1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

ظهور زرتشت

شروع موضوع توسط (̅(َ_̅_̅(َ)ڪے ‏5/5/11 در انجمن ادیان الهی

  1. کاربر مفید

    تاریخ عضویت:
    ‏12/12/12
    ارسال ها:
    727
    تشکر شده:
    518
    امتیاز دستاورد:
    113
    حرفه:
    بوتیک
    سخنان اشوزرتشت { يسنا- هات}

    [​IMG]


    * اينك اي مزدا كه من به ارشاد مردم و آموزش راه تو پرداخته‌ام وبا همه دروغ پرستان به ستيزه برخاسته‌ام. مرا نگهدار و پشتيبان باش و خرد پاك را به ياري‌مردم فرست تا به گفتار و آموزش‌هايم پي‌برند.
    يسنا ٤٤ بند ١١


    * من مي‌دانم كه تو را توانايي آنست كه چون مني كه طرفدار راستي است، در برابر دشمن نگهدارد. و هنگامي‌كه كه هردو سپاه راستي و دروغ در برابر يكديگر به پيكار ايستند و از تو براي پيروزي ياري خواهند، اي‌مزدا برابر قانون و آيين ازلي‌ات راستي و نيكي را پيروزي خواهي بخشيد.
    يسنا ٤٤ بند ١٥


    * ولي آن پيروزمندي كه بايد از روي دستور تو دينداران را در پناه خود گيرد كيست؟ آنرا از روي الهام به‌من بازگوي كه كيست آن داور نجات‌دهنده دانايي كه بدين كارگماشته شده است؟ بشود كه سروش (نداي وجدان)و هومن(منش‌نيك ) او را و همه آناني‌كه دوستار تو هستند، يارو ياور باشند.
    يسنا ٤٤ بند ١٦



    *اي مزدا چگونه و چه وقت بايد با جديت تمام در راهي كه تو نمودي، رهسپار شوم؟ آيا سخنانم در مردم اثر خواهد كرد و چنانچه نويد داده‌اي رسايي و كامروايي بهره نيكان و راستان خواهد بود؟

    يسنا ٤٤ بند ١٧


    *من آگاهم كه سزاي كسي‌كه پيمان شكند و نيكان و پارسايان را در هنگام نياز ياري نكند، چيست؟ آري چنين كسي در سراي ديگر به پاد افراه سختي گرفتار خواهد شد.
    يسنا ٤ بند ١٩


    * اي مزدا؛ من مي‌دانم كه چگونه بدكاران با جور و ستم به نيرو و حكومت مي‌رسند و هواخواهان آنان كه چون كوران با چشم و كران با گوش هستند چگونه براي خشنودي اربابان خود جهان را پر از بيدادگري و خونريزي كرده‌اند. آري، اين بدكاران براي به‌دست آوردن نيرو و دارايي حاضرند جهانيان را از راه راست و درست دورنگهدارند.
    يسنا ٤٤ بند ٢٠



    * اكنون مي‌خواهم سخن گويم؛ همه گوش هوش فرا دهيد، اي كساني‌كه از نزديك و دور براي آگاه شدن آمده‌ايد. همه‌تان آنرا به‌خاطر بسپاريد تا مبادا آموزگار دروغ شما را گمراه كند و با گفتار نادرست خود روان شما را تباه سازد.
    يسنا ٤٥ بند ١


    * من مي‌خواهم از دو گوهر يا دو گونه روش‌ انديشيدن در آدمي‌سخن گويم كه يكي پاك است( سپنتامينو) و ديگري پليد (انگره‌مينو). اين دو، هميستارو ضد يكديگرند و هيچ يك در پندار و گفتار و كردار و آموزش و آرزو و باوري و روح با هم يكسان و همانند نيستند.
    يسنا ٤٥ بند ٢

     
  2. کاربر مفید

    تاریخ عضویت:
    ‏12/12/12
    ارسال ها:
    727
    تشکر شده:
    518
    امتیاز دستاورد:
    113
    حرفه:
    بوتیک
    اشو زرتشت از ديدگاه نيچه

