1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

خولی و خر نامرد

شروع موضوع توسط ATENA ‏20/7/11 در انجمن داستان

  1. کاربر پیشرفته

    تاریخ عضویت:
    ‏28/4/11
    ارسال ها:
    16,005
    تشکر شده:
    5,240
    امتیاز دستاورد:
    0
    حرفه:
    ؟؟
    روزی خولی از راهی می گذشت.
    درختی پیدا کرد و زیر سایه آن کمی خوابید.
    ناغافلی دزدی آمد و خرش را دزدید.
    خولی وقتی از خواب بیدار شد و دید خرش نیست،
    خورجینش را برداشت و به راه خودش ادامه داد
    تا اینکه چشمش به خر دیگری افتاد که بدون صاحب بود.
    آن را گرفت و کوله بارش را روی آن گذاشت و به راه خود ادامه داد
    و با خودش گفت: خدا گر ز حکمت ببندد دری، ز رحمت گشاید در دیگری.
    چند روز بعد صاحب خر پیدا شد و گفت: این خر مال من است.
    خولی هم زیر بار نمی رفت و می گفت مال من است.
    صاحب خر پرسید: خر تو نر بود یا ماده؟
    خولی گفت: نر.
    صاحب خر گفت: این خر ماده است.
    خولی هم جواب داد: اما خر من، خر نامردی بود.