پاسخ : شعر و قصیده ....و چادویك میگوید اندرو دیویس به درخواست او كار نگارش فیلمنامه مجموعه را قبول كرد. وی میگوید: «دیویس را میشناختم و با كارهایش آشنا بودم. او فیلمنامهنویسی زبردست است كه توانایی یك اقتباس خوب را از یك نوشته ادبی خوب دارد و متعجب هستم كه رسانه تلویزیون هنوز استفاده خوبی از او در این رابطه نكرده است. دیویس دقیقا همان اقتباس را از نوشته دیكنز ارائه داد كه من میخواستم. بخش مهمی از موفقیت مجموعه به واسطه كار خوب، دقیق و حساب شده او در مقام یك فیلمنامهنویس اقتباسی است.» اندرو دیویس در شرایطی اینگونه از سوی جادویك ارزیابی میشود كه به خاطر اقتباسهای خوب سینمایی و تلویزیونی خود از نوولهای مطرح كلاسیك دنیای ادبیات شهرت دارد. او با نگارش فیلمنامههای مجموعهها و فیلمهایی مثل «میدل مارچ»، «غرور و تعصب»، «وینتی فیر» و «دكتر ژیواگو» ـ كه همگی براساس قصه تعدادی از نوولهای معروف ادبی ساخته شدهاند ـ شهرت خوبی برای خود دست و پا كرده است. شبكه 4 تلویزیون ایران قبل از این مجموعه درام «همسران و دختران» را پخش كرده كه براساس فیلمنامهای از دیویس ساخته شده است. این فیلمنامهنویس تلویزیونی همكاری خود با این رسانه را از سال 1967 شروع كرد و تا به حال با بیش از 70 اثر تلویزیونی همكاری كرده است. آخرین كار تلویزیونی او «همراه من باش» یك فیلم سینمایی تلویزیونی درام است كه توسط مارك جابست كارگردانی شده است. منتقدان تلویزیونی از این فیلم به عنوان یك درام غیرمتعارف و متفاوت اسم بردند كه مشابه آن كمتر در یكی از شبكههای تلویزیونی كشور انگلستان ساخته میشود. دیویس مدتی قبل فیلمنامه نسخه جدید سینمایی «سه تفنگدار» را برای پل دبلیو اس اندرسن نوشت. این فیلمنامه اقتباسی تازه از قصه كلاسیك آلكساندردوما است. دیویس درباره همكاری با مجموعه خانهای در بادچنین میگوید: «وقتی پیشنهاد همكاری با این مجموعه به من داده شد، آن را قبول كردم. علتش هم این بود كه من سابقه كاری زیادی در برگردان تلویزیونی قصههای ادبی كلاسیك دارم و به اصطلاح در این كار بسیار ماهر هستم. شما بعد از مدتی وقتی این جور نوولها را تبدیل به یك نوشته سینمایی میكنید، نوع كار و این كه چه كارهایی باید انجام دهید را یاد میگیرید. نوع ادبیات چارلز دیكنز متفاوت از بقیه همكارانش در دنیای ادبیات است و بخصوص قصه خانهای در باد در بین كارهایش حال و هوای متفاوتی دارد. چادویك هم چیز ویژهای از این قصه میخواست و این كار را مشكلتر میكرد، اما برای من كه به دنبال چالش در كار فیلمنامهنویسی هستم، تمام این مسائل بهانهای را ایجاد میكرد كه تواناییهایم را محك بزنم و ببینم آیا میتوانم از این آزمون، موفق و سربلند بیرون بیایم یا خیر. این جور چالشها كمك میكند تا كار یك نویسنده بهتر و پر بارتر شود. از آنجا كه خودم هم به كارها و نوشتههای ادبی كلاسیك و تاریخی علاقهمند هستم، كار و چالش روی خانهای در باد برایم جذاب و فریبنده بود.»