    اشو زرتشت از ديدگاه نيچه

    [HR][/HR] زرتشت پيامبر ، مردي سترگ و يگانه اي بي مانند درتاريخ اديان گيتي و راستگويي والاتبار و بي‌نظيري از ديدگاه فريدريش ويلهلم نيچه ، فيلسوف شهير آلمان است . نيچه اي كه در جواني تحت آراء شو پنهاور، نيهيليسم را تبيين تعريف تولد بشري مي دانست و مقبول قبول داشت كه زندگي بشر مشغله اي بي معناست سرشار از رنج و متنازع به آن نظر كه اين جهان فقط بخشي و بخشي بي اهميت از كل واقعيت است به گاه اينكه نيچه با گفتارِنيك زرتشت پيامبر در اوستا آشنا شد دبگر ، زندگي را اصليت زند ه مي دانست و اين را كل واقعيت ، آنگاه بود كه طغيان عليه نيهيليسم را سرآغازيدن كرد و مومن به اعتقاد زندگي ،كه بايد به تمامي درآن زندگي و هر چه مي توان از آن بر گفت واين كار را بايد بهترين نحو مكرر، تكرار كرد چرا كه از ديدگاه اشوزرتشت پيامبر زندگي مبارزه‌اي دايم و ترديد ناپذير ميان خيروشر است و تا بدانجا انسان نيك مي جنگد كه بايد زندگي بجنگد و تا آنجا مي زيد تا به والاي هماي ابر مرد برسد و بخواند آنكه را خواندني است و بايد آنچه بايستني را.

    از ديدگاه نيچه زرتشت پرومتئوسي جديد است درتاريكي وسقوط ذهن بشريت رفته به قهقراء ارتجاع مدرنيته او انديشه‌اي در گفتار زرتشت مي بيند كه جهش خِرد تا به آستان زمين است انديشه اي كه نه تنها نظاره گر به سوي خيالات آسماني و اثيري نيست بلكه با اصالت خاك و زندگي آدمها در غالب آن معبود بشر را مي بيند و حكومت را نه برازنده حاكميت كه در قامت مرد آساي سو شيانت در عبارت ابر مردي جديد كه همانا حكومت آن خون سرخ رنگ حكومت ملت است بر مردم كه بادا ملت سروري ظهور ابر مرد مقتدر و راستگورا .
    نيچه منقلب شده از راست گفتار خورشيد خاور زمين به نگارش زرين ترين و ژرفترين شاهكارش دست مي‌زند ونام آن كتاب را «چنين گفت زرتشت» مي گذارد و خود مي گويد «من جهان را آفريدم» در اين كتاب زرتشت شخصيت فرزانه و به يكم كلام دهايي آتشين و تفكر نوراني است كه با زباني شاعرانه همانگونه كه در اوستا است حكمت حكيمانه و خِرد پيامبرانه را در باب معنا و ماهيت هستي و بنياد هستي شناسي بيان مي‌كند. نيچه از ديدگاه زرتشت با كاويدن معناي نسبت خدا و انسان و دين و اخلاق و فلسفه و علم و معاني وجه معنوي انسان موثر در اثر زندگي مي بيند .

