري عادي بود. «خليفه» يک روز يك نفر با اعزاز تمام در كنار خود مي نشانيد و حتي داماد خويش مي كرد و دو روز بعد دستور مي داد او را با خشن ترين روش بكشند و ....

    مسئله هرات: روزي كه نيروهاي انگليسي پاي بر خاک ميهن ما در ساحل بوشهر گذاشتند

    James Outram
    نهم دسامبر سال 1856 نيروهاي تفنگدار انگليسي پاي به بندر بوشهر گذاردند. ورود آنان به بوشهر پس از گلوله باران شدن اين بندر قديمي ايران توسط ناوگان اعزامي انگلستان صورت گرفته بود. بوشهر روزها گلوله باران مي شد. با وجود پياده شدن تفنگداران انگليسي در ساحل بوشهر، مقاومت مردم معمولي در كوچه ها و خانه ها ادامه داشت. دولت انگلستان اول نوامبر (39 روز پيش از آن) به دولت ايران اعلان جنگ داده بود. اين اعلان جنگ درپي بي اعتنايي تهران به اخطارهاي انگلستان كه نيروهاي نظامي خود را از هرات و غرب افغانستان خارج سازد صادر شده بود. مقامات تهران به سفارت انگلستان در تهران اشاره كرده بودند كه نبايد انتظار داشت كه اصلي ترين منطقه وطن را ترك گويند. دولت انگلستان جرات لشكركشي به هرات از راه زمين و جنگ با ايران در آن منطقه را نداشت. جنگ انگلستان با ايران بر سر هرات تا چهارم آوريل سال 1857 (به مدت 17 ماه) ادامه داشت و طبق قرارداد پاريس به پايان رسيد. اين قرارداد دست ايران را براي لشكركشي به منطقه هرات (اگر از اين ناحيت احساس خطر كند) بازگذارده است.
    فرمانده ناوگان اعزامي انگلستان به بوشهر، با توجه به مقاومت مردم محل و اطلاع از سنگربندي آنان در تنگستان و مناطق كوهستاني، از لندن تقاضاي اعزام نيروي زميني كرد كه ژنرال «جيمز اوت رام James Outram» مستقر درهند با چند واحد سوار و پياده به بوشهر اعزام شد. واحدهاي ژنرال اوت رام در خوشاب و گردنه هاي فارس از مردم محلي با اين كه دولت مركزي نيروي كمكي نفرستاده بود آسيب فراوان ديدند و به بوشهر بازگشتند. ژنرال اوت رام كه در عين حال يك اميرزاده انگليسي بود تصميم گرفت كه به جاي فارس، نيروهاي خود را به خارك و خرمشهر بفرستد و از كوههاي ايران دوري گزيند. نيروهاي او به فرماندهي سرتيپ هيولاك خرمشهر و اهواز را كه كوه و كمر نداشتند تصرف كردند و دولت تهران مجبور به سازش شد. درهمان زمان هندي ها در وطن خود برضد انگليسي ها دست به شورش مسلحانه زده بودند و دولت انگلستان براي سركوب كردن شورش، به نيروهاي اعزامي به ايران نياز داشت ولي بي اطلاعي تهران از آن شورش و يا دست كم گرفتن آن بود كه با سازش موافقت كرد. با اين سازش، ايرانيان و هندي ها هر دو زيان فراوان ديدند. اگر ايران براي مدتي ديگر مقاومت كرده بود هندي ها انگليسي ها از وطن بيرون مي كردند و در ايران نيز شكست مي خوردند. يك نقاش انگليسي تصوير يكطرفه زير را از صحنه جنگ خوشاب ترسيم كرده است كه تنها سواره نظام انگليسي را در حال حمله به ايرانيان نشان مي دهد!!.
    بوشهر امروز كه نادرشاه افشار در سال 1736 آن را پايگاه ناوگان ده هزارنفري ايران اعلام كرد و به نادريه تغيير نام داد تا از آنجا استعمارگران اروپايي را از آسيا و شرق آفريقا بيرون اندازد در هشت كيلومتري شمال بوشهر باستاني قرار گرفته است كه آثار آن باقي است. بوشهر باستان «ليان» نام داشت كه مورخان يوناني قرون قديم، در تاليفات خود آن را «مزامبريا Mezambria» نوشته و درباره موقع دريايي آن قلمفرسايي كرده اند. پرتغالي ها در سال 1506 وارد بوشهر شده بودند كه شاه عباس بيرونشان كرد. كريم خان زند در سال 1763 بوشهر را مركز تجارت خارجي ايران اعلام داشت و در آنجا به خارجيان اجازه بازكردن مركز تجاري داد كه دكتر مصدق در زمان حكومت خود اقدام كريم خان را مورد توجه قرارداد و بوشهر را بندر آزاد ايران اعلام داشت. شهرت امروز بوشهر كه مركز استاني به همين نام است عمدتا به خاطر تاسيسات برق اتمي آن است.
    يك نقاش انگليسي تصوير يكطرفه زير را از صحنه جنگ «خوشاب» ترسيم كرده است كه تنها سواره نظام انگليسي را در حال حمله به ايرانيان نشان مي دهد!!.

    پيدايش مجاهدان مشروطيت و بدلي هاي آنان
    تاريخ، نهم دسامبر سال 1907 ميلادي مطابق با 18 آذر 1286 (سال تقسيم ايران به دو منطقه نفود انگلستان و روسيه) را آغاز پيدايش گروهي به نام «مجاهدين مشروطيت ايران» ذكر كرده است. اوايل همين ماه محمدعلي شاه قاجار مشروطيت نوپا را تعطيل كرده بود. در پي اين اقدام محمدعلي شاه كه مورد حمايت روسيه بود، بسياري از سران مشروطه و مشروطه خواهان و حاميان آن به حرمين قم و شهر ري و سفارتخانه هاي عثماني و انگلستان پناه برده بودند و در شهرهاي مختلف نيز مشروطه خواهان بپاخاسته بودند كه نهم دسامبر بعضي از شهرهاي كشور را از دست عوامل محمدعلي شاه خارج ساختند.
    پس از تصرف تهران به دست نيروها و داوطلبان مسلحي كه از اصفهان، رشت و تنكابن آمده بودند و بركناري محمدعليشاه و احياء مشروطيت، فعاليت مجاهدين مشروطه كه هر روز شماري "فرصت طلب" هم به آنان مي پيوستند ادامه يافت و به تدريج كه "مجاهدين بدلي" اكثريت يافتند دردسر سازي آنان اوضاع كشوررا تحت الشعاع قرار داد، زيرا كه اين بدلي ها در تهران و چند شهر ديگر هركار كه مي خواستند مي كردند از قتل و غارت تا .... مورخان وقت اروپا به نقل از خارجيان مقيم ايران نوشته اند كه بسياري از اين مجاهدين مشروطيت حتي معناي مشروطيت را نمي دانستند و تنها از اين عنوان سوء استفائه مي كردند تا اين كه سر انجام پس از قتل بعضي مقامات مهم حتي يكي از پدران مشروطيت، دولت وارد عمل شد و آنان راخلع سلاح و قلع و قمع كرد. در اين زمينه، چند داستان نيز انتشار يافته است.
    دو تن از مورخان اروپايي با تفسير كارهاي مجاهدان بدلي و تطبيق اين كارها با قضاوت «سر جان ملكم انگليسي» درباره روانشناسي ايرانيان نوشته اند كه ظاهرا خصلت ايرانيان نسبت به زمان ديدارهاي جان ملكم از ايران (دهه يکم قرن 19) تغيير نيافته است!. قضاوت جان ملكم مربوط به ايرانيان اوايل كار قاجاريه ــ صد سال و اندي پيش از پيدايش مجاهدين مشروطيت ــ بود كه در كتابي كه نوشته است آمده است.

    زد و خوردهاي مرزي عراق و ايران در سال1965 و ريشه آنها
    نهم دسامبر سال 1965 (18 آذر 1344) در تهران اعلام شد كه دو روز پيش از اين چند واحد نظامی عراق يك پاسگاه مرزي ايران را زير آتش قرار داده و اين حمله كه در آن از اسلحه سنگين هم استفاده شده تلفاتي به بار آورده است. دولت وقت ايران به دليل ورود فيصل السعود پادشاه وقت كشور سعودي به ايران كوشيد چند روز سكوت كند و سپس شديدا به دولت عراق اعتراض كرد كه 21 دسامبر دو پاسگاه مرزي ديگر ايران مورد حمله هوايي عراق قرار گرفت و آسيب ديد و يك روز بعد توپخانه عراق چند روستاي ايران را از داخل خاك عراق به گلوله بست و 24 دسامبر روستاهاي مرزي ديگري در خاك ايران مورد حمله هوايي عراقي ها قراگرفت و همزمان اخراج ایرانی تبارها و ایرانیان از آن کشور ازسرگرفته شد که دولت مجبور بود به این معاودین مسکن و کار بدهد.
    بيست و هفتم دسامبر وزير امور خارجه وقت در باره حملات عراق به نواحي مرزي ايران به سنا توضيح داد و اين مسائل را زاييده قرارداد سال 1937 (1316هجری) دانست كه دولت انگلستان آن را به ايران تحميل كرده بود. مرزهاي عراق با ايران را انگلستان ترسيم كرده و بمانند مرزهاي ساير كشورهايي كه در كنترل انگلستان بودند در همه جا استخوان لاي زخم قرارداده تا مسائل ادامه داشته باشد و منابع كشورها قرباني اختلافات شود و پيشرفت نكنند.
    يك روز پس ازتوضيحات وزير امورخارجه وقت در سنا، دولت وقت به عراق هشدار داد چنانچه باز هم از مذاكره براي حل مسئله شط العرب امتناع كند و به زد و خوردهای مرزی و اخراج ایرانی تبارها ادامه، ايران براي احقاق حقوق خود به راههاي ديگر از جمله بکاربردن سرباز متوسل خواهد شد و متعاقب آن به واحدهاي ارتش يكم (غرب كشور) و نيروي دريايي آماده باش داده شد و سربازان جاي ماموران انتظامي را در پاسگاههاي مرزي با عراق گرفتند. عراق نيز متقابلا به تقويت نيروهاي مرزي خود دست زد و در بغداد بر ضد ايران تظاهرات صورت گرفت و ....

    در قلمرو دموکراسي
    نسل نو و دمکراسي: گاف کرد و انتخاب نشد
    تحليلگران روند دمكراسي كه در حال بررسي پژوهشي انتخابات هفتم نوامبر 2006 آمريكا و نتايج آن هستند و به تدريج حاصل كار خود را اعلام مي كنند دوعلت عمده براي شكست جورج آلن در انتخابات سناي آمريكا در ايالت مشترك النافع ويرجينا به دست آورده اند از اين قرار:
    ــ توجه مردم به اعتدال سياسي
    ــ دوري جستن از افراد پرخاشگر
    طبق توضيح اين تحليلگران روند دمكراسي، جورج آلن 54 ساله در طول مبارزات انتخاباتي مرتكب چند «گاف» شد و نشان داد كه شديدا محافظه كار و معتقد به اصول محافظه كاري (ايدئولوژي نانوشته حزب جمهوريخواه) است، لذا راي دهندگان به رقيب او «وب» كه شهرت به ملايمت و كار منطقي دارد و گفتار ملايم دارد روي كردند. جورج آلن در جريان نطق مطبوعاتي يازدهم اوت 2006 خود، پس از اين كه چشمش به يك جوان هندوستاني تبار (به نام سيندارت Sindarth) افتاد كه از او فيلمبرداري مي كرد، با اشاره دست وي را «مكاكا» يعني عنتر خطاب كرد كه اين اظهار او عينا از شبكه هاي تلويزيون پخش شد و مردم را از او رويگردان كرد حال آن كه وي سناتور بود، مورد پشتيباني دولت فدرال قرارداشت، قبلا فرماندار همان ايالت (ويرجينيا) بود و پدرش مربي فوتبال و فردي محبوب و معروف در آن ايالت بوده است. سيندارت كه ميمون خطاب شده بود 20 ساله است، در آمريكا متولد شده است. پدر و مادر او از مهاجران هندي هستند. اودانشجويي با نمرات تماما «اي= 100» است. روزنامه هاي آمريكا كه عمدتا ليبرال هستند، اين قضيه را دنبال كردند كه ضربه به آلن، كاري تر شد. روزنامه ها ضمن پيگيري خود كشف كردند كه اجداد مادري آلن، يهودي بودند و انتشار اين موضوع در قديمي ترين مهاجر نشين آمريكا (ويرجينيا) كه بيشتر مردم آن انگليسي تبار و خود را بنيادگذار آمريكا مي پندارند نيز يك تبليغ منفي براي آلن بود.

    در قلمرو ادبيات
    سالگرد درگذشت سعدي شاعر و انديشمند انساندوست و اندرز گوي ما
    به به نوشته قريب به اتفاق كرونيكلر ها، مشرف الدين مصلح ابن عبدالله ــ سعدي شيرازي ــ نهم دسامبر سال 1292 ميلادي در زادگاه خود شهر باستاني شيراز وفات يافته است. يكي ــ دو تن ديگر درگذشت سعدي را سال 1290 ميلادي ذكر كرده و نوشته اند كه وي بسال 1210 ميلادي در شيراز به دنيا آمده بود. او كه درنوجواني شيراز را براي ادامه تحصيل در نظاميه بغداد (دانشكده اي كه خواجه نظام الملك توسي ساخته بود) ترك كرده بود تا سال 1256 (46 سالگي) به زادگاه خود بازنگشت و در اين مدت از عراق امروز، سوريه قديم (شامل لبنان و جنوب غربي تركيه)، مصر، حجاز و قسمتهايي از آناتولي ديدار كرده و در طرابلس لبنان به دست صليبيون اسير شده بود كه او را به نوشته خودش «به كار گل بداشتند» يعني عملگي در ساختن بناء به او تحميل شده بود، كه در اينجا توسط يك تاجر بازخريد و آزاد شد. سعدي كه اين نام او از اسم سعد ابن زنگي حكمران وقت فارس گرفته شده است در سال 1257 بوستان و سال بعد گلستان را به پايان رسانيد.
    نظم و نثر سعدي كه تا آن زمان چنين سبك و روشي سابقه نداشت فصاحت زبان فارسي را به اعلا درجه رسانيد. اين استاد سخن فارسي نثري روان و شيرين دارد. حكايات و ابيات سعدي آكنده از پند و اندرز براي اصلاح مردمان است. وي در عين حال يك صوفي بود. نمونه هايي از اندرزهاي منظوم او از اين قرارند:

    يك نمونه:

    روزي كه زير خاك، تن ما نهان شود وآنها كه كرده ايم يكايك عيان شود....


    نمونه ديگر :

    چو دخلت نيست، خرج آهسته تر كن كه مي گويند ملاحان سرودي ....


    همچنين:


    شنيدم كه در وقت نزع روان به هرمز چنين گفت نوشيروان

    كه خاطر نگهدار و درويش باش نه، دربندآسايش خويش باش

    نياسايد اندر ديار تو ، كس چو آسايش خويش خواهي، و بس


    سعدي يك انساندوست واقعي و كامل بود. درباره انساندوستي او، ذكر اين شعر كافي است:

    بني آدم اعضاي يكديگرند كه در آفرينش ز يك گوهرند

    چو عضوي به درد آورد روزگار دگر عضوها را نماند قرار


    وي همچنين گويد:

    اگر پادشاهست، وگر پينه دوز چو خفتند، گردد شب هر دو روز

    ايران كه در قرون قديم به مدت 12 قرن يك ابرقدرت نظامي ــ سياسي بي چون و چرا در جهان بود، در قرون وسطا هم از نظر انديشه، دانش و ادبيات تنها بزرگ جهان بشمار مي رود كه در اين زمينه همتا نداشته است و سعدي يكي از ستارگان آسمان اين دوران ايران بود ــ دوراني كه اروپا درجهل وظلمت دست و پا مي زد و شرق تا آن سوي روسيه گرفتار تاخت و تاز مغولان و طوايفي از اين دست بود. اين دوران نا آرام و بي ثبات كه مانع اقدام گروهي مي شد، ايرانيان را متوجه خلاقيت انفرادي خود كرد كه پيشرفت در علم و ادب نتيجه تلاش فردي است.
    سعدي يك شخصيت جهاني است كه در اروپا بسياري از مردم اين نام را بر فرزندان پسر خود مي گذارند. نام اول يك رئيس جمهوري فرانسه قرن گذشته «سعدي» بود. در اينترنت، سعدي در صدها سايت وصف شده است.

    ساير ملل
    بپاخيزي اسپارتاكوس ؛ دومين بپاخيزي گسترده بر ضد ظلم و ستم پس از قيام کاوه آهنگر

    بپاخيزي اسپارتاكوس از نهم دسامبر سال 73 پيش از ميلاد آغاز شد. وي از مردم تراس - منطقه اي در شمال درياي اژه و از نژاد يونانيان بود. اسپارتاكوس در ارتش روم يك سرباز كمكي (احتياط) بود. «آپيان» نويسنده پيش از ميلاد كه شرح بپاخيزي اسپارتاكوس را نگاشته روشن نساخته است كه به چه دليل اورا به دسته گلادياتور ها كه معمولا از ميان نظاميان خارجي اسير ارتش روم انتخاب مي شدند اضافه كرده بودند. وي در سال 74 پيش از ميلاد به گلادياتورها اضافه شده بود.
    كار گلادياتور ها اين بود كه دو به دو در برابر سران روم كه در جايگاه ويژه تماشاگران مي نشستند و به منظور تفريح و سرگرم كردن آنان درميدان گودي با اسلحه به جان هم بيافتندو يكي از دو حريف و يا هر دو آنان كشته شوند تا تماشاگران لدت ببرند!.
    اسپارتاكوس كه اين عمل را غير انساني مي دانست گلادياتور ها را برضد حكومت روم متحد كرد و درجريان يك نمايش «كشتار» دست به شورش زدند و بندها را گسستند و در كوه وزوويوس كه يك آتشفشان خاموش بود پنهان شدند و از آنجا دست به تحريك ساير بردگان زدند و هنگامي كه عده آنان به هفتصد تن رسيد از كوه فرود آمدند و با زور و مسلحانه دست به آزاد كردن بردگان ديگر زدند كه غنائم جنگها بودند. در آن زمان بردگان مولد ثروت بودند و براي اربابانشان كار توليدي رايگان از جمله كشاورزي مي كردند. قرار بود كه بردگان آزاد شده توسط گروه اسپارتاكوس جنگ كنان از طريق كوههاي آلپ به زادگاههاي خود باز گردند و بقيه عمر را آزاد زندگي كنند. آنان
    با اين فكر خودرا به دامنه هاي آلپ رسانيدند و ضمن راه دو لشكر رومي را كه سد راهشان شده بودند شكست و فراري دادند. در گذرگاههاي آلپ چون عده آنان نزديك به هفتاد هزار تن بود، ساکنان محل نگران و وحشت زده شدند و گذر گاههارا بستند. اسپارتاكوس كه مي خواست برده هاي آزاد شده زنده به كشورهاي خود بازگردند تصميم به خروج از روم با کشتي گرفت و به جنوب ايتاليا بازگشت و در سر راه خود نيروهاي رومي را كه مانع حركت آنان بودند شكست داد كه اين وضعيت بر دولت روم كه نتوانسته بود در طول دو سال و اندي قيام بردگان را سركوب كند گران آمد و كراسوس (ماركوس ليسينيوس كراسوس) يكي از سه عضو شوراي عالي حاكم بر امپراتوري روم داوطلب جنگ با بردگان شد. وي در سناي روم براي قانع كردن سناتورهاي به تامين هزينه يك لشكركشي بزرگ گفت كه اسپارتاكوس سه هزار سرباز اسير رومي را سر بريده است كه بعدا معلوم شد دروغ گفته و اين سربازان تنها خلع سلاح شده بودند و بعدا به رم باز گشتند.
    وي سپس با شش لشكر (لژيون) از راه زمين (شمال) و يك لشكر با كشتي و از راه دريا قرارگاه اسپارتا كوس را كه پيام داده بود اگر اجازه خروج ار ايتاليا به او و ساير بردگان همراه وي داده شود سر جنگ نخواهد داشت محاصره كرد و در جنگي كه در سال 71 پيش از ميلاد ميان طرفين روي داد اسپارتاكوش كشته شد و قيام بردگان شكست خورد. كراسوس براي ترسانيدن ساير بردگان كه فكر قيام از مغزشان نگذرد شش هزار تن از همدستان اسپارتاكوس را كه اسير شده بودند در جاده اي كه به شهر رم ختم مي شد به دار (صليب) زد كه همانجا از تشنگي و گرسنگي و درد ناشي از آويزان بودن به تدريج مردند كه چنين صحنه اي در طول تاريخ مشابه نداشته است.
    قيام اسپارتاكوس دومين قيام از اين دست در دنياي باستان بود. نخستين قيام را كاوه (كاوك) ايراني معروف به كاوه آهنگر بر ضد شاه ظالم آن زمان ايران رهبري كرده بود.

    كراسوس در سال 53 پيش از ميلاد به ايران حمله كرد كه در منطقه حران (كارهه) واقع در نقطه مرزي امروز تركيه و سوريه (شمال غربي عراق) و كنار رود فرات درجنگ باارتش ايران به فرماندهي سپهبد سورنا كشته شد و سربازان او و همچنين پسرش نيز نابود شدند كه اين بزرگترين شكست روميان از ايرانيان بود.

    Edmund Allenby
    نهم دسامبر 1917 بیت المقدس (اورشليم) به دست نیروهای مارشال ادموند آلنبی Edmund Allenby افسر ارشد نظامیان انگلستان در خاورمیانه افتاد. آلنبی برای تصرف مناطق عربی شرق مدیترانه ازجمله سرزمینی که امروز اردن نامیده می شود، فلسطین و سوریه که از مستملکات عثمانی بودند در این مناطق وارد یک رشته جنگ با نیروهای عثمانی شده بود. آلنبی قبلا در مصر بود و تجهیزات لازم را در اختیار سروان توماس ادوارد لورنس (لورنس عربستان) گذارده بود تا اعراب حجاز را برضد عثمانی برانگیزاند. پیروزی نظامی انگلستان بر عثمانی زاینده همه مسائل خاور میانه از 1918 تاکنون (91 سال) است.

    انتخابات پارلماني هفتم دسامبر 2003 روسيه و نتايجي که به دست داد: تزلزل فرضيه هاي قديمي دمکراسي و گرايش به ناسيونال سوسياليسم
    انتخابات پارلماني يكشنبه هفتم دسامبر 2003 روسيه واقعيات متعدد به دست داد كه در خور توجه و بررسي اند؛ ازجمله اين که اين انتخابات اين فرضيه را يك گام ديگر به اثبات نزديكتر كرده است كه در عمل، تعاريف دمكراسي و راه و روش تحقق آن، انتظار انديشمنداني كه آنها را در طول تاريخ بيان داشته اند برآورده نمي سازند. بنابراين با توجه به تجربه قرن 20 و سه سالي که تا انتخابات روسيه از قرن 21 گذشته بود، بايد راههاي ديگري ارائه شود تا بشر به دمكراسي واقعي كه حق اوست دست يابد. تجربه هاي قرن بيستم ثابت کرد که انتخاب يك الگوي واحد در اين زمينه براي همه جوامع بشري غير منطقي است. متقاضيان يافتن راههاي ديگر براي رسيدن به دمكراسي حقيقي بر اين نظر خود پا فشاري مي كنند كه سياستمداران و در نتيجه دولتمردان پس از انتخاب شدن، راه خود را مي روند كه متفاوت از راه و منافع مردم و حتي كشور است و بنا براين، اين طرز حكومت به مراتب بدتر از سلطنت مطلقه است كه دست كم سلاطين عهد قديم و نيز بيشتر ديکتاتورها دلسوزي و علاقمندي بيشتري به وطن داشتند. اينک ديگر روشن است که تعاريف دمکراسي براي "انسان آگاه و وضعيت موجود" کارايي ندارد و تا افراد يک جامعه آمادگي لازم را نداشته باشند و به عبارت ديگر حائز پيش شرطهايي نباشند، دمکراسي تحقق نمي يابد و تنها فرصت طلبان جوياي قدرت آن را دستاويز قرار مي دهند که اين عمل از تکامل سياسي جامعه جلوگيري مي کند.

    مثال روسيه به اين سبب كامل و جامع است كه درآنجا بي سواد و كسي كه در حد متعارف از فلسفه سياسي و حكومت بي خبر باشد وجود ندارد. با وجود اين، و بيم هايي كه وجود داشته، شمار شركت كنندگان در انتخابات هفتم دسامبر 2003 روسيه تنها کمي از 50 درصد واجدين دادن راي بيشتر، و طبق آمار دولت مربوط شش درصد كمتر از دوره پيش بود. به گزارش رسانه ها، راي دهندگاني كه به مراكز راي گيري مراجعه كرده بودند حتي نام برخي از احزاب - بعضا خلق الساعه 23 گانه را نشنيده بودند و آيين نامه انتخابات كه به «فرد» راي دهند و يا «حزب» آنان را گيج كرده بود. بسياري از راي دهندگان هنگامي كه در فهرست نامزدها، اظهاريه برخي از آنان را مي ديدند كه مدعي شده بودند اموالي ندارند و مي دانستند كه دارند و آشگارا دروغ گفته بودند از دادن راي منصرف مي شدند. براي راي دهندگان هضم اين نكته ثقيل بود كه چرا بايد به حزب «روسيه متحد» كه از سوي وزيران كابينه وقت تاسيس شده بود تا با اين ابزار همچنان در قدرت باقي بمانند راي بدهند و هنگامي كه شنيدند اين حزب دولت بيشتر از ساير احزاب راي به دست آورده ( 36 درصد آراء) و با ائتلاف با احزاب همسو در دوره آينده پارلمان به آساني خواهد توانست لوايح دلخواه دولت را تصويب كند و حتي با اصلاح قانون اساسي اين امکان را فراهم آورد كه رئيس دولت بتواند بيش از دو دوره متوالي رئيس جمهور شود به دهان دبير اول حزب كمونيست كه گفته بود : اين انتخابات يك نمايش مسخره بود، صندوقها را از قبل پر كرده بودند و ... نگاه كنند.
    انتخابات هفتم دسامبر 2003 روسيه نكات قابل ملاحظه ديگري هم داشت از جمله گرايش راي دهندگان به احزاب ناسيوناليست بود، به گونه اي كه حزب ژيرينوفسكي پس از يك عقب نشيني، شانه به شانه حزب كمونيست بالا آمد و با به دست آوردن 11 و شش دهم کل آراء سوم شد. حزب ناسيونال سوسياليست كه اخيرا از بطن حزب كمونيست بيرون آمده است 9 در صدآراء که چشمگير بود به دست آورده بود. در عوض دو حزب ليبراليست هوادار غرب ( يابلوکو و حزب اتحاد نيروهاي درست) كه قبلا آراء چشمگير داشتند نتوانستند به نصاب پنج درصد آراء برسند و از صحنه حذف شدند.
    گروه پانصد نفري ناظران بين المللي از جمله فرستادگان شوراي اروپا و سازمان همکاري و امنيت اروپا نحوه برگزاري انتخابات هفتم دسامبر 2003 روسيه فدراتيو را منصفانه ندانسته و ضمن گزارش موارد بي نظمي اعلام کرده بودند که حزب وزيران و مقامات دولتي به نام " روسيه متحد" از همه امکانات دولت از جمله رسانه هاي دولتي براي تبليغ و ... برخوردار بود. با توجه به اين انتقادها، دولتهاي اروپايي و نيز دولت آمريکا زبان به انتقاد گشوده و رسانه هاي اروپاي غربي اين پرسش را مطرح ساخته بودند : ... بالاخره روسيه مي خواهد که استاندارد انتخاباتي اروپا را رعايت کند، يا نه؟. اين رسانه ها راي گيري روسيه را "انتخابات اسمي" که در آن تقلب آشگار ديده شد نام برده بودند. پوتين و مقامات مربوط روسيه اين اتهامات را رد کرده بودند . بعضي منابع روس اشاره کرده بودند که پيروزي ناسيوناليستها ي روسيه در اين انتخابات غرب را نگران ساخته است و اين نگراني تا به آنجا ست که برخي رسانه هاي اروپاي غربي نوشته اند که صداي پاي ناسيونال سوسياليسم (اشاره به حزب نازي آلمان) اين بار از روسيه به گوش مي آيد.

    نتيجه ديگر اين انتخابات كه چشمگيرتر از موارد ديگر است؛ گرايش روسها به ناسيونال سوسياليسم است كه تقويت اين گرايش همه حسابهاي غرب را برهم خواهد زد، زيرا يك روسيه ناسيوناليست براي غرب به مراتب ترس آورتر از يك روسيه كمونيست است. روسيه كمونيست از آن چه كه داشت استفاده نكرد و آنها را از دست داد، ولي روسيه ناسيوناليست در بكار بردن آن چه را كه دارد تامل نخواهد كرد. اين گرايش را غرب، با رفتار خود باعث شد؛ ناتو را بر خلاف قولي كه در پايان دهه 1980 داده بود تا داخل قلمرو شوروي سابق گسترش داد و در امور گرجستان و ... و قرقيزستان به مداخله دست زد و در كاپيتاليسي كردن جامعه اي كه بيش از 70 سال سوسياليست بود اصرار بيش از حد ورزيد، از ميليونرهاي نوخاسته با همه فسادشان به حمايت برخاست و ....
    روسهايي که در انتخابات دسامبر 2003 به دو حزب ناسيوناليست روسيه راي داده بودند گفته بودند: احساسات ملي آمريکاييان از 1980 رو به گسترش گذارده؛ روي بدنه خودروهاي شخصي آنان پرچم کشورشان نقش گرفته، روزهاي تعطيل بر سردر خانه هاي خود پرچم آمريکا مي زنند، رسانه هاي آنان پر است از مطالب ميهني، و به کسي اجازه نمي دهند که بگويد بالاي چشم آمريکا ابروست، و در اين شرايط چرا ما پرچم وطن به دست نگيريم. آمريکاييان چون کشورشان مهاجرنشيني از مليت هاي مختلف است واژه "ميهندوستي Patriotism " را به کار مي برند و ديگر ملل از جمله ما، واژه "ملي گرا يي Nationalism "، را که در عمل ميان دو واژه فرقي نيست و يک مفهوم را مي رسانند - تفاوت تنها در اين است که هيتلر از واژه "ملي گرايي = ناسيوناليسم" استفاده کرد! و نبايد از واژه هراس داشت و هر ناسيوناليستي را هيتلر دانست و ....