پاسخ : شعر و قصیده ....و از ویژگیهای مهم شعر «غاده السمان» این است كه او جسارت زن بودن را وارد شعر عرب كرد. زن عرب در یك محیط بسته فرهنگی زندگی میكند كه نمیتواند بسیاری از احساسات درونی خود را ابراز كند. اما... شاعرانی که نمیمیرند به بهانه استقبال مخاطبان از كتابهای شاعران عرب زبان عربی یك ویژگی بسیار منحصر به فرد دارد. در این زبان كمترین واژهها میتوانند مفاهیم بسیاری را بسازند. بسیاری از اوقات فاعل و مفعول در یك فعل جمله میشوند و یك كلمه میتواند یك جمله كامل باشد. این ویژگی سبب میشود كه شاعران عرب در نهایت ایجاز بتوانند شعر بگویند و كمتر از جملات بلند و كش دار در شعر استفاده كنند. اشعار عربی به لطف دوستان متخصص و اهل ذوق، ترجمههای خوبی شدهاند و مخاطبان ایرانی با این اشعار به خوبی ارتباط برقرار میكنند. در این مجال، نگاهی مختصر به سه شاعر تاثیرگذار معاصر عرب. اگر یك نظرسنجی در كشورهای عربی برای انتخاب شاعران برتر و شناخته شده صورت بگیرد، قطعا و بدون هر حب و بغضی اسامی شاعرانی مثل ادونیس (سوری)، خلیل الحاوی (لبنانی)، نازک الملائکه (عراقی)، محمود درویش (فلسطینی)، نزار قبانی (سوری، مقیم لبنان) به چشم میخورد. شاعرانی كه فارغ از همه تعصبات قومی، چهره هایی ماندگار در ادبیات عرب هستند. هنرمندانی كه از همه ظرفیتهای زبان عربی نهایت استفاده را كردهاند و گاهی شاهكارهایی میآفریند. اشعار عربی به لطف دوستان متخصص و اهل ذوق، ترجمههای خوبی شدهاند و مخاطبان ایرانی با این اشعار به خوبی ارتباط برقرار میكنند. در این مجال، نگاهی مختصر به سه شاعر تاثیرگذار معاصر عرب داریم، شاعرانی كه این روزها كتابهایشان خریدار پیدا كرده است.
پاسخ : شعر و قصیده ....و غاده السمان غاده السمان نویسنده، شاعر و متفكر سوری در سال 1942 در دمشق از پدر و مادری سوری متولد شد. پدرش مرحوم دكتر احمدالسمان، رئیس دانشگاه سوریه و وزیر آموزش و پرورش بود. نخستین كارهای غاده السمان تحت نظارت و تشویقهای پدرش در نوجوانی به چاپ رسید. تحصیلات دانشگاهی را در رشته ادبیات انگلیسی از دانشگاه سوریه به پایان رساند و فوق لیسانس خود را در دانشگاه آمریكایی بیروت و دكترای ادبیات انگلیسی را در دانشگاه لندن گذراند. زبان عربی یك ویژگی بسیار منحصر به فرد دارد. در این زبان كمترین واژهها میتوانند مفاهیم بسیاری را بسازند. بسیاری از اوقات فاعل و مفعول در یك فعل جمله میشوند و یك كلمه میتواند یك جمله كامل باشد. این ویژگی سبب میشود كه شاعران عرب در نهایت ایجاز بتوانند شعر بگویند و كمتر از جملات بلند و كشدار در شعر استفاده كنند. «غاده السمان» یكی از زنان شاعر و نویسنده سوری است كه این نكته را به درستی فهمیده و در زبان به كار گرفته است. سطرهای شعر او كوتاهند اما از عمق و ژرفای بسیاری برخوردارند. روح شعر او روح زبان عربی است. كلمات كه در كنار هم میآیند به راحتی در ارتباط با هم قرار میگیرند و یك خط طولی را میسازند. خط روایی كه از یك نقطه آغاز میشود و در نقطه دیگری پایان مییابد. اگرچه او در شعرهایش مفهوم یا واژهای را تكرار میكند اما این تكرار سبب نمیشود كه شعر حول یك محور مشخص حركت كند و در نهایت پس از چند دور دوباره به مفهوم اول بازگردد. برعكس تكرار مفاهیم در نهایت مفهوم عمیقتر و بزرگتری را خلق میكند. در ادبیات عرب «غاده السمان» را بیشتر به عنوان نویسنده میشناسند. حقیقت هم این است كه بیش از آنكه شعر نوشته باشد داستان و رمان نوشته. اما «غاده السمان» نه به عنوان شاعر و نه به عنوان نویسنده بلكه به عنوان یك زن روشنفكر عرب از اهمیت ویژهای برخوردار است. او جسارت زن بودن را در میان اعراب داشت و توانست نگاه خود را نسبت به زمینههای فردی و اجتماعی در میان اعراب مطرح كند. از این جهت او بر روی لبه تیغی راه میرفت كه هر لحظه ممكن بود نابود شود. كار او در ادبیات شبیه زنانی بود كه در عملیات استشهادی در فلسطین شركت میكنند و در مرز نابودی و جاودانگی انفجار خود به بلوغ میرسند.