    نيچه در اين فلسفه از نمادهاي عميق و پيچيدهاي براي بيان پايه هستي شناسي كه همان خواست قدرت است بهره‌مي‌برد، خواستن و قدرت دو عنصر جدايي نا پذير بشري است در قالب خواستِ قدرت كه در تمامي هستي حضوردارد و در ساحتي به صورت نيروي ناميراي زندگي پديدار مي شود و در ساختار رواني به صورت نيروي روان كه نتيجتاً فرابردن نيك بختي بشر در تمسك به خاك كه خاك سر رشته هدف برين كه رسيدن وجودي به اهورا مزدا است مي‌شود. نوزايش هستي در حيطه تجسم تفكر و جرم جسم بشر تا به درجات بالا رفته درعالم ماده كه از آن زمان به بازگشت جاودانه به مكان ا هورايي در هر دو غالب روان و جسم است چرا كه بر خلاف آن فكر كُشان ديگر كه تفكر را تيشه اي بر ريشه خرافه خود مي دانند و هر گونه فكر در حيطه مذهب را ممنوع ورود مي دانند، زرتشت پيامبررانسان فكور را زرتشتي‌اي با خلوص روان مي داند و تفكر را مساوي پيشرفت و پيشرفت رالازمه ملت و ملت را جزو وجود اهورامزدا مي داند.
    چنين گفت زرتشت نيچه بر گرفته از خرد شش سپنتا : ارديبهشت، خرداد، امرداد، شهريور، بهمن، اسفندارمزد است و تكوين و تبيين اين خرد مبنايي از شش فرشته اهوايي ايراني زرتشتي : ( ميترا فرشته خورشيد، تشتر فرشته آبها، زامياد فرشته زمين، آناهيد فرشته باران و مادرميترا، سروش فرشته عدالت روز رستاخيز، ورهران فرشته جنگ و جنگاوري و پهلوان منشي )

    علت تامه تقديس جنگاوري در آراء نيچه برمي گردد به نيروي اهورايي ورهران . ورهران در زبان پهلوي ريشه در وِرِترغن اوستايي دارد كه امروز به لفظ بهرام استعمال مي شود . تكان دهنده ترين و قوي ترين بخش در چنين گفت زرتشت درباره جنگ وجنگاوران است. آنجا كه زرتشت مي گويد:«سرباز چه بسيار مي بينم اما كجايند مردان جنگي بسيار... دشمن تان را بجوييد و جنگ تان را بر پا كنيد جنگي در راه انديشه هاتان و اگر انديشه هاتان از پاي درآمد، باز راست كرداري شما مي بايد غريو پيروزي بردارد! صلح را همچون افراز جنگ هاي تازه دوست بداريد و صلح كوتاه را از صلح دراز بيش نگوييم كه كار كنيد ، كه جنگ اوريد نگوييم كه صلح كنيد ، كه پيروز شويد ! كارتان ، جنگ باد ، صلحتان پيروزي ... مي پرسيد خوب كدام است ؟ پهلواني خوب است . اين سخن دختر كان را باد كه بگويند «خوبي يعني زيبايي و دلربايي» آدمي تنها آنگاه خاموش مي ماند و فارغ مي نشيند كه تيروكمانيش هست وَرنه هرزه مي‌درايد و مي‌ستيز، صلحتان پيروزي باد . مي گوييد انگيزه نيك جنگ رانيز مقدس مي كند ؟ اما من به شما مي گويم : جنگ نيك است كه هر انگيزه اي را مقدس مي كند . از جنگ و دليري بيش از همسايه دوستي كارهاي سترگ بر آمده ست . شما را تنها دشمناني بايد كه از يادشان بيزار باشيد ، نه دشمنانيكه خوارشان شماريد جنگاور خوب راپژواك تو بايد خوشتر است از من مي خواهم و آنچه را كه نزدتان گرامي ست نخست بايد فرمان يابيد طغيان شرف برده است اما شرف شما در فرمانبري باد فرماندهي تان همانا فرما نبري چنين به سر بريد زندگي فرمانبري و جنگ آوري خويش را از زندگي دراز چه سود؟ كو اين جنگاور مي‌خواهد با او مدارا كنند؟ با شما مدارا نمي كنم، به جان و دل دوست تان دارم ، برادران جنگي‌ام » .