    اعلاميه غير منتظره دولت آمريکا در هشتم دسامبر 2003 : يک چين و جود دارد و از استقلال تايوان حمايت نخواهدکرد

    Wen Jia Bao
    چند ساعت مانده به ورود " ون ژيابائو" نخست وزير چين به واشنگتن براي ملاقات با جورج بوش رئيس جمهور وقت آمريکا، هشتم دسامبر 2003 دولت آمريکا ضمن صدور اعلاميه اي، پس از سي سال يک بار ديگر تاکيد کرد که تنها يک "چين" وجود دارد و با هرگونه اقدام استقلال طلبانه تايوان از جمله برگزاري رفراندم مخالفت ورزيد. با اين اعلاميه دولت آمريکا سياست خود را در قبال تايوان روشن ساخت. اين اعلاميه در سالروز استقرار دولت مليون چين در تايوان (فرموزا ) انتشار يافت. دولت مليون (چيان کاي شک ) که از خاک اصلي چين خارج شده بود نهم دسامبر 1949 (هشتم دسامبر به وقت واشنگتن) استقرار خود را در جزيره تايوان اعلام داشت. چيان کاي شک با اطمينان به حمايت نظامي آمريکا به تايوان رفته و آن را جمهوري چين (دربرابر جمهوري توده اي چين) اعلام کرده بود. زن چيان کاي شک در ديدار از واشنگتن اين اطمينان را به دست آورده و آن را به شوهرش اطلاع داده بود. دولت آمريکا به نشانه دفاع از تايوان (در آن زمان جمهوري چين) از همان وقت دسته اي از کشتي هاي جنگي خودرا در تنگه تايوان و نقاط مجاور اين جزيره مستقر ساخته است. جمهوري توده اي چين يکم اکتبر 1949 تاسيس خودرا اعلام کرده است که از همين ماه در سال 2009 به عنوان يکي از دو ابرقدرت جهان شناخته شده است. اعلاميه غير منتظره دولت آمريکا در هشتم دسامبر 2003 يک پيروزي سياسي براي چين بشمار آمده است. تايواني ها با توجه به ابرقدرت شدن وطن اصلي و پيشرفت هاي شگرف اقتصادي آن، ديگر تمايلي به استقلال نخواهند داشت.

    مقرارات تازه كه خلبانان ايرلاين ها پس از اين كه 60 سال تمام از عمرشان گذشت، ديگر نمي توانند هواپيماهاي عمومي (غير شخصي) را خلباني كنند، دقيقا در آمريكا به مورد اجرا گذارده شده است. عكس بالا، خلبان «كن كوپرKen Cooper
    » از خلبانان شركت ساوت وست را نشان مي دهد كه به او اخطار شده است كه اين آخرين پرواز اوست زيرا كه دهم دسامبر 2006 (روز بعد) به 60 سالگي تمام مي رسد و بايد بمانند يک مسافر به شهر محل اقامتش بازگردد، نه در كاكپيت هواپيما.


    برخي ديگر از رويدادهاي 9 دسامبر
    967: (346 خورشيدي) ابو سعيد ابو الخير صوفي شاعر و صاحب رباعيات در مهنه (خاوران خراسان) نزديك سرخس به دنيا آمد.

    1927: (1306 هجري خورشيدي) برخي از روحانيون آن زمان به تصميم دولت وقت ايران مبني بر برقراري نظام وظيفه عمومي اعتراض كردند.

    1954: (1332 خورشيدي) ريچارد نيكسون معاون وقت رئيس جمهوري آمريكا براي ديدار با شاه وارد تهران شد.

    1963: (1342خورشيدي) احمد نفيسي شهردار اسبق تهران بازداشت شد . در نيم قرن گذشته بسياري از شهرداران تهران تحت تعقيب قضايي قرار گرفته اند !.

    1964: ( 1343 خورشيدي) كار تقسيم وزارت فرهنگ (معارف قديم) آغاز شد كه بعدا به صورت سه وزارتخانه جداگانه آموزش و پرورش، فرهنگ و هنر ، علوم وآموزش عالي و موسساتي چون اوقاف در آمد.

    1967: نيكلاي چائوشسكو رئيس جمهوري روماني شد كه آخرين رهبر حكومت كمونيستي اين كشور بشمار مي رود كه پس از فروپاشي دولتهاي كمونيستي اروپاي شرقي اعدام شد.

    1978: گلدا ماير نخست وزير پيشين اسرائيل در 80 سالگي درگذشت. وي که داراي افکار سوسياليستي بود پيش از نخست وزيري ، وزير امور خارجه و قبل از آن وزير کار اسرائيل بود. گلدا ماير در 1898 در شهر " کي اف " به دنيا آمده بود و در 8 سالگي با خانواده اش به امريکا مهاجرت و مدتي در شهر ميلواکي آمريکا معلم مدرسه بود . او در سال 1921 با شوهرش به فلسطين منتقل و در تل اويو اقامت کرده بود. جنگ اکتبر 1973 اعراب و اسرائيل در زمان نخست وزيري او روي داد.

    1980: جان لنون انگليسي( يکي از بيتلها ) از خوانندگان موسيقي راک در نيويورک به قتل رسيد.


    1987: ريگان و گورباچف پيمان تخريب موشکهاي اتمي برد متوسط را امضاء کردند.

    1988: دو روز پس از زمين لرزه شديد ارمنستان اعلام شد كه اين زلزله نزديک به 250 هزار كشته برجاي گذارده است . اين حادثه بر مسائل شوروي در آستانه فرو پاشي اش افزود.

    1992: چند واحد نظامي آمريکا وارد کشور سومالي شدند و شبکه هاي تلويزيوني آن کشور رويداد ورود آنان را مستقيما پخش کردند.

    2000: دادگاه عالي فلوريداي امريکا براي حل اختلاف نامزد هاي انتخاباتي امريکا - بوش و گور - راي داد که 45 هزار راي مورد اختلاف دوباره با دست شمارش شود که ديوان عالي کشور آمريکا بعدا اين اقدام را متوقف ساخت و بوش را برنده انتخابات اعلام کرد.
     
    یک شخص از این تشکر کرد.
  6. کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏17/5/11
    ارسال ها:
    39,257
    تشکر شده:
    47,234
    امتیاز دستاورد:
    170
    پاسخ : تاریخ نگارتاپ فروم

    تقویم تاریخ ( 20 آذرماه )
    [HR][/HR] ۲۰ آذر - از آغاز سال در تقویم رسمی ایران ۲۶۶ روز گذشته و به پایان آن ۹۹ روز (در سال عادی) یا ۱۰۰ روز (در سال کبیسه) مانده است.
    زادروزها
    ■۱۳۱۰ - علیاکبر سعیدی سیرجانی، ادیب، پژوهشگر و نویسنده ایرانی
    ■1358 - مریم گنجی، عارف ، اندیشمند و پژوهشگر متافیریک
    مرگها
    ■۱۳۶۰ - سید عبدالحسین دستغیب، روحانی ایرانی

    امروز، "گیبرتی "استاد بزرگ معماری و هنرمند نامدار ایتالیایی در قرون چهاردهم و پانزدهم میلادی ،در شهر" فلورانس "قدم به عرصه وجود گذاشت .وی در ظرافت و دقت هنری سرآمد هنرمندان عصر خود بود .برای محل غسل تعمید فلورانس ،دو در مفرغی ساخت که برای یکی 21 سال و برای دیگری 28 سال وقت صرف کرد ،وی روز 25 مارس 1455 میلادی مرد.

    امروز، "فرانز هالس "هنرمند چیرهدست و استاد بزرگ نقاشی قرن هفدهم میلادی هلندی پس از 82 سال زندگی ،چشم از جهان فروبست" .فرانز هالس "روز 27 مارس 1584 میلادی در خانوادهای فقیر و تهیدست از مردم" آنورس "قدم به عرصه وجود گذاشت و با" زراردو "نقاش دیگر آن زمان معاصر بود .از برجستهترین آثار فرانز هالس تابلوی" پیرمردان "او را باید نام برد.

    امروز، محاکمه لویی شانزدهم ،پادشاه سابق فرانسه که در جریان انقلاب کبیر آن کشور زندانی شده و در زندان" تامپل "محبوس بود آغاز شد .از شاه" مالزرب - ترونشه و سز "سه وکیل مدافع زبردست دفاع میکردند ولی نه دفاع آنان و نه دفاع خود لویی شانزدهم که با عنوان" لویی کاپه "محاکمه میشد ،موئثر واقع شد و به اکثریت 380 راصی در مقابل 310 راصی محکوم به اعدام گردید .

    امروز، "هکتور برلیوز "موسیقیدان بزرگ و آهنگساز نامدار فرانسوی در شهر زیبای" کت - سن - آندره) "ایزر (متولد شد .فعالیتهای هنری او از سال 1822 میلادی در سن نوزده سالگی او شروع شد و معروفترین آثار او عبارتند از" فاوست ملعون و سنفونی فانتاستیک ."هکتور برلیوز به سال 1869 میلادی بعد از 66 سال زندگی بدرود حیات گفت .

    امروز، سلطنت" اولریک - الئنور "خواهر شارل دوازدهم پادشاه جوان و نگونبخت سوئد بعد از قتل برادرش در جنگ با دانمارک آغاز شد .شارل دوازدهم فرزندی نداشت و از خانوادهاش تنها خواهری داشت که او نیز در این روز به جای برادر به سلطنت رسید .اولین کار ملکه جدید سوئد امضاص یک معاهده دوستی با ممالک دانمارک ،لهستان ،روسیه و امپراتوری پروس بود.


    امروز، "فریدریش هولدرلین "شاعر و فیلسوف بزرگ آلمان در قرون هجدهم و نوزدهم میلادی پس از 73 سال زندگی تواصم با ؟؟ فراوان بدرود حیات گفت .وی روز 11 سپتامبر 1770 میلادی در یکی از شهرهای ایالت" وورتمبرگ "متولد شده بود و تحصیلات مذهبی داشت .از مهمترین آثار این مرد بزرگ" شناخت یکتایی - برادری - غفلت در فلسفه و داوطلب "را میتوان نام برد.

    امروز، "پرسیوال لاول "یکی از علماص بزرگ هیاصت آمریکا در قرون نوزدهم و بیستم میلادی ،در" واشنگتون "قدم به عرصه وجود گذاشت .پدرش معلم ریاضی بود و پرسیوال در مکتب پدر ابتدا به ریاضیات و سپس به نجوم پرداخت و سرانجام به عنوان یک منجم بزرگ مشهور شد" .پرسیوال لاول "روز 20 مه 1916 میلادی بعد از 61 سال زندگی بدرود حیات گفت.

    امروز، "آلکساندر دوما - پسر "نویسنده بزرگ و داستانسرای نامدار فرانسه در قرن نوزدهم میلادی ،پس از 71 سال زندگی بدرود آلکساندر دوما - پدر حیات گفت .وی که فرزند نامشروع بود ،از مهمترین آثار این نویسنده نامی" لادام اوکاملیا - پسر غیر شرعی - پرنسس ژرژ - دنیس - دوست زنان و قضیه پول "را میتوان نام برد .

    امروز، مغولستان ،سرزمین چنگیزخان مغول ،رژیم جمهوری کمونیستی خود را به جهان اعلام کرد و به این ترتیب کشوری که بیش از سه سال از تاریخ استقلال و جدایی آن از امپراتوری قدیم چین نمیگذشت ،به صورت جمهوری درآمد .مغولستان ،یا مغولستان خارجی ،بعد از قرنها که تحت سیطره چین بود ،روز 13 مارس 1921 مستقل شد و بعد از ایجاد کشور چین کمونیست ،با حفظ استقلال به آن کشور ملحق گردید.

    امروز، سلطنت" ادوارد هشتم "عموی" الیزابت دوم "ملکه امروزی بریتانیای کبیر با استعفای او از سلطنت پایان یافت و به جای او برادرش" ژرژ ششم "به سلطنت رسید .ادوارد هشتم که روز 13 مه 1894 میلادی در" ریچموند "متولد شده بود ،در 21 ژانویه 1936 بعد از مرگ پدرش" ژرژ پنجم "به سلطنت رسیده بود .وی امروز با عنوان" دوک دوویندسور "در خارج از انگلستان زندگی میکند.


    امروز، نبرد مشهور" سواموسالمی "در ناحیهای به همین نام واقع در کنار دریاچه" کیانتا "در 100 کیلومتری مرز شرقی فنلاند و شوروی میان نیروهای آن دو کشور اتفاق افتاد .این جنگ در جریان حمله روسها به فنلاند از 30 نوامبر همان سال اتفاق افتاد و در آن 34 هزار فنلاندی در برابر 58 هزار روسی قرار داشتند و جنگ ،روز 8 ژانویه 1940 میلادی با پیروزی فنلاندیها پایان یافت.


    امروز، موئسسه عامالمنفعه و بینالمللی" یونیسف "با تصویب اکثریت آراص اعضاص سازمان ملل متحد تشکیل شد .یونیسف ،موئسسهای است که در درجه اول هدفش رسیدگی به حال کودکان و اطفال آسیبدیده جنگ دوم جهانی و در درجه دوم تاصمین وسایل تغذیه و تحصیل و تربیت سایر کودکان جهان است .ایران نیز عضویت یونیسف را دارد .منطقه عملیات" یونیسف "بیشتر در آسیا ،آفریقا و آمریکای جنوبی است.


    امروز، طوفان بزرگ و پر تلفات" ناگویا "در سواحل ژاپن اتفاق افتاد .در این بلای مدهش که باد با سرعت 14 کیلومتر در ساعت میوزید ،منطقه ناگویا و بندر بزرگی به همین نام زیر و رو شد .ناگویا که در جنوب جزیره هوکایدو در ساحل اقیانوس آرام قرار دارد در حدود 6 هزار نفر از یک میلیون نفر جهت خود را از دست داد .خدمات دریابان" فردریک کیوت "فرمانده ناوگان هفتم آمریکا سبب کمی تلفات ژاپنیها شد.

    مهمترين رويدادهاي ايران و جهان در طول تاريخ در اين روز 10 دسامبر

    ايران
    تصرف نينوا: روزي كه امپراتوري ستمگر آشور نابود شد

    نقشه امپراتوري آشور در اوج خود
    شهر نينوه (نينوا، مجاور موصل امروز) پايتخت امپراتوري آشور دهم و به قولي 14 دسامبر سال 612 پيش از ميلاد به تصرف نيروهاي مشترك دولتهاي ماد (ايران) و بابل (بين النهرين جنوبي) در آمد و آن امپراتوري كه در تاريخ، شهرت ستمگري يافته است براي هميشه از ميان رفت. نيروهاي فاتح نينوا اين شهر را باخاك يكسان كردند كه ديگر آباد نشد.
    انگيزه ويران كردن نينوا، ظلم طولاني آشوريان به مادهاي ايراني و بابليان بود. دهها سال بود كه آشوريان بر سر مادها مي تاختند و آنان را جهت كار اجباري به اسارت مي بردند و ثروت آشور و اقتدار آن از همين برده گيري بود و مردان آشور تنها يك وظيفه داشتند و آن جنگ كردن بود. روحانيون مسيحي با تفسير انجيل، ويراني نينوا را اراده خداوند در براندازي ظالمان نوشته اند.
    مادها يكي از سه طايفه يک قبيله آريايي هستند كه تقريبا همزمان به فلات ايران مهاجرت كرده بودند و در منطقه اي وسيع از ري و قفقاز جنوبي تا ايلام (سراسر شمالغربي ايران) به مرکزيت همدان سكني گزيده بودند و اين سه طايفه خويشاوند در قرن ششم پيش از ميلاد کشور واحد ايران را به وجود آوردند که مناطق و مرزهاي آن به صورت سنگنبشته از عهد باستان باقي مانده و مورخان سند مالکيت ايران و تنها کشور جهان که چنين سندي دارد خوانده اند. همزمان، پارتها در خراسان و شرق درياي مازندران و پارسها در جنوب و شرق ايران (از محور ري به پايين تا رود سند و نصف النهار کشمير) اسكان يافته بودند و مادها به دليل همسايگي، گرفتار هجوم هاي پي درپي آشوريان بودند. در آن زمان بزرگترين شهر مادها هكمتانه (همدان) بود كه يونانيان اكباتانا نوشته اند.
    همين حملات آشوريان و ستمگري آنان سبب شد كه مادها دولتي كه سراسر شمال غربي ايران را دربرمي گرفت به پايتختي همدان تشكيل دهند و با دولت بابل كه آن هم گرفتار حملات آشوريان بود متحد شوند و كار آن را بسازند. آشوريها از نژاد عرب بوده اند. پس از اضمحلال امپراتوري آشور، دولت همدان بسياري از ايرانيان را به منطقه آشورنشين انتقال داد تا آشوريان در اقليت قرارگيرند و بارديگر نتوانند دولت تشكيل دهند و كردهاي عراق، سوريه و تركيه امروز اعقاب همان ايرانيان منتقله هستند.
    دولت ماد عمري طولاني نداشت و كوروش بزرگ كه از مادر ماد و از پدر پارسي بود با متحد ساختن سه طايفه ايراني (ماد، پارت و پارس) كه مورخان غرب آنان را آرين هاي جنوبي مي خوانند، ايران را به وجود آورد. در تاريخ عمومي كه در مدارس سراسر جهان تدريس مي شود، از كوروش (سيروس = سايرس) به عنوان پدر ايران ياد شده است.

    آنچه که از کاخ ظلم (کاخ امپراتوران آشور) باقي مانده است
    ضديت «رستم روز افزون» با شاه اسماعيل صفوي
    «رستم روزافزون» از گردنكشان مازندران كه با استفاده از لشكر كشي شاه اسماعيل صفوي به بغداد، بر ضد او بپاخاسته بود دهم دسامبر سال 1509 ميلادي بر همه مازندران استيلا يافت و ادعا كرد كه از نسل ساسانيان است و حكومت بر ايران حق اوست.
    شاه اسماعييل كه پس از تصرف بغداد از طريق اهواز عازم شيراز بود براي وي اخطاريه فرستاد كه پس از بيرون راندن ازبكان از شمالشرقي خراسان، براي بر انداختن او به مازندران خواهد رفت.
    رستم پس از دريافت اين اخطاريه با شيبك خان رئيس ازبكان باب دوستي باز كرد. شاه اسماعيل كه از شيراز عازم كاشان شده بود در نامه ديگري خطاب به رستم، او را به خاطر متحد شدن با شيبك خان، خائن به وطن و سزاوار مردن خواند.
    شاه اسماعيل سال بعد بر ازبكان پيروز شد و آنان را به آن سوي آمو دريا عقب راند. شيبك خان در جنگ كشته شد، ولي پيش از آن كه شاه اسماعيل رهسپار مازندران شود شنيد كه رستم درگذشته و يارانش آماده اعلام وفاداري مجدد نسبت به شاه اسماعيل هستند.
    در باره مرگ رستم، افسانه هاي متعدد وجود دارد از جمله اين كه پس از شنيدن خبر كشته شدن شيبك خان سكته كرده بود.

    در قلمرو دانش
    درگذشت رياضي دان چيني

    هشتم دسامبر 2004 پروفسور شينگ شن چرنDr. Shiing – Shen Chern رياضي دان چيني که قواعد متعدد و قضاياي تازه بر هندسه مخصوصا در زمينه پيچ و تاب سطوح و هندسه ديفرانسيل نوشت و به نام معروفند در 93 سالگي درگذشت. وي که در هامبورگ آلمان دکترا گرفته بود در چين دو انستيتو و در آمريکا يک انستيوي مطالعات رياضيات تاسيس کرده بود. پروفسور شينگ در جريان جنگهاي داخلي وطن به آمريکا مهاجرت کرده بود و در دانشگاههاي ماساچوست، شيکاگو و دانشگاه کاليفرنيا شعبه برکلي تدريس مي کرد که بعدا به وطن اصلي بازگشت و تا پايان عمر در آنجا زيست.

    در دنياي تاريخنگاري
    شناخته شده ترين روزنامه نگار ـ تاريخدان كانادايي ، و نگاهي كوتاه به نظرات او

    « پير برتون » شناخته شده ترين روزنامه نگار و تاريخدان كانادايي سه شنبه هفتم دسامبر جاري در 84 سالگي درگذشت و 50 كتاب( 45 كتاب تاريخ و 5 كتاب روزنامه نگاري ) از خود به يادگار گذارد. نظرات او درباره « كريتيكال آناليسس» ، «چشم اندازهاي تازه» درباره چگونگي تحليل رويدادهاي روز و « كاوش در درون رويدادهاي گذشته» كه در كتابهايش منعكس و روشهايي تازه اند در دانشگاههاي در كلاسهاي « تاريخ نگاري » و « نوشتن مقاله هاي ويژه » تدريس مي شوند. برتون كه يك ناسيوناليست كانادايي بود حرفه نوشتن را از روزنامه نگاري آغاز كرده بود ـ روزنامه نگاري نوشتاري و گفتاري ـ و هرگز روزنامه نگاري را به خاطر تاريخ نگاري ترك نكرد. او از آن دسته مورخاني بود كه تاريخ نگاري « ناراتيو ( شرح جزئيات رويداد و تفصيل كامل آن ) » را ترجيح مي داد و دنبال مي كرد و مي گفت: چرا تاريخ را به گونه اي بنويسيم كه كسي آن را نخواند ، خواندنش خسته كننده و وقتگير باشد و با يك بار خواندن، مفهوم نشود و بر ذهن نقش نبندد. وي بر اين اصل كه مورخ تاريخ داخلي ( ملي ) قطعا يك وطندوست و مورخ تاريخ ملل ( عمومي ) يك همنوعدوست است پاي مي فشرد و تحريف منفي هر دو تاريخ را اگر عالما و عامدا باشد يك خيانت مي دانست. برتون كه از معتقدان به نظام مدني كنفدراسيون كانادا بود مورخان را تشويق به نوشتن داستان بر پايه رويدادهاي آموزنده و ميهني تاريخ و فيلمسازان را به تهيه و توليد فيلم سينمايي بر پايه اين داستانها مي كرد و بر اين باور بود كه اين كار به آموزش عمومي كمك مي كند.

    در قلمرو رسانهها
    سالگرد درگذشت غلامحسين صالحيار روزنامه نگار بزرگ وطن - اشاره اي کوتاه به کارهاي او

    امروز سالگشت فوت غلامحسين صالحيار روزنامه نگار نامدار وطن در 71 سالگي است كه نوزدهم آذر سال 1382 (دهم دسامبر 2003 ) در تهران درگذشت.
    به تاييد انجمن هاي جهاني فعال در اين حرفه، وي در دهه هاي 1340 و 1350 روزنامه نگار شماره يك ايران بشمار مي رفت. صالحيار دو بار سردبير روزنامه اطلاعات بود و تيراژ اين روزنامه را به مرز يك ميليون نزديك ساخته بود. وي همچنين موسس خبرگزاري راديو تلويزيون (واحد مركزي خبر)، نخستين سردبير روزنامه آيندگان، موسس نخستين خبرگزاري غيردولتي ايران (پرس اي جنت)، از موسسان سنديكاي خبرنگاران و نويسندگان و مولف چند كتاب از جمله «چهره مطبوعات معاصر» بود.
    ابتكار افزودن خبرهاي همان ساعت، معروف به «سپات نيوز» ايران و تهران بر اخبار راس هر ساعت در راديو ـ از زمستان سال 1350 (اخبار معروف به سه دقيقه اي كه قبلا به گزارشهاي ساير كشورها اختصاص داشت) ازوست. همچنين تحليل مهمترين خبرهاي روز (ايران و ساير ملل) در پايان اخبار ساعت هفت بامداد راديو و تكرار آن در اخبار ساعت هشت.
    صالحيار 18 سال پيش از قرار گرفتن اخبار رويدادها در اينترنت، به نشست بين المللي ناشران و سردبيران نوشت كه رسانه هاي چاپي بايد توجه بيشتري به تحليل و تصويرهاي خبري، حاشيه نويسي و مطالب آموزش دهنده كنند تا انتشار خبر مطلق، زيرا اينك ابزارهاي خبررساني سريعتري در جهان پديد آمده اند كه مخاطبان را تا حدي زياد از خواندن آنها در روزنامه (ساعتها پس از وقوع رويداد) بي نياز مي كنند. صالحيار به جاي شركت در اين نشست (كه از او دعوت بعمل آمده بود)، رساله فرستاده بود، زيرا كه نمي خواست حتي براي چند روز از روزنامه اطلاعات غيبت داشته باشد.


    صالحيار در ساعات شب، اگر فرصتي مي يافت، خود با خبرنگاران به دنبال تهيه خبرهاي مهم و پرخواننده مي رفت تا عناصر خبر كامل و داراي عكس باشد و بداند كه تيتر روز بعد او چه خواهد بود. يكي ديگر از ابتكارهاي صالحيار كه در اجرايش تعصب مي ورزيد؛ از دست نرفتن اخبار مربوط به روزنامه نگاري و روزنامه نگاران از هر گوشه دنيا (صرف نظر از كدام كشور) بود. وي هر روز ـ حتي تعطيلات، ساعت چهار بامداد به روزنامه مي رفت.
    صالحيار فارغ التحصيل دانشكده حقوق و نخستين دوره آموزش روزنامه نگاري ايران (سال 1335 هجري) در سالهاي آخر عمر درصدد تاسيس بنيادي غيرانتفاعي مركب از روزنامه نگاران حرفه اي به منظور ارتقاء كيفيت ژورناليسم وطن برآمده بود و طرح خود را همراه با امضاي دهها روزنامه نگار موافق اين طرح براي تصويب به وزارتخانه هاي مربوط و دفتر رياست جمهوري فرستاده بود كه پيش از اخذ نتيجه درگذشت. لازم است اين طرح از بايگاني خارج و نكات آن دقيقا بررسي شود.
    تيتر معروف «شاه رفت» در روزنامه اطلاعات يادگار اوست، در پي مصادره شدن اين روزنامه در تابستان سال 1358 صالحيار كه با دولتي شدن هرگونه روزنامه مخالف بود خود را خانه نشين، و به اصرار ديگران كه ايران را ترك گويد اعتناء نكرده بود.
    در آذر ماه 1382 روزنامه نگاران قديمي از اين كه برخي از رسانه هاي تهران ازجمله روزنامه اطلاعات كه صالحيار مويش را در راه پيشرفت آن سپيد كرده بود جز چاپ آگهي تسليت افراد، اشاره ديگري به درگذشت او نكرده بودند گله داشتند. صالحيار از سال 1335 (1956 ميلادي) در روزنامه اطلاعات قلم مي زد.

    کمپاني رسانه اي تريبيون چون نتوانست با وسب سايتها و آنلاين هاي اينترنت رقابت کند اعلام ورشکستگي کرد!