پاسخ : شعر و قصیده ....و از ویژگیهای مهم شعر «غاده السمان» این است كه او جسارت زن بودن را وارد شعر عرب كرد. زن عرب در یك محیط بسته فرهنگی زندگی میكند كه نمیتواند بسیاری از احساسات درونی خود را ابراز كند. اما «غاده السمان» كسی است كه نه تنها این احساسات را بروز میدهد بلكه آنها را افشا میكند. احساسات زن عرب همچون رازی سر به مهر قرنهاست كه در تاریخ اعراب نهفته است. رازی كه هیچ كس حق بازگو كردن آن را ندارد. این احساسات از محیطهای بسته فردی بیرون نیامده و هیچ وقت جسارت اجتماعی بودن را نداشته است. اما شعر «غاده السمان» بیش از هر چیز شعری افشاگر است. او نهتنها به درونیات خود به عنوان یك زن توجه میكند و آنها را بیان میكند بلكه رابطه خود را با محیط اجتماعی پیرامون خود نیز از نو بنا میكند. او هم مثل بسیاری دیگر از نویسندگان و روشنفكران عرب این حق را دارد كه نسبت به جنگ اعراب و نسبت به بسیاری از مسائل اجتماعی اعراب اظهارنظر كند و او این كار را انجام میدهد. نمونهای از شعر غادهالسمان: در قهوه خانه ساحلی مینشینم و به كشتیهایی خیره میشوم كه در بینهایت زاده میشوند و ترا میبینم كه از قاره روبه رو میآیی و بر روی آب، شتابان گام برمی داری تا با من قهوه بنوشی همچنان كه عادت ما بود پیش از آنكه بمیری چیزی میان ما دگرگون نشده است اما من بر آن شده ام تا دیدار پنهانی مان را حفظ كنم هر چند كه مردمان پیرامون من می پندارند كه آنكه مرد دیگر باز نمیگردد!
