مقدمه دامنه وسیع علم انگل شناسی از ماکرواکولوژیکی تا میکرواکولوژیکی و بیوشیمیایی و بهداشت عمومی ، جغرافیا ، علوم اجتماعی و اقتصادی و علوم مرتبط با آنها را شامل میشود. در سالهای اخیر سازمان جهانی بهداشت اعلام کرده است که شش بیماری مهم انسانی در جهان منتشر است. پنج بیماری از این شش بیماری انگلی است که عبارتند از: شیستوزومیازیس ، مالاریا ، فیلاریازیس ، تریپانوز و میازیس آفریقایی و لیشمانیازیس. بیماری ششم نیز جذام است که عامل باکتریایی دارد. در نتیجه انگل شناسی پزشکی در بین شاخههای علوم پزشکی و دانشمندان علوم پزشکی اهمیت زیادی پیدا کرده است.انگل شناسی از نظر رشد و توسعه علوم بویژه کاربردهای طبی ، دامپزشکی ، کشاورزی و صنایع غذایی اهمیت زیادی دارد. بنابراین روشن است که آشنایی با زندگی انگلی و انگلها ، نه تنها از نقطه نظر رشد و توسعه علوم ، بلکه از نظر کاربردهای عملی آن نیز بسیار مهم است. جنبههای زندگی انگلی چهره واقعی زندگی انگلی غالبا قابل لمس و درک نیست، زیرا روابط بین انگلها و میزبان آنها بسیار پیچیده است. انگل شناسی در واقع یکی از چهار جنبه مختلف از سیمبیوزیس است. سیمبیوزیس هر حیوان ، گیاه و یا موجود زنده اولیهای آغازیان یا(پروتیستا) که بخشی یا تمام زندگی خود را به همراه موجود دیگر از جنس دیگری میگذارند، را یک سیمبیونت یا سیمبیوت مینامند. چهار شکل از سیمبیوتیک شناخته شده است. اگر چه خط تفکیک بین آنها کاملا دقیق نیست. بویژه انواع اشکال سیمبیوزیس که شناخته شدهاند، فورزیس ، کامنسالیسم ، پارازیتیسم و موچوآلیسم میباشد. فورزیس: هیچ نوع وابستگی از نظر متابولیکی و یا غیر از آن بین آنها وجود ندارد. نمونه این نوع زندگی انتقال باکتریها توسط اتصال به پای حشرات است. اگر چه پرواز حشره از جایی به جای دیگر به انتقال باکتری منجر میشود، ولی هیچ اجباری در این ارتباط از دو طرف نیست و اصولا یک نوع رابطه اتفاقی است. کامنسالیسم: یک مثال در این مورد در شرایط محیطی دریایی ، رابطه بین آمفی پریون پرکولا یا کنتروکاپروس آکوله آتوس با شقایق دریایی. ماهی در بین خارهای شقایق دریایی زندگی میکند، در حالی که هیچ نوع آزاری از سوی میزبان نمیبیند. با توجه به اینکه ترشحات ماهی باعث حفاظت در مقابل نماتوسیتهای میزبان میشود. این لایه حفاظتی که ماهی ایجاد میکند، فقط پس از ورود و خو گرفتن اولیه ماهی است. پس از ورود ماهی به درون خارهای شقایق دریایی ، این عمل حفاظتی نیز انجام شده، ماهی از آسیب ماهی خوارها به خاطر وجود نماتوسیتهای میزبان محفوظ میماند. علاوه بر محافظت ، ماهی از غذای میزبان نیز برخوردار میشود. پارازیتیسم: پارازیتیسم عبارتست از نوعی زندگی اجباری دو موجود با هم که انگل کوچکتر است و از جنبه متابولیکی با میزبان رابطه دارد. این ارتباط ممکن است دائمی باشد. مثلا کرمهای پهن نواری که در روده پستانداران دیده میشوند. یا ممکن است موقتی باشد. مانند پشهها ، ککها یا کنههای خونخوار. گفته میشود که پارازیتیسم یک رابطه اجباری است، زیرا انگل بطور معمول نمیتواند بدون ارتباط و تماس با میزبان خود باقی بماند. انگلهای خونخوار مانند کنهها ، ککها و پشهها از نمونههای اولیه خونخواری مستقیم از میزبان هستند. چون ارتباط بین انگل و میزبانش عموما شامل تماس میزبان با مواد آنتی ژنی انگل است، خواه ناخواه این مولکولها با بدنه انگل (آنتی ژنهای سوماتیک) یا ترشحات و یا مواد دفعی انگل (آنتی ژنهای متابولیک) مقایسه میشوند. آنتی بادیها معمولا توسط میزبان در واکنش به انگل تولید میشوند. بنابراین بر عکس فورزیس و کامنسالیسم زندگی انگلی علاوه بر وابستگی متابولیک در بخشی از