نو کلاسیک را باید نهضتی هنری هشیارانه دانست که در نیمه دوم سده هیجدهم از یک سو چون واکنشی انزجار آمیز علیه افراطگرای ها و هنر نمایی های باروک متآخر، همچنان که سبکسری ها و ظرافتکاری های بیش اندازه روکوکو، و از سوی دیگر چون گرایشی اشتیاق انگیز نسبت به والامنشی و اعتدال آرام بخش هنر باستانی یونان و روم رویش و رواج یافت. از حدود 1760 به بعد بر اثر اشاعه افکار سیاسی- اجتماعی و معتقدات اخلاقی نو ظهور، که از یک جهت بر انقلاب کبیر فرانسه می گشود. و از جهت دیگر آن جامعه اشرافی مسلک را (که از تجمل پروری باروک و زیورگری روکوکو پشتیبانی می کرد) محکوم به فنا می شمرد. ذوق عموی روی از هنر رایج زمان برتافت و باز گشت هنر کلاسیک را با آغوش باز پذیرفت.