1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

خداشناسی...

شروع موضوع توسط Am!R~Mr ‏20/7/11 در انجمن احکام و روایات

  1. دانشمندان علوم طبیعی می گویند: ماده، از ذراتی بوجود آمده که ساختمان آنها امکان ازلی بودن و ابدی بودن را ندارد... آری ماده نبوده است و بود شده است. قانونی که از نظر عقل و علم ثابت است می گوید: هیچ چیز نمی تواند، پدید آورنده خود باشد. آری، ماده نخستین، به پدید آورنده ای نیاز دارد. تصادف، ویژه هستها می باشد. نیستها، چیزی نیستند تا تصادفی در میان آنها رخ دهد. پس، تصادف، نمی تواند، پدید آورنده ماده باشد. اینک پرسش، پیش می آید: پدید آورنده ماده نخست، کیست؟

    پاسخ: پدید آورنده، ماده نخست، موجودی است که مادی نیست زیرا اگر مادی باشد، پدید آورنده ماده نخستین نخواهد بود. موجودی که مادی نباشد موجودی نامحدود خواهد بود. چون حدود، از ماده بر می خیزد. زمان، مکان، حجم، اندازه، عارض بودن، معروض بودن، ترکیب، احتیاج و مانند اینها، همگی از ویژگیهای ماده هستند
     
  2. پاسخ : خداشناسی...

    اگر کسی بگوید خاک آجر خودبخود موجود شده، نه کارگری آن را بیخته و نه گلمالی گل آن را ساخته و نه قالب زنی آن را قالب کرده و نه کوره پزی در کوره آتش نهاده و پخته، بلکه ذرات خاک خودبخود پدید آمده و بیخته شده و روی هم کود شده و آبی پدید آمده و روی آن ریخته شده و گل گردیده سپس خود آن گل، تکه تکه شده و هر تکه ای خشتی شده، آنگاه آتشی پیدا شده و خشت به میان آتش رفته و به مقدار نیاز پخته شده، پس از میان آتش قدم بیرون نهاده و در ساختمان قرار گرفته است!... عقل سالم به سخن او می خندد و گفته اش را باور نمی کند.

    این آجر یکی از صدها آجر خانه ای است، و آن خانه یکی از صدها خانه دهکده ای است، و آن دهکده یکی از صدها دهکده شهری است، و آن شهر یکی از صدها شهر کشوری است، و آن کشور یکی از صدها کشور یک چهارم کره زمین است و زمین یکی از کراتی است که به گرد خورشید می گردد و خورشید یکی از میلیونها خورشید این جهان بزرگ است. آیا عقل سالم باور می کند که این جهان بزرگ سازنده ای ندارد و خودبخود به وجود آمده؟! هرگز. عقل نمی پذیرد که جهان سازنده ای ندارد.

     
  3. پاسخ : خداشناسی...

    اگر جسمی کروی شکل را در بالا قرار دهیم، آن جسم رو به پائین می رود و حرکت نزولی پیدا می کند. اگر آن جسم هنگام حرکت به مانعی برخورد از حرکت باز می ایستند و سیر طبیعی متوقف می شود. اگر در صورت وجود مانع، سنگ، به حرکت خود ادامه داد سیر طبیعی نخواهد بود چون نیروئی از خارج بدو کمک کرده است: یا مانع را برداشته یا حرکت آن را قوی و نیرومند گردانیده است که بتواند از مانع بگذرد، خواه آن نیروی خارجی کمک دهنده باد باشد یا انسان، حیوان یا چیز دیگر.

    به همین دلیل می گوئیم اگر جسمی از پائین به سوی بالا در حرکت باشد سیرش طبیعی نخواهد بود و بی گمان نیروی خارجی آن را به حرکت درآورده است. حرکت دائم نیز همین گونه است یعنی سیر طبیعی نمی باشد به ویژه اگر از فراز به نشیب نباشد چون موانع همیشه در راه حرکت اجسام موجود است پس، از مانع گذشتن جسم در راه خود، در حرکت همیشگی، به وسیله کمک نیروی خارجی می باشد و سیر طبیعی نیست.

    آیا حرکات دائمی خورشید، زمین، ماه، ستارگان، گواه بر این نیست که نیروئی پرقدرت نگهبان آنها می باشد؟ مبادا سیر آنها به مانعی برخورد و یا متوقف شود؟ آیا این منظومه را جوری قرار دادن که در هزاران سال حرکت به مانعی برنخورد یا اگر به مانعی برخورد پیروز شود، نشانه حکمت و قدرت نامتناهی نخواهد بود؟ آیا مانع را از راه آنها برداشتن یا مسیر آنها را بدون مانع آفریدن، نشانه حکمت و قدرت آفریننده آنها نخواهد بود؟
     
  4. پاسخ : خداشناسی...

