پاسخ : دعا... شرحها و ترجمههای بسیاری برای دعای بیمانند وداع امام سجاد (ع) با ماه رمضان كه در آن واژههای بندگی به خالق بیهمتا بیان كننده بزرگی خدای یكتا را به بهترین وجه ممكن میرساند، نوشته شده است. متن دعای امام سجاد (ع) در وداع ماه رمضان را با ترجمه حجتالاسلام شیخ حسین انصاریان میخوانیم: ای خدایی كه در برابر احسان به بندگان پاداش نخواهی، و از عطا و بخشش پشیمان نمیشوی، ای كسی كه مزد بنده خود را بیش از عمل او میدهی. نعمتت بیاستحقاق به بندگان رسد، و عفوت تفضل، و مجازاتت عدالت، و قضایت عین خیر است. اگر بخشش كنی، عطایت را به منت آلوده نكنی و اگر عنایت نكنی، از باب ستم نیست. آنكه تو را شكر كند، شكرش كنی؛ در صورتی كه خودت آن شكر را به او الهام فرمودهای، و هر كه تو را بستاید، پاداشش میدهی؛ در حالی كه آن ستایش را خودت به او تعلیم كردهای. پرده میپوشی بر آن كه اگر میخواستی، رسوایش میكردی و جود و كرم كنی بر آن كه اگر میخواستی، از وی دریغ میكردی، در صورتی كه هر دو مستحق رسوایی و دریغ تواند، اما تو تمام امورت را براساس تفضل بنا نهادهای و قدرتت را بر آیین گذشت مقرر كردهای، و با آن كه با تو به مخالفت برخاسته با بردباری روبهرو میشوی، و به آن كه در حق خویش ستم كرده مهلت میدهی، با صبر و بردباری خود مهلتشان میدهی تا به حضرتت بازگردند و در مؤاخذه عاصیان شتاب نمیكنی تا به توبه موفق شوند، تا هلاك شونده آنان بدون رضای تو هلاك نشود و تیرهبختشان به نعمتت بدبخت نشود مگر پس از قطع بهانه و بعد از اتمام حجت همه جانبه بر او، و این همه بزرگواری و آقایی از عفو و گذشت توست ای بزرگوار و بهرهای است از محبتت ای بردبار. تویی كه بر بندگانت دری به سوی بخشش خود باز كردهای، و آن را باب توبه نامیدهای و بر آن درِ گشوده راهنمایی از وحی خود قرار دادهای، تا آن را گم نكنند، پس خود ــ كه نامت والا و مبارك است ــ فرمودی: «به سوی خدا توبه خالص و بیپیرایه آورید، باشد كه پروردگارتان گناهان شما را محو كند و شما را داخل بهشتهایی كند كه نهرها از زیر آن روان است در آن روزی كه خداوند، پیامبر خود و آنان را كه به او ایمان آوردند، خوار و ذلیل نمیكند، درحالیكه نورشان پیشرویشان و از جانب راستشان روان است» میگویند: «خداوندا نورمان را كامل كن، و ما را مورد مغفرت قرار ده، كه تو بر هر چیز توانایی.» پس عذر كسی كه از ورود به آن خانه غفلت كند، پس از گشوده شدن در و بهپا داشتن راهنما چه خواهد بود؟ و تویی كه در معامله با بندگانت بر عطای خود افزودهای، تا در این تجارتشان از عنایت تو سود برند، و در حركت كردن به جانب تو كامیاب شوند و از حضرتت بهرهای افزون دریافت كنند. به همین خاطر، تو خود ــ كه نامت مبارك است و بس والایی ــ فرمودی: «هر كس كه یك كار نیك كند، ده برابر آن پاداش دارد و هر كس یك كار بد كند، جز به مانند كارش عقوبت نبیند.»
