1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

خداشناسی...

شروع موضوع توسط Am!R~Mr ‏20/7/11 در انجمن احکام و روایات

  1. پاسخ : خداشناسی...

    هر فردی از افراد بشر، درک می کند که خودش آورنده خود نیست و پدید آورنده دگر، آن هم نیست و نیز درک می کند که این موجودات عالم هیچکدام پدید آورنده وی نیستند. پس پدید آورنده وی، کسی است که مانند خودش نباشد. پدید آورنده وی کسی است که از موجودات این جهان نباشد. یعنی پدید آورنده بشر، کسی است که وجودش مانند بشر وجود محدود نباشد.
    قدرتش مانند قدرت بشر، محدود نباشد. دانشش، مانند دانش بشر محدود نباشد. این سخن از نظر عقل درباره پدید آورنده هر موجودی از موجودات جهان جاری است. پدید آورنده خورشید و ماه و زمین و دریا کسی است که مانند آنها نباشد چون آنها خودشان قدرت بر پدید آوردن خودشان ندارند. پس پدید آورنده خورشید و ماه و زمین و دریا و ستارگان و جانوران و گیاهان کسی است که قدرتش بالاتر از قدرت همه آنها می باشد. او موجودی است که همیشه بوده و همیشه هست و همیشه خواهد بود پس نظیر موجودات جهان ما نیست. جهان ساخته خود، نمی تواند باشد.
    چرا؟ زیرا هنگامی که خود را می ساخت یا وجود داشت یا وجود نداشت. اگر هست بود، هستی به هست دادن، نشاید و اگر نیست بود، نیست نمی تواند هست بدهد پس جهان، ساخته کسی می باشد که جهانی نیست و برتر از جهان است. پدید آورنده جهان، کسی، جز او نمی باشد.

    جهان، جهانهائی است و عالم عوالمی:
    جهان دیدنیها، جهان نادیدنیها، جهان ریزه ها، جهان درشتها؛ ریزه هائی که آنقدر ریزند که اگر هزارهای آنها را در کنار هم گذارند، از سر سوزنی بزرگتر نمی شوند. درشتهائی که آنقدر درشتند که کره زمین با این بزرگی در پیش آنها همچون نارنجی است.
    جهان، جهانهائی است و عالم عوالمی:
    جهان فشرده ها، جهان گسترده، جهان نیروها، جهان ماده ها، جهان سنگها، جهان آبها، جهان خاکها، جهان گیاهان، جهان جانورها، جهان انسانها، جهان بسایط، جهان مرکبات؛ هر بسیطی عالمی دارد و هر مرکبی جهانی و هر یک راهی دارند و به سیر خود ادامه می دهند.
     
  2. پاسخ : خداشناسی...

    جهان، جهانهائی است و عالم عوالمی:
    جهان گوهرها، جهان فلزها، جهان خاکیها، جهان آبی ها؛ آیا خاکیان بیشترند یا آبیان؟ بی گمان هر دو از شماره افزون و از احصاء بیرونند. بشر امروزه با جهان مادیها سر و کار دارد و از جهان مجردها آگاه نیست. مجرد، موجودی است که پیراسته از ماده می باشد. جسم و جسمانی نیست، نه زمانی دارد و نه مکانی.
    جهان، جهانهائی است و عالم عوالمی:
    جهان دانش، جهان بینش، جهان اندیشه، جهان خرد، هر کدام جهانهائی هستند که بر سر همه جهان و جهانیان، سایه افکنده اند. جهان، جهانهائی دارد و عالم عوالمی، که به شمار نیایند و هر جهائی، دارای هزاران هزار پدید می باشد. پدیده های گوناگون و بی شمار را در زمانهای نامتناهی از نیستی به هستی آوردن، از قدرت بی نهایت سرچشمه می گیرد و از دانش بی نهایت ریشه و نشانه حکمت بی نهایت می باشد. جز او محال است موجودی دارای قدرت بی نهایت و دانش بی نهایت و بینش بی نهایت باشد.

