نام پدر:محمدرسول محل تولد:شهرستان مشهد تاريخ تولد:19/06/41 تاريخ شهادت :29/07/63 محل شهادت :ميمک منطقه :عمليات عاشورا 1 مسؤليت :فرماندهتيپ شغل : عضويت : كادر يگان:لشكر 5 نصر گلزار :بهشت رضا کد شهید:6313742
پاسخ : سردار شهيد مهدي ميرزاييصفياباد گوينده :حميده شريفي ايشان به دليل اصابت تركش از ناحيه دست مجروح شده بود و به علت درد شديد از ناحيه دست ، به بيمارستان مراجعه مي كند و موقعيكه از شدت درد ناله مي كند در همان حال دكتر او را مي بيند و به ايشان مي گويد: چه كسي گفت كه به جبهه بروي؟ حالا هم كه رفته اي بايد اين درد و رنج را تحمل نمايي . شهيد با شنيدن سخنان دكتر ، سخت ناراحت مي شود و نسخه دارو را پاره مي كند و بر مي گردد ، اما به دليل عدم معالجه ، دست ايشان فلج مي شود . بعد از اينكه به خانه بر مي گردد ، مادر شهيد متوجه مي شود و مي گويد: مهدي جان دستت چه شده ؟ شهيد طوري برخورد مي نمايد كه مادرش متوجه نشود كه دستش مجروح و فلج شده است . اما مادر ايشان اصرار مي كند كه اگر دستت كاري نشده ، كمي آن را تكان بده. خود شهيد نقل مي كرد : وقتي با اصرار زياد مادرم مواجه شدم و از طرفي يقين داشتم كه انگشتان دستم مجروح است و تكان نمي خورد . اما به خاطر اينكه مي خواستم مادرم را راضي نگه دارم ، انگشتان دستم را تكان دادم ، متوجه شدم كه هيچ دردي ندارم و مي توانم به راحتي آنها را تكان دهم . مادرم كه اين صحنه را ديد ، ناگهان به گريه افتاد. علت را پرسيدم مادرم گفت: پس از نماز ظهر و عصر بود كه خوابيدم و در خواب امام رضا (عليه السلام) را ديدم كه به من فرمودند: دست پسرتان فلج است و به او بگوييد كه من او را شفا داده ام و نگران نباشد.