    لگوهاي 5 روزنامه از ده روزنامه شرکت تريبيون
    وضعیت بد رسانه ها (نشریات، تلویزیونها و سینماها) که اینترنت و خبر و نظر رسانی های آنلاین رقیب آنها شده اند گریبانگیر "تریبیون"، کمپانی بزرگ رسانه ای ردیف سوم آمریکا شد و این شرکت هشتم دسامبر 2008 خودرا از دست طلبکاران زیر حمایت قاضی دادگاه ورشکستگی قرارداد که این عمل در آمریکا به "مشمول فصل 11" قانون ورشکستگی قرارگرفتن معروف است. یک کمپانی و یا فرد که از بازپرداخت دیون خود در سررسيد عاجز باشد برای جلوگیری از حراج شدن اموال و نیز جهت ادامه کار، خودرا در پناه حمایت قاضی قرار می دهد و به این ترتیب برای خود "وقت" می خرد. کمپانی تریبیون صاحب نشریات متعدد از جمله ده روزنامه يوميه است که معروفترين آنها لس آنجلس تایمز (128 ساله)، شیکاگو تريبيون، بالتیمور سان، هارتفورد کورنت و اورلاندو سنتينل هستند، و همچنين دهها مجله و رادیو و 23 شبکه تلويزيون. شمار کارکنان اين کمپاني از رقم 20 هزار تجاوز مي کند. روزنامه هاي يوميه اين کمپاني ظرف يک سال منتهي به دسامبر 2008 يک سوم تيراژ خود را از دست داده بودند و از همه بيشتر لس آنجلس تايمز که از يک ميليون و يکصد هزار نسخه به 740 هزار نسخه کاهش يافته بود.
    در دسامبر 2008 ناشران و صاحبان شبکه های تلویزیونی مدعی شده بودند که آگهی ها و مخاطبان خودرا به وبسايت ها و آنلاین ها (در اینترنت) باخته اند، ولی استادان روزنامه نگاری و اصحاب نظر در این رشته گفته بودند که عدم تطبیق با عصر اينترنت و ازدست دادن روزنامه نگاران خوب باعث کاهش مخاطبان آن رسانه ها شده است و ضرورت دارد که رسانه هاي سنتي وضعیت خودرا با خواست مخاطبان قرن 21 تطبیق دهند و محصولی را که انتظار این مخاطبان است ارائه دهند، نه هرچه را که بنظر خودشان خوب و یا ارزان مي آيد.
    طبق برخی گفته ها، یک قسمت از آسیب وارده به " روزنامه شیکاگو تریبیون" مربوط به لو داده شدن بانو "والری پلیم" از مدیران "سیا" به اشاره کاخ سفید برای گرفتن انتقام از شوهر او بود که اعلام کرده بود عراق از آفریقا اورانیوم خریداری نکرده و عاری از فعالیت اتمی است. رابرت نواک نویسنده وقت تریبیون نام این زن را فاش کرده بود که مخاطبان دلزده شدند زیرا که انتظار نداشتند یک رسانه حرفه ای ابزار انتقامگیری دولت شود. رابرت نواک که يک روزنامه نگار محافظه کار (راستگرا) بود در سال 2009 درگذشت.
    نقل اخبار ايران در روزنامه مردم ارگان حزب حاکم چين

    مفسران مطبوعات (رسانه های چاپی) غرب در هفته اي که به يکشنبه هفتم دسامبر 2008 ختم شد از وسیعا نقل شدن اخبار ایران توسط روزنامه مردم ارگان حزب حاکم چین ابراز تعجب کرده بودند. روزنامه مردم (خلق) با ادیشن های آنلاین آن به زبانهای دیگر از جمله انگلیسی بالاترین تیراژ را در جهان دارد؛ بیش از چهل میلیون.
    درباره حقوق انسان
    اصول اعلاميه حقوق بشر به مناسبت سالروز تصويب نهايي آن در مجمع عمومي سازمان ملل

    بزرگ درباره حقوق انسان
    دهم دسامبر سال 1948 ميلادي اعلاميه حقوق انسان در يك مقدمه و 30 اصل به تصويب نهايي مجمع عمومي سازمان ملل رسيد كه بايد از سوي اعضاي اين سازمان به عنوان يك استاندارد عمومي درباره هر فرد و هر گروه و جمعيت رعايت شود و در مدارس تدريس گردد تا در حافظه همگان باقي بماند. اين اعلاميه بعدا و به تدريج و به طور جداگانه از سوي پارلمانهاي ملل عضو سازمان نيز مورد تاييد قرار گرفت. اين اصول با مفاد اعلاميه اي كه در 26 اوت سال1789(و 159 سال پيش از آن) به تصويب مجلس انقلاب فرانسه رسيده بود فرق چنداني ندارد. «توماس پين» انديشمند قرن هجدهم اعلاميه مصوب مجلس دوران انقلاب فرانسه را در كتابي تحت عنوان «حقوق انسان» تفسير، سابقه نويسي و در سال 1791 به توزيع داده است تا اين موضوع مهم مورد توجه همه نسلها قرار گيرد و از يادنرود. نخستين اعلاميه از اين دست در سال 538 پيش از ميلاد (25 سده پيش) از سوي كوروش بزرگ بنيادگذار كشور ايران درشهر بابل (واقع در عراق امروز) صادر شده بود كه سفالنبشته آن (به نام استوانه كوروش بزرگ) موجود است. اصولي كه در دهم دسامبر سال 1948 تصويب شد كم و بيش در تعاليم اديان و فرضيه هاي فلاسفه و رسالات انديشمندان هم آمده است.
    اعلاميه جهاني حقوق بشر در مقدمه خود، اين اصول را آرمان مشترك مردم و حقوق يكسان و انتقال ناپذير انسان و پايه و زير بناي آزادي، عدالت و صلح در جهان خوانده است كه احترام به آن مانع از بپاخيزي توده ها (بر ضد ظلم) و هرگونه عصيان خواهد شد.
    اصل اول اين اعلاميه همه مردم را از لحاظ حيثيت و حقوق، برابر مي داند كه بايد در طول زندگاني برادروار (بدون احساس وجود طبقه در جامعه خود) رفتاركنند. در اصول دوم و هفتم هرگونه تبعيض رد مي شود. اصل دوم از اين قرار است: هركس مي تواند بدون هيچگونه تمايز، از همه حقوق و آزادي هاي مندرج در اين اعلاميه (اعلاميه جهاني حقوق بشر) برخوردار شود. اصل سوم حق زندگي، داشتن آزادي و امنيت شخصي را مورد تاكيد قرار داده است (كه دولت ها بايد آن را براي اتباعشان فراهم آورند). اصل چهارم هرگونه بردگي را ممنوع ساخته و اصل پنجم گويد: احدي را نمي توان تحت شكنجه، يا مجازات و يا رفتاري قرار داد كه ظالمانه و يا برخلاف انسانيت و شئون بشري و يا موهن باشد. اصل ششم تاكيد بر رعايت حقوق يك انسان در هرجا كه باشد (صرفنظر از مرزهاي جغرافيايي) دارد و اصل هفتم گويد: همه در برابر قانون برابرند و حق دارند بدون تبعيض و بالسويه از حمايت قانون (دادگاه و پليس) برخوردار شوند، و هر كس حق دارد در مقابل هر تبعيضي كه ناقض مفاد اين اعلاميه (اعلاميه جهاني حقوق بشرمصوب مجمع عمومي سازمان ملل و بعدا دولت هاي عضو) باشد و درقبال هر تحريك و اقدام كه براي برقراري تبعيض بعمل آيد حمايت شود.
    اصول هشتم، نهم، دهم و يازدهم در يك راستا قرار دارند و اصل هشتم از اين قرار است: هر فرد در برابر اعمالي كه حقوق اساسي وي را مورد تجاوز قرار دهد و آن حقوق در قانون اساسي (كشور متبوع) يا قانون و ضوابط ديگري براي او شناخته شده باشد، حق رجوع به محاكم ملي صالحه را دارد. اصل نهم: احدي را نمي توان خودسرانه بازداشت، زنداني و تبعيد كرد. اصل دهم: هر فرد حق دارد كه يك دادگاه مستقل و بيطرف با رعايت مساوات كامل به دعاوي او منصفانه و علني (با حضور روزنامه نگار و تماشاگر) رسيدگي كند (حق مراجعه به دستگاه قضايي). اصل يازدهم صراحت دارد كه بايد به هر متهم به بزه، تا ثبوت جرم به چشم بي گناه نگريسته شود، و هيچكس براي انجام يا عدم انجام عملي كه در زمان ارتكاب، جرم شناخته نمي شده محكوم نخواهد شد (عطف به ماسبق نشدن قوانين).
    اصل 12 دخالت در زندگي خصوصي، امور خانوادگي و مكاتبات مردم را منع كرده است (حق رعايت پرايوسي) و چنين صراحت دارد: احدي در زندگي خصوصي، امور خانوادگي، اقامتگاه و مكاتبات خود نبايد مورد مداخله هاي خودسرانه واقع شود و شرافت، شهرت و نامش مورد تعرض قرار گيرد.
    اصل 13 بازگشت به وطن را يك حق براي همه افراد دانسته است و چنين گويد: هركس حق دارد هركشوري از جمله وطن خود را ترك كند و يا به كشور خود بازگردد (حق بازگشت به وطن، كشوري كه در آنجا به دنيا آمده و نام او به عنوان تبعه ثبت شده باشد). اصل 14 كه درهمين زمينه است از اين قرار است: هر فرد حق دارد در برابر تعقيب و شكنجه و آزار پناهگاهي جستجو و در كشوري ديگر پناه اختيار كند؛ مگر اين كه تعقيب او به خاطر ارتكاب جرم عمومي و غير سياسي باشد. در اصل 15 اخراج از تابعيت رد شده است و گويد: احدي را نمي توان از تابعيت (ميهن) محروم كرد. اصل 17 تاكيد دارد كه نمي توان كسي را خودسرانه از حق مالكيت محروم كرد.
    اصول 18 و 19 آزادي فكر و عقيده و بيان بدون بيم و ترس آن را يك حق مسلم هر انسان خوانده است؛ اصل 18: هركس حق دارد از آزادي فكر، وجدان و مذهب برخوردار باشد و اصل 19: هركس حق آزادي عقيده و بيان دارد و نبايد از طرح و اعلام آن بيم و ترس به خود راه دهد. اصل 20 كه تا حدي در همين راستا است گويد: هركس حق دارد آزادانه گروه و جمعيت مسالمت آميز تشكيل دهد.
    اصل 21: هركس حق دارد كه در اداره امور عمومي كشورخود مستقيما و يا غير مستقيم (از طريق انتخاب نماينده) مشاركت كند و همين اصل احراز به مشاغل عمومي را باتساوي شرايط، حق هر تبعه دانسته و چنين گويد: هريك از اتباع حق دارد با تساوي شرايط، به مشاغل عمومي كشور خود نائل آيد. در بند ديگر همين اصل آمده است: اساس و منشاء قدرت حكومت، اراده مردم است و اين اراده در انتخابات آزاد كه از روي صداقت انجام گيرد اعمال مي گردد (حق برخورداري از دمكراسي).
    اصل 22 گويد: هركس حق امنيت اجتماعي دارد و مجاز به فعاليت هاي اقتصادي، فرهنگي و اجتماعي است كه لازمه رشد و نمو شخصيت او است؛ بارعايت تشكيلات و منابع كشور.
    اصل 23 صراحت دارد كه هركس حق دارد كار كند و كار خود را آزادانه انتخاب كند و شرايط منصفانه و رضايتبخش براي كار داشته باشد و در مقابل اخراج و بيكاري حمايت شود( حق اشتغال). اصل 24 در زمينه استفاده مرخصي از كار، اصل 25 در باره تامين رفاه و بهداشت و اصل 26 در زمينه حق برخورداري از آموزش و پرورش عمومي و رايگان، و اجباري بودن (دست كم) تعليمات ابتدايي است.
    اصل 27 كه تاكيد بر حمايت از آثار علمي و فرهنگي و هنري دارد (حق اختراع، ابتكار، تاليف و تصنيف) گويد كه هركس حق دارد آزادانه در حيات فرهنگي جامعه خود مشاركت جويد و ازحمايت منابع معنوي و مادي آثار علمي، فرهنگي و هنري خود به عنوان مولف و مصنف برخوردار شود.
    اصل 28 به هر فرد حق داده است كه درخواست كند براي اجراي اصول اين اعلاميه، نظم و ضابطه اجتماعي و جهاني به وجود آيد و در اصل 29 آمده است كه هركس در مقابل آن جامعه اي وظيفه (تكليف) دارد كه رشد آزاد و كامل شخصيت اورا ميسر سازد و اصل 30 افراد را از تفسير نادرست اصول اين اعلاميه برحذر داشته است.

    ساير ملل
    نشستن دولت واشنگتن بر جای اسپانيا در 4 مسعمره
    دهم دسامبر سال 1898 با امضاي موافقتنامه پاريس بين ايالات متحده و اسپانيا به ميانجيگري دولت فرانسه، جنگ دو كشور پايان يافت و اسپانيا طبق اين موافقتامه پس قرنها از كوبا، فيليپين، پورتوريكو و گوام مهاجر نشينان و مستعمرات قديمي خود صرف نظر كرد و آنها را به آمريكا داد.
    سناي آمريكا در آن زمان با تصرف اراضي دور دست و مداخله در امور ديگران موافقت نداشت و به همين دليل موافقتنامه پاريس را پس از دو سال بحث سرانجام با اكثريت دو راي به تصويب رساند. مورخان جنگ دولت واشنگتن با اسپانیا بر سر کوبا را آغاز امپرياليسم آمريكا نوشته اند که ادامه دارد.

    نمونه اي از بدبختي و تحقير روسها سالها پس از فروپاشي اتحاد شوروي - بهبود وضعيت در سالهاي پس از 2004
    هشتم دسامبر سال2002 رسانه هاي آمريكا گزارش از كشف باند بزرگي را داده بودند كه كار آن قاجاق زنان جوان روس به آمريكا براي خود فروشي بود. اين زنان بايد تا مدتها همه درآمد خود را به اين باند مي دادند تا هزينه قاچاق آنان به امريكا تسويه شود! و باج خوري هاي ديگر از اين زنان.
    با دستگيري پنج تن از شش گرداننده اين باند در شهرهاي مختلف از جمله لس آنجلس و نيويورك بيش از پنجاه زن روس توقيف شده بودند تا اخراج گردند.
    كشف اين وضعيت كه قطعا نظاير متعدد مخصوصا در اروپاي غربي داشت حكايت از آن مي کرد كه فروپاشي شوروي در آخر سال 1991 شرايط زندگاني روسها را بهتر نكرده بود و مردم اين كشور و ساير جماهير عضو اتحاديه را كه دهها سال به ابرقدرت بودن و رفاه نسبي خود مي باليدند به فساد و باز گشت به نوعي جامعه طبقاتي كه سالها در سطح جهان با آن مبارزه كردند كشانده و تحقير كرده ابود.
    در سالهاي پس از 2004 و با تدابيري که ولاديمير پوتين برضد فساد اداري - اقتصادي، مبارزه با اوليگارش ها و عمدتا يهودي و بالا بردن نسبي سطح زندگاني روسها بکار بسته و نيز درآمد نفت و منابع ديگر؛ انتشار گزارشهايي نظير خبر هشتم دسامبر 2002 (که در بالا خلاصه آن آمده است) مشاهده نشده است. طبق گزارش هاي بعدي برخي از روس هايي که در پي فروپاشي شوروي به غرب مهاجرت کرده بودند به وطن بازگشته و دولت روسيه بودجه اي براي جلب و پرورش استعداد به تصويب رسانيده و نيز يک مرکز خلاقيت هاي تکنولوژيک نظير سيليکان ولي آمريکا (کاليفرنيا) تاسيس کرده است.

    روزنامه هاي آمريکا در دسامبر 2003 نگران تزار شدن پوتين

    تفسير هاي نهم دسامبر 2003 برخي از روزنامه هاي آمريكا در باره زلزله سياسي ناشي از انتخابات روسيه و حزب ناسيوناليست تازه اين كشور به نام «وطن» بود كه نشانه نگراني غرب از تحولات آتي تلقي شده بود.
    مفسران و سرمقاله نگاران روزنامه هاي آمريكا به جورج بوش - رئيس جمهور وقت - توصيه كرده بودند كه با توجه به آن تحولات نسبت به روسيه «خشن» شود.
    اين روزنامه ها نوشته بودند حزب «وطن» كه چند هفته بيش از تاسيس آن نمي گذرد و 9 درصد آراء را به دست آورده توسط شماري ژنرال بازنشسته ضد آمريكايي از جمله ژنرال «والنتين وارنيكوف» - آخرين فرمانده نيروي زميني شوروي (كه در كودتاي نافرجام آگوست 1991بر ضد گورباچف شركت كرد) تاسيس شده است و اين حزب با ولاديمير پوتين - که قبلا يك سرهنگ پليس امنيت شوروي ( كا. گ . ب) بود روابط تنگاتنگ دارد و پوتين اعلام كرده است كه نمي گذارد روسيه فروخته و تضعيف شود و كارخانه هاي حراج شده را از حلقوم خريداران آنها بيرون خواهد كشيد.

    در اين زمينه، لس آنجلس تايمز نوشته بود: بوش كه پوتين را «دوست» خطاب كرده بايد دقت كند كه اين دوست! او «تزار» نشود. واشنگتن پست هم نوشته بود كه آمريكا بايد تنها به يك روسيه ليبرال و دمكراتيك اعتماد كند. روسيه با اين انتخابات در راهي گام گذارده كه نمي شود با آن با نرمش رفتار كرد - راه ناسيوناليسم.
    در اين ميان «سارا مندلسون» از تحليلگران مركز مطالعات بين المللي استراتژيك آمريکا گفته بود كه روسيه زودتر از آن چه كه گمان مي رفت ماهيت تزاري مي يابد (رئيس جمهور با همان هدفها و اختيارات يک تزار) ، و آمريكا بايد روش خود را در قبال آن اصلاح کند. لحن اظهار نظر امريكائيان به صورتي بود كه اگر كمونيستهاي روسيه پيروز مي شدند برايشان پذيرفتني تر از ملي گرايان بود.
    رسانه هاي ساير كشورهاي صنعتي در تهديد مسكو از حربه قديمي «سرمايه گذاري» استفاده كرده و نوشته بودند كه اگر پوتين به اتكاء اين انتخابات روش ديگري در پيش گيرد نبايد انتظار سرمايه گذاري بيشتري از جانب غرب داشته باشد. با وجود اين، شرودر صدراعظم وقت آلمان كه يك سوسيال دمكرات است پيروزي انتخاباتي پوتين را تبريك گفته بود.

    ... و به اين صورت آمريکا از مخالفان اشغال نظامي عراق انتقام گرفت
    وزارت دفاع آمريكا در تصميم نهم دسامبر 2003 خود از آلمان، فرانسه و روسيه كه مخالف اشغال نظامي عراق بوده اند انتقام گرفت و اعلام داشت كه كمپاني هاي اين سه كشور به دلايل امنيتي و منافع آمريكا نمي توانند در مناقصه هاي 18 ميليارد و 600 ميليون دلاري معروف به بازسازي عراق شركت كنند.
    اصحاب نظر گفته بودند كه با اين اقدام، نمي توان انتظار داشت كه تا وضعيت چنين باشد اين سه كشور در مطالبات مالي خود از عراق (زمان حکومت بعث) تجديد نظر چشمگير کنند.

    دولت آمریکا هفت روزي که به دهم دسامبر 2008 ختم شد 30 میلیارد دلار باوند دیگر (اوراق قرضه) به حراج گذارد. عدم اعتماد به آینده بانکها، سهام، مستغلات و ... سبب شد که خریداران این اوراق کمترین بهره را پیشنهاد کنند یعنی اوراق کمی کمتر از "فیس ولیو" بفروش رفتند. معنای این کار این است که مردم حتی اطمینان به بانکها را از دست داده اند که پول اضافی خودرا در آنجا بسپارند. ظرف نوامبر و دهه اول دسامبر 2008، دولت آمریکا 872 میلیارد و پانصد میلیون دلار، اسکناس دیگر وارد جریان کرده است که این مبلغ بر بدهی قبلی آن افزوده شده و بازپرداخت آن احتمالا برعهده نسل آینده خواهد بود که باید مالیات بدهند تا تسویه شود!.

    فساد اداري: فرماندار ايلي نوي آمريکا کرسي سناتوري اين ايالت (کرسي "اوباما") را به مزايده گذارده بود!
    میلوراد (راد) بلاگویویچ Milorad "Rod" Blagojevich فرماندار 52 ساله و صرب تبار وقت ایالت ایلی نوی آمریکا نهم دسامبر 2008 به اتهام فساد اداری بازداشت شد. وی از چندی پیش و پس از رسیدن گزارش هایی به پلیس امنیت داخلی آمریکا (اف بی آی) زیر مراقبت قرارگرفته بود و تلفنها و صحبتهایش در دفترکار ضبط می شد. دو مورد از کارهای او که در تاریخ ایالات متحده سابقه نداشته است از این قرار بود: به مزایده گذاردن کرسی خالی مانده "باراک اوباما" در سنای آمریکا به مدت دو سال تا انجام انتخابات پارلمانی سال 2010. در آمریکا با هدف صرفه جویی در هزینه، رسم شده است که اگر یک سناتور در جریان کار به هر عنوان کرسی خودرا برای آن دوره ترک کند، فرماندار ایالت مربوط به انتخاب خود برایش جانشین تعیین کند که معمولا هم این سناتور جانشین (در صورتی که مشاور روابط عمومی ماهر داشته و حزب مربوط از او راضی باشد) در انتخابات بعدی اکثریت آراء را به دست می آورد و سناتور اصلی می شود. هر ایالت آمریکا _ صرف نظر از بزرگی و کوچکی _ دارای 2 سناتور است. بلاگویویچ (طبق شنود تلفنی و مذاکرات حضوری) به متقاضیان "سناتور جانشین" گفته بود که این معرفی "خرج!" دارد و ... و اگر اوباما روی یک فرد نظردارد باید اورا وزیر کابینه اش کند و يا اينکه به مقامی پردرآمد بگمارد. یکبار که یک متقاضی اشاره کرده بود که انتصاب او خواست اوباما است، نسبت به اوباما حرف رکیک زده بود. مورد دیگر که از شبکه های تلویزیونی آمریکا پخش شد شرط او با کمپانی تریبیون (صاحب چند روزنامه بزرگ از جمله لس آنجلس تایمز و شبکه تلویزیونی 23 آمریکا) بود. این کمپانی که همچنین صاحب یک باشگاه بیس بال است از بلاگویویچ درخواست امتیازی برای تیم این باشگاه کرده بود و فرماندار قبول آن را به اخراج یک نویسنده از روزنامه شیکاگو تریبیون مشروط کرده بود! که این نویسنده قبلا در یک مقاله (به امضای خود) از بلاگویویچ انتقاد کرده بود. بلاگویویچ قبلا یکی از نمایندگان ایالت ایلی نوی در مجلس آمریکا بود و پیش از آن بازپرس و دادیار. وی تحصیلات حقوق دارد و چون پدرش که از صربستان به آمریکا مهاجرت کرده و یک کارگر ساده بود و درآمد کافی نداشت" بلاگویویچ در طول تحصیل در رستوان کار می کرد و کارش عمدتا شستن ظروف بود.
    انتشار جزئيات اين فساد اداري سبب شد که رای دهندگان ایالت لوئیزیانای آمریکا تجدید انتخاب ویلیام جفرسون (از حزب دمکرات) را که مظنون به گرفتن رشوه نقدی و پنهان کردن اسکناسها در یخچال دفتر خود شده بود رد کردند و یک ویتنامی 41 ساله مهاجر به نام "آنه کائو Anh Cao" چهل و يک ساله (وابسته به حزب جمهوریخواه) را به مجلس نمایندگان آمریکا فرستادند. وی نخستین ویتنامی است که به عضویت کنگره آمریکا انتخاب می شود. کائو در هشت سالگی با والدینش از ویتنام (جنوبی) گریخته و به آمریکا پناهنده شده است. فساد اداري فرماندار ايلي نوي که بعدا برکنار شد آمريکاييان را نسبت به هرگونه تقلب در جامعه خود حساس کرده است. به گفته یک مفسر، مهاجران پس از جنگ جهانی دوم اين نوع فسادرا با خود به آمريکا منتقل کرده اند. آنان عمدتا به قصد پولدار شدن (به هر طریق و هر وسیله) به ایالات متحده که محیطی باز (برای چاپیدن) است مهاجرت کرده اند! و فرزندانشان وارث اين نيت و طرز فکر هستند.
    Milorad "Rod" Blagojevich در سال 2003 با اعلام مبارزه با فساد کار خود را آغاز کرده بود!

    برخي ديگر از رويدادهاي 10 دسامبر
    445: پاپ لئو ( لئون) در شوراي سران كليساها در رم دستور مبارزه با آيين مانوي را داد كه در اروپا رو به پيشرفت و گسترش بود.

    1198: ابن رشد انديشمند عرب اسپانيايي درگذشت.

    1520: مارتين لوتر بنيادگذار پروتستانيسم حكم پاپ را كه خواسته بود حرفهاي خود را پس بگيرد در آتش افكند و سوزاند.

    1810: ناپلئون مناطق هانوور ، برمن ، هامبورگ ، لاون بورگ و لوبك را ضميمه فرانسه كرد.

    1940: ( زمان جنگ دوم) : ميان ايران و آلمان يك پيمان بازرگاني امضاء شد و درست در همين ماه در سال1950 ( 1329 خورشيدي ، بعد از جنگ ) قرارداد بازرگاني ديگري ميان دو كشور به امضاء رسيد.

    1941: نيروهاي امپراتوري ژاپن در لوزان فيليپين پياده شدند و جزيره گوام را كه هردو متعلق به آمريكا بودند متصرف گرديدند و ناو پرنس آو ويليز انگلستان را در آبهاي سنگاپور غرق كردند.

    1952: بوشهر در زمان حكومت دكتر مصدق بندر آزاد اعلام شد.

    2004: به گزارش تلويزيون سي بي اس، چون در چين استفاده از « ستيم سل » قانوني است و با اين تكنيك مي شود بيماران قند ، افراد فلج و بيماري هاي ستون فقرات و ... را درمان كرد، برخي از بيماران آمريكايي كه نياز به چنين درماني دارند به آن كشور مي روند.
     
    یک شخص از این تشکر کرد.
  7. کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏17/5/11
    ارسال ها:
    39,257
    تشکر شده:
    47,234
    امتیاز دستاورد:
    170
    پاسخ : تاریخ نگارتاپ فروم

    تقویم تاریخ ( 21 آذرماه )
    [HR][/HR] ۲۱آذر - از آغاز سال در تقویم رسمی ایران ۲۶۷روز گذشته و به پایان آن ۹۸روز (در سال عادی) یا ۹۹روز (در سال کبیسه) ماندهاست.

    رویدادها
    ۱۳۲۳ - اعلام تشکیل دولت فرقه دموکرات آذربایجان، در تبریز و اعلام نخستوزیری جعفر پیشهوری در آن.
    زادروزها
    ۱۳۰۴ - احمد شاملو، شاعر، نویسنده، فرهنگنویس، ادیب و مترجم ایرانی.همسر ایدا شاملو

    امروز، "مارکوپولو "سیاح و ماجراجوی ایتالیایی پس از 69 سال زندگی بدرود حیات گفت .این مرد که به سبب سفر تاریخی 20 سالهای که به آسیا و چین کرد نامش مشهور شده است ،روز 26 ژوییه 1254 میلادی در ونیز متولد شد .در 17 سالگی روز 14 آوریل سال 1271 میلادی به سفر خود پرداخت .وی روز 10 اکتبر 1291 میلادی به ونیز برگشت و مشاهدات خود را در کتابی به نام" عجایب "نوشت.

    امروز، "ژاک مرسیه "معمار و آرشیتکت برجسته فرانسوی در قرون شانزدهم و هفدهم میلادی پس از 69 سال زندگی بدرود حیات گفت .ژاک مرسیه روز 27 اوت 1585 میلادی در" پونتواز "متولد شد .بعدها مورد توجه کاردینال ریشلیو قرار گرفت و آثار برجستهای چون" قصر ریشلیو - کلیسای سن روش و برج ساعت لوور را در پاریس "بوجود آورد .

    امروز، ژنرال" نیهپرگ "یکی از معروفترین سرداران و ژنرالهای امپراتوری اتریش در قرون هجدهم و نوزدهم میلادی در شهر زیبابی" سالزبورگ "قدم به عرصه وجود گذاشت .وی که بعدها در یکی از جنگها یکی از چشمهایش را از دست داد ،بعد از اسارت و تبعید ناپلئون بناپارت به جزیره" سنت - هلن "با" ماری لوئیز "امپراتوریس فرانسه و همسر ناپلئون ازدواج کرد .مرگ او روز 19 آوریل 1829 اتفاق افتاد.

    امروز، اولین دوچرخه به سبک دوچرخههای امروزی توسط یک صنعتگر هنرمند فرانسوی به نام" ارنست میشو "اختراع شد .این دوچرخه از چوب ساخته شده بود که بیشتر به کار راهپیمایی در زمینهای صاف میخورد .بعدها این دوچرخه توسط خود میشو به آهنی مبدل شد و مک میلن اسکاتلندی برای آن زنجیر و رکاب و زین و ترمز اختراع کرد و دوچرخه امروزی درست شد.

    امروز، "ادی ادواردز "یکی از معروفترین چهرههای موسیقی مدرن ایالات متحده آمریکا در قرن بیستم در" نارینگتون "در ایالت" میسوری "متولد شد .وی از خردسالی نواختن آلات موسیقی را فرا گرفت و بعدها به صورت یکی از نامدارترین موسیقیدانان جاز درآمد" ادی ادواردز "که خالق سبک" دیکسی لاندجاز "و مصنف" راک تایگر "بود روز 9 آوریل 1963 مرد.
    امروز، جنگ سه ساله" ترانسوال "بین انگلیسیها و مهاجران هلندی آفریقای جنوبی معروف به" بوئرها "پایان یافت و سراسر ترانسوال وارانژ یعنی میهن بوئرها به تصرف انگلیسیها درآمد .این جنگ از روز 27 مه 1899 میلادی آغاز شده و" لرد کیچنر "سردار معروف انگلیسی ماصمور فتح ترانسوال شده بود .فتح ترانسوال به بهای 75 هزار کشته و زخمی تمام شد.

    امروز، "آنتوان دوراک "آهنگساز برجسته چکاسلواکی پس از 63 سال زندگی وفات یافت .وی روز 1 ژانویه 1841 میلادی در یکی از شهرهای" بوهم "متولد شده بو .از آثار مهم" آنتوان دوراک "اینها را میتوان نام برد" :سلماسه لاک - آرسیدا - سنفونی دنیای نو - کارناوال - وطن من - طبیعت و اوتللو ."وی در بیشتر ممالک جهان منجمله آمریکا هنرنمایی کرده بود.

    امروز، اولین شورش مسلحانه در اسپانیا آغاز شد و چون این شورش توسط افراد پادگان" ژاکا "برپا شده بود ،در تاریخ از آن به نام" شورش ژاکا "یاد شده است .هدف شورشیان ایجاد یک حکومت جمهوری در آن کشور و برچیدن بساط سلطنت" آلفونس سیزدهم "پادشاه جوان آن کشور بود .گر چه این شورش به زودی سرکوبی شد ولی شورشهای بعدی تا زمان جمهوریت ادامه یافت.