    آیا نخستین ماده جهان چگونه پیدا شده؟ آیا اجزای آن چگونه پدیده آمدند؟ آیا چه شد که آن اجزا با هم ترکیب شدند و ماده را به وجود آوردند؟ هر چیزی در هنگام نابودی، از بود کردن خویش ناتوان است وگرنه بحث از علت و معلول، در فلسفه و علم غلط می باشد. نیستی نمی تواند هستی پدید آورد. نیستی چیزی نیست تا هستی بیاورد. اگر نیستی می توانست هستی بیاورد کاسه ای خالی نبود، خانه ای خالی نبود، بیابانی نبود، خیابانی نبود، جائی برای من و شما نبود. آری نیستی چیزی نیست تا بتواند هستی پدید آورد. پدید آوردن، هستی دادن است و پدید آورنده تا خود، دارای هستی نباشد، نمی توان به نیست، هستی بدهد. پدید آورنده ماده اولیه، موجودی می باشد که از ماده پیراسته است پس جا ندارد، زمان ندارد، زمان و مکان اسیر ماده هستند.

    موجود پیراسته از ماده، جز او کسی نیست. وجودش نامحدود است، زیرا حد از ماده بر می خیزد و او ماده ندارد، او یکی می باشد و بس زیرا دو بودن از حد پیدا می شود. این و آن، یعنی محدود. اینی و آنی در اثر فقدان این، آن را و فقدان آن، این را می باشد و فقدان همان حد است. این و آن، اگر یکی بشوند، موجود کاملتر به دست می آید زیرا فقدانهای هر کدام به وجدانهای دیگری، جبر این می شود، ولی موجودی کاملتر از او نیست و نخواهد بود. چرا؟ چون نامحدود و نامتناهی است. هر چه کمال تصور بشود موجود نامحدود و نامتناهی دارای آن می باشد
     
  5. پاسخ : خداشناسی...

    آیا کارخانه شیشه سازی و بلور سازی را دیده اید که از سنگی مخصوص، صدها جور شیشه و بلور می سازد؟ آیا به کارخانه پارچه بافی رفته اید که از نخ، پارچه های گوناگون نفتی، اجناس مختلف پلاستیکی می سازد؟ به یقین، به مغازه شیرینی فروشی، سری زده اید و دانسته اید که انواع و اقسام شیرینی جات آنجا، از ماده قندی درست شده است. از کارخانجات دیگری که از یک ماده اولیه، مصنوعات گوناگون می سازند شاید اطلاعاتی داشته باشید. اگر کسی به شما بگوید: در کارخانه شیشه سازی و بلور سازی، سنگ و شیشه خودبخود تکامل یافته و در اثر گذشت زمانهای بسیار، این شیشه های رنگارنگ و بلورجات گوناگون، درست شده است و مهندسی فرزانه و دانشمند، در ساخت آن دخالتی نداشته است یا بگوید: نخ رشد طبیعی دارد و در اثر رشد طبیعی، خودبخود، پارچه های مختلف می گردد و دست خرد، در ساختن پارچه ها، دخالت ندارند یا به طور کلی بگوید: فرآورده های کارخانجات، همان مواد اولیه آنها هستند که به طور طبیعی رشد یافته اند و به صورت محصولات در آمده اند، نه مهندسی خردمند، و نه کارگری دانشمند، در پدید آمدن محصولات کارخانجات دخالتی نداشته اند، این پدیده های مصنوعی همگی خودبخود، پیدا شده است، شما در برابر این سخنها چه می کنید؟

    به گفته های وی می خندید و باور نمی کنید که در این گفته ها راست بگوید و اگر دانستید که از روی اعتقاد، سخن می گوید، او را نادانش می دانید و ابلهش می خوانید. نه تنها شما، چنین می کنید، بلکه هر که مانند شما باشد، چنین خواهد کرد. به یقین بدانید در میان افراد بشر، کسی را نخواهید یافت که این سخنان را باور کند و گفته هایش تصدیق داشته باشد مگر آنکه مانند خود وی، فاقد عقل و تهی از خرد باشد. اکنون نگاهی به گوشه ای از دستگاه آفرینش بکنید و فرآورده های آن را از مواد اولیه آنها در نظر بیاورید. از ماده نشاسته ای انواع دانه جات ساخته شده است: ماش، عدس، نخود، لوبیا، باقلا، ارزن، گندم، جو، برنج، ذرت، سنگک و مانند آنها. انواع آجیل آلات ساخته شده است، مانند: پسته، فندق، بادام، بادام خاکی، بادام هندی، بادام کاج، گردو، نارگیل، چلقوز و دیگر آنها. ماده نشاسته ای در پدید آوردن میوه جات مخصوصا، در هسته ها و تخم های آنها، نیز شرکت دارد.
     
