دكتر علي شريعتي حرف هاي بسياري ميتوان در مورد افكار و انديشه هاي دكتر شريعتي زد اما براي مقدمه به اين جمله ي ايشون بسنده ميكنم: دوست داشتن کسی که لایق دوست داشتن نیست اسراف در محبت است.
پاسخ : دكتر علي شريعتي وقتی که دیگر نبود ، من به بودنش نیازمند شدم. وقتی که دیگر رفت ، من در انتظار آمدنش نشستم. وقتی که دیگر نمی توانست مرا دوست بدارد ، من او را دوست داشتم. وقتی که او تمام کرد ، من شروع کردم . وقتی او تمام شد ، من آغاز شدم . و چه سخت است تنها متولد شدن ، مثل تنها زندگی کردن مثل تنها مردن ...
پاسخ : دكتر علي شريعتي پوپکم پوپک شیرین سخنم اینچنین فارغ از این شاخه به آن شاخه مپر اینهمه قصه شوم از کس و ناکس مشنو غافل از دام هوس در بر هر کس و ناکس منشین پوپکم پوپک شیرین سخنم تویی آن شبنم لغزنده گلبرگ امید من از آن دارم بیم کاین لجنزار تو را پوپکم آلوده کند اندرین دشت مخوف که تو آزادیش ای پوپک من می خوانی زیر هر بوته گل لب هر جویه آب پشت هر کهنه فسونگر دیوار که کمین کرده تو را زیر درختان کهن پوپکم دامی هست گرگ خونخواره بدکاره بد نامی هست سالها پیش دل من که به عشق دل تو ایمان داشت اندرین مزرع آفت زده شوم حیات شاخ امیدی کاشت چشم به راه تو بودم که تو کی می آیی بر سر شاخه سر سبز امید دل من که تو کی می خوانی پوپکم یادت هست در دل آن شب افسانه ای مهتابی که بر آن شاخه پریدی لحظه ای چند نشستی نغمه ای چند سرودی گفتم این دشت سیه خوابگه غولان است همه رنگ است و ریا همه فسون است و فریب صید هم چون تویی ای پوپک خوش پروازم مرغ خوش الحان خوش آوازم بخدا آسان است اینهمه برق که روشنگر این صحراست پرتو مهری نیست نور امیدی نیست آتشین برق نگاهی ز کمینگاهیست همه گرگ و همه دیو در کمین تو زیبایی تو پاکی و سادگی و رعنایی تو مرو ای مرغک زیبا که به هر رهگذری همه دیوند کمین کرده نبینند تو را دور از دست وفا پنهان از دیده عشق نفریبند تو را