    تا به آخر زندگاني پراثر و با ثمر ينچه متاثر از شش فرشته اهورايي ايران بود كه با الهام از هر يك ده‌ها صفحه ونظريه بر دامان فلسفي جهاني در وانفساي نيست انگاري پست مدرن مي افزايد و مزين مي كند تاريخ انديشه و كلام را به اسطوره ها راستگويي ها از شكوه اهورايي ، اما شاه بيت سخن نيچه برمي گردد به وجود عظمت و حقانيت بي بديل ابرمرد چه در غالب هوشيدر و هوشيدر ماه چه در غالب و اپسين موعود ظهور سو شيانت مصلح، نيچه مي داند او مي‌آيد براي اميد رفتگان بشري مي آيد . اما آيا ابر مرد وجه تمايزي با بشردارد؟ بله نيچه چنين مي گويد:«بوزينه دربرابر انسان چيست؟‌چيزي خنده آوريا چيزي مايه‌ي شرم دردناك انسان دربرابر ابرمرد همينگونه خواهد بود، چيزي خنده‌آور يا چيزي مايه شرم درد ناك».
    سوشيانت به معني نجات دهنده است و همينطور پيشواي دين. اسامي سوشيانت در بندهاي 128و129 فروردين يشت چنين آمده است:‌ «به فروهر اوخشيت مقدس درود مي فرستم . به فروهر اوخشيت نمنگه درود مي فرستم به فروهر استوف‌ارته درود مي فرستم به آن **** كه به سوشيانت پيروزگر موسوم خواهد شد و به استوت ارته موسوم خواهدشد اورااز اين‌رو استوت ارته گويند آنچه در جهان داراي جسم و جاني است از پرتو او به يك زندگاني فنا ناپذير رسد تا آنكه جنس دو پا ضد دروغ مقاومت تواند و تا آنكه كه پاكدينان درستيزه ضد دشمنان ايستادگي توانند كرد او خشيب ارته لفظ يعني كسيكه قانون مقدس را مي پروراند امروزه اين مراسم را هوشيدر گويند و نام دومين موعود هوشيدر ماه است. دربندها ي 88 تا 96 زامياد يشت آمده: «پس از ظهور سوشيا نت گيتي پر ازعدل وحكمت گردد، سعادت رو مي‌آورد ،‌ انديشه وگفتار وكردارنيك ظفر يابد، جهان از دروغ پاك شود ، خشم نا بود گردد ، راست به دروغ چيره آيد، منش نا پاك از منش پاك شكست ببيند،‌ امشاسپندان خرداد و امرداد ديوهاي گرسنگي و تشنگي را براندازند ، اهريمن بگريزد». نيچه با برگفتن حقانيت سوشيانت ابرمرد را پي ريزي مي كند كه اوست ابر مرد ، اوست آن آذرخش اوست كه مايه‌ي شيداي زمين است. روزي جاي ابرمرد خواهد بود «اي تنهايان امروز ،‌شما خروج كردگان خود روزي قوي خواهيد شد و ازميان شما كه خود را برگزيده ايد قومي ديگر خواهد خواست و از آن ميان ابرمرد براستي زمين شفاخانه اي خواهد شد .» حال بنگريم تشابه ديني – فلسفي را پرفسور دارمستتر دركتاب خود با ترجمه جان باخته در راه ميهن محسن جهانسوز 1317 چنين گفته « سوشيانت پس از هزاران سال كه بر عمر زمين خواهد گذشت خروج خواهد كرد . روز رستا خيز مردگان بپا خواهند خواست و زندگي از سر خواهد گرفت. دراين موقع سوشيانت تنها نخواهد بود، زيرا در زمره اين مردگان فنا نا پذير دليران ديگر هستند كه شربت مرگ نچشيده در نواحي دوردست يا در غيبت انتظار مي كشد اشخاص مذكور در آخر الزمان در پيرامون سوشيانت كه پسر تولد نايافته زرتشت است ، جملگي در ركاب او خواهند بود درچنين گفت زرتشت از زبان نيچه نيز اين بشارت داده مي شود كه : «تمام خدايان مرده اند ، اكنون در انتظاريم كه ابر مرد بيايد .... من آنهايي را دوست مي دارم كه درآن سوي ستارگان دليلي براي فداي خويشتن نمي بينند ، بلكه خود را فداي زمين مي كند ، زيرا زمين روزي جاي ابر مرد خواهد بو د.»


