پاسخ : بررسی نقش هنر در تبلیغ دین حرم” در سنت اسلامى در قالب “مسجد” ظهور یافتهاست. مساجد اسلامى که به ادعاى برخى، در معمارى وامدار شکل اصلى کلیساها و معابد قدیمى زردتشتیان است، محرابى متفاوت دارد. محراب در سنت اسلامى (و به نحو کم رنگتر در سنت مسیحى) محل تجلى نور خداوند است و حضور رمزى او در قالب کلماتى که هم خوانده مىشود و هم گاه بر دیوارههاى محراب نگاشته مىشود. افزون بر این شکل محراب در مساجد اسلامى، در واقع نوعى “در” و “ورودگاه” به عالم دیگر است و جایگاه حضور “امام” یا “پیشوا” و خواندن و گفتن آموزههاى مقدس (در سنت مسیحى، جایگاه خواندن سرود مقدس). “در سنت اسلامى بر خلاف سنت هند و بودایى و مسیحى، تصویر یا پیکرهاى مثالى از خداوند یا متعلقات معنوى او در مسجد وجود ندارد. دلیل آن هم این است که اسلام قایل به این اصل است که هیچ تصویر یا پیکرهاى نمىتواند “وحدانیت” و “احدیت” را حتى در نازلترین وجه آن بازتاباند و حضور خداوند تنها در کلمات مقدسى که از خود او به ما رسیدهاست، مىتواند تجلى یابد. در واقع هنر خوشنویسى و تذهیب در سنت اسلامى و در کار ساخت محراب معابد و حتى خود معابد، قرینه هنر “شمایل نگارى” در سنت مسیحى است.” [تقى دخت، ۱۳۸۴] اصل دیگرى که در ساخت محراب در سنت اسلامى (و با اندکى تأمل در ساخت مسجد) مورد توجه قرار گرفتهاست، مسئله “عمق” در محراب است که باعث انعکاس صوت مىشود. عدهاى معتقدند این اصل نیز در سنت مسیحى وجود دارد، اما بعید به نظر مىرسد “عمق” تا این اندازه و با این مفهوم مورد توجه مسیحیان بوده باشد؛ همان طور که در ساخت محراب مسیحى، مقصوره یا نیمدایره عمقى بالاى محراب نیز که نشانهاى رمزى از “طاق آسمان” است، مورد توجه و تأمل چندانى نبودهاست. انعکاس صوت که اثرِ وضعى عمق در محراب است و محصول هنر معمارى اسلامى، رمزى است از خطاب خداوند به انسان و در واقع خوانده شدن از سوى او و بازگشت صدا و باز خوانى آن. “رنگها نیز از وجوه فارق و متفاوت ساخت محرابها هستند. در سنتهاى مسیحى و هندى، ترکیب رنگها از یکى دورنگ سفید، خاکسترى و رنگهایى از همین طیفها جلوتر نمىرود. بهندرت مىتوان محرابهایى را در سنت مسیحى یافت که رنگهاى الوان در آنها به کار رفته باشد. رنگ سفید و نوع سنگها و پیکرههاى معمولاً مرمرین تراشیده شده، در واقع حکایت کننده از هاله مقدس و نورانى است که برگرد محراب گسترده شده و “حرم” را در خویش گرفتهاست. در سنت اسلامى و هندى اما رنگهاى دیگرى نیز در ساخت محراب به کار مىرود. مثلا رنگ آبى که رمزى است حکایت گر از آسمان.. . یا زرد (اصفر) که رنگى است حاکى از تلألؤ نور مقدس یا نور خورشید. به هر روى محراب در سنتهاى مذهبى یاد شده، جلوهاى است از تجلى رمزگونه خــدا و نشانهاى از آن چه آموزههاى مقدس در معمــارى هر آیین وارد ســاختهاند تا اصل پرستش به عنوان یک اصل پشتوانه براى هنر مذهبى هنرمندان آن آیین درآید.” [تقى دخت، ۱۳۸۴] هنر دینی، جایگاه و قابلیتها هنر در ادیان مختلف و از جمله دین مبین اسلام از جایگاهی بس رفیع و قابل تأمل برخوردار است. بر خلاف ادعای گروهی که یا از منزلت هنر در اسلام اطلاعی ندارند و یا مغرضانه حقایق را در این خصوص نادیده میانگارند، میتوان به جرأت بر این نکته تأکید کرد که هنر و هنرمند در هیچ مکتب و مذهبی به اندازه اسلام مورد تکریم و تقدیر قرار نگرفتهاست. برای درک ارزش هنر در اسلام، نخستین گام شناخت کتاب آسمانی این دین الهی یعنی قرآن کریم میباشد که معجزه راستین حضرت خاتم الانبیاء محمد مصطفی(ص) است. در کلام ا… مجید لفظ “شعر” یک بار، و اسم فاعل آن (شاعر) چهار بار و جمع مکسر آن (شعرا) نیز یک بار در انتهای سوره مبارکه شعراء آمدهاست. در این شش آیه، سه آیه قول کفار و مشرکان است و سه آیه دیگر بیان مستقیم خداوند تبارک و تعالی، که پیرامون همین مسأله نازل شدهاست و مورخان و مفسران بر این باورند که این آیات با توجه به تهاجم فرهنگی گسترده کفار و سوء استفاده ناصواب آنان از هنر شعر و درباره شاعران مشرکی مانند عبدا… بن الزبعری، ابوسفیان بن حارث بن عبدالمطلب، هیبرة بن ابی وهب المخرومی، امیة بن ابی الصلت، ابوعزه عمرو بن عبدا… و مسافع بن عبد مناف الجمحی، نازل شدهاست. از این تاریخ به بعد است که اسلام با دعوت از هنرمندان صالح و تشویق و ترغیب آنان به خلق آثار متعهدانه، نقش بزرگ و تاریخی خود را آغاز مینماید. چنانکه به تحقیق، زیباترین فرازهای تجلیل از هنر متعهد و هنرمندان مسؤول، به دوران زندگانی پربار پیامبر عظیم الشأن اسلام(ص) و پیشوایان تشیع(ع) اختصاص دارد که مرور آن، عظمت و جایگاه والای هنر متعهد در اسلام را به اثبات میرساند.