پاسخ : شعر و قصیده ....و این شاعر عرب زبان در 21مارس سال 1922 در دمشق بهدنیا آمد. در 21 سالگی نخستین کتاب خود بهنام «آن زن سبزه بهمن گفت...» را منتشر کرد که چاپ این کتاب در سوریه غوغایی به پا کرد. بسیاری او و شعرهایش را تکفیر کردند و از همان هنگام لقب شاعر زن یا شاعر طبقه مخملی را به او نسبت دادند. قبانی دلسرد نشد و ار آن پس كتابهایی مثل سامبا، عشق من، نقاشی با کلمات،با تو پیمان بستهام ای آزادی، جمهوری در اتوبوس،صد نامه عاشقانه، شعر چراغ سبزیست، نه، تریلوژی کودکان سنگ انداز، بلقیس و چندین کتاب دیگر را منتشر کرد. اکثر شعرهایش در ستایش عشق دفاع از حقوق زنان لگد مال شده عرب است. او یکتنه در مقابل دگم اندیشی جامعه عرب به پا خواست زبان کوچه و فاخر را با هم آمیخت لحنی تازه در شعر پدید آورد و با عناصر پا برجای تمام سرودههایش یعنی زن و وطن اشعار عاشقانه-حماسی بی بدیلی آفرید! کتابی بهنام «یادداشتهای زن لا ابالی» را منتشر کرد که دفاعیه برای تمام زنان عرب بود. خود او در اینباره گفته است: من همیشه بر لبه شمشیرها راه رفته ام! عشقی که من از آن سخن میگویم با تمام هستی در ارتباط است! در آب، در خاک، در زخم مردان انقلابی، در چشم کودکان سنگانداز را در خشم دانشجویان معترض وجود دارد! زن برای من سکهای پیچیده در پنبه یا کنیزی نیست که در حرمسرا محبوس باشد! من مینویسم تا زن را از چنگ مردان نادان قبایل آزاد کنم. سال 1981 قبانی همسر عراقی تبارش «بلقیس الراوی» را در حادثه بمبگذاری سفارت عراق در بیروت از دست داد. این حادثه تلخ در شعرهایش نیز منعکس شد و تعدادی از زیباترین مرثیههای شعر عرب را پدید آورد. شعرهایی چون دوازده گل سرخ بر موهای بلقیس و بیروت میسوزد و من تو را دوست میدارم! دكتر شفیعی كدكنی در كتاب شاعران عرب آورده است (نقل به مضمون): چه بخواهیم و چه نخواهیم، چه از شعرش خوشمان بیاید یا نه، قبانی پرنفوذترین شاعر عرب است. پرنفوذترین! این به گمان من دلچسبترین تعریفی است كه میتوان از یك شاعر كرد. خود نزار در مصاحبهای میگوید: من میتوانم از نظر شعری میان اعراب اتحاد ایجاد كنم، كاری كه اتحادیه كشورهای عرب هنوز از نظر سیاسی نتوانسته انجام دهد! نزار قبانی سرانجام در سال 1988 در بیمارستانی در شهر لندن خاموش شد، اما تا همیشه عشق، میهن آزادی را در اشعارش فریاد میزند.
پاسخ : شعر و قصیده ....و نمونهای از شعر نزار قبانی: بگذار كمی از هم جدا شویم برای نیكداشت این عشق، ای معشوق من و نیكداشت خودمان بگذار كمی فاصله بگیریم چون میخواهم عشقم را بپرورانی چون میخواهم كمی هم از من متنفر باشی تو را قسم به آنچه داریم از خاطرههایی كه برای هر دویمان با ارزش بود قسم به عشقی آسمانی كه هنوز بر لبهایمان نقش بسته است و بر دستهایمان كنده...... قسم به نامههایی كه برای من نوشته ای و صورت چون گلت كه در درون من كاشته شده و مهری كه از تو به یادگار مانده قسم به هر آنچه در یاد داریم و اشكها و لبخندهای زیبایمان و عشقی كه از سخن فراتر و از لبهایمان بزرگتر شده قسم به زیباترین داستان عاشقانه زندگیمان برو! نازك صادق الملائكه نازك صادق الملائكه یكی از پیشگامان شعر نو عرب است، متولد ١٩٢٣ در بغداد. مادرش سلمی عبدالرزاق كه شاعر بود، اشعارش را در مجلات ادبی با نام «ام نزار الملائكه» منتشر میكرد. اما پدرش آثار زیادی از خود به جا گذاشت كه دایرهالمعارف «الناس» در بیست جلد از مهمترین آنهاست. نازك تحصیلات ابتدایی و متوسطه خود را در بغداد به سال ١٩٣٩ به پایان رساند. عمده علائق او در این دوران زبان عربی، انگلیسی، تاریخ، موسیقی، ستارهشناسی، شیمی