سعید شهروز ستاره ستاره هنوز بیداری، بازم امشب خواب نداری نکنه تو هم مثل من عاشقی چشم انتظاری نکنه تو هم تو شبات، خسته از غبار جاده خواب مهتابو می بینی، که میاد پای پیاده نکنه هجوم ابرا تو رو هم از ما بگیره ستاره برای بودن دیگه فردا خیلی دیره حالا که خورشید طلسمه قلعه سنگی خوابه تو نگو عشقا دروغه، تو نگو دنیا سرابه با کدوم بهونه باید شبو از تو کوچه دزدید گل سرخ عاشقی رو به غریبه ها نبخشید ستاره همه غرورم پیش کشه ناز تو باشه تو بمون تا چشمای من با سپیدی آشنا شه من اگه اسیر خاکم، تو که جات تو آسمونه دل خوشم به اینکه هر شب تو بیایی رو بوم خونه هم نشین ابر و ماهی توی اون همه سیاهی نکنه اینقدر دور شی که دیگه منو نخواهی