پاسخ : دعا... نیز فرمودی: «مثل آنان كه اموالشان را در راه خدا انفاق میكنند» مانند (خداوندا، تو از خالصترین آن وظایف و برگزیدهترین آن فرایض، ماه رمضان را قرار دادی كه آن را از میان سایر ماهها برگزیدی و از میان همه زمانها و عصرها اختیار كردی و بر تمام اوقات سال ترجیح دادی؛ زیرا در آن قرآن و نور نازل كردی) دانهای است كه هفت خوشه رویانده، در هر خوشه صد دانه باشد و كیست كه به خداوند قرض الحسنه دهد تا خدا آن را چندین برابر سازد؟ و امثال و نظایر این وعدهها كه در قرآن درباره چند برابر كردن كارهای نیك فرو فرستادهای. و تویی آن خداوندی كه با گفتار از غیب خود و به سبب ترغیبت كه در برگیرنده سود ایشان است، آنان را به چیزی راهنمایی فرمودی كه اگر از آنان میپوشاندی دیدگانشان درك نمیكرد، و گوشهاشان فرا نمیگرفت و فكرشان به آن نمیرسید؛ چرا كه فرمودی: «مرا یاد كنید تا شما را یاد كنم و مرا سپاس آورید و كفران نورزید.» و فرمودی: «هرآینه اگر شكر آرید، شما را افزونی دهم و اگر ناسپاسی كنید، همانا عذاب من شدید است» و فرمودی: «مرا بخوانید تا شما را اجابت كنم، آنان كه از عبادت من (دعا كردن) تكبّر ورزند، به زودی خوار و ذلیل، وارد جهنم میشوند.« پس نیایش و دعا را عبادت و تركش را كبر و خودخواهی نامیدی و بر ترك دعا به دخول دوزخ با ذلت و خواری تهدید فرمودی. بدین سبب بندگان واقعی به نعمتت تو را یاد كردند و به بخششت شكر آوردند، و به فرمانت به دعا برخاستند و به خاطر گرفتن عطای افزونت، صدقه دادند و تنها راه آزادی آنان از خشم تو و دستیابی به رضای حضرتت در آن بود. و اگر مخلوقی مخلوق دیگر را از سوی خود به مثل آنكه حضرت تو بندگانت را از سوی خود راهنمایی كردی، هدایت میكرد، موصوف به احسان و موصوف به امتنان و بخشش بود و به هر زبانی مورد ستایش قرار میگرفت. پس سپاس تو راست تا آنجا كه در سپاس تو راهی وجود داشته باشد و تا آنجا كه برای سپاس كلمهای كه تو به آن ستوده شوی و معنایی كه به سپاس منصرف گردد، باقی باشد. ای كسی كه با احسان و فضلت بندگان را به سپاس فراخواندهای و آنان را غرق عطا و بخشش خود كردهای. چه آشكار و پراكنده است نعمت تو در ما! و چه فراوان است عطایت برما! و چه مخصوص است نیكی تو به ما! ما را به دین برگزیدهات راه نمودی، و به آیین پسندیدهات رهنمون شدی و سالك راهی فرمودی كه آن را هموار كردی و ما را به راه تقرب به پیشگاهت و وصول به كرامتت بینایی دادی. خداوندا تو از خالصترین آن وظایف و برگزیدهترین آن فرایض، ماه رمضان را قرار دادی كه آن را از میان سایر ماهها برگزیدی و از میان همه زمانها و عصرها اختیار كردی و بر تمام اوقات سال ترجیح دادی؛ زیرا در آن قرآن و نور نازل نمودی و ایمان را در این ماه چند برابر ساختی و روزه گرفتن را در آن واجب فرمودی و به شبزندهداری در آن ترغیب كردی و شب قدر را، كه از هزار شب با ارزشتر است، در آن بزرگ داشتی.
پاسخ : دعا... پس ما را محض این ماه، بر سایر امم برتری دادی و در پرتو فضل آن، ما را از میان همه ملتها برگزیدی. پس به فرمانت روزش را روزه گرفتیم و در شبش به كمك تو به عبادت برخاستیم و به وسیله روزه و نمازش، طالب رحمتی كه برای ما مهیا فرمودی شدیم و آن را وسیله رسیدن به ثواب تو قرار دادیم و تو بر آنچه بندگانت بدان رغبت دارند، قادری، و آنچه را از احسانت خواسته شود، بخشندهای و به آن كه جهت رسیدن به قرب تو بكوشد، نزدیكی. و همانا این ماه در نزد ما ستوده زیست و با ما همنشینی پسندیده بود و برترین منفعت جهانیان را برای ما به ارمغان آورد. پس به هنگام پایان گرفتن وقت و سر آمدن مدت و كامل شدن روزهایش، از ما جدا شد. اینك؛ «اینك آن را وداع میگوییم؛ وداع كسی كه هجرانش بر ما غمانگیز است و روی گرداندنش ما را به اندوه و وحشت دچار كرده و بر عهده ما پیمان ناگسستنی و حرمت در خور توجه، و حق لازم دارد.» آن را وداع میگوییم؛ وداع كسی كه هجرانش بر ما غمانگیز است و روی گرداندنش ما را به اندوه و وحشت دچار كرده و بر عهده ما پیمان ناگسستنی و حرمت در خور توجه، و حق لازم