    امروز، کشور آفریقایی" کنیا "از مستعمرات سابق انگلستان استقلال یافت .این کشور که در مشرق قاره آفریقا قرار گرفته با سومالی - اتیوپی - اوگاندا و تانگانیکا همسایه بوده و از ناحیه جنوب شرقی نیز به اقیانوس هند محدود است .کنیا که پایتختی به نام" نایروبی "دارد 582000 کیلومتر مربع مساحت دارد که در آن در حدود 9 میلیون نفر جمعیت زندگی میکنند.

    مهمترين رويدادهاي ايران و جهان در طول تاريخ در اين روز 12 دسامبر

    ايران
    بهبهان و اختلاف نظر بر سر نامگذاری اين شهر
    12 دسامبر سال 525 ميلادی در نشستی که در کاخ پادشاهی ايران در شهر تيسفون بر گزار شده بود تني چند از مقامهای کشوری و لشکری که تحت نفوذ افکار مزدک قرار داشتند با پيشنهاد بزرگ وزير قباد يکم شاه وقت ايران از دودمان ساسانيان به گذاردن نام قباد برشهر تازه ساز ميان شوش و استخر(شيراز) مخالفت کردند و گفتند که نبايد نام يک شاه زنده (در طول حيات او) بر يک شهر گذارده شود که تاريخ از اين عمل ، قضاوت تملق گويی خواهد کرد و قباد که خود او هم متمايل به انديشه های مزدک بود پذيرفت که نام ديگری بر شهر گذارده شود. پيشنهاد شد که نام شهر را «ارگان» بگذارند و پس از درگذشت قباد، با جلب نظر جانشين او شهر به اسم وي تجديد نام يابد ؛ زيرا اين شهر تازه به دستور قباد و زير نظر مستقيم او ساخته شده بود و محل آن را نيز خود قباد در کنار رودخانه مارون تعيين کرده بود. رسم شاهان ساسانی بود که هر کدام يکی _ دو شهر تازه بسازند. به نوشته پاره ای ازمنابع بيزانس (قسطنطيه)، قباد شخصا در اين جلسه خواسته بود که شهر تازه به نام او خوانده شود؛ که به نظر درست نمی آيد.
    شهر ارگان بعدا ويران و متروک شد _ احتمالا بر اثر زلزله و عوامل طبيعی _ و نفوس آن ترجيح دادند که به جای نقل مکان به شهر کوچک «بهانBohan » در همان نزديکی ، شهری به فاصله ای نه چندان دور در جنوب ارگان برای خود بسازند که پس از تکميل بنای اين شهر، نام آن را «به بهان» به معنای بهتر از « بهان » گذاردند که تا به امروز باقی مانده است و شهری است قديمی.
    بايد دانست که مزدک که انديشه های او در زمان حکومت قباد يکم ( گواد - کواد ) منتشر و ترويج شد پايه گذار سوسياليسم در جهان بشمار می رود.

    شکست نظامی ایران در نبرد نینوا (موصل) و آغاز پایان کار ساسانیان
    12 دسامبر 627 میلادی ارتش ایران در نینوا (موصل) از ارتش روم شرقی شکست خورد و این شکست آغاز پایان حکومت ساسانیان بر ایران بود. نهم دسامبر، خسرو پرویز میدان نبرد را ترک گفته و عازم بازگشت به تیسفون شده بود و 12 دسامبر با کشته شدن ژنرال رهازاد فرمانده نیروهای ایران، این نیروها دست به ترک صحنه جنگ و عقب نشینی زدند. خسروپرویز از سال 605 میلادی بدون اینکه ضرورت داشته باشد متصرفات روم را از همه جهات مورد حمله قرارداده و نه تنها سوریه و فلسطین بلکه مصر را هم تصرف و یک ستون ارتش او تا کنار دیوارهای قسطنطنیه پیش رفته بود. همین پیشروی و پیروزی های نظامی ایران سبب شد که یک ژنرال رومی به نام هراکلیوس زمام حکومت را به دست گیرد و به جان ایران افتد ـ ایرانی که خسروپرویز ژنرالهایش را یکی پس از دیگری کشته، فراری داده و یا خانه نشین کرده بود. مورخان نظامی شکست ایران در نینوا را به حساب خستگی و فرسودگی ارتش و نبود ژنرالهایی بمانند بهرام مهران (بهرام چوبین)، شاهین و شهربراز در میدان جنگ نوشته اند، بعلاوه خروج شخص خسروپرویز در لحظه حساس از صحنه و بازگشت به تیسفون و پناه بردن به شراب که بزرگان کشور بعدا رای به بازداشت و سپس قتل او دادند و پسرش [شاه تازه] با هراکلیوس (فلاویوس هراکلیوس اوگوستوس) صلح کرد. ارتش روم شرقی که در چند جنگ با ایران فرسوده شده بود در نبرد یرموک (آگوست سال 636 میلادی) از سپاه اسلام به فرماندهی خالد ابن ولید شکست خورد و سه ماه بعد هم یک سپاه ایران در قادسیه.

    آماده باش در اصفهان برای بازسازی شهر زلزله زده شماخي
    12 دسامبر 1667دولت ایران (دوران حکومت صفويان) پس از دریافت خبر وقوع زلزله در شهر شماخی قفقاز (واقع در منطقه اران) و اطلاع از وسعت ویرانی و تلفات ناشی از آن، براي بازسازي شهر نوعی حالت آماده باش اعلام و چند مقام را با پول کافی همراه دهها معمار و صدها کارگر از اصفهان روانه قفقاز کرد و مركز شهرستان را موقتا به باكو كه در 120 كيلومتري شرق شماخي واقع شده است منتقل ساخت. دولت وقت درعین حال به فرمانداران ایالات شمالی و شمال غربی ایران دستور داد که امکانات خودرا در اختیار هیات بازسازی شماخی بگذارند. اين زلزله 25 نوامبر سال 1667 و اوایل سلطنت صفي ميرزا (شاه سليمان صفوي) روي داده بود. تلفات این زلزله نزدیک به 80 هزار کشته گزارش شده بود. اين نخستين و آخرين زلزله شماخي نبود، در سال 1191 ميلادي (زمان حكومت دودمان شروانشاهان، حكام باقيمانده از عهد ساسانيان در قفقاز) يك زلزله شديد شماخی را ويران كرده بود. منطقه شماخي در طول هزاره دوم ميلادي 11 زلزله شديد به خود ديده است كه يكي ديگر از آنها در دوم دسامبر 1859 روي داده بود، ديگري در سال 1902 و آخرين زمين لرزه در سال 2000. شماخي قرنها مركز حكومت شروانشاهان بود و خاقاني از شاعران بزرگ و قصيده سراي ايران كه در قرن دوازدهم ميلادي (1122 ـ 1190) مي زيست از همان منطقه برخاسته بود. قصيده ايوان مدائن او معروف است. شماخي در پي دور اول جنگهاي روسيه با ايران طبق قرارداد گلستان (منعقد در سال 1813 به میانجیگری انگلستان!) به روسيه داده شد. شماخي (شماخا) اينك از شهرهای جمهوري آذربايجان است.

    انتقال سلطنت به دودمان پهلوی
    12دسامبر سال 1925 ميلادی (1304 هجري خورشيدی و در آن سال مصادف با 22 آذرماه) مجلس موسسان که انتخاب اعضای آن پانزدهم آذر تکميل شده بود ظرف پنج جلسه در هفت روز، چهار اصل از اصول متمم قانون اساسی مصوب سال 1906 را اصلاح کرد که برپايه آن، حکومت قاجارها پايان يافت و سلطنت به دودمان پهلوی منتقل شد و دو روز بعد ژنرال رضا خان پهلوی در مجلس شورا حاضر شد و سوگند وفاداری به قانون اساسی ياد کرد و رضا شاه شد. وي روز بعد (25 آذر) بر تخت سلطنت نشست و نزديک به 16 سال پادشاهی کرد.

    مجلس شورا 43 روز پيش از مصوبه مجلس موسسان، به نام سعادت ملت ايران انقراض قاجاريه را اعلام داشته بود و تا تعيين تکليف نطام حکومتي، برغم مخالفت دكتر مصدق نماينده تهران، موقتا رضا خان سردار سپه و رئيس الوزراء را رئيس و مسئول کشور قرار داده بود. در جريان عزل دودمان قاجارها و پيش از اصلاح متمم قانون اساسي، در تهران برسر زبان افتاده بود كه نظام حكومتي ايران «جمهوري» خواهد بود و سردار سپه (فرمانده ارتش) هم موافق جمهوري شدن ايران است.
    از لحظه کودتای نظامی فوريه 1921 چنين تغييری قابل پيش بينی بود. ملت ايران از قاجاريه که حکومت آن ازسال 1794آغاز شده بود به سبب شکست ها، عقب نشيني ها، تسليم شدنها، تن به تجزيه ايران دادنها و ضعف هاي متعدد که نشان داده بود راضی نبود. قاجارها در اصل مغول تبار و از نسل« قاجار نويان» امير زاده مغول بودند.

    پايان کار گروه پيشه وري
    21 آذر 1325 (12 دسامبر 1946) عمليات برای سرکوبی گروه پيشه وری در آذربايجان به پايان رسيد و عوامل آن کشته، دستگير و يا به خارج از کشور فرار کردند. مرحله اصلی اين عمليات با ورود واحدهای چهار لشکر، از 19 آذرماه آغاز شده بود ولی آذربايجاني های میهندوست پيش از آغاز عمليات ارتش، خود به سرکوب کردن گروه پيشه وری پرداخته بودند.
    تاخير یکساله اين سرکوبی به اين سبب بود که دولت شوروی حاضر نمی شد بدون دريافت امتياز به تعهدی که در سال 1943 در جريان کنفرانس تهران سپرده بود عمل کند و نيروهای خود را از آن منطقه از ايران که از 1941 (شهریور 1320) اشغال نظامی کرده بود خارج سازد و يا اجازه دهد كه واحدهاي ارتش ما به آن منطقه وارد شوند. دولت مسكو از همان زمان كه شهرهاي متصرفي از ايران (به موجب قرارداد هاي ننگين گلستان و تركمن چاي) در قفقاز را آذربايجان نام نهاد، مقاصد سوء براي تماميت ايران داشت. غائله وقت سبب شده است که از آن پس ایران تقویت بنیه دفاعی خودرا در اولویت قراردهد.


    اعتراض و ضديت در سال 1382 با شركت «مستمع آزاد» جمهوري اسلامي در جلسات اتحاديه بي خاصيت عرب
    در پي انتشار اظهارات حميد رضا آصفي سخنگوي وزارت امور خارجه جمهوري اسلامي مبني بر اين که تقاضا شده است ايران به عنوان ناظر وارد اتحاديه عرب شود، ناشر اين سايت تا پايان روز بيستم آذر1382 (در طول يك هفته) دهها پيام دريافت داشت که در همه آنها به اين اقدام اعتراض شده بود و خواسته بودند كه پيامها در سايت درج شوند و باقي بمانند.
    از آنجا که اين پيامها حاوي نکاتي مهم ، تاريخي ، جالب و بعضا تازه اند و به نظر مي رسد كه از روي دلسوزي بيان شده و عمق احساسات ميهندوستانه آنان را نشان مي دهد که نمي توان از آن گذشت ، در زير خلاصه اي دسته بندي شده از آنها مي آيد :

    ـ همه آتشها از گور شاه و پدرش بلند مي شود كه در طول حكومت خود الفباي ايران را همانند تركيه « لاتين » نكردند. آتاتورك در جريان ديدار رضاشاه از تركيه به او گفته بود كه به خاطر يكسان سازي لهجه ها و تلفظ ها هم كه شده است اين كار را بكند. اگر اين كار را كرده بود ما جلو بوديم و دست كم «ماشين هاي اينترنتي جستجو» روزنامه ها و « وب لاگهاي فارسي » را در رديف كار خود قرار مي دادند ، اي ـ ميل نويسي راحت بود و ....

    ـ رضاشاه در زمان فارسي سازي واژه ها، بايد بر استفاده هرچه بيشتر از نام هاي ايراني هم اصرار مي كرد.
    ـ ايران برخلاف تبليغ «كمونيست هاي مرحوم! ، آن دسته كه از مسكو حرف شنوي داشتند » يك كشور چند مليتي نيست . ما تنها چند صدهزار سيد و عرب تبارداريم كه 14 قرن پيش به ايران مهاجرت و با آرين ها ازدواج كرده و مخلوط نژادي شده اند. تركي زبانان ما از نژاد آن سوي ماوراءالنهر نيستند ، اين زبان در قرون وسطي به ايرانيان ساكن شمال غربي كشور تحميل شده است . بقاياي مغولها و اقوام ماوراء سيحون قيافه و « دي ان ا » متفاوت دارند. اين اقوام پس از ورود به ايران ، در عراق و تركيه وسوريه پراكنده شدند و شايد يك مخلوط چند صد هزار نفري از آنان باقي مانده باشد. همه كشورهاي جهان همين وضعيت را دارند. نژادهاي ها غير ايراني در ايران ؛ شماري تركمن در تركمن صحرا و شماري هم عرب در حاشيه غربي خوزستان هستند و اين اعراب بقاياي همان موج مهاجراني هستند كه بصره را ساختند. برخلاف تصور عوام ؛ بلوچها ، كردها ، افغانها و تاجيكها اصيلترين ايرانيان هستند. پس دليلي ندارد كه خود را به اعراب پيوند بزنيم. اگر اين مراتب را قبول نداريد ، از ايرانيان آزمايش « دي ان ا » بعمل آوريدكه تا صد پشت ( نسل ) آنان را هم به دست مي دهد.

    ـ اگر گفته شده بود كه ايران تقاضاي عضويت در جامعه مشترك المنافع روسيه را كرده است منطقي تر بود ، زيرا كه اعضاي اين جامعه كه در همسايگي ما زندگي مي كنند از خويشاوندان ما هستند ، به ويژه مردم قفقاز و تاجيكستان . چرا عضو اتحاديه هند نشويم كه مردم هند شمالي ، كشمير و پنجاب از نژاد ما هستند و فرهنگ ايراني دارند و همين طور بيشتر پاكستاني ها.

    ـ آمريكا داراي يك ميليون و 250 هزار مهاجر عرب است و منافع وسيع در جهان عرب دارد ، چرا اين دولت نمي خواهد ناظر به اتحاديه عرب بفرستد ؟. اين كه ولاديمير پوتين ابراز تمايل به حضور در جلسات كنفرانس اسلامي كرده است ، هدف صرفا سياسي دارد زيرا كه روسيه با داشتن هزارها سلاح اتمي و وسائل رساندن آنها به هدف هنوز يك قدرت خفته است و آتشي در زير خاكستر، و ما نيايد از او اقتباس كنيم.

    ـ اين كه استدلال كرده اند چون تركيه و اتيوپي هم تقاضا كرده اند كه ناظر به اتحاديه عرب بفرستند ما هم بايد بفرستيم بايد گفت كه تركيه چهار قرن آقاي عربها و مالك سرزمين هاي عربي بود و اتيوپي هم از بدبختي . ولي اعراب ايران را تصرف كردند و ما سه قرن جنگيديم و قهرماني ها كرديم تا زمين و زبان و فرهنگمان را حفظ كرديم و به سلطه عرب پايان داديم. اينك هم نيازي به اعراب نداريم.

    ـ اتحاديه عرب در عمر57 ساله خود براي اعراب چه كرده تا براي ما بكند. يك عضو آن سومالي كه شده است كشور بدون دولت . يك عضو ديگرش را اشغال نظامي كرده اند . سودان قبلا بمباران شد. اردن و شيخ نشينها كه « ميد اين اينگلند » هستند و.... آيا شنيده ايد كه اين اعراب يك روز باخودشان متحد بوده باشند ؟. دائما در حال توطئه برضد يكديگر و گهگاه نيز جنگ. كدام دولت به آمريكا پايگاه داد كه از آنجا بر ضد عراق دست به تعرض بزند؟. دولتهاي عربي پرونده روشني ندارند كه ما التماس كنيم براي رضاي خدا ما را به عنوان « مستمع آزاد » در جلساتشان بپذيرند؛ در درجه اول لازم بود كه مارا عضو ناظر شوراي خليج فارس مي كردند و .... اگر از اتحاديه عرب كاري ساخته بود كه قذافي تصميم به خروج از آن نمي گرفت. چه عاملي اعراب فلسطين را آواره كرد و به اين روز افكند ؟، همين اتحاديه عرب كه دستور داد خانه هايشان را رها كنند و بروند. ما هنوز موفق به تجديد رابطه سياسي با مصر نشده ايم. به قول و قرارها و لبخندهاي « عمرو موسي » نبايد دلخوش داشت. شما هنوز اين ديپلماتها و دولتمردان مصري را به درستي نمي شناسيد.

    ـ اعراب نه تنها در قرون قديم ، بلكه در دوران جمهوري اسلامي هم ما را آرام نگذاشتند. جنگ هشت ساله عراق با ايران با صدها هزار كشته و معلول و آن همه ويراني با حمايت همه اعراب از عراق امكان پذير شد.

    ـ نه تنها از نظر نژادي و سطح تمدن و احساس با عربان تفاوت داريم ، بلكه آنان مذهب ما ، شيعه اثني عشري ، را قلبا قبول ندارند. ديديم كه در دهه دوم قرن جاري هجري شمسي در كشور سعودي برسر زائران ايراني چه آوردند كه قطع رابطه صورت گرفت. به خاطر داريد كه نادر شاه افشار چه تلاشهايي براي قبولاندن حجاج پيرو طريقه جعفري كرد.

    ـ تاريخ نشان داده است كه آب ايراني و عرب به يك جوي نمي رود. اينان كه از شركت ايران در جلسات بي خاصيت و هيچ و پوچ اتحاديه عرب جانبداري مي كنند احتمالا از معاودين عراقي دهه هاي اخير هستند و همين حميدرضا آصفي كه اين خبر را داده خودش يكي از معاودين است.

    ـ بهتر بود كه نخست استدلال مي كردند كه هدف از اين كار چيست ، و چه سودي دارد؟ ، چه به دست مي آوريم؟ و چه از دست مي دهيم. اين اعراب نام تاريخي و سه هزار ساله خليج فارس را به خليج عربي تبديل كردند و مدعي جزاير و اراضي ما هستند و.... عربها هرگز فراموش نمي كنند كه شاه ساساني ايران آنان را به طناب كشيد. برويد نوشته مورخان در باره علل عقب افتادگي ايران از جمله مقدمه كتاب دكتر بينا را بخوانيد تا ببنيد كه از خلفاي اموي و عباسي چه كشيده ايم ، اين اعراب به خاندان پيامبر اسلام هم رحم نكردند.

    ـ اگر نفت دليل اين كار است ، كه آينده نفت با برخي نظرات كه اخيرا در گوشه و كنار به گوش مي رسد نا معلوم است . صاحبان اين نظريات كه ثروت بدون زحمت چند شيخ عرب را ديده اند گفته اند كه منابع طبيعي و مخصوصا زير زميني جهان هديه خدا به همه مردم است و مرز و مليت نمي شناسد و همه بايد متساويا از اين نعمت برخوردار شوند. به علاوه، ايرانيان و اعراب هردو دارنده نفت هستند و رقيب يكديگر در توليد و فروش. فراموش نكنيم كه در زمان شاه سابق، افغانها چندبار اشاره كرده بودند كه آنان در گرفتن اراضي نفتدار ايران از حكام عرب بغداد خون دادند و در محافظت از آنها شريك بودند و علي القاعده بايد حقي هم به آنان برسد.

    97 درصد شركت كنندگان در يك راي گيري عمومي (رفراندم) از تبديل قره باغ (ناگورني قره باغ) به يك كشور مستقل در قفقاز جنوبي حمايت كردند. در سه دهه اخير بر سر اين منطقه ميان ايروان و باكو اختلاف بوده است. در اين راي گيري داخلي که در دسامبر 2006 انجام شد (كه ممكن است مورد قبول كشورهاي ذينفع قرار نگيرد)، طرح قانون اساسي قره باغ به رفراندم گذارده شده بود. قره باغ طبق قرارداد گلستان منعقد در 12 اكتبر 1813 از ايران جدا و به امپراتوري روسيه داده شد. اين قرارداد به ميانجيگري «Sir Gore Ousseleyسر گور اوزلي» نماينده انگلستان (دولت متحد روسيه در جنگ با فرانسه ناپلئون) و در پي يك جنگ 9 ساله ميان ايران و روسيه به اصرار انگلستان كه جاي فرانسه را در دربار فتحعلي شاه گرفته بود تنظيم و توسط حاج ميرزا ابوالحسن خان نماينده ايران امضاء شد. پاول سيسيانوفPavel Tsitsiianov ژنرال روس در سال 1805 قره باغ را به چنگ آورده بود كه ايرانيان او را ضمن توطئه اي كشتند و حاصل پيشرفتش را خنثي ساختند. واگذاري قره باغ به روسيه در قرارداد ننگين تركمنچاي منعقد در دهم فوريه 1828 نيز تاييد شد. اين منطقه عمدتا ارمني نشين هميشه براي روسيه دردسر ساز بود. ساكنان قره باغ باستان از مهاجران سيتي (سيستاني ـ تاجيك) بودند و در طول تاريخ تا سال 1923 كه بلشويك هاي روسيه ترتيبات ديگري براي قفقاز دادند به ايران وفادار مانده بودند. همين وفاداري باعث شده بود كه دولت صفويه (اصفهان) به آنان خودمختاري دهد. طبق قرارداد گلستان، چهارده منطقه از قفقاز ايران به روسيه واگذار شد از جمله داغستان، گرجستان، آبخازيه، دربند، شيروان، گنجه، قره باغ، شكين، مغان و ... كه قرارداد تركمنچاي ايروان (ارمنستان) و نخجوان را هم به روسيه واگذار و مرز شمال غربي ايران به ارس محدود شد.
    در قلمرو دموکراسي
    دمكراسي! - آمريكا براي انتخاب يوشچنكو در اوكراين 65 ميليون دلار هزينه كرده بود
    دهم دسامبر 2004 «مت كلي Matt Kelley» نويسنده اسوسييتدپرس گزارش كرده بود كه حكومت جورج دبليو بوش بيش از شصت و پنج ميليون دلار به سازمانهاي سياسي اوكراين كمك مالي كرده بود تا «يوشچنكو» در انتخابات اين كشور پيروز شود. يوشچنكو خواهان نزديك شدن هرچه بيشتر اوكراين به غرب است.
    كاخ سفيد واشنگتن در واكنش خود گفته بود كه پرداخت اين پول جزيي از برنامه كمك به استقرار دمكراسي در سراسر جهان بوده و با اين اقدام، دولت آمريكا قصد مداخله در انتخابات اوكراين را نداشته است. وزارت امورخارجه آمريكا يك بودجه يك ميليارد دلاري براي كمك به بناي دمكراسي در ساير كشورها دارد (مروري برگزارشهاي رسانه اي نشان مي دهد که دمکراسي در آمريکا بمانند ساير کشورها در برابر علامت سئوال قراردارد - دمکراسي، مطابق آنچه که در فرضيه هايش آمده است اينک در هيچ نقطه اي مشاهده نمي شود.).
    پوتين رئيس جمهوري وقت روسيه نخستين مقامي بود كه چند روز پيش از اين گفته بود تظاهرات در «كيف» و جنجال انتخابات اوكراين با پول آمريكا و اروپاي غربي و رشوه هاي آنها به برخي اوكرايني ها (در اجراي طرح انقلاب مخملي) برپا شده است و .... وي سپس غرب را به مداخله در انتخابات اوكراين متهم كرده بود.
    در آن زمان يوشچنكو در شهر وين پايتخت اتريش تحت درمان بود. وي هشتم دسامبر 2004 چند «بادي گارد» با خود از اوكراين به وين برده بود تا از او محافظت كنند. مخالفان سياسي او با هدف انتقاد از اين عمل گفته بودند: مقام "رياست جمهوري اوكراين" خوب است، ولي بيمارستانهايش؛ بد!.
    يوشچنكو مدعي بود كه تغيير پوست چهره اش به سبب مسموميت غذايي تعمدي او بوده كه دشمنانش از اين طريق در صدد از ميان برداشتنش بودند و هدف از سفر به وين در اين روزهاي حساس براي معاينه و درمان پوست صورتش انجام گرفته بود. برخي شايعات حكايت داشت كه منظور يوشچنكو از سفر به وين تماس آسانتر با حاميان خارجي اش بود، نه درمان پوست صورت.
    طبق حكم ديوان عالي اوكراين، قرار بود که انتخابات دور دوم رياست جمهوري اين كشور كه در آن يوشچنكو بازنده اعلام شده بود 26 دسامبر تجديد شود. يوشچنكو (طبق شنيده هاي وقت، با پول دريافتي از غرب) با كشاندن هزاران تن به ميدان اصلي شهر «كيف» و استقرار آنان براي دو هفته در اين محل كه مانع فعاليت عادي سازمانهاي دولتي شده و امور دولت را عملا فلج كرده بودند باعث شد كه پارلمان اوكراين در جهت خواست او چند تصميم بگيرد و مصوبه صادر كند. برخي هم بودند كه حكم ديوان عالي اوكراين را به پاي همين حساب نوشته بودند. در آن زمان بيم از آن بود كه تظاهرات دو هفته اي «كيف» در ساير كشورها بدعت شود و فرضيه هاي دمكراسي را تحت تاثير قرار دهد به عبارت ديگر؛ هياهو و تظاهرات روند انتخابات را تحت تاثير خود قرار دهد.
    مقامات آمريكايي و اتحاديه اروپا از تظاهرات مخملي ها در «كيف» براي فشار وارد ساختن بر دولت روسيه و سران اوكراين استفاده فراوان برده بودند زيرا كه پوتين و كوچما سران روسيه و اوكراين كه قبلا با تجديد انتخابات دور دوم كه در جهان سابقه نداشته مخالفت كرده بودند بعدا روشي انعطاف پذير در پيش گرفته بودند. اين دو تن قبلا گفته بودند كه اگر قرار است نتايج دور دوم ابطال شود بايد انتخابات تازه و عمومي ديگري با مشاركت همه نامزدها برگزار گردد زيرا در جايي كه انتخابات دور دوم اعتبار نداشته، اعتبار دور اول هم معلوم نيست كه بهتر از آن بوده باشد مخصوصا كه همان تظاهر كنندگان و ناظران غربي مدعي انجام تقلب در آن هم شده بودند. رسانه ها و مقامات غرب كه قبلا در قبال همه كشورها، خود را حامي تمرين دمكراسي بر پايه قاعده (تجديد نشدن انتخابات دور دوم) نشان مي دادند اين بار از اين عقيده بود عدول کرده بودند!!.

    ايرادهاي وارده به اعلاميه جهاني حقوق بشر به مناسبت سالروز تصويب آن
    دسامبر 2004 به مناسبت دهم دسامبر - سالروز تصويب اعلاميه حقوق بشر، رسانه ها عموما درباره اين حقوق و تاريخچه نظرات مربوط و مفاهيم آن پرداخته و از جمله نگاهي تازه به محتواي كتاب «توماس پين» انداخته بودند. «پين» انديشمند قرن 18 نظرات خود درباره «حقوق انسان» را در سال 1791 و در جريان انقلاب فرانسه در كتابي تحت همين عنوان منتشر ساخت و كمك بزرگي كرد تا اين موضوع مهم و اساسي مورد توجه قرار گيرد. نظريه هاي او كه در اين كتاب آمده در اعلاميه حقوق بشر مصوب مجلس انقلاب فرانسه منعكس است.
    «پين» زندگي كردن بدون دغدغه، آزادي انديشه و عمل داشتن، تملك كردن و انتظار مصون بودن اموال از تعرض را داشتن؛ حقوقي طبيعي براي انسان دانسته كه به استدلال او بدون رعايت آنها تامين سعادت، پيشرفت، صلح و امنيت ميسر نخواهد بود. به نظر پين، حقوق طبيعي اندكي پس از تولد در يك انسان به وجود مي آيند و دولتها نبايد اجازه دهند كه اين حقوق محدود شوند و به علاوه، احترام به حيثيت و رعايت شئون از انسان گرفته شود.
    حقوقدان فرانسوي مامور تنظيم اعلاميه جهاني حقوق بشر مصوب دهم دسامبر 1948 مجمع عمومي سازمان ملل از عبارات «پين» كه در شرايط دنياي دو قرن و اندي پيش نوشته شده اند وسيعا استفاده كرده ولي هنگام تنظيم و انشاء اعلاميه، وضعيت جهان بيش از شش ميليارد نفري امروز را پيش بيني نكرده بود. يكي از ايرادهاي وارده به مفاد اعلاميه 1948 اين است كه در آن به عبارت «زندگي كردن بدون دغدغه» توماس پين؛ از ديدگاه «معيشت» دقيقا توجه نشده است، زيرا براي انسان گرسنه و انساني كه احساس اسثتمار شدن كند «سراسر زندگاني دغدغه است و آزادي و اصولي از اين دست و همچنين دمکراسي و ... مفهوم واقعي نخواهد داشت». نفوس كره زمين اينك دو ميليارد و نيم بيش از ظرفيت منابع آن است و دست كم دو سوم نفوس زمين ، آگاه به حقوق واقعي خود شده و استفاده متناسب و عادلانه از منابع كره زمين را كه ميراث عمومي و مشترك همه است مصرا مطالبه، و تصاحب آن را توسط شماري اندک تحمل نمي كنند كه عصيانها و ... و نيز انواع جرائم نتيجه همين حق شكني است. آژانس بين المللي كشاورزي و غذا هشتم دسامبر 2004 اعلام كرده بود كه كره زمين داراي 815 ميليون انسان گرسنه است و هر سال 5 ميليون نوزاد به دليل همين فقر غذايي مي ميرند و ....
    حق ديگر انسانها، به ويژه انسان امروز، دريافت اخبار و اطلاعات درست از تحولات و نظرات است (حق دانستن) كه در اعلاميه جهاني حقوق بشر به آن توجه نشده است. اين حق، تا زماني كه رسانه ها و به ويژه خبرگزاري هاي بزرگ و «سرچ انجين ها كه اخبار را گزينشي! و عمدتا به يك زبان جمع آوري و در دسترس قرار مي دهند» از دايره نفوذ دولتها و كمپاني هاي معين خارج نشوند تامين نخواهد شد.
    در سالهاي اخير برخي از قدرتها از حربه «حقوق بشر» براي كوبيدن قدرتهاي رقيب و دولتهاي مخالف سوء استفاده فراوان كرده اند. آنها قبلا از حربه دمكراسي كه اينك روشن شده در برخي از جوامع هنوز در مرحله آرزوست و در جوامع ديگر به انحراف کشانده شده است سوء استفاده مي كردند. حقوق اساسي بشر كه دمكراسي واقعي يكي از موارد آن است با انسان متولد مي شود و براي او به منزله نان و آب است. بنا بر اين، اگر اصلاحي در اعلاميه 1948 صورت نگيرد و با توجه به شرايط دنياي امروز (دنياي قرن 21) و دشواري ها و تنگناهاي آن؛ عبارات تازه بر آن اضافه نشود ، ضمانت اجرايي پيدا نكند و در توزيع ثروت، مشاغل، حرفه ها، اختيارات و قدرت تعديلي روي ندهد نمي توان انتظار امنيت و صلح را داشت.

