1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

لیلی، رفتن است

شروع موضوع توسط ATENA ‏20/7/11 در انجمن داستان

  1. کاربر پیشرفته

    تاریخ عضویت:
    ‏28/4/11
    ارسال ها:
    16,005
    تشکر شده:
    5,240
    امتیاز دستاورد:
    0
    حرفه:
    ؟؟
    خدا گفت: لیلی یک ماجراست، ماجرایی آکنده از من.
    ماجرایی که باید بسازیش.
    شیطان گفت: تنها یک اتفاق است. بنشین تا بیفتد.
    آنان که حرف شیطان را باور کردند، نشستند
    و لیلی هیچ گاه اتفاق نیفتاد.
    مجنون اما بلند شد، رفت تا لیلی را بسازد.
    خدا گفت: لیلی درد است. درد زادنی نو. تولدی به دست خویشتن.
    شیطان گفت: آسودگی ست. خیالی ست خوش.
    خدا گفت: لیلی، رفتن است. عبور است و رد شدن.
    شیطان گفت: ماندن است. فرو رفتن در خود.
    خدا گفت: لیلی جستجوست. لیلی نرسیدن است و بخشیدن.
    شیطان گفت: خواستن است. گرفتن و تملک.
    خدا گفت: لیلی سخت است. دیر است و دور از دست.
    شیطان گفت: ساده است. همین جایی و دم دست.
    و دنیا پر شد از لیلی های زود. لیلی های ساده اینجایی.
    لیلی های نزدیک لحظه ای.
    خدا گفت: لیلی زندگی ست. زیستنی از نوعی دیگر.
    لیلی جاودانگی شد و شیطان دیگر نبود.
    مجنون، زیستنی از نوعی دیگر را برگزید و می دانست که لیلی تا ابد طول می کشد.