دارد. به این دلیل میگوییم: سلام بر تو ای بزرگترین ماه خدا و ای عید عاشقان حق. سلام بر تو ای كریمترین همنشین از میان اوقات! و ای بهترین ماه در روزها و ساعات. سلام بر تو ای ماهی كه در طی تو برآورده شدن آمال نزدیك گشته، و اعمال در آن پخش و فراوان است. سلام بر تو ای همنفسی كه قدر و منزلتت بزرگ و فقدانت بسیار دردناك است! و ای مایه امیدی كه دوریات رنجآور است. سلام بر تو ای همدمی كه چون رو كنی، ما را مونس شادكنندهای و چون سپری شوی، وحشتآور و دردناكی. سلام بر تو ای همسایهای كه دلها نزد تو نرم شد و گناهان در تو نقصان گرفت. سلام بر تو ای یاوری كه ما را در مبارزه با شیطان یاری دادی و ای مصاحبی كه راههای احسان را هموار و آسان ساختی. سلام بر تو كه چه بسیارند آزادشدگان حضرت حق در تو و چه سعادتمند است كسی كه حرمتت را به واسطه خودت رعایت كرد! سلام بر تو كه چه بسیار گناهان را از پرونده ما زدودی و چه عیبها كه بر ما پوشاندی! سلام بر تو كه زمانت بر گنهكاران چه طولانی بود و در دل مؤمنان چه هیبتی داشتی! سلام بر تو ای ماهی كه هیچ زمانی با تو پهلو نزند! سلام بر تو ای ماهی كه از هر نظر مایه سلامتی. سلام بر تو كه مصاحبتت ناپسند و معاشرتت نكوهیده نیست. سلام بر تو همچنان كه با بركات بر ما وارد شدی و ناپاكی معاصی را از پرونده ما شستی. سلام بر تو كه وداع با تو نه از باب خستگی و فراغت از روزهات، نه به خاطر ملالت است. سلام بر تو كه قبل از آمدنت، در آرزویت به سر میبردیم و پیش از رفتنت بر هجرانت محزونیم. سلام بر تو كه چه بدیها كه به سبب تو از جانب ما گشته و چه خوبیها كه از بركت تو به سوی ما سرازیر شده! سلام بر تو و بر شب قدری كه از هزار ماه بهتر است. سلام بر تو كه دیروز چه سخت بر تو دل بسته بودیم و فردا چه بسیار شایق تو میشویم! سلام بر تو و بر فضیلت تو كه از آن محروم گشتیم و بر بركات گذشتهات كه از دست ما گرفته شد. بارالها ما اهل این ماهیم كه ما را به آن شرافت بخشیدی و توفیق ادراكش را به ما عنایت فرمودی آنگاه كه تیرهبختان وقتش را نشناختند و از بخت بدشان از فضلش محروم شدند.
پاسخ : دعا... تویی سرپرست آنچه از معرفتش كه ما را بدان برتری دادی و آنچه از سنتش كه ما را بدان رهنمون شدی و ما به توفیق تو به روزه و نماز آن برخاستیم؛ همراه با تقصیر و در آن اندكی از بسیار را بجا آوردیم. خداوندا! پس تو را سپاس همراه با اقرار به بدیهامان و اعتراف به سهلانگاریمان، در حالی كه در قلوبمان ندامت قطعی و بر زبانمان عذر صادقانه داریم. پس ما را با توجه به اعتراف به تقصیری كه در این ماه داشتیم، مزدی عنایت كن كه تدارككننده فضیلتهای دلخواهمان و جایگزین ذخیرههایی كه مورد علاقه ماست، باشد و عذر ما را در كوتاهی از ادای حقت قبول كن و آینده عمرمان را به ماه رمضان آینده كه در پیش داریم، برسان و چون ما را به آن رساندی، ما را بر انجام عبادتی كه سزاوار توست، یاری ده و به انجام طاعتی كه شایسته آن ماه است، سلام بر تو كه قبل از آمدنت، در آرزویت به سر میبردیم و پیش از رفتنت بر هجرانت محزونیم. سلام بر تو كه چه بدیها كه به سبب تو از جانب ما گشته و چه خوبیها كه از بركت تو به سوی ما سرازیر شده! سلام بر تو و بر شب قدری كه از هزار ماه بهتر است. سلام بر تو كه دیروز چه سخت بر تو دل بسته بودیم و فردا چه بسیار شایق تو میشویم! سلام بر تو و بر فضیلت تو كه از آن محروم گشتیم و بر بركات گذشتهات كه از دست ما گرفته شد. موفق دار و عمل صالحی را كه موجب تدارك حق تو در آن دو ماه از ماههای زمان خواهد بود به دست ما جاری فرما. خداوندا هر گناه كوچك یا بزرگی كه در این ماه به آن دست زدیم، یا معصیتی كه به آن آلوده گشتیم یا خطایی كه مرتكب شدیم، از روی عمد یا فراموشی، كه در آن به خود ظلم كرده یا حرمت دیگری را بدان دریده باشیم، پس بر محمد و آلش درود فرست، و ما را از همه آنها در پرده ستاری حضرتت بپوشان و به عفوت از ما بگذر و ما را در آن ماه شهره به پیش دیده شماتتكنندگان قرار مده و زبان طعنهزنندگان را بر ما باز مكن و ما را