    سازندگی، دانش می خواهد، بینش می خواهد، توانائی می خواهد. سازندگی، جور کردن کارهای گوناگون است برای هدف. سازندگان اگر دانش نداشته باشند، بینش نداشته باشند، توانائی نداشته باشند، نمی توانند سازنده باشند. پارچه ای که بافته می شود، غذائی که پخته می شود، اتوموبیلی که ساخته می شود، آپولوئی که به کره ماه می رود، کارخانه ای که ایجاد می گردد، آسمانخراشی که ابر را می شکافد، هر کدام سازندگانی دارند دانا، بینا، توانا، خردمند و هشیار.
    موجودی که فاقد شعور است، سازنده نخواهد بود پس طبیعت نمی تواند سازنده باشد. موجودی که فاقد دانش و بینش است، سازنده نخواهد بود پس طبیعت نمی تواند سازنده باشد. موجودی که قدرتی محدود دارد و تنها بر یک کار توانائی دارد، سازنده نخواهد بود پس طبیعت، نمی تواند سازنده باشد زیرا از طبیعت جز یک کار، ساخته نیست. آتش می سوزاند و بس، سیل بنیان می کند و بس، باد می برد و بس، خورشید گرم می کند و بس. تصادف هم، نمی تواند سازنده باشد زیرا فاقد دانش است، فاقد شعور است، قدرتی ندارد، چون تابع عواملی است که آن را بوجود می آورند. اگر عواملی در کار نباشد، تصادفی رخ نخواهد داد پس به وجود آمدن جهان، تصادفی نیست زیرا عواملی پیش از جهان نبوده تا موجب تصادف گردد. جهان از نیستی به هستی آمده است. جهان دارای سازندگی است و سازندگی آن، از نظر هر بیننده ای پوشیده نیست بلکه این جهان، دارای سازندگیهای بسیار بسیار می باشد چون هر موجودی از موجودات آن دارای سازندگی است
     
  3. پاسخ : خداشناسی...

    اینک پرسش: سازنده جهان که می باشد؟! طبیعت نمی تواند سازنده جهان باشد. تصادف نمی تواند سازنده جهان باشد. ماده نمی تواند سازنده جهان، باشد... زیرا فاقد شعور است، فاقد دانش است، فاقد بینش است. ماده و طبیعت توانائی آن را ندارند که خود را هست کنند یعنی خود را از جهان نیستی به جهان هستی بیاورند پس سازنده جهان کیست؟! سازنده جهان، کسی است دارای دانش بی نهایت، دارای بینش بی نهایت، دارای قدرت بی نهایت، دارای مهر بی نهایت. او است که همه چیز را، از نیستی به هستی آورده است. او است که به طبیعت، هستی داده، به ماده هستی داده، به همه چیز و همه کس، هستی داده است.
     
  4. پاسخ : خداشناسی...

    اصل فلسفی: محال است ممکنی بدون علت موجود شود.
    اصل علمی: قانون علیت: هر پدیده ای علتی دارد و هیچ پدیده ای، خودبخود، بوجود نمی آید. این دو اصل، هر کدام اصل عقلی هستند که با برهان و دلیل در فلسفه و علم ثابت و قطعی می باشند.

    اصل فطری: شما خط زیبائی را می بیند خود ناآگاه به نویسنده اش آفرین می گوئید. اگر کسی بگوید: این خط، نویسنده نداشته و خودبخود پیدا شده، بیدرنگ بدو می خندید. چون نادرستی آن نزد شما روشن می باشد. مامورین انتظامی، دزد را از جای پایش می شناسند، نقش انگشتان قاتل را بر اسلحه اش، راهنمائی شناختن وی می دانند. هیچ فردی از افراد بشر آنها را در این دو تشخیص تخطئه نکرده است. آنها نیز برای صحت این دو تشخیص استدلال نکرده اند. عمل آنها از روی فطرت می باشد و بس و امضای دگران، عمل آنها را نیز.

    فرنگیان که قالی ایرانی را می بینند قالیباف ایرانی را تحسین می کنند و اگر خواستار آن باشند، از ایران میخواهند. اگر قالی خودبخود باقته شده باشد، تحسین قالیاف ایرانی، غلط، و خواستار شدن قالی از ایران غلطی بالاتر. کودکان که صدائی میشوند، جستجو میکنند که صدا از کیست یا از چیست. آنان احتمال نمی دهند که صدا خودبخود پیدا شده باشد. شماره مصادیق این اصل فطری، نامحدود و نامتناهی است. پس به حکم عقل و فطرت، محال است این جهان خود بخود پدید آمده باشد. بی گمان، موجودی دانا و توانا، آن را بوجود آورده است. موجودی که در او، در همه چیز این جهان و در همه جای این جهان آشکار است.

     
  5. پاسخ : خداشناسی...

    آیا زیبائی در طبیعت، وجود دارد؟ آری. جهان پر است از زیبائیها. آیا این زیبائیهائی که ما آن را زیبائیهای طبیعتش می نامیم خود به خود پیدا شده است؟ آیا طراحی نداشته؟ مهندسی نقشه آنها را ترسیم نکرده است؟

    عقل می گوید: زیبائی نمی تواند طبیعی باشد و خودبخود پیدا شود و طراحی نداشته باشد و کسی نقشه آن را ترسیم نکرده باشد. از عقل می پرسیم: زیبائی چیست؟ زیبائی منظره چشمگیری است که در اثر جوری رنگهایش با هم، پدید می آید. سپس به گفتار خود ادامه می دهد و سخن خود را با یک محاسبه ای ساده و روشن اثبات می کند. عقل می گوید: شماره رنگها، هر چند بسیار است، ولی شما، نقش زیبائی را، در نظر بگیرید که از هفت رنگ تشکیل شده است.