  6. پاسخ : خداشناسی...

    اکنون اگر کسی بگوید: نشاسته، خودبخود، تکامل یافته و به صورت هر یک از این فرآورده های گیاهی در آمده، دست قدرت فرزانه ای دانا و بینا، در پدید آوردن هر یک از آنها، دخالت نداشته است، ماده نشاسته ای رشد طبیعی کرده، خودبخود، بصورت هر یک از این فراورده های کارخانجات طبیعت در آمده است، آیا این سخن را می پذیرید و درستی آن را باور دارید؟! اگر این سخن را بپذیرید، بایستی سخن بالا را نپذیرید و اگر سخن بالا را پذیرفتید، به گواهی خودتان، از زمره عقلا و خردمندان، خارج خواهید شد. آری همانطور که در آنجا دست مهندسی دانشمند و کارگردانی فرزانه در کار بوده است، در اینجا نیز مهندسی عالی مقام بسیار دانا و بینا، در پدید آوردن این فرآورده های گیاهی دخالت دارد. مهندسی که مواد اولیه کاخانجات آفرینش را خودش ساخته است، ماشین آلات آنها را خودش ساخته است، کارگران آنها را خودش ساخته است، محل آنها را خودش ساخته است، همه چیز آنها را خودش ساخته است
     
  7. پاسخ : خداشناسی...

    بسیاری از گرسنگی مینالند ولی بایستی همه افراد بشر از گرسنگی ممنون باشند زیرا گرسنگی است که ضامن بقای فرد است و از نابودی او جلوگیر می باشد. حیات فرد بستگی به تغذیه دارد. اگر مواد غذائی به وی نرسد می میرد. تغذیه نباتات به طور خودکار انجام می شود و اراده در آن مدخلیتی ندارد ولی در انسان و حیوان، بایستی تغذیه از روی خواهش دل انجام شود. گرسنگی خواهش دل می آورد. اگر گرسنگی نبود، هیچ حیوانی غذا نمی خورد. اگر گرسنگی نبود، بیشتر انسانها چیزی نمی خوردند و همه می مردند چون کمتر کسی در انسانها یافت می شود که با بی میلی به قصد حفظ جان خود غذا بخورد. بسیاری غذا خوردن را فراموش می کردند، ولی گرسنگی آن را به یاد همه می آورد.

    او، گرسنگی را زنگ خطر، برای نابودی شخص قرار داده است. لذت خوراک و مزه خوردنیها را نیز، به وی ارزانی داشته است. با گرسنگی، آفریده خود را از خطر نابودی رهانیده و با این یکی، راه التفاذی برای آفریده خود گشوده است. آیا ماده بی شعور، قادر به پی بردن این دقایق می باشد؟

     
  8. پاسخ : خداشناسی...

    وجود قانون، نشانه وجود قانونگذار می باشد. اجرای قانون، نشانه دانش و خرد و توانائی قانونگذار می باشد. چرا؟ تشخیص قابل اجرا بودن قانون، بستگی به داشتن علم بسیار و عقلی بزرگ دارد. اجرای قانون، جز بوسیله قدرت، نمی شود. آری قانونگزار، بایستی قدرت بسیار داشته باشد. علوم طبیعی می گویند: در پدیده های جهان هزارها قانون عمومی و خصوصی جریان داشته و دارد. پیدایش علوم طبیعی، زائیده، وجود قوانین جاریه در طبیعت می باشد. آری قانونگزاری بسیار دانا و بسیار توانا و حکیم این جهان را از نیستی به هستی آورده، بر این جهان حکومت می کند و قوانینی ثابت و لایتغیری را در پدیده های گوناگون، اجرا کرده و می کند و خواهد کرد. قوانینی که همیشگی است و در اوضاع و احوال گوناگون و بی شمار اجرا شده و می شود و خواهد شد.

    این خود نشانه آن است که قانونگزار همیشه بوده و هست و خواهد بود. او دارای نیروئی است عظیم و علمی بزرگ، در همه حال ناظر جهان و حافظ قوانین جاریه در آن می باشد. در جهانی که همه چیز آن در تغییر و تحول است و ثباتی در آن به چشم نمی خورد. ثبات قوانین جاریه در طبایع، نشانه آن است که قدرتی نامتناهی، دارای دانشی نامتناهی نگهدارنده این جهان و ضامن اجرای قوانین آن است که اگر یکدم از نگهبانی دست بردارد، هیچ چیز نخواهد ماند.