    خصلت ابر مرد در سه خصوصيت خلاصه مي شود :

    ‌الف ) روزي مردي خروج خواهد كر د
    ب) شريران را منقطع خواهد نمود
    ج) وارث زمين خواهد گشت.


    نيچه زرتشتي گري را رسيدن به ماهيت حقيقت كاينات مي‌گويد و پيشرفت خرد شناسي را منوط به پاسخ گفتن به پرسش هاي بنيان برافكن جواني مي داند نيچه عليه كساني راه خرد را سخت و خارآگين مي كنند و باعث مي شوند رهروان معرفت شناسي و خرد ورزي از هر گونه حركت باز به ايستند و اين حصول هر گونه معرفت براي بشر را ناممكن خواهد كرد چرا كه ادراك معرفت ريشه در ادراك حقيقت دارد و حقيقت بيان صريع و رساي موضوع ابژه در ذهن و سوژه در روان است و شرح بسط آن نه در تنا قص كه در يگانگي شكل تشكيل مي گيرد. نيچه سعي دارد به مردمان دگر بفهماند كه حكمت خود نه در دكترين‌هاي غربي بلكه در فلسفه اشراقي و حكمت فهلويون ايران است حال كه خود بيگانه ايم با داشته‌هامان و گاه در ستيز با اندوخته هاي نيا كاني.
    ايدون باد، پيشرفت خرد در ايران زمين ايدون باد، پيشبرد انوار نياكان ايدون باد .

     
    یک شخص از این تشکر کرد.
  3. کاربر مفید

    تاریخ عضویت:
    ‏12/12/12
    ارسال ها:
    727
    تشکر شده:
    518
    امتیاز دستاورد:
    113
    حرفه:
    بوتیک
    آتشکده کاریان

    نام دیگر آن آتشکده آذرفرنبغ یا آذر خورداد است که در معنی می شود آتش فره ایزدی . مکان آن در شهر فیروز آباد یا اردشیر خره یا اردشیر خوره در صد و بیست کیلومتری جنوب شیراز است و کاخ بزرگ آن که توسط شاهنشاه اردشیر بابکان ساخته شده بود هم اکنون فرو ریخته است . اردشیر به همین جهت نام شهر را ارتخشر خوره ( ارت خشتر ) نامید . در معنی کل می شود شهر شکوه و جلال اردشیر . خوره به معنی فر و شکوه و جلال است . شهر گور یا فیروز آباد نیز بعدها نام گرفت . این مکان از زیارتگاههای بزرگ مردمان فلات ایران بوده است . فخر الدین اسعد گرگانی در داستان ویس و رامین که به دوره شاهنشاهی اشکانیان مربوط است نوشته است .



    به خاصه زین دل بدبخت رامین
    که آتشگاه خرداد است و برزین
     
    2 نفر از این پست تشکر کرده اند.
  4. کاربر مفید

    تاریخ عضویت:
    ‏12/12/12
    ارسال ها:
    727
    تشکر شده:
    518
    امتیاز دستاورد:
    113
    حرفه:
    بوتیک
    آتشکده بارنوا

    به گفته مسعودی دومین روز پس از به قدرت رسیدن شاهنشاه اردشیر بابکان این آتشکده ساخته شد . مکان آن در جنوب ایران است .
     