و ژنتیك بود. معمولا وی را در کنار بدر شاکر السیاب و عبدالوهاب البیاتی یکی از بنیانگذاران شعر نو عربی میدانند. برخی شعر مشهور وی «کولیرا» (وبا) را نخستین شعر آزاد در ادبیات عربی میدانند، اگر چه وی خود بعدها در یکی از كتابهای خویش این مسئله را رد کرده است. معمولا نازک الملائکه را در ایران از لحاظ ابداع شعر نو در برابر افرادی همچون نیما یوشیج و از لحاظ مضامین و احساسات شاعرانه در برابر فروغ فرخزاد میدانند پس از پایان دوره متوسطه در سال ١٩٤٠ وارد دانشگاه تربیت معلم بغداد شد و در سال ١٩٤٤ با مدرك لیسانس ادبیات عرب از آنجا فارغ التحصیل شد. سپس به موسیقی روی آورد و در ١٩٥٧ تحصیلات خود را در رشتهی موسیقی در دانشكدهی هنرهای زیبای بغداد به پایان رساند. پس از آن نازك برای آموختن انگلیسی به آمریكا رفت، در دانشگاه وسكنسن پذیرفته شد و در سال ١٩٥٩ كارشناسی ارشد خود را در رشتهی ادبیات تطبیقی از همان دانشگاه اخذ كرد. نازك با دریافت دعوتنامهای از دانشگاه بغداد برای تدریس، به عراق بازگشت و در ١٩٦٤ برای تدریس در دانشگاه بصره دعوت شد و مدتی نیز در دانشگاه كویت به تدریس پرداخت. اوضاع ناآرام سیاسی عراق، نازك را ناچار از اقامتی یكساله در بیروت كرد. او پس از بازگشت از بیروت با دكتر عبدالهادی محبوبهی همكار تازهاش در گروه ادبیات عرب آشنا شد و در ١٩٦١ با او ازدواج كرد. حاصل این ازدواج یك فرزند پسر است. نازك از سال ١٩٩٠ در پی جنگ خلیج فارس به قاهره مهاجرت كرد و در بیستم ژوئن ٢٠٠٧ در همانجا چشم از جهان فرو بست.
پاسخ : شعر و قصیده ....و از آثار او میتوان به دیوان «عاشقه اللیل» در سال ۱۹۴۷كه نخستین مجموعه اشعار چاپ شده نازک الملائکه است، دیوان «شظایا و رماد» درسال ۱۹۴۹، دیوان «قرار الموجه» در سال ۱۹۵۶ و کتاب «قضایا الشعر المعاصر» در سال ۱۹۶۲ اشاره كرد كه این کتاب در موضوع نقد ادبی نگاشته شده است و نازک الملائکه در آن از شعر نو عربی دفاع کرده و شعر نو سرودن در شعر عربی را به عنوان یک روش خارجی و بیرونی نمیداند.بلکه در پندار وی، این روش سرودن شعر عربی، تلاشی از درون برای پیشرفت شعر عربی است که تغییرات تاریخی و مسائل دوران جدید، اقتضا میکند. در چاپهای نخستین این کتاب، نازک الملائکه ادعا میكرد که وی نخستین شاعر شعر جدید عربی است ولی از چاپ پنچم به بعد از این نظر بازگشت و عراق را نخستین محل سرودن شعر آزاد عربی دانست. وی همچنین در این چاپ از این کتاب بیان داشت که شعر کولیرا (وبا) نخستین شعر آزاد عربی نیست بلکه سابقه آن به سال ۱۹۳۲ باز میگردد. نمونهای از شعر نازكالملائكه: قصیدهای درباره مرگ: بدرودای هرآنچه از آه و نالههایای، در ژرفای وجودِ انسان هوشمند من در قلب خیالی خود سوگنامه هستم و تو فردا، راز زندگی منی ای اشكها و اندوههای من، تا زمانی كه در این هستی ِ زیبا، زندگی میكنم به شما عشق خواهم ورزید پس شما نیز تا زمانی كه من در این دنیا زندگی میكنم، و تا زمانی كه بار سفر از این عالم برمیبندم همراه من باشید اما توای زندگی من بر این نیمكره خاكی، آنگونه سپری شو كه روزگار میخواهد ای زندگی، بادبانهایات را برافراز و راهی شو، و آنگونه آواز بخوان كه آهنگها میخواهند و زمانی كه بادهای مرگ وزیدن گرفتند و دست قضا بادبان را به حركت درآورد – با چشمان فروبسته امواج لبخند بزن و آهنگ بدرودای ترانهها را بخوان اینچنینای شاعره اندوه، كشتی به ساحل ابدیاش میرسد، ساحل مرگ، ساحل وحی و اسرار، آن پنهان ِ ناپیدا! استقبال از كتابهای این سه شاعر نشان داد كه آنها هنوز زندهاند و تاثیرگذار.
