پاسخ : .:: آرايه هاي ادبي ::. . حروف الحاقي جزو حروف مشترك قافيه اند و رعايت آنها لازم است. بگذار تا بگريم چون ابر در بهاران كز سنگ ناله خيزد روز وداع ياران
پاسخ : .:: آرايه هاي ادبي ::. واژه هاي مختوم به مصوتهاي ِ ( هي بيان حركت) و ي از نظر قافيه الحاقي به شمار مي آيند. يكي مشكلي برد پيش عَلي مگر مشكلش را كند منجَلي َ لي حروف قافيه است: َ ل، اصلي و ي در حكم الحاقي
پاسخ : .:: آرايه هاي ادبي ::. اگر در قاعده 2 (مصوت + صامت + صامت)، مصوت كوتاه باشد و قافيه حروف الحاقي داشته باشد، اين مصوت كوتاه مي تواند متفاوت باشد. مثلاً: سراسر همه دشت پر كُشته بود زمين چون گل ارغوان گَشته بود ُ شت و َشت = حروف اصلي قافيه اند و ِ (هر بيان حركت) = حروف الحاقي است.
پاسخ : .:: آرايه هاي ادبي ::. پسوند و پيشوند گاهي در قافيه شعر در حكم واژه قافيه قرار مي گيرند. مثلاً: چنان صورتش بسته تمثالگَر كه صورت نبندد از آن خوب تَر «گَر» و « تَر» پسوند هستند و بايد الحاقي به حساب آيند، اما خود واژه قافيه قرار گرفته اند.
پاسخ : .:: آرايه هاي ادبي ::. اگر قبل از حروف قافيه (در قاعده 1 و 2) حرف يا حروف ديگري مشترك باشند آنها جزو حروف قافيه نيستند. مثال: بشنو از ني چون شكايت مي كند وز جداييها حكايت مي كند «ايَت» حروف مشترك است اما فقط َت حروف قافيه است.
پاسخ : .:: آرايه هاي ادبي ::. اگر واژه هاي قافيه لفظاً يكسان ولي در معنا متفاوت باشند، قافيه درست است و جناس هم دارد: ز هر ناحيت كاروانها روان (= رونده) به ديدار آن صورت بي روان (= روح)
پاسخ : .:: آرايه هاي ادبي ::. . گاه حروف قافيه در بيش از يك واژه قرار مي گيرد: چراغ روي تو را شمع گشت پروانه مو از خال تو با حال خويش پروا، نه در مصراع دوم، پروا + نه (پروا نيست) با پروانه قافيه شده كه حروف قافيه ا + نه است.
پاسخ : .:: آرايه هاي ادبي ::. واژه هاي هم قافيه در بعضي از زبانها تعداد واژه هاي هم قافيه زياد است و در بعضي كم؛ ولي در زبان فارسي نسبتاً زياد است مانند «ار» در كلمات (كار، تار، يار، نگار ... ).
پاسخ : .:: آرايه هاي ادبي ::. قافيه مياني و دروني گاهي قافيه را در درون مصرع يا پايان نيم مصرع نيز مي آورند. مانند اين شعر مولوي: يار مرا، غار مرا، عشق جگر خوار مرا يار تويي، غار تويي، خواجه نگه دار مرا روح تويي، نوح تويي، فاتح و مفتوح تويي سينه مشروح تويي، بر در اسرار مرا
پاسخ : .:: آرايه هاي ادبي ::. ذوقافيتين گاهي شعر داراي دو قافيه پاياني است. مثلاً: گزيد از غنيمت ظرايف بسي كز آن سان نبيند طرايف كسي