پاسخ : .:: آرايه هاي ادبي ::. قافيه خطي در قافيه ها علاوه بر صورت ملفوظ بايد شكل مكتوب نيز رعايت شود.
پاسخ : .:: آرايه هاي ادبي ::. عيوب قافيه در شعر فارسي رعايت قواعد و ضوابط قافيه الزامي است و هرچه خلاف آنها باشد غلط است. مثل قافيه كردن پُر با تَر. همچنين تكرار واژه هاي قافيه عيب فاحش به شمار مي رود مگر اين كه ابيات شعر از بيست و سي درگذرد يا قصيده دو مطلع داشته باشد.
پاسخ : .:: آرايه هاي ادبي ::. تكرار واژه هاي غير ساده قافيه تكرار واژه هاي غير ساده (مشتق، مركب) در صورتي كه اجزاي سازنده آنها چندان آشكار نباشد يا بتوان ميان معناي دو جزء فرقي نهاد رواست: مثلاً رنجور و مزدور، آب و گلاب.
پاسخ : .:: آرايه هاي ادبي ::. قافيه در شعر نو قافيه شعر نو بر خلاف شعر كلاسيك در آخر ابيات نمي آيد بلكه بستگي به مطلب دارد و الزاماً هر مطلب هم قافيه دار نيست و شاعر خود را اسير قافيه نمي سازد، معمولاً در هر مطلب دو يا چند مصرع قافيه دار مي آيد.
پاسخ : .:: آرايه هاي ادبي ::. بافت شعر بافت شعر به بافت لفظی شعر (verbal texture) یعنی به اجزا و عناصر زبانی شعر از قبیل حروف و کلمات و وزن و قافیه و امثال این و ارتباط آنها با هم گفته میشود که در مجموع زبان شعر را به وجود میآورند. مفهوم بافت شبیه به ساختار است، اما در بحث ساختار معنی هم مراد میشود و در بافت محتوا را در نظر نمیگیرند. تغییر در بافت بر معنی تأثیر میگذارد: خدا کشتی آنجا که خواهد برد / و گر ناخدا جامه بر تن درد برد کشتی آنجا که خواهد خدای / و گر جامه بر تن درد ناخدای
پاسخ : .:: آرايه هاي ادبي ::. بیت به معنی خانه و در اصطلاح ادبی یک واحد شعری است که از دو مصراع تشکیل شده است. اگر شاعر مراد خود را تنها در یک بیت بیان کند، به آن بیت « فرد» می گویند که «تک بیت » و یا «مفرد» از نام های دیگر آن است. از« تک بیت » بیش تردر سخن رانی ها و نامه ها بهره گرفته می شود. ک بیت های صائب مشهوراست . مردی نه به قوت است و شمشیرزنی / آن است که جوری که توانی نکنی
پاسخ : .:: آرايه هاي ادبي ::. بیت تخلص بیت یا ابیات تخلص (یا گریزگاه): یک یا دو بیت است که در پایان نسیب (مقدمه ی قصیده) و برای ورود به موضوع اصلی قصیده ( در مدح یا هجو یا غیره) می آید.
پاسخ : .:: آرايه هاي ادبي ::. بلاغت به معنی چیره زبانی، زبان آوری و شیواسخنی و دراصطلاح ادبی آوردن کلام به مقتضای سخن است. مثلن اگر مقتضای حال درازگویی و تفصیل است، کلام را مفصل آورند و اگر به وارونه ی آن، مقتضای حال شنونده، ایجاز و اختصار باشد، کلام را مختصر و کوتاه ادا کنند.
پاسخ : .:: آرايه هاي ادبي ::. چکامه چکامه که در متون پهلوی به صورت چکامک ضبط شده، در لغت به معنی شعر و قصیده است و در اصطلاح ادب فارسی، به نوعی شعر روایتی در دوره ساسانی اطلاق می شده است. هرگاه شعرا و سخنوران می خواستند داستانی عاشقانه یا مشابهانی چون شرح جنگ و دلاوری پهلوانان و نظایر آن را نشان دهند، به این نوع شعر پرداخته اند و آن را چامه و چامک نیز گفته اند.