  5. کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏17/5/11
    ارسال ها:
    39,257
    تشکر شده:
    47,234
    امتیاز دستاورد:
    170
    پاسخ : آتشکده کاریان

    [DEL]ادغام شد[/DEL]
     
    یک شخص از این تشکر کرد.
  6. کاربر مفید

    تاریخ عضویت:
    ‏12/12/12
    ارسال ها:
    727
    تشکر شده:
    518
    امتیاز دستاورد:
    113
    حرفه:
    بوتیک
    آتشکده خوار اصفهان

    حمزه اصفهانی می نویسد اردشیر در یک روز سه آتشکده در اصفهان یا اسپهان بنا کرد . یکی در شرق . دیگری در میان شهر و آخری در غرب شهر . دلیل آن را از طلوع خورشید تا غروب آن دانسته است . اولی به نام آتشکده اردشیر است که در منطقه قلعه ماربین یا مارین واقع شده است . دومی آتشکده زروان نام دارد که در قریه دارک از روستای خوار است . سومی آتشکده مهر اردشیر نام دارد که در اردستان واقع شده است . مهم ترین و سالم ترین آنها در کوه آتشگاه امروزی واقع است . ارتفاع آن از دشت 200 متر و از شهر اصفهان 8 کیلومتر فاصله دارد . معبد آن نیمه ویران است و امروزه به آتشکده اصفهان معروف است .
     
  7. کاربر مفید

    تاریخ عضویت:
    ‏12/12/12
    ارسال ها:
    727
    تشکر شده:
    518
    امتیاز دستاورد:
    113
    حرفه:
    بوتیک
    زیارتگاه پیر هریشت

    این مکان در 14 کیلومتری شهر اردکان یزد قرار دارد . به باور ایرانیان این مکان جایگاه ابدی یکی از ندیمگان شهبانو دختر یزدگرد سوم شاهنشاه ایران است که پس از تعقیب تازیان به این مکان پناه برده است و در آنجا هنگام نیایش ناپدید شده است . این مراسم از هفتم تا یازدهم فروردین ماه برگزار می شود که برابر است با روز امرداد تا خورداد روز از فروردین ماه هر سال .
     
  8. کاربر مفید

    تاریخ عضویت:
    ‏12/12/12
    ارسال ها:
    727
    تشکر شده:
    518
    امتیاز دستاورد:
    113
    حرفه:
    بوتیک
    آتشكده آذر برزين‌مهر كجاست؟



    [​IMG]

    نویسنده آرزو رسولي (برگرفته از سایت فر ایران)

    چهارطاقي مشهور به خان ديو در روستاي ‌‌ريوند در مركز دهستان باشتين كه برخي باستان‌شناسان آن را محل آتشكده آذربرزين مهر فرض كرده بودند، براساس پژوهش‌هاي تازه بر منابع فارسي و عربي اوايل دوره اسلامي، با مختصات اين آتشكده مشهور ساساني مطابقت ندارد و باستان‌شناسان بايد در كوه‌هاي اطراف روستاي گنبد (جنبد) در جست‌وجوي اين آتشكده باشند.
    آذر برزين‌مهر، آتشكده‌ي ويژه‌ي كشاورزان بود كه در آغاز، جاي ثابتي نداشت. به نوشته متن پهلوي بن‌دهشن (بن‌دهش)، وقتي كه زرتشت دين آورد، كي گشتاسب آن را در كوه ريوند كه پشت گشتاسبان گفته مي‌شود، مستقر ساخت.
    در جاي ديگري از بن‌دهشن آمده است: ريوند كوه در خراسان است (كه) آذر برزين مهر در آن قرار دارد.
    باز در بن دهشن آمده است: كوه گنابد در همان پشت گشتاسبان است. از آنجا به طرف ريوند، كه محل آذر برزين مهر است، نه فرسنگ است، به طرف غرب.
    در متن پهلوي گزيده‌هاي زادسپرم برزين مهر اشاره شده است: ‌‌آذر فرنبغ در كوه فرمند ]داراي فره[ در خوارزم [در اصل کاریان] جاي گرفت، آذرگشنسب در كوه اسنوند در آذربايجان و آذربرزين مهر در كوه ريوند كه در پشت است.
    دكتر علي اشرف صادقي، در مقاله‌ي محل آذر برزين مهر كه در شماره ششم نشريه‌ي ‌‌نامه ايران باستان منتشر شده است، پس از ذكر و بررسي نظرهاي گوناگون و بررسي منابع عربي و فارسي براي مشخص كردن مناطق بالا، هم‌چون تاريخ نيشابور، احسن التقاسيم، معجم‌البلدان، شاهنامه، تاريخ بيهق، اسرارالتوحيد و زين‌الاخبار، كوشيده محل دقيق آذر برزين مهر را در كوه ريوند مشخص كند.
    از مجموع نظرات ايران‌شناسان و آن‌چه در منابع فارسي و عربي آمده است و با توجه به مشخصات آذربرزين مهر كه در ريوند، در پشت گشتاسپان، در گنبد قرار دارد. دكتر صادقي نتيجه مي‌گيرد كه گنبد به معني آتشكده ناميده‌اند. اين ده امروز، جنبد نام دارد و جزو دهستان كيذقان بخش ششتمد شهرستان سبزوار است و در تداول اهالي، گنبد گفته مي‌شود. ربع ذمج كه سابقا اين ده گنبد، جزو آن‌جا بوده، امروز ‌‌‌زمج ناميده مي‌شود و دهستاني از بخش ششتمد است كه مركز آن ده ششتمد است و در كنار كيذقان قرار دارد.
    بخش ششتمد در جنوب سبزوار است و ريوند نيز در جنوب و جنوب غربي نيشابور است و با ششتمد فاصله زيادي دارد. اما به احتمال، قلمرو ريوند در گذشته تا ششتمد ادامه داشته است. بنابراين، روستاي برزنون كنوني ]ظاهرا برزينان[ با آتشكده برزين مهر ارتباطي ندارد و به احتمال قوي، از نام شخصي برزين نام، گرفته شده است.