انگل ، عموما شامل پاسخهای میزبان در برابر بخش دیگری از انگل میباشد. موچوآلیسم: نمونه معروف این نوع زندگی گلسنگها هستند که ترکیبی از قارچها و آلگها هستند. در طی این ارتباط ، آلگها مقدار زیادی ترکیبات آلی تولید میکنند که این مواد توسط قارچها مصرف میشوند. در حالی که قارچها نیز آب و مواد معدنی مورد نیاز آلگها را تولید میکنند. آنها را از خشک شدن و خطر نور شدید محافظت میکنند. نمونه دیگر موچوآلیسم رابطه برخی از تاژکداران موجود در روده موریانههای چوبخوار است. رابطه انگلها با میزبان انگلها به اشکال مختلفی با میزبان خود رابطه برقرار میکنند که میتوان انگل اجباری یا اختیاری ، موقتی یا دائمی ، خارجی یا داخلی ، اتفاقی یا سرگردان ، بیماریزا یا غیر بیماریزا و زئونوزرا را نام برد. به علاوه میزبانها نیز اشکال مختلفی دارند. از جمله میزبان واسط یا نهایی ، ناقل مکانیکی یا ناقل ترانسفر ، مخزن و بالاخره هایپرپارازیتیسم را ذکر کرد و برخی از سیمبیونتها نیز رابطه استفاده متقابل تحت عنوان نظافتچی و نیازمند حفاظت با یکدیگر برقرار میکنند. بطور مثال در محیطهای دریایی ، برخی از انواع ماهیها و سخت پوستان وظیفه پاک کردن بدن گونههای بزرگتر را به عهده میگیرند. این عقیده وجود دارد که منفعت حاصل از این کار دو طرفه است و انواع مختلف دارای این زندگی هستند. از جمله تمساح با مرغ مصری ، گاوهای اهلی با مرغ ماهیخوار و کرگرن با پرندگان کنه خوار.
پاسخ : انگل شناسی عفونت و بیماری انگلی انتقال انگلهای مستلزم وجود سه عامل است: یک منبع عفونت ، یک راه انتقال و وجود یک میزبان حساس. برایند ترکیب عوامل فوق ، تعیین کننده شیوع انگل در یک زمان و مکان معین است.راههایی که انگل بوسیله آنها از منبع اولیه به میزبانان حساس میرسد متفاوت است. شانس بروز عفونت در شرایط محیطی مناسب که در آن انگل بتواند خارج از مواد دفعی زندگی کند و نیز در شرایط فقدان بهداشت فردی و اجتماعی افزایش مییابد. انسان مبتلابه عفونت انگلی میتواند به اشکال زیر عمل نماید. تنها به عنوان میزبان انگل همراه با دیگر حیوانات به عنوان میزبان اصلی به عنوان میزبان تصادفی همراه با یک یا چند حیوان به عنوان میزبانهای اصلی. علاوه بر لزوم سازگار بودن طبیعی انگل با میزبان خود ، سهولت انتقال انگل بستگی به عادات و تجمع گروهی و نیز مقاومت میزبان دارد. تشخیص تظاهرات بالینی در اغلب بیماریهای انگلی آن قدر عمومی است که در بسیاری موارد بنای تشخیص بر پایه نشانه شناسی کافی نیست. اگر چه یک پزشک باتجربه ممکن است علائم و نشانه های ویژه برخی بیماری انگلی را شناسایی کند ولی در موارد غیر معمول ممکن است نشانهها آنچنان گیج کننده باشند که هیچ تابلوی بالینی واضحی را نشان ندهند. همچنین بسیاری از عفونتها بویژه عفونتهای کرمی نشانه های کم و غیر مشخصی داشته و اغلب از نظر بالینی غیر قابل افتراق هستند. تشخیص نهایی و شیوه درمانی درست نیاز به شناسایی انگل در آزمایشگاه دارد. درمان درمان موفقیت آمیز بیمار شامل اقدامات پزشکی و روشهای جراحی ، توجه به وضعیت غذایی و دارو درمانی اختصاصی است. پزشک باید توانایی بیمار در همکاری آگاهانه ، بهسازی محیط ، همه گیر شناسی بیماری و انتخاب روشهای جلوگیری از گسترش عفونت را نیز مد نظر داشته باشد. در طی 10 تا 15 سال اخیر پیشرفتهای قابل توجهی دردرمان بیماریهای انگلی صورت گرفته است. هم اکنون داروهای موثر و نسبتا غیر سمی متعددی برای درمان اغلب بیماریهای انگلی در دسترس است. منبع : سایت علمی رشد