    در قلمرو رسانهها
    افشاگري روزنامه ها، نامزد وزارت امنيت ملي آمريكا را مجبور به انصراف كرد - نگاهي زد و بندها و ...

    دهم دسامبر 2004 «برنارد كريكBernard kerik» رئيس سابق پليس شهر نيويورك كه از سوي جورج دبليو بوش رئيس جمهور آمريكا نامزد پست وزارت امنيت ملي اين كشور شده بود، چهار روز پس از اين انتصاب كه برايش وسيعا تبليغ شده بود و پيش از اين كه انتصاب او در سناي آمريكا مطرح شود كناره گيري خود را اعلام داشت و در نامه اي خطاب به بوش نوشت: مذاكره درباره من در سنا به دليل انتشار مطالب رسانه ها به سود شما نخواهد بود و به همين سبب پيش از اين كه باعث تضعيف شما شوم كنار مي
    روم.
    دليل اين كناره گيري برق آسا اين بود كه رسانه هاي محلي در نيويورك و نيوجرزي پيرامون "برنارد كريك" دست به تحقيق زده و متوجه شده بودند كه او تا چند روز پيش به مدت يك سال يك مهاجر غير قانوني را به عنوان كلفت براي كار در خانه اش استخدام كرده بود و ماليات دستمزد او را هم به دولت نداده بود و با اين عمل مرتكب دو جرم شده بود. به علاوه سهامدار يك كارخانه سازنده سلاح ليزري فلج كننده موقت ( ستان گان Stun Gun) و در عين حال واسطه فروش اين سلاح به وزارت امنيت ملي بوده و از اين رهگذر درآمد سرشار داشته و اگر وزير شود بيم اصطكاك منافع مي رود. وي هنگامي واسطه اين معامله بود كه در وزارت امنيت هم شغلي داشت. شهردار سابق نيويورك كه انتصاب «كريك» را به جورج بوش توصيه كرده بود؛ شريك تجاري وي بود!.

    به گزارش اين رسانه ها، كريك زماني كه در كره جنوبي يك نظامي عادي آمريكايي بود درآنجا از زني داراي فرزند شده بود. طبق اين گزارشها، كريك سه سال هم در عربستان سعودي نگهبان و گارد مسلح يك بيمارستان بود و ....
    سناتورهاي حزب دمكرات در نظر داشتند كه درباره اين موارد كه از رسانه ها به دست آورده بودند از كريك سئوال كنند و ساير انتصابات تازه بوش را هم زير سئوال ببرند كه كريك پيشدستي كرد و كنار رفت.

    كارمند دولت نمي تواند «رونامه نگار حرفه اي» بشمار آيد - دليل همکاري با روزنامه همشهري
    يك دانشجو از تهران در آذرماه 1384از نگارنده روزنامك با ارسال پيامي سئوال كرده بود كه مي خواهد در روزنامه ... استخدام شود، ولي برادرش مي گويد كه متعلق به دولت است و پس از استخدام مي شود يك كارمند دولت مانند كارمندان ديگر، نه روزنامه نگار؛ نظر شما چيست؟.
    پاسخ: به نظر من كه برادرتان درست مي گويد. اين نگارنده خودش را نمي بخشد كه مدتي در دو روزنامه دولتي همشهري و ايران كار كرد. به من گفته بودند كه اگر بخواهم كه پروانه روزنامه «سپيده دم» دوباره در هيات نظارت بررسي شود بايد چند صباحي در يك روزنامه موجود كاركنم تا كاركرد تازه مرا مورد قضاوت قرار دهند و در آن زمان ( فروردين سال 1372) جز همشهري تازه تاسيس، جاي ديگري ما قديمي ها را نمي پذيرفت و تعداد روزنامه هاي تهران به شمار انگشتان دست هم نمي رسيد. بسياري از همكاران قديمي در همشهري بودند و زمينه براي نشان دادن هرگونه ابتكار آماده بود. روزنامه همشهري، اجازه ورود به سياست را نداشت و خيال ما راحت بود. گاهي هر روز تا چهار صفحه براي اين روزنامه مطلب مي نوشتم بدون اين كه اجازه دهم نامم را بنويسند، از صفحه درگوشه و كنار، پاورقي صفحه ششم تا صفحه دور دنيا، پاسخ هاي دكتر روزنفلد، گشتي در دنياي خبرها تا درمانگاه اتومبيل و برگي از تاريخ و .... در دو سه سال اخر كه اجازه دادم گاهي اسمم را بنويسند براي اين بود كه كسي ديگر رونوشت بدون ذكر ماخذ برندارد و خود را صاحب مطالب تاريخ نكند كه من براي تهيه آنها نيم قرن زحمت کشيده ام.


    ساير ملل
    روزی که دهلی باردیگر پایتخت هندوستان شد
    جورج پنجم پادشاه انگلستان 12 دسامبر 1911 خودرا امپراتور هندوستان اعلام کرد و دستورداد که پایتخت هندوستان انگلستان از کلکته به دهلی منتقل شود که پس از آبادانی و ساخت عمارات دولتی به دهلی نو تغییر نام داده و اینک با حومه اش دارای 15 میلیون نفوس و پایتخت فدراسيون هند است. دهلی قبلا و از سال 1649 تا 1857 پایتخت هندوستان بود که پس از استیلای دولت لندن بر همه آن سرزمین و برکنار کردن پادشاه، مقر دولت از دهلی به کلکته که از آغاز ورود انگلیسی ها به هندوستان مرکز فعالیت های آنان ـ نخست به نام کمپانی هند شرقی و سپس حکومت ـ بود منتقل شده بود. شاهجهان امپراتور گورکانی (تیموری) هندوستان در سال 1639 ساختن یک ارگ بزرگ در دهلی را آغاز کرده بود که ده سال بعد پایتخت را به آنجا منتقل ساخت. نادرشاه افشار پس از شکست دادن ارتش هندوستان در 13 فوریه 1739 در دشت کرنال، نوروز آن سال گام به دهلی گذارده بود.

    روز استقلال و روز جمهوري کنيا
    امروز ـ 12 دسامبر ـ روز استقلال و همچنین روز جمهوری شدن کشور کنیا است. کنیایی ها در پی یک مبارزه مسلحانه، 12 دسامبر 1963 استقلال خودرا از انگلستان گرفتند و سال بعد در همین روز (12 دسامبر 1964) جومو کنیاتا رهبر جنبش استقلال را بریاست جمهوری برگزیدند. زبان کنیایی ها «سواحلی» است و واژه جمهوری به همین صورت بکار می رود. در دوران مبارزه مسلحانه کنیایی ها، رسانه های انگلستان مائو مائو های کنیایی را که رهبرشان جومو کنیاتا بود «آدمخور!» گزارش می کردند تا سرکوب آنان در ملل دیگر تولید خشم و نفرت نکند. بعضی اوقات ترجمه این گزارشها به همین صورت در مطبوعات تهران به چاپ می رسید.

    منع كمپاني هاي روسيه، آلمان، فرانسه و كانادا از شركت در مناقصه هاي بازسازي عراق و معماي اقدام وولفوويتس
    گوينده شبكه تلويزيوني «سي بي اس» آمريكا بخش اخبار شش و نيم بعد از ظهر پنجشنبه 11 دسامبر 2003 را با بيان اين جمله آغاز کرد كه مسئله عراق كه زير عنوان مبارزه با گسترش سلاح اتمي و تروريسم آغاز شده بود اينك به مسابقه بر سر كسب پول مبدل شده است و اضافه كرد كه بازرسان وزارت دفاع آمريكا گزارش كرده اند كه عوامل كمپاني «هاليبرتون» كه به كنتراتهاي چند ميليارد دلاري «ترك مناقصه!» اي در عراق دست يافته حتي به واحدهاي ارتش آمريكا در عراق هم در سوخت رساني گرانفروشي كرده و ميزان اين گرانفروشي معادل 61 ميليون دلار برآورد شده و در اين زمينه، تنها هنر آن تحويل بنزين كويت به نيروهاي امريكا در عراق بوده است و مي دانيم كه از سال 1995 تا انتخابات رياست جمهوري سال 2000، ديك چني معاون رئيس جمهور آمريكا رئيس هيات مديره كمپاني «هاليبرتون» بود. اين شبكه سپس نمونه هاي ديگر كنتراتها و گرانفروشي هاي اين كمپاني را برشمرد.
    در همين روز برخي از رسانه هاي چاپي امريكا نوشته بودند: تا اين لحظه در عراق اسلحه كشتار جمعي به دست نيامده، عوامل حزب بعث و مقاومت عراقي ها شكسته نشده، خطر تروريسم كاهش نيافته و مخالفان جهاني اشغال نظامي عراق كم نشده اند كه هيچ ؛ كانادا، فرانسه (دولت شيراک) ، روسيه و آلمان (دولت شرودر) هم با تصميم وزارت دفاع كه آنها را از شركت در مقاطعه هاي بازسازي عراق محروم كرده از ما رنجيده و خشمگين شده اند.
    به نوشته اين روزنامه ها، قرار بود كه جورج بوش، نخست تصميم منع كشورهاي چهارگانه را تلفني با سران اين كشورها مطرح سازد و سپس موضوع اعلام شود كه وولفوويتس معاون وقت وزارت دفاع پيشدستي كرده و آن را اعلام داشته و بوش را در برابر امر انجام شده قرار داده و مجبور كرده بود كه به دفاع از تصميم بپردازد و بگويد: كنتراتها حق كشورهايي است كه خطر مرگ نظاميانشان را پذيرفته و نيرو به عراق فرستاده اند. اين روزنامه ها نوشته بودند كه اين اقدام وولفوويتس (از جامعه يهوديان آمريکا) هم، خود يك معما شده است که چرا در افشاء قضيه عجله و پيشدستي کرده بود. تازه، اين در حالي است كه كنترات هاي چاق و چله به كمپاني هاي داخلي مورد توجه، نظير هاليبرتون داده شده بود.
    كمترين نتيجه اين كار اين بود كه وزير دفاع روسيه با اشاره به ماموريت جيمز بيكر وزير اسبق امور خارجه امريكا مبني بر مذاكره با طلبكاران عراق كه در مطالبات مالي خود تخفيف دهند گفت: مگر عراق فقير است كه ما پس از سالها انتظار، مطالبات مالي خود را تخفيف دهيم. كميسيون مربوط در اتحاديه اروپا هم عمل آمريكا مبني بر منع دولتهاي مخالف ادامه اشغال نظامي عراق از شركت در كنتراتهاي مربوط به بازسازي اين كشور را يك اشتباه سياسي خوانده و آن را مغاير موازين سازمان بازرگاني جهاني ناميده بود.
    برخي منابع اروپايي درباره فرمول مطرح شده تازه براي تثبيت اوضاع عراق اظهار نظر كرده و گفته بودند كه فرمول «شيعه ، سني و كرد» تازگي ندارد و اين فرمول در قرن گذشته (قرن 20) چند بار عملا شكست خورده است؛ زيرا كشورهاي عربي مجاور عراق تضعيف سني ها و تركيه تقويت كردها را نپذيرفته بودند و پافشاري روي آن، بر مشكلات جاري خواهد افزود. بايد فرمول عملي تري را يافت.
    در دسامبر 2004 به مناسبت سيزدهمين سالگرد فروپاشي شوروي و به عادت هرسال تحليل و تفسير هاي متعدد انتشار يافته بود. يلتسين و سران وقت اوكراين و بلاروس كه در دهه اول دسامبر 1991 در استراحتگاهي در بلاروس جمع شده بودند بدون اعلام قبلي تصميم گرفتند كه جاي اتحاد شوروي را يك جامعه مشترك المنافع مركب از كشورهاي مستقل بگيرد و كمتر از سه هفته بعد، عمر اين ابر قدرت (قدرتي كه هيتلر را از پاي درآورد و مانع پيروزي آمريكا در كره و ويتنام و نيز سقوط كوبا و ... شد) پايان يافت و نظام 74 ساله سوسياليستي اش هم از ميان رفت، درست مثل اين كه از اول هم وجود نداشت.
    در سال 2004 برخي از اين مفسران، مسئله اوكراين را كه از نتايج فروپاشي شوروي است به آن وصله زده و تعجب خود را ابراز كرده بودند كه چگونه ولاديمير پوتين حملات لفظي تند و مستقيم ژنرال کولن پاول وزير امور خارجه وقت آمريكا را بر سر مسئله اوكراين و مداخله علني آمريكا و اروپاي غربي را در سرزميني كه بيش از سه قرن پاره اي از قلمرو روسيه بوده تحمل كرده و خم به ابرو نياورده بود. در اين اظهار نظرها عموما اين سئوال مطرح شده بود كه پوتين چگونه مي تواند در اين شرايط (که غرب براي اجراي طرح انقلاب مخملي خود در اوکراين دهها ميليون دلار هزينه کرده، افراد را فرستاده، اين و آن را ديده و ...) حرفهاي خود را كه اگر 25 بار هم در اوكراين انتخابات دور دوم تجديد شود به نتيجه نخواهد رسيد بر کرسي بنشاند و به اثبات برساند [که ديديم نتوانست].
    يكي از اين مفسران نوشته بود: آهاي پوتين، آيا صداي مرا مي شنوي؟. اگر مي شنوي، گوش كن: يك راه بيشتر باقي نمانده است و آن امضاي قانوني است كه «دوما» چند سال پيش تصويب كرد و انحلال شوروي را كه بدون يك رفراندوم سراسري صورت گرفته است غير قانوني خواند و يلتسين اين مصوبه را بدون رد و يا قبول در کشوي ميزش گذاشت. براي امضاي اين مصوبه تا 26 دسامبر 2004 بيشتر وقت نداري و پس از آن بايد با توسل به خشونت و احيانا جنگ و ستيز به جمع كردن ملل امپراتوري روسيه و دست كم اوكراين و گرجستان دست بزني. مصوبه دوما را سران كنوني اوكراين و بلاروس، پس از امضاي تو، بدون چانه زني خواهند پذيرفت و مسئله حل خواهد شد، ولي سران بعدي (نتيجه پيروزي انقلاب مخملي)؛ نه. ملاحظات با غرب را فراموش كن. آنها در چند سال اخير ثابت كرده اند كه نسبت به روسيه ملاحظه نخواهند كرد، همچنان كه تعهدات اواخر دهه 1980 را كه اگر پيمان ورشو منحل شود، ناتو را منحل خواهند كرد زير پاي گذاشتند و قلمرو اين اتحاديه را تا داخل شوروي سابق گسترش دادند و در قفقاز و آسياي ميانه به بهانه هاي مختلف نظامي مستقر ساختند. دمكراسي و حقوق بشر شعار و حربه است و تو بايد بهتر بداني كه اين دو شعار در هيج جا به درستي رعايت نمي شود. اگر وقت كني و اخبار رسانه هاي محلي آمريكا و اروپاي غربي را بخواني به همه ضعف هاي اين جوامع پي خواهي برد و خواهي توانست در اجراي برنامه هايت و رد اعتراضهاي غربي ها به گزارشهاي داخلي مطبوعات آنها استناد كني. تحولات اخير ثابت كرده كه غرب به سياستهاي دوران پيش از جنگ جهاني اول بازگشته است، و در چنين شرايطي مسكو براي بقاء، راهي ندارد جز بازگشتن به سياست خارجي تزارها و سياست تعديل شده داخلي (اجتماعي - اقتصادي) شوروي ها.
    مرور زمان نشان داد که اين توصيه به پوتين درست بود و روسيه بعدا ازبکستان را مجبور به بيرون کردن نظاميان آمريکايي کرد، در گرجستان وارد جنگ شد و با تهديد، ناتو را از نزديک شدن به اوکراين منصرف ساخت. به قول تفسيرنگاران، اينها گام اول بود.

    طغیان دسامبر 2008 یونان و "صداهاي تازه" - صداي ناراضيان قرن 21
    شنبه ششم دسامبر 2008 تیراندازی دو پلیس به یک نوجوان 15 ساله یونانی در مرکز شهر آتن که منجر به مرگ این دانش آموز شد جرقه شورش، تظاهرات و اعتصاب هایی را در آن کشور زد که تا 12 دسامبر ادامه داشت . اين شورش که هردم گسترش بیشتری مي یافت به برخي از کشورهای اروپایی سرايت کرد؛ زیراکه که بحران مالی، بیکاری، پیدایش فاصله طبقاتی از نوع قرن نوزدهم، عدم رضایت بیشتر مردم و بویژه نوجوانان از فساد اداری ناشی از انحراف دمکراسی که خلاف انتظار آنان بوده است اروپا و جوامع مشابه را دیرزمانی است که آماده طغیان کرده است. بنابراین مرگ "الکساندروس گریگوروپولوس Alexandros Grigoropoulos" پانزده ساله جرقه ای بود که آتش طغیان را روشن و شعله ور ساخته بود. برخي از اصحاب نظر گفته بودند به فرض هم که اين طغيان فروکش کند؛ انگيزه باقي خواهد ماند و اين انگيزه همانا نارضايتي عمومي از وضعيت روز است و بنابراين، فريادهايي که در جريان طغيان عمومي دسامبر 2008 يونان شنيده شد براي مدتي طولاني در سينه ها محبوس نخواهد ماند.
    جوانان یونانی به نام اعتراض به پلیس، در نخستین روز طغیان (شنبه ششم دسامبر 2008)، در شهر آتن به آتش زدن فروشگاهها و ساختمانهای دولتی و سنگپرانی به سوی پلیس دست زدند. با وجود اینکه، دو مامور پلیس که به سوی "الکساندروس" تیراندازی کرده بودند بازداشت شدند و پلیس آتن از آن پس تنها گاز اشک آور بکار برد و خشونت بيشتري نشان نداد این طغیان روز بعد به سایر شهرهای يونان - شهرهاي بزرگتر اين کشور - گسترش یافت و رنگ ضد دولتی به خود گرفت و تظاهرکنندگان خواهان کناره گیری دولت شده بودند که تنها با اکثریت یک کرسی پارلمانی حکومت را به دست دارد. الکساندروس 15 ساله "شهید" اعلام شده، به نامش شعر سروده شده و اسمش در بسیاری از شعارها مشاهده می شد.
    از روز سوم، چپگرایان نیز به صورت دسته های هزاران نفری وارد خیابانها شدند و برضد نخست وزیر راستگرا - ليبرال یونان؛ کنستانتينوس کارامانلیس K. Karamanlis به دادن شعار پرداختند. طغیان کنندگان چندبار تلاش کردند تا ساختمان پارلمان یونان را آتش بزنند. آنان که به سوی پارلمان درحرکت بودند تا آنجا را تخریب کنند شعار می دادند که کرسی نشینان این ساختمان نماینده خودشان هستند نه مردم. آنان از درد و خواست مردم بی خبرند و برای یونانی و یونان کاری انجام نمی دهند و ....
    روز چهارم، مخالفان برنامه های اقتصادی- اجتماعی دولت هم به جمع معترضان پیوستند و فریاد می زدند که چرا دولت می خواهد بیمارستانها و موسسات عام المنفعه مشابه را غیر دولتی کند، مگر این دولت (دولت کارامانليس) آنها را ساخته که می خواهد بفروشد، فروش اموال و منابع عمومی از اختیارات دولت و پارلمان نیست باید رفراندم شود و آحاد مردم که صاحبان آنها هستند نظر دهند. کارگران یونان برضد سیاست بازار آزاد که دولت راستگرا - ليبرال در پیش گرفته است شعار مي دادند، بسیاری نیز دولت را متهم مي کردند که به انتقادها توجه نمی کند و حتی نسبت به شکوه و شکایات مردم که در رسانه ها مطرح می شود بی اعتناست. در این میان مخالفان جهانی شدن اقتصاد هم وارد میدان شده بودند که دولت راستگرای یونان حامی آن است و "بحران مالی آمریکا" را نتیجه گلوبالیزاسیون اقتصاد اعلام داشتند.
    طغیان یونان در روز پنجم خود باعث فلج شدن امور و خدمات عمومی شد و حتی پرواز هواپیماها متوقف گردید. با وجود اینکه ایجاد حریق و به آتش کشیده شدن خودروها و سنگپرانی به سوی پلیس ادامه داشت، در شش روز اول طغیان سخنی از کشته شدن فرد و یا افراد به گوش نرسید و این طغیان تا پایان روز ششم تنها شماری مجروح داشت ولی زیانهای مالی وارده بسیار سنگین برآورد شده بود. این وسیعترین طغیان یونانی ها پس از تظاهرات سال 1974 اين کشور اعلام شده است.
    طغیان عمومی یونان از روز ششم به چند کشور دیگر اروپایی سرایت کرده و ناآرامی در این ممالک از تظاهرات محدود مقابل سفارتخانه های یونان تجاوز نکرد.
    در جریان طغیان، در موارد متعدد سخنانی شبیه شعارهای آنارشیستهای اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم به گوش می خورد به این مضمون:
    جهان قرن 21 حکومت هایی به صورت آنچه را که وجود دارد نمی پذیرد، این دمکراسی نیست، دمکراسی واقعی که قرار بود جای حکومت های قرون 18 و 19 را بگیرد قربانی و مدفون شده و تنها لباس قبلي آن باقي مانده و در ويترين و کتاب است، این دولت ها زاییده بند و بست شماری کم از مردم (الیت ها) هستند که می خواهند جامعه را برغم اراده اش به راه خود بکشانند و منافع خود و روی کار آورندگانشان را تامین کنند.
    با شنيده شدن اين شعارها، رسانه هاي آمريکا که در روزهاي نخست، رويداد طغيان يونانيان را وسيعا گزارش کرده بودند به کمرنگ کردن آن دست زدند!. در دسامبر سال 2009 يونانيان بمناسبت سالگرد کشته شدن الکساندروس گریگوروپولوس 15 ساله بارديگر به خيابانها ريختند و شعار دادند که ظرف يک سال گذشته اصلاحاتي صورت نگرفته و وضعيت به همانگونه ادامه دارد که پذيزفتني نيست.

    برخي ديگر از رويدادهاي 12 دسامبر
    1905: مارکونی موفق شد برای نخستين ميان اروپا و امريکا از فراز اقيانوس اطلس از طريق امواج راديويی علائمی (سيگنال) را رد و بدل کند.

    1937: برای نخستين بار از فرستنده سيار تلويزيونی استفاده شد و به اين طريق از خيابانهای نيويورک گزارش زنده پخش گرديد.

    1991: پيمان Maastricht اتحاديه اروپا را به وجود آورد.

    1993: انتخابات روسيه نشان از وجود يک قشر نيرومند ملی گرا در اين کشور داد .
     
  8. کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏17/5/11
    ارسال ها:
    39,257
    تشکر شده:
    47,234
    امتیاز دستاورد:
    170
    پاسخ : تاریخ نگارتاپ فروم

    تقویم تاریخ ( 22 آذرماه )
    [HR][/HR]
    ۲۲آذر - از آغاز سال در تقویم رسمی ایران ۲۶۸روز گذشته و به پایان آن ۹۷روز (در سال عادی) یا ۹۸روز (در سال کبیسه) ماندهاست.
    مرگها
    ۴۲۷ - ابوریحان بیرونی، دانشمند، ریاضیدان، ستارهشناس و تاریخنگار ایرانی
    ۱۳۸۴ - جبران توینی، نماینده مجلس لبنان.
    ۱۳۸۴ - مزهر ناجی الدلیمی، رهبر سنی حزب پیشرو عراق آزاد.
    امروز، "آندره آس هوفر "شورشی معروف اتریشی در یکی از کوهپایههای" تیرول "که در آن زمان جزص متصرفات اتریش محسوب میشد ،قدم به عرصه وجود گذاشت .وی که شخص ماجراجویی بود ،میفروشی میکرد ولی بعد از صلح وین در 14 اکتبر 1809 و واگذاری تیرول به ناپلئون بناپارت وی در 29 اکتبر 1809 شورش خونین تیرول را به راه انداخت و تا روز 23 فوریه 1810 که تیرباران شد علیه فرانسویان میجنگید.

    امروز، "آبل "ریاضیدان بزرگ و دانشمند جوانمرگ نروژی ،پس از 27 سال عمر بدرود حیات گفت .نام کامل او" نیلز - هنریک - آبل "بود و روز 4 ماه اوت 1802 میلادی در شهری به نام" فیندو "قدم به عرصه وجود گذشته بود .تحقیقات عمیق و استادانهای که او در حساب استدلالی کرده است ،هنوز مورد استفاده ریاضیدانان سراسر جهان است .

    امروز، عملیات جنگی فرانسه برای تصرف ممالک غربی آفریقا آغاز گردید و این عملیات که در جریان آن دهها هزار سرباز و افسر فرانسوی به هلاکت رسیدند و زخمی شدند ،مدت 10 سال یعنی تا سال 1880 میلادی به طول انجامید .در این مدت بسیاری از ممالک امروزی آفریقا در مغرب آن قاره ،از جمله ،کشورهای جمهوری" سنگال - زامبیا - گینه - ساحل عاج و ولتای علیا "به تصرف آن کشور درآمدند.

    امروز، "برنارد کوهن "یکی از شخصیتهای معروف علمی و ادبی ایالات متحده آمریکا در قرن بیستم میلادی ،در" نیویورک "در خانوادهای یهودی قدم به عرصه وجود گذاشت .وی تحصیلات خود را در رشته فیزیک به پایان رسانید ولی بعدها به علوم اجتماعی علاقمند شد و ادامه فعالیت وی در این راه سبب شد تا امروزه از او به عنوان یکی از صاحب نظران امور تعلیم و تربیت جهان یاد شود .از او چند اثر مهم باقی مانده است.

    مهمترين رويدادهاي ايران و جهان در طول تاريخ در اين روز 13 دسامبر

    ايران
    تقسيم نيروهاي مسلح ايران به چهار ارتش در زمان پادشاهي يزدگرد يکم

    پس از دو سال مطالعه و بررسي، 13 دسامبر سال 402 ميلادي يزدگرد يكم از دودمان ساساني بر تجديد سازمان نيروهاي مسلح ايران صحه گذارد. روابط حسنه ايران و روم در زمان يزدگرد يكم اين فرصت را به ژنرالهاي ايران داده بود كه بنشينند و پس از نزديك به دو قرن، باتوجه به اوضاع جهان آن زمان و تهديد هاي تازه و با استفاده از تجربه گذشته به نوسازي سازمان ارتش بپردازند.
    طبق سازمان تازه كه جزئيات آن در آرشيوهاي منتقل شده از قسطنطنيه به رم در سال 1453 آمده است، نيروهاي مسلح ايران به چهار ارتش به اين شرح تقسيم شده بودند:
    ارتش يكم؛ قرارگاه ستاد در شهر مرو. واحدهاي اين ارتش موظف به جلوگيري از مهاجرت و يا تجاوز مسلحانه اقوام زرد و نيمه زرد آسياي مركزي و چين شمالغربي به اين سوي سيردريا (سيحون) بودند. هيچگاه و در هيچ شرايطي از واحدهاي اين ارتش جز در همان منطقه نبايد استفاده مي شد، زيرا كه به نظر طراحان اين سازمان بندي ورود اقوام مذكور كه تمدني عقب مانده و اخلاقياتي ضعيف داشتند به قلمرو ايران نه تنها تجاوز ارضي بود بلكه تخريب فرهنگي جبران ناپذير بشمار مي رفت. واحدهاي معروف به مرزبان كه قبلا به وجود آمده بودند و در مرزهاي شمالشرقي مستقر بودند بايد ضميمه اين ارتش مي شدند. در اين ارتش، نسبت سوار و پياده يك و دو بود.
    ارتش دوم؛ قرارگاه سيّار. واحدهاي اين ارتش متساويا به دو سپاه تقسيم و در طرفين درياي گرگان (درياي مازندران ـ درياي قزوين = «كاسپين») مستقر و از دربند قفقاز تا معابر داغستان و نقاط رخنه خزرها در غرب آرال (شرق درياي مازندران) محافظت مي كردند. واحدهاي اين ارتش به نسبت چهار و يك سوار و پياده بايد بودند.
    ارتش سوم ؛ قرارگاه تيسفون ، اين ارتش از مرزهاي غربي و شمال غربي و پايتخت حراست مي كرد و بازدارنده رومي ها تا رسيدن ارتش هاي دو و چهار بود.
    ارتش چهارم؛ قرارگاه سپاهان (اصفهان). اين ارتش كمكي و احتياط بود و جز آن قسمت از اين ارتش كه در سيستان و «قندهار امروز» مستقر بود، براي كمك به ارتشهاي ديگر اعزام مي شد. ستاد اين ارتش در شرايط جنك مامور بسيج نيرو و جمع آوري و آموزش سرباز بود. نسبت رده ها نيز متغيير بود.
    اين تقسيم بندي نشان مي دهد كه خطري در پارس (فارس امروز ، كرمان و يزد ، مكران و جزاير ) وجود نداشت.
    اين سازمان تا پايان حكومت ساسانيان به مدت نزديك به دو ونيم قرن تغيير نيافت . همين انعطاف ناپدير بودن اين سازمان از دلايل شكست ايران ازاعراب شد و يزدگرد سوم ارتش يكم را به كمك نطلبيد ، بلكه خود پس از شكست نهاوند به سوي قرارگاه اين ارتش در مرو رفت كه كشته شد و پسر او هم نتوانست از واحد ثابت ارتش چهارم در سيستان استفاده كند. پس از فرو پاشي ارتش يكم بود كه اقوام غز ، سلجوقيان و به ماورالنهر مهاجرت كردند.
    پس از پيوستن ايران به پيماي مركزي (سنتو در دهه 1960 بارديگر نيروهاي نظامي ايران كه شامل ده لشكر بود به چهار ارتش تبديل شدند.