به كاری بدار كه سبب فرونهادن گناهان و پوشاندن آن چیزی شود كه در آن ماه بر ما نمیپسندی. به مهربانیات كه پایان ندارد و احسانت كه كاستی نمیپذیرد، خداوندا بر محمد و آلش درود فرست و درد از دست رفتن رمضانمان را جبران كن و روز عیدمان و فطرمان را بر ما مبارك گردان و آن را از بهترین روزهایی قرار ده كه بر ما گذشته، كه بیشترین عفو را موجب و بیشترین معاصی را محوكننده باشد و گناهان پنهان و آشكار ما را مورد مغفرت قرار ده. بارالها! پایان یافتن این ماه را پایان یافتن خطاهایمان قرار ده و به دنبال خارج شدنش، ما را از بدیهامان خارج كن و ما را از سعادتمندترین اهل این ماه به آن و پرنصیبترین آنان در آن و بهرهمندترین ایشان از خودت قرار ده. بار الها! هر كس كه این ماه را آن طور كه بایسته است، رعایت كرده و احترامش را آنچنان كه باید حفظ كرده و حدودش را به بهترین صورت بپاداشته و از گناهانش به نحو صحیح پرهیز كرده یا به وسیله كار خیر به تو تقرب جسته كه موجب خشنودیت از وی گشته و رحمتت را متوجه او كرده، پس مانند آنچه به او بخشیدی از توانگری خود به ما ببخش و چندین برابر آن را از فضل خود به ما عطا فرما؛ زیرا فضلت كاستی نگیرد و خزائنت نقصان نپذیرد؛ بلكه افزون میشود و معادن احسانت از بین نمیرود و همانا عطای تو گوارا عطایی است. بارالها! بر محمد و آلش درود فرست و همانند پاداش آنان كه تا روز رستاخیز، این ماه را روزه گرفتهاند یا به بندگی تو در آن اقدام كردهاند، برای ما ثبت كن. بارالها! در این روز فطر كه آن را برای اهل ایمان عید و شادی و برای اهل آیین خود روز اجتماع و گردهمایی قراردادی، به درگاهت توبه میكنیم، از هر معصیتی كه دچارش شدیم یا هر كار بدی كه به آن دست زدیم یا اندیشه سوئی كه در دل داشتیم؛ مانند توبه كسی كه خیال بازگشت به گناه را ندارد و پس از توبه به جانب هیچ خطایی برنمیگردد؛ توبه پاك و خالصی كه از شك و تردید پیراسته باشد. پس آن را از ما بپذیر و از ما راضی شو و ما را بر آن استوار بدار. بارالها! ترس از عذاب وعده داده شده و رغبت به ثواب موعود را روزی ما كن، تا لذت آنچه را از تو میخواهیم، بیابیم و غصه آنچه را از آن به تو پناه میبریم، دریابیم و ما را در پیشگاهت از توبهكنندگانی قرار ده كه محبتت را بر ایشان حتم ساختهای و بازگشتشان را به طاعت خود قبول نمودهای، ای عادلترین عادلها! بارالها! از پدران و مادران و اهل دین ما همگی، چه آن كه از ایشان از دنیا رفته و چه آن كه تا قیامت به آنان خواهد پیوست، درگذر! بارالها! بر محمد پیامبر ما و بر آلش درود فرست، همچنان كه بر فرشتگان مقربت درود فرستادی و بر او و بر آلش درود فرست، آن طور كه بر پیامبران مرسلت درود فرستادی و بر او و بر آلش درود فرست، آن طور كه بر بندگان شایستهات درود نثار كردی و بهتر از آن ای خدای عالمیان، چنان درودی كه بركتش به ما برسد و سودش نصیب ما گردد و بهخاطر آن دعاهایمان مستجاب شود؛ زیرا تو بزرگوارترین كسی هستی كه به او توجه شده و بینیاز كنندهترین كسی هستی كه بر او اعتماد شده و بخشندهترین كسی هستی كه از احسانش درخواست شده و تو بر هر چیز توانایی.
پاسخ : دعا... بحث ما در این رابطه بود که ماه مبارک رمضان ، ماه بازگو کردن کلام رب یعنی تلاوت قرآن است و ماه سخن گفتن با رب یعنی دعا کردن است. گفتیم دعا مأثور و غیرمأثور دارد و دارای آداب و شرایطی است و بالأخره عواملی هستند که روی اجابت دعا تأثیرگذارند. برخی از این عوامل را هم ذکر کردیم ، مثل عامل زمان و مکان. بحث به عوامل مکانیِ مؤثر بر دعا رسید و در این رابطه مکانهایی را هم به طور اختصار مطرح کردیم. در جلسه گذشته به بحث ویژگیها و تأثیر «حائر حسینی» (ع) بر روی دعا رسیدیم و در آخر جلسه روایتی را مطرح کردیم که در آن، برای زائر امام حسین(ع) غیر از مسئله اجابت دعا، آثار دیگری را مطرح فرموده بودند؛ از قبیل شفا که در تربت حضرت است. روایتی میخوانم و بعد نکتهای را درباره مسئله امام حسین که درباره هیچ جای دیگر ندیدهام، عرض میکنم که البته راجع به اجابت دعا است و مرتبط