پاسخ : انگل شناسی کنه : كنه از شاخه بند پایان و زیر شاخه شلیسراتها هستند . كنه ها دارای انواع یك میزبانه ،دو میزبانه و سه میزبانه هستند .كنه های ایكسودس ، هیالوما و بوافیلوس از خانواده كنه های ایكسودیده ( كنه های سخت ) بوده و عمدتا در نشخوار كنندگان ایجاد بیماری می كنند .كنه های ارگاس پریسكوس ( كنه مرغی ) از خانواده كنه های آرگاسیده ( كنه های سخت بوده و عمدتا در نسخوار كنندگان ایجاد بیماری می كنند .كنه های ارگاس پرسیكوس ( كنه مرغی ) از خانواده های كنه های آرگاسیده ( كنه های نرم ) هستند .كنه ها در انتقال بیماریهای تك یاخته های خونی مانند بابزیوز و تلیریوز در گوسفند و گاو و بیماریهای ویروسی مانند تب خونریزی دهنده كریمه ، كنگو و نیز بیماری اسپیروكتوز در دامها اهمیت خاصی دارند . جرب : جربها به ۴ دسته پسوروپتیك ، ساركوپتیك و دمودكتیك تقسیم می شوند جربها در داخل پوست یا روی پوست میزبان خود به صورت دائمی زندگی می كنند و فرم بالغ آنها دارای هشت پا بوده ، تخم مرغی شكل و سفید رنگ است و قطر آنها حدود ۵/۰ میلیمتر می باشد .جربها در حیوانات اهلی ایجاد انواع بیماریهای پوستی مانند درماتیت ، ریزش پشم پشم و مو ، خارش ، چروكیدگی و زخمهای پوستی می كنند . ▪روش مبارزه :حمام دادن دامها با سمومی مانند كومافوس . فوسمات و توكسافن و نیز حشره كشهای تزریقی سیستمیك ماند آیورمكتین موثر می باشد. شپش : شپشها دو دو گروه عمده شپشهای خونخوار و شپشهای گزنده تقسیم می شوند . شپشهای خونخوار باعث بروز كم خونی در میزبانی شده و بیماریهای عفونی را منتقل می نمایند . این شپشها عمدتا در دامها دیده می شوند . شپشهای گزنده باعث بروز خارشهای پوستی و اذیت و آزار میزبان شده ، تحریك پوستی ، موریختگی ، ایجاد دلمه را سبب می شوند . این انگلها عمدتا در پرندگان دیده می شوند . ▪روش مبارزه :در درمان شپشها عمدتا از تركیبات ارگانوفسفره استفاده یم شود . استفاده از از سم به صورت پودر و یا پور ـ آن ( ریختن مستقیم ) موثرتر است
پاسخ : انگل شناسی خلاصه:لیشمانیازیس بیماری مشترک انسان وحیوان است که میزبان مخزن بین حیوانات وحشی است.حیوانات اهلی به عنوان دومین میزبان مخزن به شمار می آیند.این انگل بصورت اماستیگوت درمهره داران وبصورت پروماستیگوت درحشرات دیده میشود. كشف ليشمانيا به عنوان عامل بيماري كالاآزار سال 1903 ويليام ليشمن و چالز دونو وان اما ستيگوت(1) را درون ماكروفاژهاي افراد مبتلا به كالا آزار مشاهده نمودند. چرخه حياتي (سيكل زندگي) جنس ليشمانيا متعلق به خانواده تريپا نوزوماتيده كه آنهم جزء تك ياخته هاي كينتوپلاستيده(2) است كينتوپلاستيدها متعلق به شاخه او گلنوزوا كه تك ياخته او گلنوئيدهم جزء همين شاخه است . ليشمانيا داراي دو مرحله تكثير است ( Digenetic ) يا چند ميزبانه (Hetero xenous ) است كه بعنوان انگل در حشرات و مهره داران عمل مي كنند ميزبان هاي مهره دار شامل پستانداران و مارمولك هاست ميزبان هاي پستاندار آن انسان ، سگ و بعضي جوندگان است . اين انگل ها (ليشمانيا ها ) بيماريهاي پيچيده اي را ايجاد مي كنند كه موسوم به ليشمانيازيس است . گونه هاي ليشمانيايي عهد جديد و عهد قديم شناخته شده اند و در هر دو بيماري مي تواند جلدي يا احشايي باشد . حشره هاي ناقل پشه خاكي از جنس فلوبوتوموس phlebotomus و لوتزوميا ( Lutzomyia ) است كه در آنها انگل بصورت پروماستيگوت در لوله گوارش زندگي مي كنند كه در هنگام خونخواري از بخش پيشين لوله گوارش (foregut ) مسدود شده توسط انگل به زخم وارد میشود. 1- آماستيكوت : مرحله ابتدايي چرخه زندگي در تويپالوزوم كه پيكر مدور و بدون تاژك دارند . 2- كينتوپلاست : جسم ضميمه اي است در ماستيگوفوراها كه داراي DNA است و تكثير مستقل دارد مرفولوژی nload=NcodeImageResizer.createOn(this); originalHeight="382" originalWidth="532"> لیشمانیاازنظرشکل بردوگونه است شکل پروماستیگوتی وشکل درون سلولی آماستیگوتی. nload=NcodeImageResizer.createOn(this); originalHeight="286" originalWidth="266"> مراحل مختلف چرخه حياتي تريپانوزوماتيد . a- پروماستيگوت b- آپيستوماستيگوت c- اپيماستيگوت d- تریوماستیگوت e- كوانوماستيگوت f- آماستيگوت g- پاراستيگوت N-هسته ّ-Fتاژك K-كينتوپلاست