پاسخ : شعر و قصیده ....و گفتههای فراموش نشدنی ملکه شیطانصفت داستان به آینه را فراموش نمیکنیم؛ «آه ای آینه، زیباترین فرد این سرزمین کیست؟» و آینه همیشه پاسخ میدهد... آینه در ادبیات چه نثر و چه نظم نقش بهسزایی داشته و از شکسپیر گرفته تا سیلویا پلات و برام استوکر همگی شیفته این جسم شفاف بودهاند. جان مولان منتقد روزنامه گاردین به همین بهانه 10 آینه مشهور دنیای ادبیات را انتخاب کرده است. 1. «ریچارد دوم» اثر ویلیام شکسپیر نمایشنامه تاریخی شکسپیر حدودا در سال 1959 نوشته شده است. داستان شاهی ضعیف و ملکهای قدرتمند. ریچارد دوم وقتی متوجه میشود هنری بلینگبروک قصد سرنگون کردن او را دارد، سربازی را پی یک آینه میفرستد. «آینه را به من دهید تا در آن بخوانم / چروکی عمیقتر نیست؟» او سپس با خشم آینه را میشکند. 2. «سفیدبرفی» اثر برادران گریم گفتههای فراموش نشدنی ملکه شیطانصفت داستان به آینه را فراموش نمیکنیم؛ «آه ای آینه، زیباترین فرد این سرزمین کیست؟» و آینه همیشه پاسخ میدهد: «شما». تا اینکه یک روز آینه پاسخی دیگر میدهد و سفیدبرفی، دخترخوانده ملکه را زیباترین فرد میخواند و ماجرای این داستان مشهور آلمانی از همین جا آغاز میشود. 3. «بانوی شالوت» اثر آلفرد لرد تایسن این شعر طولانی از افسانه اِلنِ آستلات (قرن سیزدهم) الهام گرفته شده است، بانوی این اثر طلسم شده و باید همه چیز را غیرمستقیم نگاه کند. او مناظر و تغییرات سرزمین کاملوت را از طریق یک آینه میبیند و آنچه میبیند روی یک قالیچه میبافد. تا اینکه روزی سِر لانسلوت از آنجا عبور میکند. بانو طاقت نمیآورد و سوار را نگاه میکند. آینه میشکند و بانو فریاد میکشد «نفرین مرا فرا گرفت.» 4. «از درون آینه» نوشته لوییس کارول
پاسخ : شعر و قصیده ....و این اثر ادامهای است بر ماجرای «آلیس در سرزمین عجایب»، مرحلهای که سرانجام آلیس هویت خود را در سرزمین عجایب یافته و سعی در شکل دادن آن و پیدا کردن جایگاهش در اجتماع دارد. آلیس با بچه گربههایش مقابل یک آینه بزرگ بازی میکند. او از گربه میپرسد: «دوست داری در خانهای از آینه زندگی کنی گربه کوچولو؟» آلیس عزمش را جزم میکند. «بیا فکر کنیم آینه نرم است و میتوانیم وارد آن شویم. دستور میدهم به مه بدل شود تا ورود به آن آسان شود.» 5. «دراکولا» نوشته برام استوکر رمان برام استوکر، نویسنده ایرلندی در سال 1897 منتشر شد. شخصیت اول این کتاب یک خونآشام به نام دراکولا است. این رمان به صورت یک رشته مکاتبات و صفحاتی از دفتر خاطرات شخصیتهای داستان روایت میشود. یکی از شخصیتهای این اثر جاناتان هارکر است که به عنوان منشی به قصر دراکولا میرود. آینه به او کمک میکند تا از هویت کنت دراکولا آگاه شود؛ «این بار اشتباه نمیکنم، او نزدیکم ایستاده بود و سرش درست کنار شانهام قرار گرفته بود. اما تصویرش در آینه