با بحث است. خصوصیات زیارت امام حسین (ع) درباره بحث اجابت دعا که جلسه گذشته مطرح کردم، من فکر نمیکنم که چنین چیزی را نسبت به بقیه معصومین داشته باشیم. در آن روایت داشت که خداوند، امامت را در ذریه امام حسین قرار داد، شفا را در تربت او و بعد هم اجابت دعا را کنار قبر او گذاشته است. در روایتی از امام ششم (ع) این تعبیر آمده است که «مَنْ زَارَ قَبْرَ الْحُسَیْنِ لِلَّهِ وَ فِی اللَّهِ»، اگر کسی برای خدا و در راه خدا، قبر امام حسین را زیارت کند، یعنی رفتن و زیارت کردنش در ارتباط با خدا باشد، «أَعْتَقَهُ مِنَ النَّارِ»؛ خدا او را از آتش جهنم میرهاند. در این روایت مسئله آمرزش گناهان مطرح شده است و اگر یادتان باشد در روایتی که جلسه گذشته خواندم، آمده بود که در قدم اول و هر قدمی که زائر برای زیارت حسین (ع) بر میدارد، شستوشو میشود. این هم، همان مطلب است ولی با تفاوت در تعبیر. در ادامه روایت میفرماید: «وَ آمَنَهُ یَوْمَ الْفَزَعِ الْأَکْبَرِ»؛ یعنی خداوند او را از زاری بزرگ، یعنی هول قیامت ایمن میسازد. این خیلی مهم است. در آن روز هولناک، که هولناکترین روزها است، او را از بیتابی و فزع، ایمن میکند. یعنی دومین چیزی که خداوند به زائر حسینی میدهد، این است. ما در باب قیامت داریم که آن روز، « یَومَ یَفِرُّ المَرء مِن أَخیه»(سوره عبس، آیه 34) است؛ یعنی برادر از برادرش میگریزد. آیات قرآن را نگاه کنید. فرزند از پدر و مادر خودش فرار میکند. مادر از بچهاش فرار میکند. در قیامت یک فریادِ «وانفسا» از همه مردم بلند است، که من این مطلب را قبلاً بحث کردهام. حتی انبیاء هم در روز قیامت «وانفساه» میگویند. آنوقت حضرت میفرماید «وَ آمَنَهُ یَوْمَ الْفَزَعِ الْأَکْبَرِ»؛ یعنی خداوند زائر حسین را در هولناکترین روز که روز قیامت است، در امن و امان قرار میدهد. این اثر زیارت امام حسین(ع) است. سومین اثری که زیارت اباعبدالله دارد این است که: «وَ لَمْ یَسْأَلِ اللَّهَ حَاجَةً مِنْ حَوَائِجِ الدُّنْیَا وَ الْآخِرَةِ إِلَّا أَعْطَاهُ». (وسائل الشیعه، 14، 499) زائر حضرت هیچ حاجتی از خواستههای مادی و معنویاش را تقاضا نمیکند، مگر این که خدا به او میدهد
پاسخ : دعا... یکی دیگر از ویژگیهای حرم امام حسین (ع) اما آنچه میخواستم بگویم، خصوصیتی است که من در بقیه جاها ندیدهام. حالا من چند روایت را میخوانم تا مطلب روشن شود. در روایتی آمده است که امام صادق(ع) در مدینه بودند و روزی بیمار شدند؛ «أصابَهُ وَجَعٌ فَأَمَرَ مَنْ عِنْدَهُ أَنْ یَسْتَأْجِرُوا لَهُ أَجِیراً یَدْعُو لَهُ عِنْدَ قَبْرِ الْحُسَیْنِ»؛ حضرت به اطرافیانشان فرمودند بروید کسی را اجیر کنید که از من نیابت کند و به کربلا برود و آنجا برای من دعا کند. «فَخَرَجَ رَجُلٌ مِنْ مَوَالِیهِ»؛ یکی از غلامان و خدمتکارانِ حضرت از خانه بیرون رفت که یک نفر را اجیر کند و به کربلا بفرستد. «فَوَجَدَ آخَرَ عَلَى الْبَابِ»؛ بیرون که رفت، دید کسی کنار درب منزل است. حالا آن شخص میخواست خدمت حضرت برسد یا کار دیگری داشت، معلوم نیست. خلاصه کنار در بوده است. «فَحَکَى لَهُ مَا أمَرَ بِهِ»؛ غلام قضیه را برای او نقل کرد که الآن حضرت به من امر کردند که بروم و کسی را اجیر کنم و به کربلا بفرستم که آنجا برای شفای ایشان دعا کند. «فَقَالَ الرَّجُلُ أَنَا أَمْضِی»؛ کسی که کنار در بود، گفت من میروم. این روایت، روایت خیلی زیبایی است. میخواستم از آن عبور کنم، ولی حیفم آمد. گفتم این را بخوانم تا ببینید قضیه از چه قراری است. بعد آن کسی که مقابل در بود، جملهای گفت که چه بسا در ذهن بعضی از شما هم بیاید. گفت: «لَکِنَّ الْحُسَیْنَ إِمَامٌ مُفْتَرَضُ الطَّاعَةِ»؛ امام حسین، امامی است که اطاعت از او واجب است؛ «وَ هُوَ أیْضاً إِمَامٌ مُفْتَرَضُ الطَّاعَةِ»؛ و امام صادق هم امامی است که مفترض الطاع? است؛ «فَکَیْفَ ذَلِکَ»؛ گفت این یعنی چه؟ این چه کاری است؟ خوب او یک امام است، خود این آقا هم امام است؛ چرا باید یک نفر را اجیر کند که برود پیش آن امام، برای او دعا کند؟!
