چیده زباغم لاله چین دو گل ، چیده ز باغم لاله چین دو گل مانده به جانم داغ این دو گل ، مانده به جانم داغ این دو گل کاش صیاد چنین تا نکند ، بیش از این تیغ به تن جا نکند کاش بر حال من و این گل ها ، زینب(س) از دور تماشا نکند امان از دل زینب امان ، امان از دل زینب امان ، امان از دل زینب امان می روم اما ماندم از نفس ، می روم اما ماندم از نفس پر شده اند از زخم پیش و پس ، پر شده اند از زخم پیش و پس باز بر چشم ترم می خندند ، بر دل شعله ورم می خندند یک قدم می روم و می بینم ، همه از دور و برم می خندند امان از دل زینب امان ، امان از دل زینب امان ، امان از دل زینب امان امان از دل زینب امان ، امان از دل زینب امان ؛ چه خون شد دل زینب امان ! شعله کشیدند بر جان حرم ، غرق به خون اند شیران حرم من بی تاب و ز پا افتاده ، من تنها و دو خواهر زاده مانده ام مات چه سان خیمه روم ، با دو بی سر دو حسینی زاده بر سر دوشم پر پر مزنید ! بر دل چاکم خنجر نزنید ! این دو ماه شب نو زینبی اند ، دو حسینی نسب و زینبی اند این دو شهد عسل اهل حرم ، دو ابالفضلی و دو زینبی اند ابکی علیکِ یا بنت علی (ع) ؛ وفّقکِ الله فی صبر جلیّ انتِ مشکورة غمِّ زینب(س) ، انتِ صبارة همِّ زینب(س) یا اُخَیَّ بفداکِ روحی ، بابی انتِ و امّی زینب(س)