    نخستين قانون استخدام ایران که استعماری خوانده شده و موّلد بوروکراسی و فساد اداري است - زيانهاي آن
    22 آذر 1301 هجري خورشيدي، ايران داراي نخستين قانون استخدام شد. اين قانون كه از همان زمان به بعد بارها به عناوين «استعماري»، تحميلي، «زيان آور» و ... مورد انتقاد قرار گرفته ويژه موسسات دولتي بود و برغم ادامه انتقادها و به وجود آوردن يك طبقه «پشت ميز نشين»، يك بوروكراسي پيچيده و در بعضي ادوار فساد اداري پايه قوانين بعدي و از جمله قانون استخدام سال 1345 هجري خورشيدي قرار گرفته است. عيب بزرگ اين قانون منحصر به فرد در دنيا! كه در كشورهاي ديگر نظير آن يافت نمي شود دادن عنوان استخدام رسمي به يك طبقه از كارمندان (در برابر پيماني، روزمزد و دستمزدي و جدا كردن كارمند از كارگر) و سپس ترفيع خودكار سنواتي و دادن گروه و پايه و امتيازات ديگر است. به عبارت ديگر ، مزد كارمند تازه كار كه كار مشخصي را انجام مي دهد به مراتب كمتر از كارمندي است كه چند سال پيش ازاو استخدام شده و همان كار را انجام مي دهد!. چرا؟. اين چرا در طول 87 سال گذشته بي پاسخ مانده است.
    دولتهاي وقت بدون توجه به حق عموم مردم به برخورداري از يك نظام بازنشستگي جامع و از كار افتادگي ، اين مزايا را به كارمندان دولت دادند و آنان را عملا ارباب مردم كردند و به صورت يك طبقه متمايز از ديگران درآوردند. همين امنيت شغلي ، بدون تنبيه و مجازات ، باعث هجوم مردم به استخدام شدن در دواير دولتي و گرفتن مدارك تحصيلي بي نتيجه جهت ارتقاء و ... شده است.
    اين سئوال هم هنوز بي پاسخ مانده است كه چرا مستشاران خارجي امور استخدامي ايران در صدد اصلاح اين وضعيت و دست كم پياده كردن مقررات كشور خود در ايران بر نيامده بودند . همين مقررات استخدامي پيچيده و غير علمي ايران يكي از عوامل بوروكراسي بد و عقب ماندگي وطن ماست.
    دولتهاي وقت معلوم نيست كه به چه دلايلي از تجربه درخشان و مهم آيين نامه استخدام براي انتشارات و راديو در زمان نصرت الله معينيان كه پايه را بر دستمزد روزانه و انجام به ميزان معين گذارده بود استفاده نكردند . اين قاعده سبب شده بود كه انتشارات و راديو با حداقل كارمند بهترين توليد را داشته باشد .
    قانون استخدام كار گري ايران هم كه تاكنون بر حسب شرايط ، نه مبناي علمي ، بارها اصلاح شده است بمانند ساير كشورها ، خدمتي به كل جامعه نيست .
    در دهه هاي گذشته صدها بار به دولتهاي وقت تاكيد شده بود كه درست نيست هزينه هاي اداري ايران از جمله حقوق كارمندان و مستمري بازنشستگان ازدرآمد نفت ( دلارهاي نفتي ) كه منطقا ويژه سرمايه گذاري و عمران است پرداخت شود كه اين توصيه لازم با بي اعتنايي رو به رو شده است. هزينه هاي عادي كشور بايد از محل ماليات ها تامين شود.

    ميراشرافي ناشر روزنامه آتش، نماينده اسبق مجلس و مالک چند کارخانه در اصفهان در اين روز در سال 1358 تيرباران شد. محکمه انقلاب اصفهان اورا به اعدام محکوم کرده بود. ميراشرافي متهم شده بود که از عوامل آمريکا در ايران بود و فعالانه در کودتاي 28 مرداد شرکت کرده بود و ضمن تصاحب چند کارخانه در اصفهان چند کارگر را کتک زده بود که به مرگ يکي از آنان منجر شده بود.

    در قلمرو دانش
    روزي كه بيروني دانشمند بزرگ ايراني درگذشت

    ابوريحان محمد بيروني دانشمند بزرگ ايراني 13 دسامبر سال 1048 ميلادي (22 آذر) در شهر غزنه (افغانستان امروز) وفات يافت. او درنيمه سپتامبر سال 973 ميلادي درمنطقه خوارزم كه در قلمرو سامانيان بود به دنيا آمده بود و زادگاه او كه در آن زمان روستاي كوچكي بود بعدا به «بيروني» تجديد نام داده شده است.
    بيروني در رياضيات، هيأت (علوم فضايي)، فيزيك، زمين شناسي و جغرافيا سرآمد دانشمندان عصر خود بود. دائرة المعارف علوم چاپ مسكو ابوريحان را دانشمند همه قرون و اعصار خوانده است. در بسياري از كشورها نام بيروني را بر دانشگاهها، دانشكده ها و تالار كتابخانه ها نهاده و به او لقب « استاد جاويد » داده اند.
    بيروني گردش خورشيد، گردش محوري زمين و جهات شمال و جنوب را دقيقا محاسبه و تعريف كرده است. خورشيد گرفتگي هشتم آوريل سال 1019 ميلادي را در كوههاي لغمان (افغانستان كنوني) رصد و بررسي كرد و ماه گرفتگي سپتامبر همين سال را در در غزنه به زير مطالعه برد.
    در زمان بيروني، سامانيان كه پايتختشان شهر بخارا بود بر شمالشرقي ايران شامل خراسان بزرگتر و منطقه خوارزم، زياريان بر گرگان و مازندران و مناطق اطراف آنها، بازماندگان صفاريان بر سيستان بزرگتر، غزنويان بر جنوب ايران خاوري (مناطق مركزي و جنوبي افغانستان امروز) و بوئيان بر ساير مناطق ايران تا بغداد حكومت مي كردند، و همه آنان مشوّق دانش و ادبيات فارسي بودند و سامانيان بيش از ديگران در اين راه اهتمام داشتند. بيروني كه در جرجانيه خوارزم نزد ابونصر منصور تحصيل علم كرده بود مدتي نيز در گرگان تحت حمايت مادي و معنوي زياريان كه مرداويز سر دودمان آنان بود به تحقيق پرداخته بود و پس از آن تا پايان عمر در ايران خاوري آن زمان به پژوهش هاي علمي خود ادامه داد. بااينكه محمود غزنوي ميانه بسيار خوبي با بيروني نداشت و وسائل كافي براي تحقيق در اختيار او نبود ولي اين دانشمند لحظه اي از تلاش براي تكميل تحقيقات علمي خود دست نكشيد.
    بيروني كه بر زبانهاي يوناني، هندي و عربي هم تسلط داشت كتب و رسالات متعدد كه شمار آنها را زائد بر 146 گزارش كرده اند نوشت كه جمع سطورشان بالغ بر 13هزار است. مهمترين آثار او عبارتند از: «تفهيم» در رياضيات و نجوم، «آثار باقيه» در تاريخ و جغرافيا، «قانون مسعودي» كه نوعي دائرة المعارف است و كتاب «هند» درباره اوضاع اين سرزمين از تاريخ و جغرافيا تا عادات و رسوم و طبقات اجتماعي آن. بيروني كتاب دائرةالمعارف خود را به نام سلطان مسعود غزنوي حاكم وقت كرد، ولي هديه او را كه سه بار شتر سكه نقره بود نپذيرفت و به او نوشت كه كتاب را به خاطر خدمت به دانش و گسترش آن نوشته است، نه پول.
    بيروني معاصر بوعلي سينا بود كه در اصفهان مي نشست و باهم مكاتبه و تبادل نظر فكري داشتند.
    بيروني در جريان لشكركشي هاي محمود غزنوي به هند غربي (كه پاكستان امروز قسمتي از آن است) امكان يافت كه به آن سرزمين برود، زبان هندي فراگيرد و درباره اوضاع هند تحقيق كند كه محصول اين تحقيق، كتاب «هند» اوست.

    ساير ملل
    درسي كه در قرن 16 پرتغاليها از برتري اسلحه گرفتند و به ارث براي غرب باقي گذارده اند
    پرتغاليها كه با هدف استعمار ، از راه دريايي كه خود يافته بودند وارد هند شده و نقاطي را در ساحل غربي هند براي اشغال و ايجاد پايگاه جهت دست اندازي به ساير مناطق مشرق زمين از جمله خليج فارس در نظر گرفته بودند 13 دسامبر سال 1546 در جنگ بر نيروهاي حكمران گجرات هند پيروز شدند و موفق به پياده كردن نقشه خود گرديدند.
    نيروهاي حكمران گجرات سي برابر پرتغاليها بودند ولي چون اسلحه آتشين در اختيار نداشتند شكست خوردند . هنديها تا زمان اين پيروزي به پرتغاليها روي خوش نشان نداده بودند كه برتري اسلحه (توپ و تفنگ ) ، آنان را مرعوب كرد . اسيب پذيري ديگر هندي ها اين بود كه يك دولت واحد نداشتند و دولت دهلي بر مناطق جنوبي مسلط نبود.
    اين رويداد به دولتهاي غرب درس داد كه نه تنها بايد برتري تسليحاتي خود را حفظ كنند بلكه نيابد امكان دهند كه ملل ديگر به جنگ افزار موثر دست يابند و نيز باهم متحد شوند . اين تجربه پرتغال به صورت يک ميراث براي غرب باقي مانده و يک سياست عمومي آنها شده است .

    در آن زمان جمعيت همه پرتغال به پايه يك شهر هند نمي رسيد و ترس از جمعيت زياد مشرق زمين هم عامل ديگري براي ترس استثمارگران بوده است ، و اين ترس از وقتي زياد شده است كه متوجه شده اند که اين جمعيت از تحمل تلفات بيمي به دل را ه نمي دهد؛ مثال بارز آن را چيني ها در اوايل دهه 1950 در جريان جنگ کره با عبور از رود « يالو » از خود نشان دادند.
    ايجاد دادگاه بين المللي




    جامعه ملل 13 دسامبر سال 1920 تصميم به ايجاد يك دادگاه جهاني در شهر لاهه گرفت. اين دادگاه پس از تاسيس سازمان ملل وظايف بيشتري به دست آورد كه اخيرا به تصويب مجمع عمومي اين سازمان موضوع دادرسي بين المللي و تعميم آن وارد مرحله جدي خود شده، یک دادگاه بین الملل کیفری بوجود آمده و احتمال گسترش دادرسی های جهانی افزايش يافته است که مورد نياز مبرم ملل است.

    سيزدهم دسامبر سال 1944 يك خلبان كاميكاز (حمله انتحاري) نيروي هوايي امپراتوري ژاپن خود را بر ناو سنگين امريكايي «نشويل» كوبيد كه ضمن از كار انداختن اين كشتي 138 تن از افسران و ملوانان آن هم كشته شدند. عمليات كاميكازي («كامي» به معناي خدا ــ «كازي» يعني باد) كه طي آن خلبانان ژاپني هواپيماي پر از مواد منفجره خود را به ناوهاي آمريكايي در آبهاي خاور دور مي كوبيدند تلفات و زيانهاي سختي وارد آورد كه فصل جداگانه اي را در تاريخ جنگ جهاني دوم به خود اختصاص داده است.


    صدام چند ساعت پس از دستگيرشدن
    13 دسامبر 2003 صدام حسین تکریتی که از روز سقوط بغداد ناپدید شده بود در ناحیه الدوّار واقع در 15 کیلومتری جنوب تکریت و نه چندان دور از دجله در حفره ای در یک خانه روستایی دستگیر شد. وی یک تفنگ و یک تپانچه با خود داشت ولی از آنها برای مقابله با نظامی آمریکایی که پوشالهای روی حفره را عقب زده بود استفاده نکرد و جرات خودکشی هم نداشت. در آن روز صدام با آن قیافه و وضعیت، در ذهن بیننده یک آدم مفلوک را تداعی می کرد. صدام مقداری شوکلات و 750 هزار دلار با خود داشت. برای نشان دادن صدام 25 میلیون دلار پاداش تعیین کرده بودند که همین پاداش باعث لو رفتن او شده بود. تعیین پاداش نقدی همچنین باعث لو رفتن دو پسر صدام در ماه ژوئیه 2003 شده بود که هردو مقاومت کرده و کشته شده بودند. صدام حسین (رئیس جمهور پیشین عراق) که در طول عمر و حتی در لحظه اعدام کینه ایرانی را از دل بیرون نکرد بعدا محاکمه و اعدام شد. وی بیش از هرفرد دیگر به ایران و ایرانی آسیب وارد ساخته است.

    برخي ديگر از رويدادهاي 13 دسامبر
    1574: سلطان سليم دوم امپراتور عثماني در حمام به علت ليزخوردن بر زمين افتاد و درگذشت . وي پس از شكست در جنگ دريايي « لپانتو » در سواحل قبرس از ناوگان مشترك اسپانيا ، اتريش ، پاپ و ونيز و از دست دادن 230 كشتي جنگي دچار انچنان اندوهي شده بود كه از خوابگاهش بندرت بيرون مي آمد و به شراب پناه برده بود. دوسال بعد از اوهم شاه طهماسب صفوي شاه ايران درگذشت.

    1816: نخستين اسكله خشك ( محلي كه كشتي را پس از بيرون كشيدن از آب تعمير مي كنند و يا اين كه كشتي نو را در انجا مي سازند و بعد به آب مي اندازند) در بندر بوستون امريكا ساخته شد.

    1916: درجريان جنگ جهاني اول، بهمن در منطقه تيرول در كوههاي آلپ 16 هزارسرباز اتريشي و ايتاليايي را زنده به گور كرد و يك تن جان سالم به در نبرد ــ رويدادي كه تاريخ نظير آن را ثبت نكرده است .

    1928: سنجاق كراوات به بازار آمد.

    1959: ژنرال آيزنهاور رئيس جمهوري وقت آمريكا در جريان ديدار از 11 كشور در سه قاره وارد تهران شد و پنج ساعت در اينجا توقف داشت و با سران ايران گفتگو كرد.

    1966: آمريكا در جريان جنگ ويتنام بمباران شهر هانوي را آغاز كزد.
     
  9. کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏17/5/11
    ارسال ها:
    39,257
    تشکر شده:
    47,234
    امتیاز دستاورد:
    170
    پاسخ : تاریخ نگارتاپ فروم

    تقویم تاریخ ( 23 آذرماه )
    [HR][/HR]
    ۲۳آذر - از آغاز سال در تقویم رسمی ایران ۲۶۹روز گذشته و به پایان آن ۹۶روز (در سال عادی) یا ۹۷روز (در سال کبیسه) ماندهاست.
    امروز، "ژئوفری دوویل هاردوئن "ادیب و مورخ بزرگ فرانسوی در قصری به نام" هاردوئن "نزدیک" تروی "متولد شد .وی که از خانوادهای مشهور و سرشناس بود ،بعد از پایان تحصیلات به مطالعات تاریخی مشغول شد و سپس به تنظیم وقایع جنگهای معروف صلیبی پرداخت و تاریخ کامل این جنگها را نوشت .وی روز 30 ژوئن 1213 بعد از 63 سال زندگی بدرود حیات گفت .


    امروز، "جورج واشنگتن "اولین رییس جمهوری ایالات متحده آمریکا که به او" پدر آزادی "لقب داده بودند ،بعد از 67 سال زندگی بدرود حیات گفت .وی روز 12 فوریه سال 1732 میلادی در" وست مورلند "در ایالت" جئورجیا "متولد شده بود .بعد از پیروزی در جنگهای استقلال علیه انگلیس به ریاست جمهوری رسید و از سال 1789 تا 1897 میلادی ریاست کرد .


    امروز، انرژی حرارتی ذغال سنگ کشف شد .تا قبل از این تاریخ از ذغال سنگ به عنوان" سنگ سیاه "در بنایی استفاده میشد اما کنجکاوی یک آهنگر انگلیسی به نام" ژرژ برانکلون "سبب شد که مردم انگلیس و بعد مردم همه دنیا فهمیدند که سنگ سیاه میسوزد و حرارت زیادی نیز میدهد اولین معدن ذغال پلیموت سنگی که بعد از این کشف آغاز کار کرد در بندر انگلستان بود.


    امروز، "اوژن دوبوهارنه "ناپسری ناپلئون بناپارت و یکی از مشهورترین درباریان وی پس از 43 سال زندگی بدرود حیات گفت" .بوهارنه "فرزند ژنرال بوهارنه افسر لویی 16 و ژوزفین بود و روز 18 ژوئن 1781 میلادی ،در پاریس قدیم به عرصه وجود نهاد .وی به سبب ازدواج مادرش با ناپلئون بناپارت و نیل به مقام امپراتوریسی ،به مقام تشریفاتی صدراعظم دولتی رسید .


    امروز، "رایش - ماریا ریلکه "شاعر و ادیب قرون 19 و 20 آلمان در شهر" پراک "پایتخت امروزی چکاسلواکی قدم به عرصه وجود گذاشت .به سبب سبک خاص وی در ادبیات و شعر ،او را" شاعر اندیشههای والا "لقب دادهاند و او ،نیم قرن یک تاز میدان ادبیات آلمان بود .ریلکه به سال 1926 میلادی بعد از 51 سال زندگی بدرود حیات گفت .


    امروز، "تئودور - استورم "شاعر ونوولیست و ادیب بزرگ آلمان در قرن 19 میلادی ،بعد از 71 سال زندگی بدرود حیات گفت .اشتورم در روز 28 مه 1817 میلادی در" هوسون "در توابع ایالت" شلسویک "قدم به عرصه وجود گذاشته بود .وی نه تنها در نوولنویسی استاد بود ،بلکه در شعر نیز دست داشت و" افسانه چلیک "از بهترین آثار اوست .


    امروز، قطب جنوب ،پس از سالها تلاش و انتظار ،سرانجام مقهور بشر شد و برای اولین بار پای عدهای از دانشمندان قطبشناس جهان به مرکز قطب جنوب رسید .در این روز تاریخی کاپیتن" روآلد آموندسن "دریانورد و قطبشناس معروف نروژی در مسابقهای که با کاپیتن" روبرت اسکات "انگلیسی گذاشته بود پیروز شد و پرچم نروژ را در مرکز قطب جنوب به اهتزاز درآورد .


    امروز، اولین تماس بین کره زمین و کره زهره برقرار شد و عامل این تماس ،سفینه فضایی آمریکایی موسوم به" مرینر دوم "بود .این سفینه روز 27 اوت 1962 میلادی از پایگاه" کیپ کاناورال "یا کیپ کندی به فضا پرتاب شد و بعد از 107 روز ،در این روز از فاصله 1034500 کیلومتری زمین با زهره تماس گرفت و در این روز طویلترین رابطه تاریخ زندگی بشر را برقرار نمود .

    مهمترين رويدادهاي ايران و جهان در طول تاريخ در اين روز 13 دسامبر

    ايران
    تقسيم نيروهاي مسلح ايران به چهار ارتش در زمان پادشاهي يزدگرد يکم

    پس از دو سال مطالعه و بررسي، 13 دسامبر سال 402 ميلادي يزدگرد يكم از دودمان ساساني بر تجديد سازمان نيروهاي مسلح ايران صحه گذارد. روابط حسنه ايران و روم در زمان يزدگرد يكم اين فرصت را به ژنرالهاي ايران داده بود كه بنشينند و پس از نزديك به دو قرن، باتوجه به اوضاع جهان آن زمان و تهديد هاي تازه و با استفاده از تجربه گذشته به نوسازي سازمان ارتش بپردازند.
    طبق سازمان تازه كه جزئيات آن در آرشيوهاي منتقل شده از قسطنطنيه به رم در سال 1453 آمده است، نيروهاي مسلح ايران به چهار ارتش به اين شرح تقسيم شده بودند:
    ارتش يكم؛ قرارگاه ستاد در شهر مرو. واحدهاي اين ارتش موظف به جلوگيري از مهاجرت و يا تجاوز مسلحانه اقوام زرد و نيمه زرد آسياي مركزي و چين شمالغربي به اين سوي سيردريا (سيحون) بودند. هيچگاه و در هيچ شرايطي از واحدهاي اين ارتش جز در همان منطقه نبايد استفاده مي شد، زيرا كه به نظر طراحان اين سازمان بندي ورود اقوام مذكور كه تمدني عقب مانده و اخلاقياتي ضعيف داشتند به قلمرو ايران نه تنها تجاوز ارضي بود بلكه تخريب فرهنگي جبران ناپذير بشمار مي رفت. واحدهاي معروف به مرزبان كه قبلا به وجود آمده بودند و در مرزهاي شمالشرقي مستقر بودند بايد ضميمه اين ارتش مي شدند. در اين ارتش، نسبت سوار و پياده يك و دو بود.
    ارتش دوم؛ قرارگاه سيّار. واحدهاي اين ارتش متساويا به دو سپاه تقسيم و در طرفين درياي گرگان (درياي مازندران ـ درياي قزوين = «كاسپين») مستقر و از دربند قفقاز تا معابر داغستان و نقاط رخنه خزرها در غرب آرال (شرق درياي مازندران) محافظت مي كردند. واحدهاي اين ارتش به نسبت چهار و يك سوار و پياده بايد بودند.
    ارتش سوم ؛ قرارگاه تيسفون ، اين ارتش از مرزهاي غربي و شمال غربي و پايتخت حراست مي كرد و بازدارنده رومي ها تا رسيدن ارتش هاي دو و چهار بود.
    ارتش چهارم؛ قرارگاه سپاهان (اصفهان). اين ارتش كمكي و احتياط بود و جز آن قسمت از اين ارتش كه در سيستان و «قندهار امروز» مستقر بود، براي كمك به ارتشهاي ديگر اعزام مي شد. ستاد اين ارتش در شرايط جنك مامور بسيج نيرو و جمع آوري و آموزش سرباز بود. نسبت رده ها نيز متغيير بود.
    اين تقسيم بندي نشان مي دهد كه خطري در پارس (فارس امروز ، كرمان و يزد ، مكران و جزاير ) وجود نداشت.
    اين سازمان تا پايان حكومت ساسانيان به مدت نزديك به دو ونيم قرن تغيير نيافت . همين انعطاف ناپدير بودن اين سازمان از دلايل شكست ايران ازاعراب شد و يزدگرد سوم ارتش يكم را به كمك نطلبيد ، بلكه خود پس از شكست نهاوند به سوي قرارگاه اين ارتش در مرو رفت كه كشته شد و پسر او هم نتوانست از واحد ثابت ارتش چهارم در سيستان استفاده كند. پس از فرو پاشي ارتش يكم بود كه اقوام غز ، سلجوقيان و به ماورالنهر مهاجرت كردند.
    پس از پيوستن ايران به پيماي مركزي (سنتو در دهه 1960 بارديگر نيروهاي نظامي ايران كه شامل ده لشكر بود به چهار ارتش تبديل شدند.

    نخستين قانون استخدام ایران که استعماری خوانده شده و موّلد بوروکراسی و فساد اداري است - زيانهاي آن
    22 آذر 1301 هجري خورشيدي، ايران داراي نخستين قانون استخدام شد. اين قانون كه از همان زمان به بعد بارها به عناوين «استعماري»، تحميلي، «زيان آور» و ... مورد انتقاد قرار گرفته ويژه موسسات دولتي بود و برغم ادامه انتقادها و به وجود آوردن يك طبقه «پشت ميز نشين»، يك بوروكراسي پيچيده و در بعضي ادوار فساد اداري پايه قوانين بعدي و از جمله قانون استخدام سال 1345 هجري خورشيدي قرار گرفته است. عيب بزرگ اين قانون منحصر به فرد در دنيا! كه در كشورهاي ديگر نظير آن يافت نمي شود دادن عنوان استخدام رسمي به يك طبقه از كارمندان (در برابر پيماني، روزمزد و دستمزدي و جدا كردن كارمند از كارگر) و سپس ترفيع خودكار سنواتي و دادن گروه و پايه و امتيازات ديگر است. به عبارت ديگر ، مزد كارمند تازه كار كه كار مشخصي را انجام مي دهد به مراتب كمتر از كارمندي است كه چند سال پيش ازاو استخدام شده و همان كار را انجام مي دهد!. چرا؟. اين چرا در طول 87 سال گذشته بي پاسخ مانده است.
    دولتهاي وقت بدون توجه به حق عموم مردم به برخورداري از يك نظام بازنشستگي جامع و از كار افتادگي ، اين مزايا را به كارمندان دولت دادند و آنان را عملا ارباب مردم كردند و به صورت يك طبقه متمايز از ديگران درآوردند. همين امنيت شغلي ، بدون تنبيه و مجازات ، باعث هجوم مردم به استخدام شدن در دواير دولتي و گرفتن مدارك تحصيلي بي نتيجه جهت ارتقاء و ... شده است.
    اين سئوال هم هنوز بي پاسخ مانده است كه چرا مستشاران خارجي امور استخدامي ايران در صدد اصلاح اين وضعيت و دست كم پياده كردن مقررات كشور خود در ايران بر نيامده بودند . همين مقررات استخدامي پيچيده و غير علمي ايران يكي از عوامل بوروكراسي بد و عقب ماندگي وطن ماست.
    دولتهاي وقت معلوم نيست كه به چه دلايلي از تجربه درخشان و مهم آيين نامه استخدام براي انتشارات و راديو در زمان نصرت الله معينيان كه پايه را بر دستمزد روزانه و انجام به ميزان معين گذارده بود استفاده نكردند . اين قاعده سبب شده بود كه انتشارات و راديو با حداقل كارمند بهترين توليد را داشته باشد .
    قانون استخدام كار گري ايران هم كه تاكنون بر حسب شرايط ، نه مبناي علمي ، بارها اصلاح شده است بمانند ساير كشورها ، خدمتي به كل جامعه نيست .
    در دهه هاي گذشته صدها بار به دولتهاي وقت تاكيد شده بود كه درست نيست هزينه هاي اداري ايران از جمله حقوق كارمندان و مستمري بازنشستگان ازدرآمد نفت ( دلارهاي نفتي ) كه منطقا ويژه سرمايه گذاري و عمران است پرداخت شود كه اين توصيه لازم با بي اعتنايي رو به رو شده است. هزينه هاي عادي كشور بايد از محل ماليات ها تامين شود.

    ميراشرافي ناشر روزنامه آتش، نماينده اسبق مجلس و مالک چند کارخانه در اصفهان در اين روز در سال 1358 تيرباران شد. محکمه انقلاب اصفهان اورا به اعدام محکوم کرده بود. ميراشرافي متهم شده بود که از عوامل آمريکا در ايران بود و فعالانه در کودتاي 28 مرداد شرکت کرده بود و ضمن تصاحب چند کارخانه در اصفهان چند کارگر را کتک زده بود که به مرگ يکي از آنان منجر شده بود.