پاسخ : دعا... جایی که خدا دوست دارد از آنجا خوانده شود «فَرَجَعَ إلَی مَولَاهُ»؛ خادم برگشت و نزد امام صادق(ع) آمد. «وَ عَرَّفَه قَولَهُ»؛ جریان را گفت که آقا من رفتم کنار در، دیدم کسی ایستاده، به او مطلب را گفتم، او هم گفت که من خودم میروم. اما یک چنین حرفهایی هم به ما زد که هر دو امام هستند و اطاعتشان واجب است، پس چرا باید این کار را کرد؟ «فَقَالَ(ع) هُوَ کَمَا قَالَ»؛ حضرت فرمودند حرفهایش درست بود. نایب گرفتن برای دعا کردن در حرم حسینی مطلب دیگری که از این روایت به دست میآید این است که لازم نیست حاجتمند، خودش در حرم حسینی باشد و برای خواستهاش دعا کند. راجع به اماکن دیگر، حاجتمند خودش به آنجا میرود و دعا میکند و حاجتش را از خدا میخواهد. یعنی اثرگذاری مکان بر روی دعا در جایی است که داعی ـدعا کنندهـ در آن مکان حضور یابد و خودش دعا کند، جز در ارتباط با حرم امام حسین(ع) که دعای نیابی هم در آنجا مستجاب است و تأثیر دارد. از این روایت این به دست میآید که در باب حرم حسینی لازم نیست حاجتمند خودش در آن مکان حضور پیدا کند و دعا کند تا مستجاب شود. اگر نایب هم بفرستد و نایبش در آن مکان برای او دعا کند مستجاب است. این هم خصوصیتی است که ما در مورد اماکن دیگر نداریم. امام صادق(ع) فرمودند: حرفهای او درست است هم من، هم امام حسین، امام مفترض الطاعه هستیم؛ ولی او این را نمیداند که آن مکان، روی اجابت دعا اثر دارد، به قدری هم اثر دارد که لازم نیست خود حاجتمند در آنجا حضور پیدا کند؛ بلکه اگر نایب هم به آنجا برود، باز هم آن مکان اثر دارد. حائر حسینی ، در رتبه بیت الله الحرام ما در فقهمان در بحث «صلاة مسافر» داریم که نماز مسافر شکسته است و میگوییم قصر واجب است مگر در اماکن اربعه. یعنی در فقه اماکنی مطرح است که در این مکانهای چهارگانه مسافر با اینکه مسافر است، مخیّر بین قصر و اتمام است. یعنی هم میتواند نمازش را تمام بخواند و هم شکسته. یکی از آن مکانها، مسجدالحرام است که بالاترین مکان از نظر قداست است. بعد مسجدالنبی است و بعد از آن مسجد کوفه است؛ چهارمی هم حائر حسینی است. من مسئله شرعی گفتم. به رسالهها که مراجعه کنید، خواهید دید که همه این مسئله را دارند و این حکم، متفق علیه است. در اماکن اربعه با آن که مسافر هستی، میتوانی نمازت را کامل بخوانی. در تمامی اماکن مسافر باید نمازش را قصر بخواند، جز در این اماکن خاص. پس وقتی که در حرم حسینی وارد شدی، حتی اگر مسافر باشی هم میتوانی نمازت را تمام بخوانی. پس میبینیم این مسئله حتی به احکام فقهی هم سرایت کرده است. اینکه میبینید حرم حضرت یک چنین ارزشی پیدا کرده است و در کنار مساجد بزرگ قرار گرفته است، به این خاطر است
پاسخ : دعا... حرم مطهر امام رضا (ع) یکی دیگر از مکانهایی که در دعا مؤثر است، حرم مطهر امام هشتم است. من روایتی از امام هادی(ع) میخوانم که حضرت فرمود: «مَنْ کَانَتْ لَهُ إِلَى اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ حَاجَةٌ فَلْیَزُرْ قَبْرَ جَدِّیَ الرِّضَا بِطُوسَ وَ هُوَ عَلَى غُسْلٍ وَ لْیُصَلِّ عِنْدَ رَأْسِهِ رَکْعَتَیْنِ وَ لْیَسْأَلِ اللَّهَ تَعَالَى حَاجَتَهُ فِی قُنُوتِهِ فَإِنَّهُ یَسْتَجِیبُ لَهُ».(بحارالانوار، 99،49) اگر کسی حاجتی داشته باشد، مزار امام هشتم را در طوس زیارت کند، اول غسل کند، بعد برود بالا سر و دو رکعت نماز بخواند، در قنوت حاجتش را بخواهد که خدا هم از او میپذیرد و دعایش مستجاب میشود. حرمهای ائمه اطهار یک روایتی از امام هشتم است که از نظر طلبگی این مطلب از آن به دست میآید که قبور ائمه اطهار دارای این اثر هستند که اگر انسان در آنجا دعا کند دعایش مستجاب است. حضرت فرمودند: «لَا تُشَدُّ الرِّحَالُ إِلَى شَیْءٍ مِنَ الْقُبُورِ إِلَّا إِلَى قُبُورِنَا»؛ اینکه آدم بخواهد زحمت