پاسخ : انگل شناسی پروماستيگوت از پشه خاكي ( اندازه 20-14 نانومتر ) توسط ماكروفاژهاي ميزبان هاي پستاندار بلعيده مي شود. و تبديل به آماستيگوت ( به اندازه 4-2 نانومتر ) مي شود انگل در واقع درون فاگوليزوزوم ماكروفاژ زندگي ميكنند آنها تقسيم شده و پس از تركاندن سلول وارد سلولهاي ديگر مي شود در محل ابتدا توليد يك پاپول كوچك مي كند . انگل ليشمانيا ترو پيكا عهد قديم توليد ليشمانيازيس جلدي مي كند ، اغلب خود به خود بهبود مي يابد و موسوم به زخم شرقي ( سالك ) مي باشد در حاليكه انگل ليشمانيا دونواني بداخل سلول هاي پوشينه اي سيستم تورينه – پوشينه اي و گلبول هاي سفيد با هسته چند شكلي خون ، طحال ، غدد لنفاوي ، مغز استخوان و در نهايت ايجاد ليشمانيازيس احشايي مي كند كه در صورت عدم درمان ممكن است كشنده باشد . ليشمانيازيس مخاط جلدي عهد جديد ايجاد يك جراحت ( لزيون ) در محل گزش مي كند كه مي تواند ريشه ( متاستاز) به بيني و دهان بدهد و باعث بد ريختي و بيماري غير قابل درماني را بنمايد . انگل ها بوسيله پشه خاكي در هنگام خونخواري گرفته مي شود و وارد لوله گوارش شده و در بخش مياني لوله گوارش ( Mid gut ) تكثير يافته و تبديل به پروماستيگوت شده به سرعت موجب انسدادلوله گوارش شده و واردمري میشود چرخه زندگی لیشمانیا در پشه خاکی nload=NcodeImageResizer.createOn(this); originalHeight="522" originalWidth="517"> اين پروماستيگوت ها مي توانند در 25 درجه سانتيگراد پر ورانده شود. معمولا اماستيگوت ها در داخل سلول ها کشت يافته رشد داده مي شوند اما مي تواند در خارج سلولي در 37 درجه در شرايط خاص رشد داده شود .
پاسخ : انگل شناسی بيماريهاي ليشمانيايي ليشمانيازيس احشايي ( كالا آزار ) بيمار باليني در واقع طيفي از نشانه هاي باليني است كه هم تحت تاثير گونه هاي ليشمانيا و هم واكنش ايمني ميزبان است عفونت ليشمانيا دونوواني با دوره كمون 4-2 ماه از بدون نشانه تا بروز بيماري كامل فرق مي كند . بيماري باتب و بيقراري شروع شده و با تحليل رفتن ، بزرگي طحال و كبد ادامه يافته و در نهايت پس از 3-2 سال موجب مرگ مي شود در بعضي از موارد كه بيماري بصورت حاد است با تب بالا و لرز و در نهايت در 12-6 ماه موجب مرگ ميگردد . nload=NcodeImageResizer.createOn(this); originalHeight="556" originalWidth="510"> علت مرگ معمولا در اثر عفونت هاي ثانويه است بعضي از عفونت ها هم خود بخود بهبود ي مي يايند.
پاسخ : انگل شناسی اماستيگوت هاي ليشمانيا دونواني در اسمير طحال كه با گيمسا رنگ آميزي و با روغن سدر مشاهده مي شود به هسته و كينتوپلاست ميله اي شكل توجه كنيد ( از T.C- ORITEL 19996 ) nload=NcodeImageResizer.createOn(this); originalHeight="344" originalWidth="518"> اماستيگوت ها در سال 1900 از اسمير طحال سربازي از دام دام ( DUM DUM ) هند توسط ويليام ليشمان كشف شد ( بيماري در هند موسوم با كالاآزار يا تب دام دام است ) ليشمان اين موضوع را در سال 1903 منتشر كرد و همزمان با او چارلز دونوان نيز موفق به كشف اين انگل شد در بعضي از مناطق در 10-5 درصد از موارد درمان شده آشفتگي پوستي ايجاد مي شود كه موسوم