    ابوريحان محمد بيروني دانشمند بزرگ ايراني 13 دسامبر سال 1048 ميلادي (22 آذر) در شهر غزنه (افغانستان امروز) وفات يافت. او درنيمه سپتامبر سال 973 ميلادي درمنطقه خوارزم كه در قلمرو سامانيان بود به دنيا آمده بود و زادگاه او كه در آن زمان روستاي كوچكي بود بعدا به «بيروني» تجديد نام داده شده است.
    بيروني در رياضيات، هيأت (علوم فضايي)، فيزيك، زمين شناسي و جغرافيا سرآمد دانشمندان عصر خود بود. دائرة المعارف علوم چاپ مسكو ابوريحان را دانشمند همه قرون و اعصار خوانده است. در بسياري از كشورها نام بيروني را بر دانشگاهها، دانشكده ها و تالار كتابخانه ها نهاده و به او لقب « استاد جاويد » داده اند.
    بيروني گردش خورشيد، گردش محوري زمين و جهات شمال و جنوب را دقيقا محاسبه و تعريف كرده است. خورشيد گرفتگي هشتم آوريل سال 1019 ميلادي را در كوههاي لغمان (افغانستان كنوني) رصد و بررسي كرد و ماه گرفتگي سپتامبر همين سال را در در غزنه به زير مطالعه برد.
    در زمان بيروني، سامانيان كه پايتختشان شهر بخارا بود بر شمالشرقي ايران شامل خراسان بزرگتر و منطقه خوارزم، زياريان بر گرگان و مازندران و مناطق اطراف آنها، بازماندگان صفاريان بر سيستان بزرگتر، غزنويان بر جنوب ايران خاوري (مناطق مركزي و جنوبي افغانستان امروز) و بوئيان بر ساير مناطق ايران تا بغداد حكومت مي كردند، و همه آنان مشوّق دانش و ادبيات فارسي بودند و سامانيان بيش از ديگران در اين راه اهتمام داشتند. بيروني كه در جرجانيه خوارزم نزد ابونصر منصور تحصيل علم كرده بود مدتي نيز در گرگان تحت حمايت مادي و معنوي زياريان كه مرداويز سر دودمان آنان بود به تحقيق پرداخته بود و پس از آن تا پايان عمر در ايران خاوري آن زمان به پژوهش هاي علمي خود ادامه داد. بااينكه محمود غزنوي ميانه بسيار خوبي با بيروني نداشت و وسائل كافي براي تحقيق در اختيار او نبود ولي اين دانشمند لحظه اي از تلاش براي تكميل تحقيقات علمي خود دست نكشيد.
    بيروني كه بر زبانهاي يوناني، هندي و عربي هم تسلط داشت كتب و رسالات متعدد كه شمار آنها را زائد بر 146 گزارش كرده اند نوشت كه جمع سطورشان بالغ بر 13هزار است. مهمترين آثار او عبارتند از: «تفهيم» در رياضيات و نجوم، «آثار باقيه» در تاريخ و جغرافيا، «قانون مسعودي» كه نوعي دائرة المعارف است و كتاب «هند» درباره اوضاع اين سرزمين از تاريخ و جغرافيا تا عادات و رسوم و طبقات اجتماعي آن. بيروني كتاب دائرةالمعارف خود را به نام سلطان مسعود غزنوي حاكم وقت كرد، ولي هديه او را كه سه بار شتر سكه نقره بود نپذيرفت و به او نوشت كه كتاب را به خاطر خدمت به دانش و گسترش آن نوشته است، نه پول.
    بيروني معاصر بوعلي سينا بود كه در اصفهان مي نشست و باهم مكاتبه و تبادل نظر فكري داشتند.
    بيروني در جريان لشكركشي هاي محمود غزنوي به هند غربي (كه پاكستان امروز قسمتي از آن است) امكان يافت كه به آن سرزمين برود، زبان هندي فراگيرد و درباره اوضاع هند تحقيق كند كه محصول اين تحقيق، كتاب «هند» اوست.

    ساير ملل
    درسي كه در قرن 16 پرتغاليها از برتري اسلحه گرفتند و به ارث براي غرب باقي گذارده اند
    پرتغاليها كه با هدف استعمار ، از راه دريايي كه خود يافته بودند وارد هند شده و نقاطي را در ساحل غربي هند براي اشغال و ايجاد پايگاه جهت دست اندازي به ساير مناطق مشرق زمين از جمله خليج فارس در نظر گرفته بودند 13 دسامبر سال 1546 در جنگ بر نيروهاي حكمران گجرات هند پيروز شدند و موفق به پياده كردن نقشه خود گرديدند.
    نيروهاي حكمران گجرات سي برابر پرتغاليها بودند ولي چون اسلحه آتشين در اختيار نداشتند شكست خوردند . هنديها تا زمان اين پيروزي به پرتغاليها روي خوش نشان نداده بودند كه برتري اسلحه (توپ و تفنگ ) ، آنان را مرعوب كرد . اسيب پذيري ديگر هندي ها اين بود كه يك دولت واحد نداشتند و دولت دهلي بر مناطق جنوبي مسلط نبود.
    اين رويداد به دولتهاي غرب درس داد كه نه تنها بايد برتري تسليحاتي خود را حفظ كنند بلكه نيابد امكان دهند كه ملل ديگر به جنگ افزار موثر دست يابند و نيز باهم متحد شوند . اين تجربه پرتغال به صورت يک ميراث براي غرب باقي مانده و يک سياست عمومي آنها شده است .

    در آن زمان جمعيت همه پرتغال به پايه يك شهر هند نمي رسيد و ترس از جمعيت زياد مشرق زمين هم عامل ديگري براي ترس استثمارگران بوده است ، و اين ترس از وقتي زياد شده است كه متوجه شده اند که اين جمعيت از تحمل تلفات بيمي به دل را ه نمي دهد؛ مثال بارز آن را چيني ها در اوايل دهه 1950 در جريان جنگ کره با عبور از رود « يالو » از خود نشان دادند.


    جامعه ملل 13 دسامبر سال 1920 تصميم به ايجاد يك دادگاه جهاني در شهر لاهه گرفت. اين دادگاه پس از تاسيس سازمان ملل وظايف بيشتري به دست آورد كه اخيرا به تصويب مجمع عمومي اين سازمان موضوع دادرسي بين المللي و تعميم آن وارد مرحله جدي خود شده، یک دادگاه بین الملل کیفری بوجود آمده و احتمال گسترش دادرسی های جهانی افزايش يافته است که مورد نياز مبرم ملل است.

    سيزدهم دسامبر سال 1944 يك خلبان كاميكاز (حمله انتحاري) نيروي هوايي امپراتوري ژاپن خود را بر ناو سنگين امريكايي «نشويل» كوبيد كه ضمن از كار انداختن اين كشتي 138 تن از افسران و ملوانان آن هم كشته شدند. عمليات كاميكازي («كامي» به معناي خدا ــ «كازي» يعني باد) كه طي آن خلبانان ژاپني هواپيماي پر از مواد منفجره خود را به ناوهاي آمريكايي در آبهاي خاور دور مي كوبيدند تلفات و زيانهاي سختي وارد آورد كه فصل جداگانه اي را در تاريخ جنگ جهاني دوم به خود اختصاص داده است.

    13 دسامبر 2003 صدام حسین تکریتی که از روز سقوط بغداد ناپدید شده بود در ناحیه الدوّار واقع در 15 کیلومتری جنوب تکریت و نه چندان دور از دجله در حفره ای در یک خانه روستایی دستگیر شد. وی یک تفنگ و یک تپانچه با خود داشت ولی از آنها برای مقابله با نظامی آمریکایی که پوشالهای روی حفره را عقب زده بود استفاده نکرد و جرات خودکشی هم نداشت. در آن روز صدام با آن قیافه و وضعیت، در ذهن بیننده یک آدم مفلوک را تداعی می کرد. صدام مقداری شوکلات و 750 هزار دلار با خود داشت. برای نشان دادن صدام 25 میلیون دلار پاداش تعیین کرده بودند که همین پاداش باعث لو رفتن او شده بود. تعیین پاداش نقدی همچنین باعث لو رفتن دو پسر صدام در ماه ژوئیه 2003 شده بود که هردو مقاومت کرده و کشته شده بودند. صدام حسین (رئیس جمهور پیشین عراق) که در طول عمر و حتی در لحظه اعدام کینه ایرانی را از دل بیرون نکرد بعدا محاکمه و اعدام شد. وی بیش از هرفرد دیگر به ایران و ایرانی آسیب وارد ساخته است.
    صدام حسين پس از بيرون آورده شدن از حفره. سامير مترجم نظاميان آمريکا بالاي سر او ديده مي شود





    برخي ديگر از رويدادهاي 13 دسامبر
    1574: سلطان سليم دوم امپراتور عثماني در حمام به علت ليزخوردن بر زمين افتاد و درگذشت . وي پس از شكست در جنگ دريايي « لپانتو » در سواحل قبرس از ناوگان مشترك اسپانيا ، اتريش ، پاپ و ونيز و از دست دادن 230 كشتي جنگي دچار انچنان اندوهي شده بود كه از خوابگاهش بندرت بيرون مي آمد و به شراب پناه برده بود. دوسال بعد از اوهم شاه طهماسب صفوي شاه ايران درگذشت.

    1816: نخستين اسكله خشك ( محلي كه كشتي را پس از بيرون كشيدن از آب تعمير مي كنند و يا اين كه كشتي نو را در انجا مي سازند و بعد به آب مي اندازند) در بندر بوستون امريكا ساخته شد.

    1916: درجريان جنگ جهاني اول، بهمن در منطقه تيرول در كوههاي آلپ 16 هزارسرباز اتريشي و ايتاليايي را زنده به گور كرد و يك تن جان سالم به در نبرد ــ رويدادي كه تاريخ نظير آن را ثبت نكرده است .

    1928: سنجاق كراوات به بازار آمد.

    1959: ژنرال آيزنهاور رئيس جمهوري وقت آمريكا در جريان ديدار از 11 كشور در سه قاره وارد تهران شد و پنج ساعت در اينجا توقف داشت و با سران ايران گفتگو كرد.
     
  10. کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏17/5/11
    ارسال ها:
    39,257
    تشکر شده:
    47,234
    امتیاز دستاورد:
    170
    پاسخ : تاریخ نگارتاپ فروم

    تقویم تاریخ ( 24 آذرماه )
    [HR][/HR] 24 آذر - از آغاز سال در تقویم رسمی ایران ۲۷۰ روز گذشته و به پایان آن ۹۵ روز (در سال عادی) یا ۹۶ روز (در سال کبیسه) مانده است.

    رویدادها
    ۱۳۸۴ هجری خورشیدی - آغاز انتخابات مجلس ملی عراق.

    امروز، "کارل .پل .آگاپیت "فیلسوف و دانشمند معروف قرن هفدهم میلادی اروپا ،بعد از 71 سال زندگی ،بدرود حیات گفت .وی که روز 27 مارس 1601 میلادی در" راشولت "متولد شده بود ،در ابتدا تحصیلات روحانی داشت ولی بعدها ،علوم الهی را با علوم اجتماعی درهم آمیخت و کتابی چند در راهنمایی ملل و جوامع نوشت .که از جمله آنها) قدمی به سوی تکامل و روشهای زندگی بهتر (را باید نام برد.

    امروز، "ریگو "نقاش و هنرمند معروف فرانسه در قرن هجدهم میلادی که به او" استاد پرتره "لقب داده بودند ،پس از 84 سال زندگی ،چشم از جهان فرو بست" .هایسنت ریگو "روز 10 ژوئن 1659 میلادی در پاریس در خانوادهای متوسط چشم به جهان گشود .پدرش بزرگترین و تنها مشوق او در نقاشی محسوب میشد .از آثار وی تابلویی که از صورت خویش در آینه کشیده معروفست.

    امروز، مارشال" کلرمان "سردار و فرمانده بزرگ فرانسوی در قرون هجدهم و نوزدهم میلادی ،بعد از 85 سال زندگی بدرود حیات گفت .مارشال" فرانسوا - کریستوف - کلرمان "روز 1 آوریل 1735 میلادی در" استراسبورگ "متولد شده بود .وی چون روز 20 سپتامبر 1792 میلادی در جنگ" والمی "پیروز شده بود ،به" دوک دووالمی "ملقب گشت .

    امروز، "هانری بکرل "فیزیسین بزرگ و مکتشف معروف فرانسوی در پاریس قدم به عرصه وجود گذاشت .پدر و برادرش نیز از رونتگن فیزیکدانان معروف بودند .وی پس از آن که فیزیکدان آلمانی ،اشعه ایکس را کشف کرد ،درصدد کشف اجسامی برآمد که از خود اشعه ایکس ساطع کنند و روز 2 مارس 1896 آن را کشف کرد .هانری بکرل روز 25 اوت 1908 وفات یافت .

    امروز، "آلدوس - شومینگ "یکی از معروفترین هنرمندان و نقاشان انگلستان در قرن نوزدهم میلادی ،بعد از 80 سال زندگی بدرود حیات گفت .این هنرمند بزرگ که به او" ناپلئون هنر "لقب داده بودند روز اول ژانویه 1823 میلادی در" لندن "متولد شده بود" .گربهها - پایان حراج و زنان آرایشگر "از مهمترین تابلوهای او محسوب میشوند.

    امروز، مقررات آتشبس میان جنگجویان روسی و آلمانی به معرض اجرا گذاشته شد و در تمام جبهههای جنگ ،ارتشهای دو کشور اسلحه به زمین گذاشتند .این آتشبس به دنبال روی کار آمدن حکومت" لنین و تروتسکی "و تقاضای لنین از رییس کل ستاد ارتش آلمان برای متارکه جنگ بود .مذاکرات برای شرایط صلح ،از روز 22 دسامبر سال 1917 میلادی آغاز شد .

    امروز، اولین محاکمه جنایتکاران جنگ ،در ناحیهای در لهستان به نام" کراکوی "انجام گرفت .در این محاکمه که در جریان جنگ بینالملل دوم صورت گرفت ،سه افسر آلمانی که متهم به زجر و آزار و اعدام دستهجمعی میهنپرستان لهستانی بودند محاکمه شدند .و پس از محکوم شدن به اعدام ،طی تشریفاتی رسمی هر سه نفر تیرباران شدند .مهمترین محاکمه جنایتکاران در 1945 میلادی بود که در شهر" نورنبرگ "آلمان صورت گرفت.

    امروز، آخرین برنامه تحقیقات فضایی مربوط به ایالات متحده آمریکا در سال 1965 میلادی توسط دو نفر از فضانوردان آن کشور" والتر شیرا "و" توماس استافورد "انجام شد .این دو نفر به وسیله سفینه" جمینی "8 - سفر فضایی خود را آغاز کردند تا تحقیقاتی را که در 623 ساعت پرواز فضایی ناتمام مانده بود ادامه دهند .پرواز این دو نفر 25 ساعت و 52 دقیقه طول کشید و جمعاش 16 بار به دور کره زمین گردیدند.

    امروز، جنگ تاریخ" جمل "بین حضرت علی علیهالسلام از یکسو و عایشه همسر پیغمبر بزرگوار اسلام و دو تن از یارانش" طلحه و زبیر "از طرف دیگر آغاز شد .در این جنگ که به خاطر مخالفت عایشه با خلافت حضرت علی) ع (بر پاشده بود ،عایشه سوار بر شتری جنگ را اداره میکرد .طلحه در جریان جنگ و زبیر بعد از شکست ،هنگام فرار کشته شدند و سرانجام ،این جنگ با پیروزی حضرت علی تمام شد.

    مهمترين رويدادهاي ايران و جهان در طول تاريخ در اين روز 15 دسامبر

    ايران
    ماجرای خواندنی قتل آلپ ارسلان
    آلپ ارسلان (به معنای شیر شرزه) پسر چغری بیگ و دومین حکمران سلجوقی ایران (پس از عمویش طغرل) 15 دسامبر 1072 میلادی (24 آذرماه) درگذشت و در مرو مدفون شد. وی پنج روز پیش از مرگ، در حضور جمع دستور اعدام یوسف خوارزمی فرمانده یک دژ نظامی (کوتوال) در ساحل آمودریا (رود جیحون) را داده بود که پس از یک مقاومت شدید دستگیر شده بود و اورا برای تعیین تکلیف نزد آلپ ارسلان آورده بودند. یوسف که مرگ خودرا نزدیک دید ناگهان خنجر برکشید (خنجر خودش و یا یکی از نگهبانان) و به سوی جایگاه آلپ ارسلان حمله برد. آلپ ارسلان که به تیراندازی خود اطمینان داشت نگهبانان را از مداخله منع کرد و تیر در کمان نهاد تا یوسف را بزند که با زیزاگ یوسف تیر خطا رفت و یوسف سینه آلپ ارسلان 43 ساله را با خنجر شکافت. آلپ ارسلان که اسلام آورده و نام محمد برخود گذارده بود تنها هشت سال حکومت کرد. از کارهای مهم او جنگ با دولت بیزانس (فسطنطنیه) در آناتولی است. وی بر سرزمینی از فرارود تا بین النهرین حکومت داشت. پس از او پسرش ملکشاه زمام امور را به دست گرفت.

    سقوط دژ الموت
    نیروهای هلاکوخان («هولاگو» درست است) ایلخان مغولی ایران، پسر تولي، نوه چنگيز و برادر قوبيلاي قاآن (خان بزرگ و حکمران چين) 15 دسامبر 1256 میلادی (24 آذر) وارد دژ معروف الموت شدند و و آن را که از پایگاههای مهم اسماعیلیه بود تصرف کردند. رکن الدین خورشاه رئیس دژ در برابر حمله مغولان پس از یک مقاومت کوتاه تسلیم شده بود. اسماعیلیه در آن زمان در نقاط مختلف ایران بویژه در خراسان دارای 23 دژ (قلعه) بودند. هلاکو که از ترور خواجه نظام الملک و تنی چند از قدرتمداران وقت به دست گروه ضربت اسماعیلیه معروف به فدائیان آگاه شده بود کمر به قلع و قمع آنان بسته بود. قلعه الموت در ارتفاع سه هزار متری از سطح دریا ـ در کوههای البرز و منطقه رودبار ساخته شده و ویرانه آن باقی مانده است. یک امیر دیلمی آن را در نیمه دوم قرن نهم میلادی ساخته و برآن نام آشیانه عقاب گذارده بود. حسن صبّاح (بزرگشده ری) که در مصر به اسماعیلیه گرویده بود پس از بازگشت به وطن باتدابیری در دهه هشتم سده یازدهم میلادی (با محاسباتی؛ سال 1088) دژ الموت را تصاحب شده و به ایجاد گروه فدائیان از روستائیان محل دست زده بود. مارکو پولو ایتالیایی (متولد 1254 و متوفي 1324) که در دوران مغولان از ایران دیدن کرد و در سال 1295 میلادی به الموت رفت در سفرنامه خود از فدائیان اسماعیلیه به عنوان حشّاشین نام برده و نوشته است که حسن صبّاح و جانشینانش به افراد مامور ترور قبلا حشیش می دادند. این واژه حشّاشین به تدریج در زبانهای اروپایی به صورت «اسسین» درآمده و معنای تروریست به خود گرفته است.

    ماجراي فرار سران و بانيان حزب توده از زندان قصر، و یک درس عبرت
    15دسامبر سال 1950 (24 آذرماه 1329) با يك نقشه از پيش تهيه شده دقيق، سران و بنيادگذاران حزب توده ايران كه برخي از آنان در كابينه هاي پیش از آن به وزارت هم رسيده بودند از زندان قصر فراركردند. آنان از جمله دكتر كيانوري، دكتر مرتضي يزدي، دكتر جودت، نوشين و قاسمي قبلا در اختيار محاكم نظامي بودند كه يك دادگاه دادگستري تهران اوايل آذر ماه آن سال به اعتراضشان رسيدگي، و اقدام محاكم نظامي درباره آنان را خارج از صلاحيت اعلام داشت و حكم داد كه پرونده جهت تحقيق به دادسراي تهران ارسال شود. پس از ابلاغ حکم به دستگاه قضايي ارتش، بررسي و مذاکره براي ردّ و يا قبول آن آغاز شد.
    18روز پس از صدور اين حكم در حالي که هنوز تصميمي درباره ارسال پرونده به دادسراي تهران گرفته نشده بود و بعيد بود که با آن موافقت شود، با تهيه نقشه قبلي يك نفر با لباس افسري ارتش و خودرو نظامي به زندان قصر مراجعه و خود را نماينده دستگاه قضايي ارتش معرفي و زندانيان را تحويل گرفت. دو افسر نگهبان زندان هم كه از پيش در جريان ماجرا بودند به بهانه بدرقه زندانيان با همين خودرو فرار كردند. از ميان اين عده بعدا دكتر يزدي دستگير و به اعدام محكوم شد كه مجازات او به حبس ابد كاهش يافت.
    حزب توده پس از تيراندازي به شاه در 15 بهمن سال 1327 در دانشگاه تهران، غيرقانوني اعلام شده و سران آن تحت تعقيب قرار گرفته و به تدريج دستگير شده بودند.
    سالها بعد، پس از بهبود مناسبات ايران با شوروي، اين دولت يكي از دو افسر نگهبان زندان قصر را كه پس از فرار، به آن كشور پناهنده شده بود به ايران تسليم داشت! كه در اينجا اعدام شد.
    حزب توده در جريان انقلاب سال 1357 و پس از آن فعاليت خود را علني ساخت در انقلاب شركت كرد و سه سال پس از پيروزي انقلاب مورد سوء ظن جمهوري اسلامي قرار گرفت، شديدا سركوب و كيانوري هم به زندان افتاد.
    حزب توده بزرگترين حزبي بود كه از آغاز قرن 20 در ايران به وجود آمده و شمار اعضاي آن در دوران حكومت مرحوم دكتر مصدق بيش از هر وقت ديگر بود.

    آغاز اعدام قاچاقچيان مواد مخدر در ايران
    برپايه قانونی که در سال1346 به تصویب رسیده و محاکمه و مجازات قاچاقچيان مواد مخدر بر عهده محاكم نظامي قرار داده بود 24 آذرماه 1346 نخستين دسته از اين مجرمين تيرباران شدند. تجربه نشان داد كه اين اقدام هم نتيجه چشمگير نداشت، زيرا كه تا مصرف كننده وجود داشته باشد توليد كننده و توزيع كننده هم خواهد بود.

    اعدام سرلشکر مقرّبي
    محكمه نظامي تهران سرلشكر مقرّبي را كه با چند تن ديگر به اتهام جاسوسي براي شوروي دستگير شده بود 24 آذر 1356 به اعدام محكوم كرد كه دو هفته بعد (4 دي ماه)، اين حكم اجرا شد. در دادگاه گفته شد كه وي افسر رزمي نبوده و كار دفتري از جمله ترجمه اسناد نظامي مي كرده است!. ربّاني (خراساني) از مديران كل سابق آموزش وپرورش نيز كه از متهمان اين پرونده بود برغم بي گناه اعلام كردن خود و طومارهاي مردم به حمايت از او، بعدا محكوم به اعدام شد كه در جريان انقلاب از زندان آزاد گرديد.

    ورود شاه سابق به پاناما با پادرمياني دولت آمريکا
    شاه سابق، محمد رضا پهلوي، كه براي درمان بيماري سرطان به آمريكا رفته بود 15دسامبر 1979 عازم پاناما شد و ماهها در سايه ترس از استرداد و ترور در يك جزيره دوردست در اين كشور زندگي كرد كه از آنجا به مصر رفت و در اين كشور درگذشت و همانجا مدفون شد. مصر در آن زمان که رسانه ها هردم خبر از صدور حکم اعدام، تقاضاي استرداد، فرستادن کماندو و ... مي دادند تنها دولتي بود که حاضر شده شاه را بپذيرد. ورود شاه به آمريكا جهت درمان و اقامت كوتاه براي دولت كارتر دشواري هاي سياسي پديد آورده بود از جمله تصرف سفارت آمريکا در تهران. بالاخره با پادرمياني مقامهاي آمريكايي، دولت پاناما حاضر شد شاه سابق را درخاک خود بپذيرد. دولتهاي ديگر، حتي اردن كه پادشاه آن دوست شاه بود حاضر به پذيرقتنش نبودند و اين وضعيت بايد درس بزرگي براي دولتمردان باشد.


    در قلمرو انديشه
    فرضيه انتخاب منطقي نماينده و مدير (Rational Choice Theory)
    فرضيه انتخاب منطقي مقام انتخابی از نماينده شورا و ... تا مدير جامعه = رئیس دولت (Rational Choice Theory ) به صورتي كه در دائرةالمعارف هاي دمكراسي منعكس است و در مدارس علوم سياسي تدريس مي شود 15 دسامبرسال 1932 در يك نشست مشترك گروهي از جامعه شناسان ارشد، استادان فلسفه و علوم سياسي پذيرفته شده است.
    طبق اين فرضيه؛ انتخاب نماينده، وكيل و ... تا رئیس دولت بايد با توجه به هدف و رسالت باشد (آبجكتيو) كه در هر وضعيت جامعه روشن و معين (بديهي) است. به عبارت ديگر؛ وضعيت روز و دشواري هاي جامعه، رسالت و هدف را روشن مي سازد و رسالت ها برنامه كار را به دست مي دهد كه خصوصيات و پيش شرطهاي نامزد نمايندگي و یا مدیرّیت (در آن برهه خاص) بايد با آن مطابقت داشته باشد تا انتخاب منطقي صورت گيرد و مسائل روز (جاري) آن جامعه حل شود. به علاوه، وسائل اطمينان بخشي (از جمله رسانه هاي حرفه اي، مستقل و بي طرف) بايد در دسترس باشند تا انتخاب كنندگان از طريق آنها با خصوصيات واقعي نامزدها (ضعف ها و قوت هاي آنان) آشنا شوند و با چشم باز و بررسي كامل، فرد و افراد را كه براي انجام رسالت (در آن برهه) بهتر تشخيص دهند در نظر بگيرند و برگزينند. پيش شرطها و خصوصيات نمايندگي پارلمان، شوراهاي شهر و بالاتر از همه رياست قوه مجريه در يك كشور در حال جنگ (سرد و گرم) و يا انقلاب و يا در حالت بحران و قحطي نمي تواند با زمان صلح و آرامش و پويايي يكسان باشد زيرا كه هدف و رسالت در هر شرايطي فرق مي كند و اگر پيش شرط و خصوصيات نامزد نمايندگي با رسالت (هدفي كه بايد تامين شود و برنامه اي كه بايد به انجام برسد) همخواني نداشته باشد، عمل انتخاب خلاف منطق (عقل و خرد) و اصول رياضي (رشنال) خواهد بود. به عبارت ديگر؛ دليلي وجود ندارد كه يك پزشك فداكار و يا يك فرد فروتن بتواند يك نماينده خوب براي پارلمان - در هر شرايط روز - باشد.
    اصحاب اين فرضيه برحسب شرايط هر جامعه، مدلهاي گوناگون «انتخاب منطقي» ارائه داده و گفته اند كه مهمترين شرايط عمومي يك نماينده بايد توان او در تصميمگيري و نداشتن غرض ديگري، جز انجام تمام و كمال همان رسالتي باشد كه براي آن انتخاب شده است.
    اصحاب اين فرضيه انتصابات را هم نوعي انتخاب مي دانند، كه در آن شمار انتخاب كننده (هيات و يا كميسيون گزينش) زياد نيست و بايد سعي شود كه اين شمار افزايش يابد. به عبارت ديگر انتصابات هم بايد به جاي فرد در دست يك كميسيون بي غرض باشد تا بهترين ها تعيين شوند و بناي كاربايد بر اين پايه نهاده شود كه در انتصابات، در هر لحظه كه فرد بهتري يافت شود، بدون هرگونه ملاحظه، عمل جا به جايي صورت گيرد.
    برخي از استادان علوم سياسي «جورج ابردين» نخست وزير انگلستان در قرن 19 را مبتكر اين كار مي دانند كه براي انتصابات، نه تنها كميسيون گزينش بلكه امتحان كتبي ترتيب مي داد و هنديان براي شركت در اين امتحان از كشور خود به لندن مي رفتند تا انتصابات منطقي صورت بگيرد (در مورد مقامات مهم، اينك اين كار را پارلمانها و كميسيونهاي تخصصي آنها انجام مي دهند).
    طراحان اين فرضيه تصريح كرده اند كه در مورد انتصابات ــ به زعم آنان انتخابات با انتخاب كنندگان معدود ــ بايد منصوب كنندگان در هر زمان بتوانند از انتصاب و راي خود به تعيين يك فرد دفاع كنند و فرد را براي احراز مقام و يا شغل طوري برگزنند كه اگر مرتكب تخلفي شود خود را دست كم در وجدان و ضمير مقصر (شريك تخلف و يا كوتاهي او) بدانند.


