1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

دستور زبان فارسي

شروع موضوع توسط ATENA ‏26/7/11 در انجمن سایر رشته ها

  1. کاربر پیشرفته

    تاریخ عضویت:
    ‏28/4/11
    ارسال ها:
    16,005
    تشکر شده:
    5,240
    امتیاز دستاورد:
    0
    حرفه:
    ؟؟
    پاسخ : دستور زبان فارسي

    اسم مرکّب

    اسمى است که در عین برخوردارى از مفهوم واحد، داراى بیش از یک جزء باشد،
    مثال: روزگار، روزنامه، قلمدان، گریه
     
  2. کاربر پیشرفته

    تاریخ عضویت:
    ‏28/4/11
    ارسال ها:
    16,005
    تشکر شده:
    5,240
    امتیاز دستاورد:
    0
    حرفه:
    ؟؟
    پاسخ : دستور زبان فارسي

    اسم نکره

    اسمى است که نزد مخاطب، بر فردى نامعیّن از یک جنس دلالت کند.
    مثال:مردی کتاب می خواند.
     
  3. کاربر پیشرفته

    تاریخ عضویت:
    ‏28/4/11
    ارسال ها:
    16,005
    تشکر شده:
    5,240
    امتیاز دستاورد:
    0
    حرفه:
    ؟؟
    پاسخ : دستور زبان فارسي

    اسم معرفه

    اسمی است که نزد مخاطب نشانگر فرد یا مفهومی معیّن از یک جنس باشد.
    مثال:پیامبر قرآن تلاوت می فرمود.
    معمولا اسم نکره علامت ندارد و آن را از معنى باید شناخت.
     
  4. کاربر پیشرفته

    تاریخ عضویت:
    ‏28/4/11
    ارسال ها:
    16,005
    تشکر شده:
    5,240
    امتیاز دستاورد:
    0
    حرفه:
    ؟؟
    پاسخ : دستور زبان فارسي

    اسم مفرد

    اسمی است که بر یک موجود یا مفهوم دلالت کند.
    مثال:درس/کتاب
     
  5. کاربر پیشرفته

    تاریخ عضویت:
    ‏28/4/11
    ارسال ها:
    16,005
    تشکر شده:
    5,240
    امتیاز دستاورد:
    0
    حرفه:
    ؟؟
    پاسخ : دستور زبان فارسي

    اسم جمع

    اسمی است که هم بر بیش از یک موجود دلالت کند و هم داراى نشانه جمع (ها ـ ان) باشد.
    مثال:دروس/کتابها

    گاهی اسم جمع اسمى است که بر واحدى دلالت دارد که آن واحد بیش از یک فرد یا شىء را شامل مى شود. اسم جمع داراى نشانه جمع نیست.
    مثال: رمه، لشکر، مردم
    اسم جمع مى تواند جمع بسته شود.
     
  6. کاربر پیشرفته

    تاریخ عضویت:
    ‏28/4/11
    ارسال ها:
    16,005
    تشکر شده:
    5,240
    امتیاز دستاورد:
    0
    حرفه:
    ؟؟
    پاسخ : دستور زبان فارسي

    اسم ذات

    اسمی که بطور مستقل مفهومی خارج از ذهن داشته باشد و قابل لمس باشد.
    مثال :خانه/ میز
     
  7. کاربر پیشرفته

    تاریخ عضویت:
    ‏28/4/11
    ارسال ها:
    16,005
    تشکر شده:
    5,240
    امتیاز دستاورد:
    0
    حرفه:
    ؟؟
    پاسخ : دستور زبان فارسي

    اسم معنی

    اسمی که به طور مستقل در خارج از ذهن وجود ندارد و وجود آن وابسته به مفهوم دیگریست.
    مثال:ادب/هوش
     
  8. کاربر پیشرفته

    تاریخ عضویت:
    ‏28/4/11
    ارسال ها:
    16,005
    تشکر شده:
    5,240
    امتیاز دستاورد:
    0
    حرفه:
    ؟؟
    پاسخ : دستور زبان فارسي

    اسم مصدر

    اسمى است که حاصل و نتیجه معناى مصدر را نشان مى دهد، بى آن که خود داراى علامت مصدر باشد.
    مثال:دانش/ستایش

    حاصل مصدر همان اسم مصدر است، منتها ساختى خاص از آن، یعنى: اسم یا صفت + ى; همچون: شادى (نتیجه شاد بودن)، مَردى (نتیجه مَرد بودن).

    دیگر ساخت هاى مشهور اسم مصدر از این قرارند:

    1. بن مضارع + ـِ ش: دانش.
    2. بن مضارع + هاى غیر ملفوظ: گریه.
    3. بن ماضى + آر: گفتار.
    4. بن مضارع + آن: حنابندان.
    5. اسم + آن: چراغان.
    6. بن مضارع: دو.
    7. بن ماضى + و + بن مضارع: گفتگو.
     
  9. کاربر پیشرفته

    تاریخ عضویت:
    ‏28/4/11
    ارسال ها:
    16,005
    تشکر شده:
    5,240
    امتیاز دستاورد:
    0
    حرفه:
    ؟؟
    پاسخ : دستور زبان فارسي

    نقش هاى اسم


    نقشِ اسم یعنى وظیفه اى که اسم در جمله بر عهده دارد. این وظیفه در دانش نحو (Syntax) بررسى مى شود، در مقابل دانش صرف یا تکواژشناسى (Morphology) که صرفاً نوع کلمه را بررسى مى کند.
    نقش هاى گوناگون اسم از این قرارند:
     
  10. کاربر پیشرفته

    تاریخ عضویت:
    ‏28/4/11
    ارسال ها:
    16,005
    تشکر شده:
    5,240
    امتیاز دستاورد:
    0
    حرفه:
    ؟؟
    پاسخ : دستور زبان فارسي

    نهاد

    اسمى که فعل به آن نسبت داده مى شود:
    الف. کننده کار (فاعل):محمد آمد.
    ب. پذیرنده کار (نایب فاعل): ماه دیده شد.
    ج. داراى صفت یا حالتى (مسندٌالیه) :علی با هوش است.