1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

به ياد مادر

شروع موضوع توسط Asana ‏2/7/11 در انجمن متفرقه مذهبی

  1. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏25/6/11
    ارسال ها:
    2,274
    تشکر شده:
    1,519
    امتیاز دستاورد:
    113
    رزمنده‌ها آن شب نياز شديدي به بلدوزر داشتند. بايد هر طور شده آن را درست مي‌كردند. اما يك لحظه زمان ايستاد، گلوله‌ي توپي درست به وسط ماشينشان خورد و آن را به آتش كشيد.
    ماشين قطعه‌قطعه شد. دست و پاي آهنگري و يزداني نيز به اطراف پرت شد. آتش از لاشه‌ي باقي مانده‌اش زبانه مي‌كشيد و اطراف پل را روشن مي‌كرد. قربان‌علي قصد داشت، مقداري از پودر بدنشان را در كيسه‌اي ريخته، براي خانواده‌شان بفرستد، در يك لحظه به ياد مادر خودش افتاد و از كارش منصرف شد.

    منبع: كتاب شب هاي قدر كربلاي 5