نبود!» 6. «تصویر دوریان گری» نوشته اسکار وایلد تنها رمان اسکار واید، شاعر و نمایشنامهنویس مشهور که در سال 1890 منتشر شده است. دوریان، شخصیت اصلی رمان عادت دارد در اتاقی که درش قفل است آینهای نگه دارد و هر روز تصویر خودش در آینه را با پرترهای از خودش مقایسه کند. پرترهای که روز به روز وحشتناکتر میشود. وقتی او به هیولای درونش پی میبرد آینه را میشکند. «از زیبایی خودش منزجر بود، آینه را روی زمین انداخت و تکههای آن را زیر پا خرد کرد.» 7. «به آینهام مینگرم» اثر توماس هاردی هاردی رماننویس و شاعر جنبش طبیعتگرایی اهل انگلستان بود. شخصیتهای داستانهای او در برابر احساسات تند و شرایط اطراف خود به مبارزه میپردازند. ویژگی اصلی نوشتههای او توصیفات شاعرانه و جبرگرایی است. آینه برای شاعری سالخورده شیئی بیرحم است. «به آینهام مینگرم / پوست چروکیدهام را میبینم / با خود میگویم خدایا این نیز میگذرد/ قلبم به همین چروکی شده است!» 8. «آینه» اثر سیلویا پلات پلات شاعر و رماننویس آمریکایی است که در سال 1963 در سن 31 سالگی دست به خودکشی زد. برای سیلویا پلات آینه چیز خاصی نیست؛ «همینم که هستم. انتظاری ندارم. / هرچه ببینم را میپذیرم / همانطور که هست، بدون اثری از عشق یا نفرت.» نگاه خیره زن به آینه چنین ادامه مییابد؛ «در من دختر جوانی را غرق کرده، در من زنی پیر را/ هر روز در برابرش میایستم، چون ماهی گندیده.» 9. «آینه» اثر پل مالدون در شعر مالدون که به یاد پدرش سروده شده با آینه شوم دیگری روبرو هستیم، آینهای که وقتی پدر آن را از دیوار پایین میکشد، «جان او را میگیرد.» حالا زندگی مرد مرده در آینه فرو رفته است. «به آینه که مینگرم / وحشتم میگیرد. نفس کشیدنش را حس میکنم.» به نظر میرسد پدر و پسر در آینه تغییر جا میدهند. 10. «غریبه کوچک» نوشته سارا واترز آینه مرکز خیالیترین اتفاقات رمان واترز است. «رِد» وارث عمارت خوفناک «صد تالار» است. او به راوی میگوید هنگام رفتن به اتاق خواب آینهای محرک دیده است. آیا پای جن و جادو در میان است؟ در این رمان ترسناک، بخشهای مختلف با دیدن تصویر پسرک در آینه خاتمه میگیرد.
پاسخ : شعر و قصیده ....و عمری است لبخندهای لاغر خود را در دل ذخیره میكنم: باشد برای روز مبادا! اما در صفحههای تقویم... روز مبادا وقتی تو نیستی نه هستهای ما چونان كه بایدند نه باید ها... مثل همیشه آخر حرفم و حرف آخرم را با بغض میخورم عمری است لبخندهای لاغر خود را در دل ذخیره میكنم: باشد برای روز مبادا! اما در صفحههای تقویم روزی به نام روز مبادا نیست آن روز هر چه باشد روزی شبیه دیروز روزی شبیه فردا روزی درست مثل همین روزهای ماست اما كسی چه میداند؟ شاید امروز نیز روز مبادا باشد! وقتی تو نیستی نه هستهای ما چونانكه بایدند نه باید ها... هر روز بیتو روز مبادا است! دلی سربلند