به تظاهر ليشمانيايي جلدي پس از كالا آزار است ( PKDL) nload=NcodeImageResizer.createOn(this); originalHeight="368" originalWidth="269"> nload=NcodeImageResizer.createOn(this); originalHeight="396" originalWidth="281"> ليشمانيازيس جلدي (سالک) از آنجائيكه تمام ليشمانياها مرفولوژي مجزايي دارند . محققين در ابتدا سه گونه ليشمانيا رامعرفي نمودند تروپيكا (جلدي ) برازيلنيس ( جلدي مخاطي ) و دونوواني ( احشايي ) بهر حال طبقه بندي متداول خيلي پيچيده تر و باز تاب پيچيدگي نشانه هاي است بعنوان مثال انگل هاي كالا آزار هندي و مديترانه ليشمانيا دونوواني و ليشمانيا اينفانتوم ليشمانيازيس جلدي عهد قديم دو گونه از ليشمانيا باعث بيماري جلدي در خاور نزديك مي شود . ليشمانيا تروپيكا و ليشمانياماژور بعد از گزش پشه خاكي (فلوبوتوموس ) آلوده ابتدا يك برجستگي جوش مانند ( نودول ) كه ناشي از تجمع سلول هاي پلاسمايي ، لنفوسيت و ماكروفاژهاست بوجود مي آيد . ليشمانيا ماژور يك بيماري مناطق روستايي و ليشمانيا تروپيكا معمولا در شهرها اتفاق مي افتد در محل جوش زخمي باندازه 3-1 سانتي متر شكل مي گيرد كه اطراف آن آماسي است انگل ها در زخم تكامل يافته پراكنده است مخصوصا در ناحيه حاشيه اي آن بهبودي در عرض چند ماه صورت مي گيرد و ايمني پايدار شكل مي گيرد . زخم هاي ليشمانيا ماژور ممكن تا حصول بهبودي چند سال طول بكشد زخم هاي ليشمانيا تروپيكا خشك و ليشمانيا ماژور مرطوب هستند هر دو تا ممكن است به عفونت هاي ثانويه آلوده گردند ( yaws ) از جمله ياوز ( يك بيماري پوستي غده غده اي شدن كه ناشي از نوعي اسپيروكت است ) و مياز ( آلودگي زخم بالا رو حشرات ) بعد از بهبود زخم چه بصورت خود بخود و چه درمان يك ايمني پايداري بوجود مي آيد. ليشمانيازيس جلدي عهد جديد ليشمانيا عهد جديد به مراتب پيچيده تر مي باشد و در اثر ليشمانيا شاگاسي كه ايجاد بيماري احشايي مي كنند ليشمانيا گروه مكزيكي ( مكزيكان گروپ ) كه ايجاد جراحت خود بهبودي يابنده پوستي مي كند و گروه ليشمانيا برازيلنيسیس كه ايجاد جراحات جلدي و مخاطي – جلدي مي كند بيماري بصورت نقاشي و حك شده بر روي سفال هاي بدست آمده از پرو كه متعلق به 400 سال پيش از ميلاد مسيح است نشاند داده شده است بيماري در تمام كشورهاي آمريكايي لاتين بجز شيلي واروگوئه گسترش دارد و مواردي هم از تگزاس گزارش شده است بيماري يك بيماري مشترك بين انسان و حيوان است كه میزبان مخزن در بين حيوانات وحشي دارد . جراحت اوليه در انسان بصورت زخمي است كه مركز آن گرد مثل دهانه آتشفشان و اطراف آن التهابي است . ليشمانيا مكزيكانا ايجاد زخم شيكلروس مي كند كه مي تواند تقريبا باعث تخريب تمام گوش خارجي شود .
پاسخ : انگل شناسی nload=NcodeImageResizer.createOn(this); originalHeight="227" originalWidth="254"> ليشمانيا برازيلينسيس ايجاد زخم هاي متاستازي در بيني و مخاط حلق مي كند اين زخم ها ممكن است در عرض چندماه تا چند سال از آغاز عفونت بوجود آيند بيماري عمدتادرافراديكه شاغل در جنگل هستند بروز مي كند و موسوم به اسپانديا مي باشد تخريب جنگل ها موجب گرايش و تطابق بعضي از گونه هاي پشه خاكي در محيط هاي مسكوني و لذا دام اهلي بعنوان دومين ميزبان هاي مخزن بشمار مي آيند . بيماري اغلب همراه بالاغري مفرط ( كاشكسي ) و به دنبال بهبودي ، آشفتگي ( دفورمیتی ) اعضاء مشاهده مي شود . اغلب بافت هاي استخواني و غضروفي بيني و همچنين كام سخت و نرم از بين مي روندومرگ بدنبال عفونت ثانويه يا سوء تغذيه رخ مي دهد . و گاه بيماري به اشتباه جذام و يا ديگر عفونت هاي باكتريايي و قارچي تشخيص داده مي شود nload=NcodeImageResizer.createOn(this); originalHeight="255" originalWidth="331"> در بعضي از بيماران ، مخصوصا در ونزوئلايك فرم جلدي منتشر از بيماري كه باگرانولوماي ماكروفاژي و ضخيم شدن پوست مشخص شده مشاهده ميشود.