کمتر بترس بیشتر امیدوار باش. کمتر ناله کن بیشتر نفس بکش کمتر حرف بزن بیشتر بگو کمتر متنفر باش بیشتر عشق بورز و در این صورت است که تمامی چیزهای خوب جهان از ان تو خواهد بود. زمانی که پیش مادر بزرگم زندگی میکردم مادر بزرگم هر وقت یکی از شاکیان وارد مغازه میشد بی اعتنا به این که من در حال انجام چه کاری هستم صدایم میزد. سپس موذیانه رو به من میگفت -خواهر بیاتو بیا تو شکی نیست که من هم اطاعت میکردم مادر بزرگم از مشتری میپرسید -امروز حالتان چطور است برادر توماس؟ ومشتری در حالیکه ناله و زاری میکرد پاسخ میداد -زیاد خوب نیستم خواهر هندرسون میبینید که فصل تابسونه وگرمای لعنتیش من از گرمانفرت دارم نفرت.دیگه کم مونده منو از پا در بیاره. سپس مادر بزرگم بازوهایش را روی همدیگر تا میکرد با خویشتن داری به من نگاه میکرد تا مطمئن شود که من ناله و فغان طرف را شنیدم. شاکی دیگری که وارد مغازه میشد ومینالید که -من از شخم زدن متنفرم خاک سفت لعنتی اصلاحرف حساب سرش نمیشود شاکی که پایش را از مغازه بیرون میگذاشت مادر بزرگم دعوتم میکرد تا روبرویش بنشینم سپس همان حرفهایی را میزد که حداقل هزار بار برایم گفته بود -خواهر شنیدی که برادر فلانی یا خواهر بمانی از چه گله و زاری میکرد؟ ومن-سرم را به علامت توافق تکان میدادم مادر بزرگم به حرفهایش ادامه میداد و میگفت -خواهر مردم زیادی اعم از فقیر و غنی سفید و سیاه دیشب سر بر بستر خواب گذاشتند اما امروز از خواب بیدار نشدند انهائی که انتظار داشتند از خواب برخیزند بر نخاستند وبسترخوابشان بستر مرگشان شد و پتوی رویشان تن پیچ جسدشان. واین مردگان حاضر بودند که همه چیزشان را فقط به خاطر پنج دقیقه زندگی در این هوای گرم تابستانی و یا به خاطر ده دقیقه شخم زمینی که ان مرد از ان نفرت داشت از دست بدهند بنابراین مواظب خودت باش که هرگز گله و زاری نکنی وقتی از چیزی یا انجام کاری خوشت نمی اید تنها کاری که از تو انتظار میرود این است که ان کار را تغییر بدهی اگر قادر به تغییر نیستی طرز فکرت را نسبت به ان تغییر بده گله و زاری مکن ناله و زاری نه تنها زشت است خطر ناک نیز میتواند باشد