پاسخ : بررسی نقش هنر در تبلیغ دین بی گمان، رسول گرامی اسلام(ص) از نقش هنر و به کار گرفتن آن به عنوان ابزاری مهم در جهت تبلیغ و اشاعه دین مبین اسلام، آگاهی و وقوف کاملی داشته اند زیرا برای رسیدن به پیروزی، مبارزه را تنها در سلاحها و میدانهای جنگ خلاصه نمیدیده اند. در سایه همین نگرش عمیق بود که شاعران متعهدی چون کعب بن مالک، عبدا… بن رواحه، کعب بن زهیر و… به عنوان نخستین هنرمندان مسلمان قد علم کردند و با آثار خویش به مقابله با جریان هنر مبتذل جاهلیت برخاستند. گر چه کفار و جاهلان قریش قرآن کریم را “سحر مستمر” و “اساطیرالاولین” نام نهادند و به پیامبر ارجمند اسلام(ص) القابی ناپسند دادند؛ اما تبلیغات فتنه انگیز دشمنان هرگز موجب دوری پیامبر(ص) از شعر و هنر نشد و چنانکه در بسیاری از کتب و احادیث به یادگار ماندهاست، آن حضرت همواره کلیه اقشار مردم را به شنیدن اشعار سودمند فرا میخواندند و خود نیز به نحو بسیار باشکوهی، علاقه خود را به هنر اصیل و متعهد ابراز میداشتند. “بی گمان، حمایت پیامبر اسلام(ص) از هنر متعهد و از هنرمندان مسؤول، سنگ اولیه بنای رفیع هنر شکوهمند اسلامی به شمار میآید؛ هنری که دارای پیامی آسمانی است و در آن به تعالی انسان عنایت ویژهای مبذول شدهاست.” [شرفشاهی، ۱۳۸۴] در حقیقت عرضه معارف دینی در قالب هنری، تأثیر دو چندان خواهد داشت. به دلیل آنکه زبان هنر، زبان شور، عاطفه و زیبایی است شاید به همین دلیل است که قرآن، نهج البلاغه و احادیث ائمه اطهار(علیهاسلام) در بهترین الفاظ و در زیباترین قالبها عرضه شدهاست. به عنوان نمونه توجه و تعمق در سوره یوسف گواهی بر این مدعاست: داستان حضرت یوسف، با یک خواب آغاز میشود. آنان که در هنر داستان نویسی صاحب نظرند، خوب درک میکنند که شروع داستان با بیان خواب چقدر زیبایی دارد. تعابیر زیبا و تصاویر دلکش در قرآن فراوانند؛ از جمله این آیه: “و الصبح اذا تنفس، سوگند به صبح هنگامی که نفس میکشد”. کدام شاعر است که از این تعبیر زیبا لذت نبرد؟ با این همه قرآن این زیباییها را در خدمت هدایت بشر قرار دادهاست و این خود درسی است که برای تبلیغ دین باید از بهترین و کارآمدترین زبانها و هنرها بهره گرفت. استفاده از هنر در تبلیغات دینی، همواره اثرگذار بوده و این اندیشه که هنر، غیر دینی یا دین، غیر هنری است را رد میکند. باید توجه داشت که همه افراد جامعه از نظر پای بندی دینی و عملی به احکام فقهی یکسان نیستند؛ از این رو، در تبلیغات روشمند باید برای هر گروه، از شیوه خاصّی بهره جست. بنابراین، استفاده از شیوههای سنتی تبلیغ به صورت خطاب مستقیم و بدون توجه به زمینههای روانی و فرهنگی مفید نیست