اين فرم مثل جذام لپرو ماتوزي و مثل بيماريهاي قارچي است و گاه در تشخيص دچار اشتباه مي كند nload=NcodeImageResizer.createOn(this); originalHeight="291" originalWidth="307"> پراكندگي ليشمانيازيس حدود 12 ميليون نفر از 88 كشور جهان به ليشمانيازيس مبتلا ست از كشورها 16 كشور جز كشور هاي توسعه يافته جهان هستند تخمين زده مي شود حدود 350 ميليون نفر در معرض ابتلا به گونه هاي مختلف ليشمانيا هستند . بروز موارد جديد در سال ، حدود 2 ميليون نفر است ( 5/1 ميليون ليشمانياي جلدي و نیم میلیون نفر ليشمانياي احشايي) مثل خيلي از بيماريهاي گرمسيري عفونت هاي ليشمانيايي با توسعه اقتصادي ساخت بشر و تغييرات محيط اطراف توسط انسانها باعث افزايش تعارض ( در معرض قرار گرفتن ) انسان با پشه خاكي ناقل بيماري باشد برداشت الوار از جنگل ها استخراج معادن ، سدسازي ها ، تعريض اراضي براي كشت ، برنامه هاي جديد آبياري ، جاده سازي و جنگل ها دست نخورده از جمله در آمازون ، گسترش مهاجرت هاي اقتصادي و شهرنشيني هاي فزاينده و سريع در سطح جهان علل اصلي افزايش موارد ابتلا به اين بيماري است . بيماري هميشه بعنوان يك زئونوز بوده است . نوعي از موش موسوم به جربيل بعنوان اصلي ترين مخزن ليشمانيا تروپيكا در مركز آسياست و در بعضي از مناطق سگ وگربه وسنجاب ها نيزعفوني ميگردند . در آمريكاي لاتين جوندگان بعنوان مخزن براي گونه هايي از ليشمانيا هستند . اخیرا یک افزایش درلیشمانیای احشائی پدیدآمده که ناشی ازاشاعه جهانی ایدز میباشدعفونت توامان ایدز لیشمانیا رامیتوان یک بیماری وابسته یاگرایشی واقعی بحساب آوردمخصوصادراروپای جنوبی که70-25 درصدازلیشمانیای احشائی بالغین وابسته به عفونتHIV بوده است9-5/1درصداز مواردایدزازبیماری لیشمانیای احشائی تازه گرفتار شده ویادوباره فعال شده رنج می برندهمه گیری هائی از لیشمانیا احشائی هنوز هم درسودان شرقی و جنوبی ودرتقاطع اریتره اتیوپی وسودان بروز می کند اخیرا بروز مجددی از لیشمانیای احشائی در برزیل رخ داده است. شيوع ليشمانيازيس در سگ هاي شكاري ايالات متحدي در سال 1999 سگ هاي شكاري باشگاهي در ميل بروك نيويورك مبتلا به يك بيماري ناشناخته اي شدند نشانه هايي كه در آنها مشهود بود عبارت بودند از ضعف , خونريزي , از دست دادن موها و نارسايي كليه , بيش از 24 تا از سگ ها مردند . آزمايش مايعات مفصلي سگ هاي بيمار منجر به شناسايي انگل هاي ليشمانيايي شد و پس از آن تمام سگ هاي شكاري ( Fox hound ) آمريكا تحت آزمايش قرار گرفتند و 12 درصد از آنها پادتن بر عليه ليشمانيا داشتند ولي نه در سگهاي ولگرد ميل بروك و نه سگهاي ولگرد ساير نقاط آمريكا پادتني مشاهده نشد .انتقال اين بيماري مبهم بود .چون از چهارگونه پشه خاكي موجود در ايالات متحده هيچكدام به جز در نیوجرسي قادر به زندگي در شمال نيستند . دانشمندي در والتر رايد چنين نظريه داد كه سگها با تماسهاي جنسي يا تماس زخمها ممكن است همديگر را آلوده كرده باشند البته متخصصين ليشمانيا با اين نظر موافق نيستند . آنها نظرشان براين است كه سگها زمانيكه در سفر جنوب بودند بوسيله پشه خاكي گزيده شده اند يك احتمال ديگر اينكه گونه ناشناخته اي از پشه خاكي در محل باشد يا حتي ناقلين ديگري وجود داشته باشد گونه ليشمانيا , ليشمانيا ايفانتوم است كه به احتمال پايين بودن سطح اپيدميكي آن در افراد ايالات متحده وجودش فراموش شده است .