    در قلمرو رسانهها
    پوشش بي سابقه اي که رسانه ها به مردن يک نهنگ دادند که بايد از اين قدرت خود براي رفع دشواري هاي روز افزون بشر استفاده کنند
    كيكو
    اگر پوشش گسترده اي را كه رسانه هاي كشورهاي صنعتي 12 و 13 دسامبر 2003 ( تا لحظه انتشارخبر دستگيري صدام حسين) به مردن نهنگ سياه ( نهنگ قاتل ) شش تني هشت متري به نام « كيكو » در آبهاي نروژ داده بودند به مرگ و مير از بيماري ها و موارد متعدد و روزانه نقض حقوق بشر و فقر و استثمار مي دادند ، نه از ميليونها قرباني ايدز در آفريقا اثري بود و نه از دشواري هاي انساني در هر گوشه از جهان.
    هنر « كيكو » در اين بود كه در زماني كه در يك اكواريوم عمومي در مكزيك بود آن را در يك فيلم سينمايي تحت عنوان « فري ويل » شركت داده بودند و شهرت به دست آورده بود.
    كار اين شهرت ـ كه خالق آن نيز رسانه ها بودند ـ به جايي رسيد كه بنياد« كيكو » براي حمايت از آن و بازگرداندنش به عالم توحش تاسيس شد و دهها ميليون دلار جمع آوري كرد . با اين پول ، « كيكو » با هواپيماي ويژه براي آشنا شدن با زندگي در اقيانوس به نقطه اي درايالت« ارگون» آمريكا انتقال داده شد و زير مراقبت چند متخصص دوسال در آنجا بود و سپس با هزينه سنگين به آبهاي ايسلند ـ همان جايي تا دو سالگي بود و به دام انداخته شده بود ـ منتقل شد ، ولي نتوانست با نهنگهاي وحشي انس بگيرد و غذايش را مستقلا به دست آورد .
    بنياد « كيكو » كه چنين ديد يك كشتي كوچك و چند خدمه در همه ساعات مامور مراقبت از آن كرد. اين خدمتكاران نهنگ هر روز هشتاد كيلو گرم ماهي به كيكو مي خوراندند. البته رفتار روزانه كيكو به پژوهشگراني كه زندگي وحش را مطالعه مي كنند كمك بسيار كرد.
    « كيكو » با اين كه سه سال را در آبهاي ايسلند گذراند نتوانست انس به انسان را از دست بدهد . زبان نهنگهاي همجنس خود را درك مي كرد ولي اين صدا ها آن حيوان را گيج مي كرد. جز يك بار ، مي ترسيد كه در زير يخ شنا كند. با انسان زيستن را بر ورود به دسته نهنگها تر جيح مي داد.
    خدمه كيكو در سال 2002 اين آبزي را از ايسلند تا آبهاي نروژ (1600 كيلومتر ) همراه بودند . در اينجا هم كيكو از آدمها دور نشد و همه توجه و علاقه آن به بازي با انسان بود.
    كيكو پس از ورود به آبهاي نروژ، از آبهاي خليج كوچكي در كنار يك دهكده ماهيگيري بود دور نشد و دولت نروژ به قايقرانان و مردمي كه با قايق به تفريح مي روند اخطار كرده بود كاري نكنند كيكو ناراحت شود كه جريمه خواهند شد و ....
    با اين همه مراقبت ، سرانجام جمعه 12 دسامبر 2003 كيكو براثر ابتلاء به ذات الريه در 27 سالگي مرد و گروه مراقب لاشه آن را در چادري قرار داد تا بنياد تصميم بگيرد كه اين حيوان را در خشكي دفن كند و يا در آب !.
    جزئيات اين ماجرا و جلسات بنياد كه هنوز از هدايا و اعانات مردم به كيكو، 20 ميليون دلار در اختيار داشت ساعت به ساعت از شبكه هاي تلويزيوني پخش مي شد كه اگر ده هزار انسان هم مي مردند چنين نمي شد كه خبر دستگيري صدام حسين جاي آن را گرفت.
    « كيكو » يك واژه ژاپني به معناي « خوشبخت » است كه در فيلم سينمايي به اين نهنگ داده بودند. داستان فيلم ، فرار كيكو با كمك پسري با جهش از ديوار يك اكواريوم و دستيابي به آزادي بود.

    ساير ملل
    چرا در آمريكا انتشار روزنامه كسب پروانه لازم ندارد؟ سالروز اجراي اصلاحيه هاي حقوق مردم در قانون اساسي آمريکا
    اصلاحيه هاي دهگانه اول قانون اساسي ايالات متحده موسوم به اعلاميه حقوق (مردم) يا Bill of Rights كه مهمترين اصلاحيه هاي اين قانون است از 15 دسامبر سال 1791 ميلادي به اجرا گذارده شده است.
    طبق اصلاحيه اول از اين ده اصلاحيه، آزادي مطبوعات؛ نطق و بيان و اظهار عقيده؛ تشكيل اجتماعات مسالمت آميز و ابراز اعتراض و تسليم شكايت به مقامات و مراجع تضمين شده و آزادي مذهب يك حق خوانده شده كه دولت آمريكا حق ندارد يك مذهب را به مردم بقبولاند و يا پيروي از يك مذهب را محدود كند.
    برپايه اصلاحيه دوم، در ايالات متحده حمل اسلحه از سوي افراد آزاد است. در اصلاحيه چهارم امنيت شخصي، خانه و اوراق هر فرد تضمين شده و بازرسي و توقيف غير منصفانه منع گرديده است. در اصلاحيه پنجم در توقيف نگهداشتن فرد بدون راي هيات منصفه قدغن گريده است. اصلاحيه ششم تاكيد بر تسريع دادرسي منصفانه دارد، مجازات ظالمانه و خواستن وجه الضمان سنگين ممنوع شده و اصلاحيه دهم قدرت حكومت را ناشي از مردم و ايالات مي داند، نه دولت فدرال. در مقدمه اين اصلاحيه هاي دهگانه تاكيد بر لايتغير بودن آنها شده است.
    باتوجه به اصلاحيه اول است كه درآمريكا براي انتشار هرگونه نشريه از جمله روزنامه نياز به دريافت پروانه از كسي نيست و محدوديت ندارد و اگر كسي از اين طريق مرتكب تخلفي شود و به حقوق ديگري خدشه وارد آورد با او مطابق قوانين عمومي رفتار خواهد شد. بنابر اين؛ ضابطه جدا گانه اي (قانون مطبوعات) وجود ندارد.

    استقبال بي نظير از استخوانهاي ناپلئون

    15 دسامبر سال 1840، خاكستر بقاياي جسد ناپلئون بناپارت در Les Invalides فرانسه طي مراسم باشكوهي به خاك سپرده شد.
    وي در سال 1815 در واترلو واقع در بلژيك امروز از نيروهاي اتحاديه اي مرکب از چند قدرت اروپايي كه بر ضد او تشكيل شده بود شكست خورده و به جزيره سنت هلن در اقيانوس اطلس تبعيد و در همانجا فوت شده بود.
    پس از گذشت سالها، هنگام انتقال استخوانهاي ناپلئون به فرانسه؛ از اين استخوانها چنان استقبالي شد كه تا آن روز در طول تاريخ سابقه نداشت؛ زيرا كه وي ديگر قدرتي نداشت كه مردم برايش حساب باز كنند. بيش از يكصد هزار فرانسوي استخوانهاي اورا از ورود به خاک فرانسه تا پاريس در طول دهها كيلومتر مشايعت كرده بودند. اين چنين استقبالي هر سياستمداري را دلگرم به خدمت به وطن مي كند. قدر شناسي مردم از يك فرزند وطن باعث ايجاد انگيزه خدمت در همگان و ترقي ميهن مي شود.
    ناپلئون براي اعتلاي فرانسه بود كه آن همه تلاش كرد. وي نه تنها وطن خود را به صورت قدرت اول اروپا در آورد بلكه دستگاه قضايي مدرن با قوانيني جامع و يك نظام پيشرفته آموزش و پرورش كه مورد اقتباس ساير كشورها قرار گرفته است برايش به وجود آورد.

    چهار ماه و نيم مانده به تصرف برلن به دست ارتش سرخ و خودكشي هيتلر، شارل دوگل - يك ملي گراي فرانسوي كه متوجه شده بود انگلستان رقيب قديمي فرانسه باطنا نمي خواهد پس از شكست آلمان، وطن او فرانسه يك قدرت اروپا باشد و جايگاه پيش از جنگ را به دست آورد دست به رشادت بزرگي زد و بدون تبادل نظر با انگلستان و شايد هم آمريكا از طريق تهران به مسكو رفت و 15 دسامبر سال 1944 در اين شهر با استالين ملاقات كرد و پيمان اتحاد بست. سفر دوگل به روسيه هنگامي صورت گرفته بود که فرانسه فاقد قدرت بود و نياز به کمک آمريکا و انگلستان داشت.
    وي پس از جنگ نيز به دوستي خود با شوروي ادامه داد و چنين روابطي را هم با آلمان (آلمان غربي) برغم اينکه آلماني ها در آغاز جنگ جهاني دوم فرانسه را اشغال كرده بودند بر قرار ساخت و همين دوستي به تشكيل بازار مشترك و سپس اتحاديه اروپا انجاميد. دوگل تازنده بود انگلستان را به جامعه اروپا راه نداد.

    يک روز پس از اينکه صدام حسين دستگير شد - تحليل و تفسيرهاي اين رويداد و چگونگي آن

    صدام، مردي كه در ميان همسايگان عراق، يک دوست نداشت!
    يک روز پس از دستگيري صدام حسين در حفره اي (به قول آمريکاييان؛ سوراخ موش) در يک خانه روستايي در الدوار در کنار دجله، 14 دسامبر 2003 مقامات نظامي آمريكا در عراق كه اين كشور را از آوريل اين سال در اشغال داشته اند اعلام كردند كه صدام حسين را كه قبلا از رياست جمهوري عراق بركنار ساخته بودند دستگير كرده اند. صدام حسين از زمان ورود نيروهاي آمريكا به حاشيه شهر بغداد خود را پنهان ساخته بود و جز بيرون دادن دو نوار صدا اثري از او نبود. در هشت ماهي كه از پنهان شدن صدام مي گذشت بسياري از مقامات تراز اول دولت او دستگير و يا تسليم شده بودند، دو پسر و نوه اش كشته و دخترانش به اردن پناهنده شده بودند و دولت آمريكا براي مرده و يا زنده وي 25 ميليون دلار جايزه تعيين كرده بود.
    طبق اظهار مقامات نظامي آمريكا در عراق، صدام در کلبه اي در يک مزرعه ، و نه چندان دور از شهرك «ادوار» در 16 كيلومتري «تكريت» در يك زيرزميني در عمق دو و نيم متري به وسعت دو در 3 متر كه بر مدخل کوچک آن يک قطعه «اسفنج فشرده» پلاستيک آلوده به خاک و گل - ويژه بسته بندي وسائل شکستني قرارداده و روي آن قاليچه کهنه اي افکنده بودند پنهان شده بود. اين زيرزميني در فاصله يك متري ساختمان يك خانه خشت و گلي دو اطاقه قرارداشت و در محوطه اطراف، تعدادي بز و گوسفند چرا مي کردند.
    رئيس جمهور برکنار شده عراق هنگام دستگير شدن لباسي كثيف برتن و ريشي بلند داشت و يك سلاح كمري آماده شليک در اختيار او بود و با اين که اين تپانچه روي زانويش بود از آن استفاده نكرد و به محض ورود نظامي آمريكايي به زيرزميني قفس مانند تسليم شد و در پاسخ به پرسش آن نظامي که خود را معرفي کند گفت که "صدام حسين" است.
    مخفيگاه صدام داراي هواكش برقي بود که با لوله به خارج راه داشت. در يك اطاق خانه مقداري لباس و بعضا استفاده نشده، يک جعبه حاوي 750 هزار دلار اسكناس يكصد دلاري و يک تفنگ کالاشنيکوف به دست آمد. از اطاق ديگر به صورت آشپزخانه استفاده مي شد که وضعيتي درهم و کثيف داشت.
    در اين محوطه و در دسترس صدام، وسايل مخابراتي به دست نيامد و آن طور كه گفته شده بود با خود مواد منفجره و كپسول سيانور هم نداشت. هنگام نزديک شدن نظاميان آمريکايي به کلبه، يک خودرو تاکسي در نزديکي آن پارک شده بود و دو مرد جوان به محض احساس خطر از آنجا فرار کردند و به سمت درختان که تا دجله فاصله اي نداشت دويدند که دستگير شدند. بعدا معلوم شد که اين دو تن جاسم 17 ساله و علاء 19 ساله برادران الدوري مالک 38 ساله مزرعه و کلبه داخل آن بودند و تاکسي متعلق به علاء بود. اين دو گفتند که برادرشان الدوري يک بيمار قلبي است که در خانه اش در«ادوار» بستري است و او از 1991 تا 1995 يکي از نظاميان گارد کاخ صدام حسين بود که يه علت ابتلا ء به بيماري قلبي، بعدا معاف شده بود.

    صدام پس از دستگيري در زير زميني کوچک ـ صدام با تپانچه اي كه از آن در مخفيگاه خود استفاده نكرد ـ عكسي با تفنگ كه رسانه هاي آمريكا آن را بارها منتشر كردند تا قلدر بودن صدام را ثابت كنند ـ صدام در لباس ارتشي ـ صدام هنگامي که در اوج قدرت بود

    از اظهارات مقامات نظامي آمريكا در عراق چنين برمي آمد که در جريان تحقيق از ده تن افراد خانواده هاي مربوط به صدام، به مخفيگاه او پي برده بودند .ولي منابع ديگر گفته بودند که احتمالا يكي از محافظان دست دوم صدام وي را (به طمع دريافت جايزه نقدي بزرگ اعلام شده از سوي دولت آمريکا) لو داده بود. پاره اي هم با استناد به اين كه جلال طالباني يكي از سران "كرد" كه از دير زمان با آمريكا مناسبات حسنه داشته احتمال داده بودند که در دستگيري رئيس جمهوري پيشين عراق نقش داشته بود بويژه که در جريان سفر به ايران، در مرز دو كشور اشاره به دستگيري صدام كرده بود. تا آن لحظه کسي از دستگيرشدن صدام خبر نداشت.
    در پي دستگيري صدام، دولت آمريكا اعلام کرد که پس از انجام تحقيقات چون وي تبعه عراق است بايد در همان کشور محاكمه شود. تحليل نگاران در نتيجه گيري هاي اوليه خود چنين ابراز نظر کرده بودند: در شرايط و وضعيتي كه صدام در مخفيگاه داشت گمان نمي رود كه نقش موثر در مقاومت هاي جاري عراقي ها و ديگران و روند زد و خوردها داشته بود.
    تحليلهاي اوليه ديگر شخصيت صدام را زير سئوال برده بود كه چرا همانند يك مرد - زماني نيرومند - هنگام ورود نظاميان به مخفيگاهش،خودكشي نكرد و يا با استفاده از تپانچه اي كه داشت دست به مقاومت نزد و مردانه كشته نشد. يا اين كه چرا پس از شکست نظامي تسليم نشده بود زيرا مي دانست كه در جامعه متفرق عراق سرانجام به دام مي افتد و تحقير مي شود. به علاوه، هيچيک از دولتهاي همسايه عراق با او دوست نبودند که به آنجا فرارکند و پناهنده شود.
    تحليلهاي اوليه ديگر درباره زندگي سياسي و كارهاي دولتي صدام بود كه در خانواده اي نسبتا فقير به دنيا آمده بود، در 19 سالگي به حزب سوسياليستي بعث پيوسته بود، در ترور نافرجام سال 1959 ژنرال عبدالكريم قاسم (رهبر چپگراي وقت عراق) از ناحيه پا گلوله خورده، مجروح شده و به سوريه گريخته بود و از آنجا به مصر رفته بود. صدام در بازگشت به عراق درحوادث سال 1968 كه به روي كار آمدن قطعي حزب بعث انجاميد شركت كرده بود و معاون ژنرال حسن البكر شده بود و 11 سال بعد البكر را مجبور به كناره گيري محترمانه كرده و بر جاي او نشسته بود و ....
    برخي مورخان و اصحاب نظر در نخستين روز اعلام دستگيري صدام در پاسخ به پرسش رسانه هاي همگاني درباره وي گفته بودند كه صدام شرايط پس از فروپاشي بلوك شرق را درك نكرد و يا نخواست آن را باور كند و به همان راه قبلي ادامه داد و براي خود و مردم عراق دردسر ساخت و تلاش و مبارزه عراقي ها اينك به اين خاطر است كه به دوران پس از جنگ جهاني اول بازگردانده نشوند و اختيار خود و مالكيت منابع اقتصادي شان را از دست ندهند.
    اين اصحاب نظر ابراز تعجب کرده بودند که چرا صدام در طول 11 سال پس از تصرف کويت، به خود نيامد و از فرصت هاي متعدد که فراهم شده بود استفاده نکرد و گفته بودند صدام حسين كه اسلحه كشتار جمعي نداشت، چرا اجازه نداد كه هرجستجويي را كه مي خواهند در عراق بعمل آورند. صدام كه مي دانست تا يك قدرت رقيب براي آمريكا پيدا نشود او را رها نخواهد ساخت، چرا با آن دولت از در سازش و دوستي وارد نشد. در دوران حكومت هشت ساله كلينتون به آساني مي نوانست با آمريكا سازش كند كه نكرد. بايد ديد كه چه فكري در سر داشت. آن چه كه مسلم است نه يك نظامي خوب بود و نه يك ديپلمات و به نظر مي رسد كه فرصت كافي براي مطالعه اوضاع جهان را هم نداشت. يک دولتمرد داراي توان فکر کردن بايد دست كم باهمسايگان کشورش روابط خصمانه نداشته تا در زمان خطر بتواند از طريق مرزهاي آنها خودرا به جاي امن برساند. در دنياي امروز اگر محال نباشد، بسيار مشكل است بشود دولتي را كه مورد حمايت مردمش باشد تغيير داد و بسياري از عراقي ها قلبا دوستدار صدام نبودند.
    پس از فروپاشي شوروي، صدام حسين دومين رئيس يك كشور است كه در وطن خود، در پي حملات نظامي دستگير و محاکمه و محکوم شده است. نوريه گا رئيس دولت وقت پاناما، قبل از صدام و تقريبا به همين صورت به چنگ آمريکا افتاده بود.

    ماموران آمريكايي پس از دستگيري، دهان صدام را معاينه مي كنند تا سيانور براي خودكشي پنهان نكرده باشد

    يک پستچي آمريکايي در همان نقطه اي که جان اف. کندي گلوله خورد خودکشي کرد!
    بامداد 14 دسامبر 2003 «ريچاد كلم Richard Clem» پستجي 50 ساله شهر دالاس ايالت تكزاس آمريكا كه علاقه زايدالوصفي به جان اف. كندي رئيس جمهور مقتول اين كشور داشت و همه كتابها و مقالات مربوط به ترور مرموز او در ميدان «ديلي پلازا» ي شهر دالاس را خوانده بود به همان نقطه اي كه گلوله به كندي اصابت كرده بود رفت و با شليك يك گلوله به عمر خود پايان داد.
    نقطه اي كه كندي گلوله خورد با علامت "ضربدر" كه با سيمان ساخته اند مشخص شده است و ريچاد كلم روي همان علامت خود را كشت. ريچارد ده ساله بود که جان اف. کندي ترور شد.
    کندي 22 نوامبر سال 1963 هنگام بازديد با خودرو روباز از شهر دالاس هدف گلوله قرار گرفت و کشته شد. طبق گزارش پليس از پنجره طبقه ششم ساختمان يک مدرسه به سوي "کندي" شليک شده بود و متهم به قتل نيز دو روز بعد هنگام انتقال از زندان به دادگاه با گلوله فرد ديگري کشته شد و اين فرد هم بعدا در زندان فوت کرد. هنوز اسرار اين قتل از پرده ابهام خارج نشده است. ليندن جانسون معاون او که بعدا رئيس جمهوري شد يک تکزاسي بود.

    وقتي که اکثريت تنها با يک کرسي باشد!
    Tim Johnson
    سكته مغزي تيم جانسون Timothy Peter Johnson، سناتور دمكرات ايالت داكوتاي جنوبي و انتقال او به بيمارستان در 13 دسامبر2006، اميداواري حزب دمكرات به كنترل سناي آمريكا از ژانويه 2007 را متزلزل كرده بود زيرا كه در آن دوره اكثريت اين حزب در سنا تنها با يك كرسي تامين شده بود. در پي انتقال جانسون به بيمارستان تنها اميداواري حزب دمكرات به اين بود كه وي دست كم تا دو سال (زمان انتخابات عمومي نوامبر 2008) زنده بماند، ولو اين كه نتواند كاري انجام دهد. طبق قوانين آمريكا، نمي توان سناتور و نماينده مجلس را مجبور به كناره گيري كرد، و با فوت سناتور نيز انتخابات فرعي صورت نمي گيرد بلكه فرماندار ايالت به اراده خود يك نفر را تا انتخابات عمومي بعدي به سنا مي فرستد تا كرسي خالي را پر كند و فرماندار ايالت داكوتاي جنوبي در اين زمان (سال 2006) يك جمهوريخواه بود.
    در آمريكا، معاون رئيس جمهوري در عين حال رئيس سناي اين كشور با داشتن حق راي است كه در آن زمان او هم يك جمهوريخواه بود. رئيس سنا بودن معاون رئيس جمهوري آمريكا از ضعف هاي قوانين اين كشور است كه باعث تداخل قوا مي شود، همچنين نامزد كردن قضات ديوان عالي از سوي رئيس جمهوري.
    تيم جانسون از دسامبر 2006 تا سپتامبر 2007 تحت درمان بود و نمي توانست بدون کمک راه برود. سخن گفتن او هم لکنت داشت ولي برغم پيش بيني اهل تفسير که عوارض خونريزي مغزي به عمر سياسي او پايان خواهد داد، جانسون از سپتامبر 2007 منظما در جلسات سنا حاضر شد بهبودي يافت و در انتخابات چهارم نوامبر 2008 بارديگر و براي سومين بار از ايالت خود به عضويت سناي آمريکا انتخاب شد.

    برخي ديگر از رويدادهاي 15 دسامبر
    1825: در روسيه يك بپاخيزي با هدف الغاء رسم خريد و فروش اراضي مزروعي با كشاورزانش و بعضي اصلاحات اجتماعي ديگر آغاز شد و 26 دسامبر ( 11 روز بعد ) به اوج خود رسيد كه به علت نداشتن سازمان ، از سوي نيروهاي نيكلاي اول سركوب شد.

    1917: بلشويک هاي روس که پس از انقلاب اکتبر زمام اموررا به دست گرفته بودند با آلمان (سنترال پاور) ترک مخاصمه اعلام کردند و به اين ترتيب روسيه از جنگ جهاني اول خارج شد.

    1954: دو منطقه واقع در کائيب؛ اروباAruba و آنتيل ندرلاند جزيي از قلمرو ندرلند (هلند) اعلام شدند.

    1964: برگ درخت افرا ( شبيه برگ چنار ) علامت رسمي پرچم كانادا شد.

    1997: سازمان پيمان بانکوک آسياي جنوب شرقي را منطقه اي که بايد تهي از سلاح اتمي باشد (منطقه غير اتمي) اعلام کرد.

    1978: جيمي کارتر رئيس جمهور وقت آمريکا جمهوري خلق چين را به عنوان تنها چين در جهان برسميت شناخت و وعده داد که مناسبات ديپلماتيک آمريکا با تايوان را قطع کند.

    پيامهاي تازه
    پنج پیام دیگر درباره توقیف همشهری ـ پیام آموزنده یک پژوهشگر مسائل اجتماعی ایران در اروپا

    بیست و چهارم نوامبر 2009 (سوم آذر 1388) 27 پیام در اظهار نظر به توقیف روزنامه 17 ساله همشهری دریافت داشتیم که ناشر آن شهرداری تهران است و از نظر تیراژ در صدر روزنامه های ایران قراردارد. این اظهار نظرها در جای خود در سایت تاریخ (روز 26 نوامبر) مندرج است. با اینکه دستگاه قضایی ایران توقیف همشهری را لغو کرد و این روزنامه تنها سه شنبه سوم آذر منتشر نشد و یک شماره از دست داد از 25 تا بیست و هفتم نوامبر پنج پیام دیگر دریافت شد که به لحاظ اهمیت و اینکه درسی باشند برای آینده، امروز در صدر مطالب ایران و 29 نوامبر به جای خود (بخش پیام ها) منتقل خواهند شد. اگر پیام دیگری در این زمینه برسد روز پس از دریافت درج خواهد شد.

    ــ توقیف «همشهری» منطق قضایی نداشت. با لغو توقیف همشهری از سوی دستگاه قضایی به آینده کشور امیدوار و از وجود تفکیک قوا در کشور مطمئن شدم. اگر این تفکیک وجود نمی داشت دستگاه قضایی بر توقیف همشهری صحه می گذارد و یا سکوت می کرد. انتظار دارم که مجلس (قوه مقننه) هم که یک نماینده در هیات نظارت بر مطبوعات دارد به موضوع رسیدگی کند و اگر اشکالی در قانون مطبوعات است آن را برطرف سازد. چهارم آذر ـ یک پیام

    ــ آیا کسانی که رای به توقیف همشهری دادند پیش خود حساب کردند که این روزنامه در عین حال وسیله کسب و کار مردم است و هر روز صدها هزار مردم شهر از راه دادن آگهی (نیازمندی ها) و استفاده از این آگهی ها زندگی می کنند. اگر این روزنامه برای دو روز دیگر در توقیف مانده بود سر و صدای مردم بلند می شد. همشهری با ضمیمه نیازمندی هایش سوای روزنامه های دیگر است، مردم به آن نیاز دارند. تعجب من از کسانی است که بدون توجه به این امر رای به توقیف دادند. شک ندارم که این توقیف، سیاسی بود. به هرحال اگر سردار قالیباف باردیگر نامزد ریاست جمهوری شود به او رای خواهم داد. توقیف همشهری به محبوبیت او کمک کرد. چهارم آذر ـ یک پیام

    ــ آیا مقاماتی که همشهری را به خاطر چاپ یک آگهی توقیف کردند، قبلا فهرست اسامی افراد و ابنیه ممنوع الانتشار را به روزنامه ها داده بودند که همشهری خلاف آن رفتار کرده باشد؟. در همه کشورها لیست هایی از این دست دارند. در آمریکا لیست «واچ داگ» دارند و .... وقتی لیستی نداده باشند متصدی آگهی ها از کجا بداند که تصویر ممنوع الانتشار چاپ می کند. توقیف همشهری یا در نتیجه بخل و حسد به تیراژش بوده و یا حسابهای دیگر. اگر حسابهای دیگری باشد، قضیه به این زودی فیصله نمی یابد. از این اختلافها فقط دشمن خارجی بهره برداری می کند. عکس آن ساختمان بهانه بوده است. امیدوارم که این توقیف آغاز یک درگیری نباشد. مگر چند نفر از ایران برای سیاحت به هند می روند؟. هند پابرهنه ها که دیدن ندارد. باید قبلا به موسسه جهانگردی تذکر داده می شد که مشتریانش را به دیدن آن عمارت نبرد. چهارم آذر ـ یک پیام

    ــ در دهه 1340 برای مدتی کوتاه در یک روزنامه به کار ترجمه خبر سرگرم بودم و بالاجبار در جلسات هفتگی نویسندگان آن روزنامه شرکت می کردم و شنیدن مذاکرات این جلسات مرا با روزنامه نگاری آشنا کرد. این مذاکرات تعریف روزنامه نگار را به من یاد داد و فهمیدم روزنامه نگار کسی است که پس از گذرانیدن دوره آموزش روزنامه نگاری، مشتاق این کار بوده و خبرگیری، خبرنگاری و دبیری خبر کرده باشد. به نظر من مقامات بخش مطبوعات وزارت ارشاد اسلامی باید از این دست روزنامه نگاران باشند یعنی اینکه مراحل روزنامه نگاری را کاملا طی کرده باشند. اگر روزنامه نگار بودند همشهری به خاطر چاپ یک آگهی توقیف نمی شد. تشکر از مقام قضایی که رفع توقیف کرد و گرنه کشور با مسئله ای تازه رو به رو می شد. پنجم آذر ـ یک پیام

    ــ پیامی که در زیر آمده است 27 نوامبر 2009 (ششم آذر) دریافت شد، به زبان انگلیسی بود و فرستنده اش خودرا یک پژوهشگر ایرانی مقیم اروپا معرفی کرده است:

    ایرانی متولد عراق و تحصیلکرده انگلیس و مقیم اروپا هستم. موسسه تحقیقات اجتماعی که در آن کار می کنم مشتریان متعدد دارد. کار من که به 3 زبان فارسی، عربی و انگلیسی مسلط هستم و روشهای تحقیق را می دانم خواندن مطالب روزنامه ها، خبرگزاری ها و وبسایت های فارسی و کاپی کردن مطالب مورد نظر و تحلیل آنها است. از ماموریت و پی گیری موسسه روی یک مطلب متوجه اهمیت آن برای موسسه و مشتریانش می شوم. چند هفته پیش (ماه اکتبر) از من خواستند که ماجرای زن ولگردی را که از این راه آبستن شده بود و بعد از وضع حمل نوزادرا کشته بود و به این جرم اورا اعدام کرده بودند دنبال کنم که خبرش در روزنامه های تهران و عکسش در روزنامه ایران (دولتی) چاپ شده بود. بعدا خواستند که تجاوز سه نفر به زنی را در لواسان در حضور شوهرش دنبال کنم. طالبان این مطالب می خواهند بدانند که جامعه ایران از زمان حکومت اسلامی چقدر اصلاح شده است. سه روز پیش (24 نوامبر) به من ماموریت دادند که قضیه توقیف همشهری را دنبال کنم. وبسایت تاریخ شما را می بینم؛ چون پیامهای واصله را درج کرده بودید این سطور را برایتان نوشتم که درج کنید تا مقامات تهران بدانند و در کارشان دقت کنند. بدانند که انتشار اخبار جنایی در روزنامه های دولتی تهران چقدر برای شهرت ایران اسلامی زیان آور است و خارجیان آنها را سند قرار می دهند. این اسناد در اختیار دانشگاهها و مورخین نیز قرار می گیرد. همین دو هفته پیش بنیاد Transparency International که مقر آن در برلین است ایران را از لحاظ فساد در میان 180 کشور جهان در ردیف هشتم یعنی فاسدتر از 171 کشور دیگر قرار داده بود که شایسته یک نظام اسلامی نیست. یکی از اسناد این موسسات گزارش های روزنامه های تهران و اخبار جنایی آنها و تحلیل این اخبار است. درجایی که نشریات ایران از دولت کمک نقدی می گیرند نباید چنین اخباری را درج کنند. برای فروش بیشتر می توانند بروند مطالب جنایی سایر کشورها را از رسانه هایشان ترجمه و منتشر کنند.