    آیا نخستین رنگ آن، کدام رنگ باشد؟ هفت احتمال موجود است که بایستی یکی از آنها، به وسیله نقاش چیره دست انتخاب شود. آیا دومین رنگ آن، کدام رنگ باشد؟ شش احتمال موجود است، چون رنگ نخست را نمی توان، در کنار خودش قرار داد. پس نقاش زبردست، بایستی، در انتخاب دو رنگ اول یک احتمال از چهل و دو احتمال را انتخاب کند. در هر یک از رنگهای سوم و چهارم و پنجم و ششم و هفتم نیز، شش احتمال موجود است. وقتی که نقاش بخواهد، رنگ سوم را به آن بیفزاید، بایستی از مجموع احتمالهای موجود در سه رنگ که 254 احتمال می باشد، یکی را انتخاب کند. برای انتخاب رنگ چهارم، مجموع احتمالها به 1512 می رسد که زیبائی با یکی از آن احتمالها سازگار است. برای انتخاب رنگ پنجم، بایستی یک احتمال از 9072 احتمال را، اختیار کند. در انتخاب رنگ ششم 58032 احتمال موجود است که زیبائی به منظور وجود یک احتمال از آنها بستگی دارد. مجموع احتمالهائی که در قرار دادن رنگهای هفتگانه موجود است 348792 احتمال می باشد که زیبائی مقصود در یکی از آنها می باشد و بقیه هیچ. اگر برای هر کدام از رنگها، از نظر شدت و ضعف هفت مرتبه قائل شویم، هر یک از حاصل ضربهای هفتگانه را بایستی اولا در خودشان ضرب کنیم سپس حاصل ضرب جدید، در عدد بعد ضرب شود
     
  6. پاسخ : خداشناسی...

    حاصل ضرب مجموع از صد میلیارد احتمال تجاوز می کند. اگر برای مقدار مساحتی که هر رنگی در نقشه ما احتیاج دارد، هفت اندازه در نظر بگیریم، بایستی در آغاز، پس از حاصل ضرب هر عددی در خودش آن را در عدد هفت نیز ضرب کرده، آنگاه به سراغ عدد مافوق برویم. حاصل ضرب مجموع، عددی سرسام آور خواهد بود که از میلیارد تجاوز می کند. پس در هر منظره هفت رنگی، از مناظر زیبای جهان، این احتمالها موجود بوده که یکی را نقاش چیره دست آفرینش انتخاب کرده و بقیه احتمالها را به دور انداخته است. عقل باور نمی کند که این نقشه های زیبا بدون حساب و بدون نقاش، پدید آمده باشد.

    اکنون عدد زیبائیهای نامتناهی جهان را در نظر بیاورید. چه آنهائی که بوده اند و رفته اند، و چه آنهائی که هستند، و چه آنهائی که پس از این خواهند آمد، و در هر یک از آنها، شماره مجموع احتمالهای بالا را در نظر بیاورید. ببینید نتیجه چه می شود. آیا مغز بشر از شماره کردن مجموع این احتمالها، ناتوان نمی باشد؟ یگانه موجودی که می تواند شماره مجموع این احتمالها را به حساب بیاورد که خودش برای هر منظره ای زیبا، یکی از آنها را به حساب آورده و بقیه را به دور انداخته است. آیا چنین دانشی، چنین قدرتی، چنین بینشی را، که هزاران هزار نمونه آن در سراسر جهان، در هر دمی موجود است، می توان نادیده گرفت. هر زیبائی نشان می دهد که زیباگری دارد، زیباسازی دارد، زیبا آفرینی دارد. جز او نمی تواند زیباگر و زیباساز و زیباآفرین باشد، چون خودش دارای زیبائی متناهی است. او زیبا را دوست می دارد. زیبا است که زیبا را دوست می دارد و زیبا می آفریند. زشتی هیچگاه، سرچشمه زیبائی نخواهد شد.
     
  7. پاسخ : خداشناسی...