پاسخ : انگل شناسی تشخيص و درمان ليشمانيازيس تشخيص بيماريهاي ليشمانيايي منحصراًبا شناسايي اماستيسگوت در كشت انگلي و يا روش ميكروسكوپي ا ست اخيراً PCR ژن هاي انگلي جهت تشخيص مورد استفاده قرار مي گيرد . بيوسپي بافتي را به صافي هاي مخصوص تماس داده و سپس صافي ها را با الگوهاي معلوم در مقابل ژن هاي انگل روبرو ميكنند . درمان بيماريهاي ليشمانيايي هم بصورت موضعي و هم بصورت عمومي با استفاده از تركيبات پنج ظرفيتي آنتيموان و تركيبات معطره دياميدين انجام ميگيرد رايج ترين تركيبات مورد استفاده از آنتيموان پنج ظرفيتي استيبو گلوكنات سديم ( پنتوستام ) در آنتي مونيات ملگوسين (گلوكانتيم) كه براي اولين با در سال 1947 و 1950 بكار گرفته شده است عدم توفيق در درمان و عود بيماري در تمام فرمهاي ليشمانيازيس حدود 25-10 درصد موارد ميباشد اگر اين داروها موثر نبودند از پنتاميدين (لوميدين) و آمفوتريسين B(فانژيزون) كه در سالهاي 1940 و 1959 معرفي شده اند استفاده مي شود .درمان ليشمانياي مخاطي – جلدي موفقيت آميز نيست . ایمنی شناسی لیشمانیازیس نظر به اينكه آماستيسگوت در درون فاگوليزوزوم ماكروفاژهاي ميزبان قرار مي گيرند لذا واكنش ايمني هومورال بدليل مخفي بودن انگل ليشمانيا شكل نمي گيرد از آنجائيكه انگل هاي درون سلولي در معرض واكنش هومورال ميزباني نيستند پادتن هاي گردش خون تاثيري بر عفونت ندارند وحتي ممكن است مضر نيز واقع شوند ايمني بطور كلي وابسته به ایمنی سلول است و اين براساس مشاهدات زير است . 1- تخليه سلولهاي Bدر حيوانات تاثيري بر جريان يك عفونت ندارد . 2- جلوگيري از عمل پادتن ها بوسيله ضد(m (Igتاثيري بر عفونت ندارد . 3- درحاليكه سطحm Ig و IgG بالاست ولي قادر به حفاظت در برابر عفونت نيست با استفاده از سويه هاي همخون موش هايي كه از نظر ژنتيكي مشخص ومعلوم هستند آنهايي كه در مقابل ليشمانياي ماژور جلدي بهبودي يافتند و آنهايي كه بهبودي نيافتند موجب افزايش دانش ما در مورد واكنش ايمني در برابر ليشمانيا است . دو كشف اساسي در اين سیستم عبارتند از : 1- دو مسير براي سلولهاي كمكي تي ( T Helper ) وجود دارد .افزايش (1 T Helper ) منجر به محافظت و افزايش ( T Helper2 ) منجر به وخامت بيماري ميشود . 2- علاوه بر اين حفاظت خودكار , ماكروفاژها نيز يك سيستم دفاعي ديگر دارند كه با توليد عامل نكروز توموري آنها (TNFalpha) كه باعث تحريك در توليد آنزيم اكسيد نيتريك سنستتاز مي شود . هرگونه نقص ژنتيكي كليدي در اين مسير خود را مستعد ابتلا به بيماري خواهد نمود استعداد ابتلا به عفونت در موش هاي همخون حداقل بوسيله پنج جايگاه ژن كنترل مي شود . اين پنج جايگاه ژن عبارتند از SCL-1 , SCL-2 , خوشه ژني سيستوكين T-Helper 2 كمپلكس اصلي بافت رقابتي و NraMp1 يا L Sh مشابه همين براي ژنهاي مستعد كننده انسان نيز شناسايي شده است اين ژن ها همچنين كنترل مقاومت ديگر پاتوژنهاي درون سلولي مثل توكسوپلاسما , سل و جذام را بعهده دارند. فرعيات Tcell كه Th1 باعث فعال شدن ايمني وابسته سلولي و از واكنش هومورال جلوگیری میکند. درحاليكه سلولهاي Th2 باعث فعال شدن ایمنی هومورال و از ايمني وابسته سلولي جلوگيري ميكند . واكسنهاي تجربي از سلولهاي كشته شده يا سويه هاي تخفيف حدت يافته در چند منطقه آزمايش شده است . در برزيل ( ليشمانيا امازونيسيس ) و در ونزوئلا ( ليشمانيا مكزيكن و ليشمانيا برازيلنسیس ) به ارتش اشغالگر اسرائيل نيز توصيه شده است كه سربازانشان برعليه ليشمانيا واكسينه كنند علاوه بر اين بعضي از واكسنهاي مولكولي ( واكسن هاي افتراقي ) كه براي آزمايش انتخاب شده اند : GP63 كه مهمترين گليكوپروتئين سطحي ليشمانيا و LPG ( ليپو فسفو گليكان ) سطحي پارازيت است . واكسن هاي DNA كه تجلي gp63 را دارد معلومشده است تا حدودي موثر است . · عفونت زايي ليشمانيا هاي پروماتيسگوتي كشت داده شد آزمايشگاه ديويد ساكس فاش ساخت كه پروماتيسگوت در ناقل پشه خاكي دستخوش تغييرات ظاهري وبيوشيميائي مي شوند بطوريكه عفونت زايي آنها براي ميزبانان پستاندار افزايش پيدا ميكند , آنها توانستند اين فرايند را در كشت انگل تقليد كند . بطوريكه مرحله Log ( فاز لگاريتم ) غيرعفوني و مرحله خاموشي يا تثبيت عفوني بوده است .