1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

قيصر امين پور

شروع موضوع توسط ATENA ‏24/7/11 در انجمن ایران و جهان

  1. کاربر پیشرفته

    تاریخ عضویت:
    ‏28/4/11
    ارسال ها:
    16,005
    تشکر شده:
    5,240
    امتیاز دستاورد:
    0
    حرفه:
    ؟؟
    قیصر امین‏پور متولد دوم اردیبهشت 1338 دزفول است .وی تحصیلات ابتدایی و متوسطه خود را در گتوند و دزفول

    به پایان برد سپس به تهران آمد و دکترای خود را در رشته زبان و ادبیات فارسی ازدانشگاه تهران در سال 1376اخذ کرد.

    وی فعالیت هنری خود را ازحوزه اندیشه و هنر اسلامی در سال 1358 آغاز کرد ،در سال 1367 سردبیر مجله سروش

    نوجوان شد واز همین سال تا پایان در دانشگاه الزهرا و دانشگاه تهران به تدریس اشتغال داشت..


    در سال 1382 نیز به عنوان عضو فرهنگستان ادب و زبان فارسی انتخاب شد.

    اولین مجموعه شعرش را با عنوان « تنفس صبح »که بخش عمده آن غزل بودو حدود بیست قطعه شعر آزاد ؛ از سوى

    انتشارات حوزه هنرى در سال 63 منتشر کرد و در همین سال دومین مجموعه شعرش «در کوچه آفتاب» را در قطع

    پالتویى توسط انتشارات حوزه هنرى وابسته به سازمان تبلیغات اسلامى به بازار فرستاد.



    در سال 1365 « منظومه ظهر روز دهم » توسط انتشارات برگ وابسته به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى به بازار مى‏آید

    که شاعر در این منظومه 28 صفحه‏اى ظهر عاشورا، غوغاى کربلا و تنهایى عشق را به عنوان جوهره سروده بلندش در ن

    نظر مى‏گیرد.

    سال 69 برگزیده دو دفتر تنفس صبح و در کوچه آفتاب با عنوان « گزیده دو دفتر شعر»از سوى انتشارات

    سروش از وى منتشر مى‏شود.
     
    یک شخص از این تشکر کرد.
  2. کاربر پیشرفته

    تاریخ عضویت:
    ‏28/4/11
    ارسال ها:
    16,005
    تشکر شده:
    5,240
    امتیاز دستاورد:
    0
    حرفه:
    ؟؟
    پاسخ : قيصر امين پور

    «آینه ‏هاى ناگهان» تحول کیفى و کمى امین‏پور را بازتاب مى‏دهد؛ دراین مرحله امین‏پور به درک روشن‏ترى از شعر و ادبیات مى‏رسد.


    اشعار این دفتر نشان از تفکر و اندیشه‏اى مى‏دهد که در ساختارى نو عرضه مى‏شود. آینه ‏هاى ناگهان امین‏پور را به عنوان شاعرى تأثیرگذار در طیف هنرمندان پیشرو انقلاب تثبیت مى‏کند و از آن

    سو نیز موجودیت شاعرى از نسل جدید به رسمیت شناخته مى‏شود.


    در اواسط دهه70دومین دفتر از اشعار امین‏پور با عنوان «آینه ‏هاى ناگهان 2» منتشر مى‏شود که حاوى اشعارى است که بعدها در کتاب‏هاى درسى به عنوان نمونه ‏هایى از شعرهاى موفق نسل انقلاب مى‏آید.

    در همین دوران است که برخى از اشعار وى همراه با موسیقى تبدیل به ترانه ‏هایى مى‏شود که زمزمه لب‏هاى پیر و جوان مى‏گردد. پس از تثبیت و اشتهار ، ناشران معتبر بخش خصوصى علاقه

    خود را به چاپ اشعار امین‏پور نشان میدهند و در اولین گام ، انتشارات مروارید گزینه اشعار او را در کنار گزینه اشعار شاملو، فروغ، نیما و... به دست چاپ مى‏سپارد که در سال 78 به بازار مى‏آید.


    « گل‏ها همه آفتابگردانند » جدیدترین کتاب امین‏پور نیز در سال 81 از سوى انتشارات مروارید منتشر شد که به چاپ‏هاى متعدد رسید و با استقبال خوبى روبه‏رو شد.


    دکتر قیصر امین ‏پور در سال 1382 علی رغم تمایلش از سردبیری سروش نوجوان استعفا داد ، و ضمن عضویت در فرهنگستان زبان و ادبیات فارسى در دانشگاه تهران و الزهرا تدریس میکرد وبه

    کارهاى پژوهشى مشغول بود.
     
    یک شخص از این تشکر کرد.
  3. کاربر پیشرفته

    تاریخ عضویت:
    ‏28/4/11
    ارسال ها:
    16,005
    تشکر شده:
    5,240
    امتیاز دستاورد:
    0
    حرفه:
    ؟؟
    پاسخ : قيصر امين پور

    اگر دل دليل است


    سراپا اگر زرد و پژمرده ايم
    ولى دل به پائيز نسپرده ايم
    چو گلدان خالى لب پنجره
    پر از خاطرات ترک خورده ايم
    اگر داغ دل بود، ما ديده ايم
    اگر خون دل بود، ما خورده ايم
    اگر دل دليل است، آورده ايم
    اگر داغ شرط است، ما برده ايم
    اگر دشنه دشمنان، گردنيم
    اگر خنجر دوستان، گرده ايم
    گواهى بخواهيد، اينک گواه
    همين زخم هايى که نشمرده ايم!
    دلى سر بلند و سرى سر به زير
    از اين دست عمرى به سر برده ايم
     
    یک شخص از این تشکر کرد.
  4. کاربر پیشرفته

    تاریخ عضویت:
    ‏28/4/11
    ارسال ها:
    16,005
    تشکر شده:
    5,240
    امتیاز دستاورد:
    0
    حرفه:
    ؟؟
    پاسخ : قيصر امين پور

    يک لحظه از نگاه تو کافي است

    اي عشق، اي ترنم نامت ترانه‌ها
    معشوق آشناي همه‌ عاشقانه‌ها
    اي معني جمال به هر صورتي که هست
    مضمون و محتواي تمام ترانه‌ها
    با هر نسيم، دست تکان مي‌دهد گلي
    هر نامه‌اي ز نام تو دارد نشانه‌ها
    هر کس زبان حال خودش را ترانه گفت:
    گل با شکوفه، خوشه‌ي گندم به دانه‌ها
    شبنم به شرم و صبح به لبخند و شب به راز
    دريا به موج و موج به ريگ کرانه‌ها
    باران قصيده‌اي است تر و تازه و روان
    آتش ترانه‌اي به زبان زبانه‌ها
    اما مرا زبان غزل‌خواني تو نيست
    شبنم چگونه دم زند از بي‌کرانه‌ها
    کوچه به کوچه سر زده‌ام کو به کوي تو
    چون حلقه در به در زده‌ام سر به خانه‌ها
    يک لحظه از نگاه تو کافي است تا دلم
    سودا کند دمي به همه جاودانه‌ها
     
    یک شخص از این تشکر کرد.