پاسخ : دستور زبان فارسي انواع فعل ماضى - مطلق یا ساده : (نوشتم – نوشتی – نوشت – نوشتیم – نوشتید – نوشتند) - استمرارى می نوشتم – می نوشتی – می نوشت – می نوشتیم – می نوشتید- می نوشتند) - نقلى : (نوشته ام – نوشته ای – نوشته است – نوشته ایم – نوشته اید –نوشته اند) - نقلى مستمر: (می نوشته ام- می نوشته ای- می نوشته است – می نوشته ایم – می نوشته اید – می نوشته اند) - بعید (نوشته بودم- نوشته بودی – نوشته بود- نوشته بودیم – نوشته بودید- نوشته بودند) - التزامى نوشته باشم – نوشته باشی – نوشته باشد- نوشته باشیم- شنوشته باشید- -شنوشته باشند) -ابعدنوشته بوده ام – نوشته بوده ای – نوشته بوده است – نوشته بوده ایم – نوشته بوده اید – نوشته بوده اند) -ملموس داشتم می نوشتم – داشتی می نوشتی – داشت می نوشت –داشتیم می نوشتیم – داشتید می نوشتید –داشتند می نوشتند)
پاسخ : دستور زبان فارسي انواع فعل مضارع - ساده روم – روی – رود – رویم – روید – روند ) - اِخبارى می روم – می روی – می رود – می رویم – می روید – می روند ) - التزامى بروم – بروی – یرود – برویم – یروید – یروند ) - ملموس دارم می یروم – داری میروی – دارد می رود – داریم می رویم – دارید می رویم – دارند می روند)
پاسخ : دستور زبان فارسي فعل مستقبل نشان مى دهد که آغاز تحقّق معناى فعل، در زمان آینده خواهد بود. - (خواهم نوشت – خواهی نوشت – خواهد نوشت – خواهیم نوشت – خواهید نوشت – خواهند نوشت )
پاسخ : دستور زبان فارسي فعل اَمر فعلی است که با آن انجام دادن کاری یاپذیرفتن حالتی را طلب می کنیم. green: (بنویس )تقسیم بندى فعل از لحاظ ساختمان:</B> 1. ساده: «مولاى ما در میان این جمع چون شمعى مى تابد.» 2. پیشوندى (پیشوند + قسمت اصلى): «سال ها دم فرو بستم.» 3. مرکّب (اسم + قسمت اصلى): «سرانجام، نیمه دیگر رفتارش را نشان مى دهد.» 4. پیشوندى مرکّب (اسم + پیشوند + قسمت اصلى): «انسان حقیقی سرانجام از مبارزه با نفس پیروز سر برمى آورد.» 5. گروه فعلى (ترکیبى از حرف اضافه و اسم و قسمت اصلى): «در راه خدا هرگز از پا ننشین!»
پاسخ : دستور زبان فارسي لازم فعلی که به مفعول نیاز ندارد: «از دکتر اجازه گرفتم و باز راهى میدان نبرد شدم.»
پاسخ : دستور زبان فارسي دو وجهى فعلی که گاه به صورت لازم و گاه متعدّى به کار مى رود: «اى دل! اگر مى شکنى بیصدا بشکن.» (وجه لازم) «هرگز دلى را نشکن.» (وجه متعدّى)
پاسخ : دستور زبان فارسي معلوم فعل معلوم فعلى است که نهادش فاعلِ آن باشد یعنی فاعل آن معلوم است. ( شاگردان آمدند.)