آنها اين مراحل را به ترتيب پيش چرخه اي (Procyolic ) و فوق چرخه اي ( Metacyolic ) پروماستيگوت ناميدند . پروماستيگوت هاي متاسيكلي ليشمانيا ماژور را مي توان با عدم توانايي آگلوتينه كردن لكتين , آگلوتيمين بادام زميني تشخيص داد . شكلهايي از يك مقاله مربوط به تغييرات كربوئيدرات بين پروماستيگوتهاي ليشمانياي ماژور عفوني و غيرعفوني .دو گالاكتوز متصل به لكتين و آگلوتينين بادام زميني ( PNA ) و آگلوتنين كرچك (RCA ) مي توانند 100% پروماتيسگوت هاي فاز Log را آگلوتينه نماينددر حالیکه فقط 50 در صد پروماستیگوت هامرحله تثبیت راآگلوتینه می کنند افزودن mMD 10گالاكتوز مانع از آگلوكتيناسيون ميشود نوشته: دكتر سيمپسان ترجمه :شهرام شهریار
پاسخ : انگل شناسی تنياساژيناتا ( كرم كدو ) مقدمه به كرم تنياساژيناتا كرم پهن گوشت گاو وبه فارسي كرم كدويا تنياي گاونيز گفته مي شود.عليرغم اين كه اغلب مبتلايان يك كرم در روده دارند مواردي از آلودگي با 12 كرم هم گزارش شده است. كرم بالغ ساژيناتا در روده باريك انسان زندگي مي كند .طول كرم 4 تا 8 متر ، داراي 4 بادكش است كه بوسيله بادكش هاي موجود در سر به مخاط روده باريك مي چسبدتعداد بندهاي آن هزار تا دو هزار بند مي باشد .بندها از نظر جنسي هرمافروديت هستند.( هر دو دستگاه تناسلي نر وماده در اين بندها وجود دارد)بندهاي آخر بنام بند بارور بطور تك تك از بدن كرم جدا وبه خودي خود هنگام روز از طريق مقعد همراه مدفوع دفع ميشونداين انگل 2 ميزبان دارد ميزبان نهايي آن انسان ومهمترين ميزبان واسط آن گاو و گاهي شتر مي باشد.طول عمر کرم بيشتر از25 سال مي باشد. چرخه زندگي بندهاي بارور از بدن انسان آزاد شده و موجب آلودگي گياهان و علوفه مي شود گاو به دنبال خوردن گياهان و علوفه حاوي تخم كرم آلوده مي شود تخم انگل در لوله گوارش گاو پاره شده جنين 6 قلابي آزاد مي شود، جنين 6 قلابي جدار روده را سوراخ كرده ، وارد گردش خون عمومي ميشود و از طريق عروق خوني وارد بافتهاي عضلاني گاو شده پس از 60 تا 70 روز بصورت كيست در مي أيد كه به آن سيستي سركوس بويس مي گويند.کيست رسيده در گاو صورتي رنگ و ابعاد آن 5-9 ميلي متر است.انسان با خوردن گوشت نيم پخته اي كه مراحل لاروي ( آلوده كننده ) سيتي سركوس بويس را داشته باشد مبتلا مي شود . پس از 10 تا 12 هفته آلودگي روده اي ايجاد و لاروآزاد شده به جدار روده مي چسبد . لارو طي 5/2 تا 3 ماه به كرم بالغ تبديل و تخم گذاري مي كند . كرم بالغ در روده انسان چندين سال زنده مي ماند و شخص آلوده روزانه حدود 8 عدد بند دفع مي كند . تخمها در محيط بيرون بسيار مقاوم هستند بطوري كه در محيط خشك تا 3 هفته ودر محيط مرطوب تا 5 ماه زنده مي ماند. علائم باليني درد ناحيه بالاي شكم ،عصبانيت، سرگيجه،تهوع،كاهش اشتها يا افزايش اشتها،دل درد در ناحيه آپانديس به علت ورودبندكرم يا تخم در مجراي آپانديس. تشخيص بيماري از طريق يافتن بندهاي باروردر رختخواب يا مدفوع و يا يافتن تخم در مدفوع يا اطراف مقعد که بوسيله تست نوارچسب تشخيص داده مي شود . درمان نيكلوزاميد : قرص جويدني 500 ميلي گرم توجه كنيد : 1- اين دارو را بايد بعداز يك غذاي سبك مانند صبحانه بخورند با اين وجود مي توان آن را با معده خالي ، يك ساعت قبل و يا دو ساعت بعد از غذا مصرف كرد. 2- در صورت عدم بهبودي ، مي توان درمان را بعد از 7 روز تكرار كرد. 3- براي كودكان خردسال ، قرص را خرد كرده و سپس با كمي آب مخلوط نماييد. 4- يك ماه پس از درمان براي انجام آزمايش مدفوع واطمينان از بهبودي، بيماررابه پزشك ارجاع نماييد. پيشگيري 1. عدم استفاده از فاضلاب تازه انساني در آبياري سبزيجات ومراتع. 2. انجمادگوشت در حرارت 15 -10درجه زير صفر به مدت 10 -5روز . 3. آموزش به مردم در مورد دفع صحيح زباله و عدم استفاده از كودهاي انساني تازه در مزارع 4. آموزش به مردم در مورد دفع صحيح مدفوع وضد عفوني كردن توالتهاي آلوده 5. نظارت بر تهيه و توزيع گوشت در كشتارگاهها و قصابيها 6. آموزش در مورد اجتناب از خوردن گوشت گاو و يا شتر بصورت خام يا نيم پز 1. پيگيري بيماران شناخته شده تحت درمان