    تصور کاملترین موجود

    آیا می توان موجودی را تصور کرد که برتر و کاملتر از آن، موجودی نباشد؟ آری.
    به گواهی وجدان: شما معنی این پرسش را دانستید.
    به گواهی برهان: که صحت این پرسش باشد.
    اکنون می گوئیم: چنین موجودی، در خارج از تصور ما موجود است زیرا اگر موجود نباشد موجوداتی که در خارج از تصور ما موجودند و ما آنها را تصور می کنیم از آن موجود برتر و کاملترند و این خلف و محال است. تصور چنین موجودی، ملازم با تصدیق به وجود وی می باشد. ما نام این موجود را خدا می گذاریم. شما می توانید هر نامی را به او بدهید. این برهان، همه صفات کمال را اثبات می کند: ما می توانیم قدرتی را تصور کنیم که از آن، قدرتی بالاتر نباشد. چنین قدرتی در خارج از تصور ما موجود است و اگر موجود نباشد قدرتهائی که هم در تصور ما موجودند و هم در خارج از تصور ما، از آن بالاتر و کاملتر خواهند بود. چنین قدرتی را ما قدرت خدا می نامیم.

    مقصود از موجودی که برترین موجودات باشد و کاملتر از آن موجودی نباشد آن است که وجود همیشگی و جاودانی باشد و نیازی در وجود به دیگری نداشته باشد. سرتاسرش حیات باشد، سرتاسرش علم و دانش باشد، سرتاسرش اراده باشد، همه چیز را بداند و هیچ چیز بر وی نهان نباشد، بر هر کاری توانا باشد، شنوا باشد، بینا باشد، گویا باشد، یکتا باشد زیرا اگر نظیر داشته باشد، موجودی که برتری و کمالش نظیر ندارد، از او بالاتر و برتر خواهد بود پس ما بالاترین موجود را تصور نکرده بودیم و این، خلف و محال است.


     
  8. پاسخ : خداشناسی...

    عنصر، ماده بسیطی است که در اثر ترکیب آن با یک یا چند عنصر دیگر یا نسبتی معین، اجسام جهانی، پیدا می شوند. شماره عنصرهائی که تاکنون کشف شده اند 92 یا بیشتر می باشد. فلزات، سنگها، همگی در اثر ترکیب این عناصر، پیدا شده اند. عنصر، تا قابل ترکیب نباشد، با عنصر دیگر نمی تواند ترکیب شود و موجود سومی پدید آید.

    آیا قابل ترکیب بودن عناصر، گواه بر آن نیست که آنها دارای پدید آورنده ای، دانا، توانا، حکیم هستند؟ محال است ماده فاقد شعور، به چنین رازی پی برد. عقل باور نمی کند که در اثر تصادف، همه عناصر، قابل ترکیب، پدید آیند و این ویژگی برای همیشه برای آنها باقی بماند چون تصادفات گوناگون هستند و یکنواختی ندارند. اگر پیش آمدها، پی در پی، بطور یکنواخت، رخ دهند، تصادف نیستند و علتی دارند. پدید آمدن عناصر، با ویژگی قابل ترکیب بودن، آن هم ویژگی همیشگی، نشانه پدید آورنده ای دانا و توانا و حکیم می باشد.

     
  9. پاسخ : خداشناسی...

    اصل یکم: همه موجودات زنده به اتفاق همه زیست شناسان در حرارت مخصوصی زندگی می کنند؛ چنانچه اگر درجه حرارت محیط زندگی آنها از صد درجه حرارت سانتی گراد بگذرد، امکان حیات، برای نود و نه درصد از این موجودات زنده باقی نمی ماند. به عقیده بعضی از زیست شناسان، پاره ای از میکروبها، در صد درجه حرارت سانتی گراد مقاومت خود را حفظ می کنند. ولی در درجه های صد و دویست محکوم به مرگ قطعی خواهند بود. این اصل علمی که هر موجود زنده ای نمی تواند در درجه حرارت دویست، زنده بماند مورد اتفاق همه دانشوران زیست شناس می باشد.

    اصل دوم: آخرین فرضیه در پیدایش کره زمین که هنوز خلاف آن ثابت نشده است و مورد قبول همه مراکز علمی جهان می باشد فرضیه لاپلاس است. این نظریه می گوید زمین و دیگر سیارات از کره خورشید، جدا شده است. به عقیده لاپلاس، کره زمین و همه سیارات خورشید و اقمار آن، جزئی از خورشید بوده اند و به صورت کره آتشینی می سوختند سپس زمین از خورشید جدا شده و در گوشه ای از فضا قرار گرفته است. پس با حرکت دورانی خود، به سردی گرائیده است و پس از گذشت سالیانی دراز، پوسته نازکی، از آن، برای حیات و زندگی موجودات در سطح آن آماده شده است.

    اصل سوم: درجه حرارت خارجی خورشید، یازده هزار درجه حرارت فارنهایت است ولی تاکنون، دانشمندان به مقدار درجه حرارت داخلی آن پی نبرده اند.
     
  10. کاربر پیشرفته

    تاریخ عضویت:
    ‏28/4/11
    ارسال ها:
    16,005
    تشکر شده:
    5,240
    امتیاز دستاورد:
    0
    حرفه:
    ؟؟
    پاسخ : خداشناسی...

    :sarma:ممنون