بکشد و راه بیفتد که به محل دفن کسی برود، ارزش چندانی ندارد مگر اینکه خودش را برای زیارت قبور ما به زحمت بیاندازد و بخواهد به زیارت ما بیاید. منظور از «قبورنا» قبور ائمه اطهار است. بعد حضرت راجع به خودشان میفرماید: «أَلَا وَ إِنِّی مَقْتُولٌ بِالسَّمِّ ظُلْماً وَ مَدْفُونٌ فِی مَوْضِعِ غُرْبَةٍ فَمَنْ شَدَّ رَحْلَهُ إِلَى زِیَارَتِی اسْتُجِیبَ دُعَاؤُه وَ غُفِرَ لَهُ ذَنْبُهُ». (وسائل الشیعه، 14، 562) من با سمّ و ظالمانه کشته میشوم و در سرزمین غربت نیز دفن خواهم شد؛ پس اگر کسی به زیارت من بیاید، دعایش مستجاب است. من خواستم از این روایت، این مطلب را عرض کنم که چه بسا از صدر این روایت اینطور ظاهر شود که اثر استجابت دعا نسبت به قبور تمام ائمه است. یعنی با توجه به این که در صدر روایت، سخن از قبور تمام ائمه است، این اثر استجابت دعا، هرچند که تصریح به قبر امام هشتم دارد، ولی نسبت به قبور دیگر ائمه هم ثابت است. مسجد کوفه در باب مساجد هم ما درباره مسجد کوفه از امیرالمؤمنین(ع) روایت داریم که حضرت فرمودند: «مَا دَعَا فِیهِ مَکْرُوبٌ بِمَسْأَلَةٍ فِی حَاجَةٍ مِنَ الْحَوَائِجِ إِلَّا أَجَابَهُ اللَّهُ وَ فَرَّجَ عَنْهُ کُرْبَتَه». (الکافی، 3، 491) اگر کسی که گرفتار است، در مسجد کوفه حاجتی از حوائجش را از خداوند بخواهد، خداوند آن را برآورده میکند و گرفتاریاش را برطرف میسازد
پاسخ : دعا... مسجد سهله درباره مسجد سهله هم از امام صادق(ع) روایت داریم که حضرت فرمودند: «مَا أَتَاهُ مَکْرُوبٌ قَطُّ فَصَلَّى فِیهِ بَیْنَ الْعِشَاءَیْنِ وَ دَعَا اللَّهَ إِلَّا فَرَّجَ اللَّهُ کُرْبَتَه». (الکافی، 3، 495) هیچ دردمندی به این مسجد نمیآید که مابین نماز مغرب و عشا دعا کند، مگر آن که خداوند گره از کارش میگشاید. البته دعا در این مسجد، خصوصیت دارد؛ یعنی فرد باید اول نماز بخواند و ما بین نماز مغرب و عشا دعا کند که من این دو مورد را به عنوان نمونه گفتم. مساجد من در گذشته درباره تأثیر «مطلقِ مساجد» بحثم کردهام و الآن تکرار نمیکنم. در مورد مطلق مساجد هم عرض کردم که از ائمه ما این معنا رسیده است که من در جلسه گذشته هم به آن اشاره کردم که دستور دادهاند اول برو وضو بگیر، بعد به مسجد برو و دو رکعت نماز بخوان، بعد هم حاجتت را بخواه. مقایسه ارزشی مکانها و زمانها من بحث را جمع بندی کنم که به طور کلی عامل زمان و عامل مکان، در اجابت دعا مؤثر هستند؛ البته نه تأثیرگذاری که یکنواخت باشد. من دیگر نخواستم وارد این بحث شوم و بین این عوامل موازنه برقرار کنم. موازنه در زمانها را انجام دادم، ولی نمیرسم در مکانها موازنه کنم و البته بحث هم تمام نشد. بحث بالاتر هم، موزانه بین زمان و مکان است که بخواهیم برتری زمان و مکان را بر یکدیگر بررسی کنیم. من فقط یک اشاره کنم که اثرگذاری این عوامل مطلق نیست. یعنی نمیتوانیم بگوییم که مطلقِ زمان بر مکان مقدم است یا مکان بر زمان مقدم است؛ اینها مطلق نیست. بلکه این به ارزش آنها بستگی دارد. مثلاً فرض کنید الآن راجع به حرم امام حسین(ع) دیدید که چقدر ارزشش بالا است. انسان خوب میفهمد که از نظر ارزشی حرم امام حسین(ع) در اوج قرار دارد و خیلی بالا است. لذا باید اینها را موردی بحث کرد. من کلیِ این بحث را برای آنهایی که اهل بحث هستند گفتم که باید اینها را موردی بررسی کنیم تا بعداً بتوانیم بین این عوامل مقایسه کنیم. من تا اینجا بحثم را بستم و خیلی هم طول کشید، اما چارهای نبود. تقسیم بندی ادعیه مأثور گفتیم دعا بر دو قسم است، مأثور و غیرمأثور. تمام این بحثهایی که من تا به حال در این چهار سال کردم، در ارتباط با دعای غیرمأثور بود. تازه میخواهم وارد بحث دعای مأثور شوم. دعاءُ المأثورِ عَلَی قِسْمَین؛ بنا بر یک تقسیم بندی دعاهای مأثور، یعنی دعاهایی که از معصومین بهدست ما رسیده است، دو قسم هستند؛ یک قسم «موقت» هستند و یک قسم «غیرموقت». این یک تقسیمبندی در مورد دعای مأثور است. یک بحث دیگری همینجا مطرح است که حضرات دعاهای خود را در چه قالبی ریختهاند؟ من قبلاً به حفظ قالب اشارهای کردم، ولی حالا وارد آن میشوم. مثلاً صحیفه سجادیه دعاهایش را که میبینید، همه را قالبریزی کردهاند؛ یعنی در یک شکل خاص ریختهاند. بحث دیگر هم، بحث مضامین دعا است که مربوط به محتوای ادعیه است. إنشاءالله از جلسه آینده وارد این بحث میشوم. توسل به منتسبین حسین(ع) هم کارساز است بروم سراغ توسلم؛ من عرض کردم و در روایات و مقاتل ما هم آمده است که اهل بیت حسین(ع) در این سفر، یک ورود به کوفه داشتند، یک ورود به شام و یک ورود هم به مدینه دارند. نقل شده است وقتی از زینالعابدین(ع) سؤال کردند در این سفر و در این حوادثی که پیش آمد، کجا به شما خیلی سخت گذشت، حضرت مکرر فرمود: «الشّام الشّام»؛ حادثههایی که آنجا اتفاق افتاد تلختر از همه این حوادث بود. حالا من میروم سراغ یک حادثه از حوادث شام و البته نکتهای را هم عرض میکنم که در رابطهای با بحث است. بعضی از خصوصیاتی که حسین دارد این است که امامت در ذریه او، شفا در تُربتش، اجابتِ دعا در حائر حسینی است. این مطلب را خوب گوش کنید. یکی از چیزهایی که انسان به صورت وجدانی احساس میکند این است که توسل به کسانی که منتسب به حسین(ع) هستند هم مؤثر است. کسانی که در حادثه کربلا بودند مثل اباالفضل(ع) که اصلاً اسمش را باب الحوائج میگذارند یا دیگران، توسل به آنها هم حاجت میدهد و ما درباره آن قبلاً بحث کردهایم. توسل به ابالفضل و کسانی که در حادثه کربلا بودند در اجابت دعا، اثرگذاری دارد و درک این تأثیرگذاری هم وجدانی است…
پاسخ : دعا... شب قدر (لیله القدر) شبی است که بنا به اعتقاد مسلمانان در آن شب قرآن نازل شده و از هزار ماه برتر است. معنای لغوی و اصلاحی «قدر» «قدر» در لغت به معناى اندازه و اندازهگیرى است. «تقدیر» نیز به معناى اندازهگیرى و تعیین است. «قدر» در اصطلاح عبارت است از ویژگى هستى و وجود هر چیز و چگونگى آفرینش آن. به عبارت دیگر، اندازه و محدوده وجودى هر چیز، «قدر» نام دارد.. بنابر دیدگاه حكمت الهى، در نظام آفرینش، هر چیزى اندازهاى خاص دارد و هیچ چیزى بىحساب و كتاب نیست. جهان حساب و كتاب دارد و بر اساس نظم ریاضى تنظیم شده، گذشته، حال و آینده آن با هم ارتباط دارند. مرتضی مطهرى در تعریف قدر مىفرماید: «... قدر به معناى اندازه و تعیین است... حوادث جهان ... از آن جهت كه حدود و اندازه و موقعیت مكانى و زمانى آنها تعیین شده است، مقدور به تقدیر الهى است.» به عبارت دیگر «قدر» به معناى ویژگىهاى طبیعى و جسمانى چیزهاست كه شامل شكل، حدود، طول، عرض و موقعیتهاى مكانى و زمانى آنها مىگردد و تمام موجودات مادى و طبیعى را در برمىگیرد. چنان كه در روایتى از امام رضا علیه السلام پرسیده شد: معناى قدر چیست؟ امام فرمود: «تقدیر الشىء، طوله و عرضه»؛ «اندازهگیرى هر چیز اعم از طول و عرض آن است.» و در روایت دیگر، این امام بزرگوار در معناى قدر فرمود: «اندازه هر چیز اعم از طول و عرض و بقاى آن است. معناى تقدیر الهى این است كه در جهان مادى، آفریدهها از حیث هستى و آثار و ویژگىهایشان محدودهاى خاص دارند. این محدوده با امورى خاص مرتبط است؛ امورى كه علتها و شرایط آنها هستند و به دلیل اختلاف علل و شرایط، هستى، آثار و ویژگىهاى موجودات مادى نیز متفاوت است. هر موجود مادى به وسیله قالبهایى از داخل و خارج، اندازهگیرى و قالبگیرى مىشود. این قالب، حدود، یعنى طول، عرض، شكل، رنگ، موقعیت مكانى و زمانى و سایر عوارض و ویژگىهاى مادى آن به شمار مىآید. پس معناى تقدیر الهى در موجودات مادى، یعنى هدایت آنها به سوى مسیر هستىشان است كه براى آنها مقدر گردیده است و در آن قالبگیرى شدهاند.