     
  9. پاسخ : خداشناسی...

    ادوین فاست دانشمندی است که متصدی راکتور آزمایشهای نیروی خفیف در امور انرژی اتمی می باشد. وی می گوید: علوم با توسعه اطلاعات مربوط به فیزیک هسته ای، در جستجوی مبدأ جهان، به این نتیجه رسیده اند که تمام عناصر و ترکیبات آنها، از عمل متقابل ذرات اصلی بوجود آمده اند در نتیجه اجتماع پروتونها و خواص آنها در شرایط و اوضاع مختلف تمام اجسام عالم ایجاد شده اند اما خود پروتون، از کجا آمده و چرا این خواص را دارا است؟! مسأله ای است که علوم هنر، نتوانسته اند، برای آن، پاسخی دهند. با دقت و بررسی در قوانین طبیعی، به این نتیجه می رسیم که یک مقنن عالی وجود دارد که قوانین ثابت طبیعت را وضع نموده و در موقع خلق، چنین خواصی به الکترون و نوترون و پروتون داده است بطوریکه تمام قوانین طبیعی از آن خواص ناشی هستند.

    وقتی به عالم حیوانات بر می گردیم می بینیم موضوع خیلی پیچیده تر است. سه عنصر اصلی یعنی هیدروژن و اکسیژن و کربن، مواد اولیه اجسام زنده را تشکیل می دهند و مقداری ازت و کمی از عناصر دیگر با سه عنصر فوق، ترکیب یافته اند. در جسم ساده ترین و کوچکترین حیوانات، میلیونها از اتمهای عناصر مزبور وجود دارد که به نسبتها و اشکال خاصی با هم ترکیب یافته اند و اگر با حساب احتمالات امکان تصادف، و ترکیب این عناصر را حساب کنیم خواهیم دید که نتیجه بقدری کوچک است که می توان گفت صفر است.
     
  10. پاسخ : خداشناسی...

    در بسیاری از پدیده های جهانی، سخن علم و دید مردم، هماهنگی ندارند و هر کدام به راهی می روند. علم می گوید زمین به گرد خورشید می گردد ولی دید مردم، می گوید خورشید به گرد زمین می گردد. در اثر همین دوگانگی، دانشمندان، رنجها برده و می برند ولی در یک جا، سخم و دید مردم هماهنگ می باشند و هر دو با هم یک نظر دارند و آن در مورد قانون علیت است. علم می گوید هیچ پدیده ای بدون علت بوجود نمی آید و هر انگیخته ای، انگیزه ای دارد. دانش پزشکی می گوید بیماریها دارای عللی هستند، از این جهت دانشوران، بهداشت و پیشگیری را، پیشنهاد می کنند تا بدین وسیله از پیدایش بیماریها جلوگیری کنند. اصول فقه می گوید: وقتی اصلی در سبب جاری شد، نوبت به اجرای اصل در مسبب نمی رسد.

    یکی از مباحث مهم علوم طبیعی، جستجوی از علل زمین لرزه می باشد. فلسفه می گوید رویدادهای اتفاقی نداریم، هر چه هست معلول علتی است و بدون علت نمی باشد. دید مردم نیز با این سخنان، موافق است. فطرت انسانی نیز چنین حکم می کند. شما اگر دیدید سنگی پرتاب شد، خودآگاه، وجود ناآگاه به دنبال سنگ انداز می گردید. اگر کسی بگوید سنگ خودبخود، پرتاب شده به وی می خندید، سخنش را باور نمی کنید. اگر آوازی را شنیدید از خواننده اش می پرسید، نقش و نگاری را که دیدید، سراغ نقاش آن را می گیرید. نه تنها شما چنین هستید، همه افراد چنینند.

    پیدایش واژه چرا و مرادفهای آن در زبانهای بشر، نماینده این معنی است که هر پدیده ای پدید آورنده ای دارد پس چرا کسانی هستند که برای بوجود آمدن زمین، آسمان، ستارگان، کهکشانها، انسانها، حیوانها، درختها، گیاهها، دریاها، کوه ها، و ... پدید آورنده ای را نمی پذیرند. اینان، برخلاف وجدان خود سخن می گویند. وجدان بشر، سخن آنها را باطل می داند لذا شب و روز می گردند که برای دعوای باطل خود، گواهی پیدا کنند ولی پیدا نکرده اند و نخواهند کرد. فلسفه و علم سخن آنها را باطل می داند. آری جهان را، جهان آفرینی است بسیار دانا، بسیار توانا، بسیار بینا به شهادت علم، به گواهی فلسفه، به دلیل فطرت انسان، یعنی قانون علیت.