پاسخ : نیمه شعبان ای آه تو آبروی آواز بیا ای همسفر نسیم و گل باز بیا تو معنی راز آدم الاسمایی «ای نام تو بهترین سرآغاز» بیا ................................................ روزى که جدا کند طلا و مس را از شوق، غنى کند دل مفلس را اى کاش که زنده بودم و مى دیدم: شمشیر عدالت «گل نرگس» را ................................................ در سینه من بهار مىباید و نیست با شوق مرا شرار مىباید و نیست تا صبح ظهور حضرت «صاحب امر» در چشم من انتظار مىباید و نیست! ................................................ وى خوش لاله زار مى آید و او نرگس نرگس، خمار مى آید و او از دور سوار شال سبزى پیداست من معتقدم; بهار مى آید و او * ماندیم و ندیدیم به ناز آمدنت چون سرو سرافراز، فراز آمدنت دل در خم کوچه شهادت مانده ست یک عمر در انتظار از آمدنت ................................................ ما حلقه اگر بر در مقصود زدیم از بندگى حضرت معبود زدیم این الفت ما به دوست امروزى نیست یک عمر دم از مهدى موعود زدیم ................................................ شب های پر از شهاب را خواهم دید دریاچه ی نور ناب را خواهم دید وقتی که سپیده می دمد می دانم من چهره ی آفتاب را خواهم دید! ................................................ کی قصد شروع می کنی آقا جان! در کعبه رکوع می کنی آقاجان! دنیا شب تاریک ستم ها شده است این جمعه طلوع می کنی آقا جان؟ ................................................ چون تشنه به آب ناب دل می بندم بر خنده ی ماهتاب دل می بندم ای روشنی تمام تا ظهر ظهور چون صبح به آفتاب دل می بندم ................................................ در دیده حضور حضرتش نزدیک است در شهر عبور حضرتش نزدیک است آن پیر فقید ـ حضرت بهجت ـ نیز فرمود: ظهور حضرتش نزدیک است * یک صبح قشنگ بی خبر می آید آن مرد بزرگ از سفر می آید وقتی همه ی منتظرنش خوابند با سیصد و سیزده نفر می آید ................................................ هر راه بجز راه تو کج خواهد شد بی لطف توآسمان فلج خواهد شد ما منتظران اگر بخواهیم همه امسال همان سال فرج خواهد شد ................................................ هرچند که دیر یادمان افتاده ست اینکه تو نیامدی دلیلش ساده ست ما تا سر کوچه آب و جارو کردیم گفتیم بیا جهان ما آماده ست! ................................................ ای کشف و شهود عشق، پیشینة تو آتشکدهای ز شور در سینة تو خورشید، مجاز و آسمان، ظرف مجاز در صبح چراغانی آدینة تو! ................................................ دلبستگی به یار را می فهمیم درد دل بی قرار را می فهمیم یک عمر اسیر صف نانیم آقا! ما معنی انتظار را می فهمیم * با یاد تو دل بهار احساس شود این خانه پر از طراوت یاس شود آقا همه تشنهی ظهورت ... اما مهلت بده وامهایمان پاس شود ................................................ یک منتقم از طواف حج می آید با اسب، و ذوالفقار کج می آید آمین خدا برای اللهم عجل لولیک الفرج می آید ................................................ آشفته و بی قرار می میرم من از شدت انتظار می میرم من آقای دوازده! تو تا برگردی روزی صد و بیست بار می میرم من! ................................................ خورشید که سینه چاک نورت باشد تندیس درخشش حضورت باشد مردیم زبس آه کشیدیم ای کاش این جمعه دگر روز ظهورت باشد ................................................ :shad2: