1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

اسير مجاني!

شروع موضوع توسط Asana ‏1/7/11 در انجمن متفرقه مذهبی

  1. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏25/6/11
    ارسال ها:
    2,274
    تشکر شده:
    1,519
    امتیاز دستاورد:
    113
    وقتي داشتيم عقب‌نشيني مي‌كرديم، جلوي ما يك ستون نيرو داشت مي‌رفت. علي شاليكار گفت: «ميرزايي! آن ستون، بچه‌هاي لشكر نجف اشرف هستند، خوب است به آن‌ها ملحق شويم‌»
    كمي كه جلوتر رفتيم متوجه شديم آن‌ها به زبان عربي صحبت مي‌كنند. سريع به بچه‌ها گفتم: عقب‌نشيني كنيم. من و شاليكار عقب‌تر از همه بوديم. صداي برخورد اسلحه به گوشمان رسيد. به پشت سر نگاه كردم، ديدم عراقي‌ها اسلحه‌ها را روي هم مي‌چينند و با دستان بالا به سمت ما مي‌آيند. دقيقاً 49 نفر بودند و به گمان اين‌كه ما داريم آن‌ها را دور مي‌زنيم تسليم ما شدند.

    منبع: ماهنامه سبزسرخ - صفحه: 6