     
  9. کاربر مفید

    تاریخ عضویت:
    ‏12/12/12
    ارسال ها:
    727
    تشکر شده:
    518
    امتیاز دستاورد:
    113
    حرفه:
    بوتیک
    یاران نزدیک زرتشت


    یاران نزدیک زرتشت

    شاه گشتاسب کیانی بزرگ ترین یاور و گسترش دهنده دینی بهی بوده است که آئین وی ار پذیرفت . زمان پادشاهی کیانیان نیز به بیش از سه هزار سال می رسد . فرشوشتر و جاماسب که از نامداران خاندان هوگو بودند از نزدیک ترین یاران زرتشت بوده اند . گویا پس از درگذشت زرتشت جاماسب رهبر پیروان او میگردد . خاندان فریان نیز که ریشه تورانی داشته اند ( در ترکستان کنونی ) از یاران نزدیک زرتشت بودند . یاران زرتشت در تاریخ به سه گروه نامیده شده اند

    گروه نخست خیتو که در معنی خودمانی می باشد . اینان کسانی هستند که لقب آزادگان به آنان داده شده است و تمامی گفتار او را با جان و دل پذیرفته بودند و در گسترش آن کوشش میکردند
    گروه دوم ورزن می باشد که به کسانی گفته می شود که در حلقه قرار دارند . آنان اندکی از زرتشت دور بودند و در درک درست واژها و سخنان زرتشت کمی دورتر از گروه دوم بودند . به آنان انجمنیان نیز گفته اند
    گروه سوم اریمن نام دارد که امروزه آریامنش نامیده می شود . که در آن روزگار دوستان زرتشت در گسترده فلات بزرگ ایران خطاب می شدند . آنان از دور و از کشورهای دیگر به سخنان او ایمان آورده بودند.
     
  10. کاربر مفید

    تاریخ عضویت:
    ‏12/12/12
    ارسال ها:
    727
    تشکر شده:
    518
    امتیاز دستاورد:
    113
    حرفه:
    بوتیک
    بدخواهان زرتشت

    زرتشت در برابر پندار بافی و پندار پرستی ایستاد و این کار وی بازار این افراد را تضعیف نمود . بسیاری از بزرگان و شاهان برای خود معبادی برای پرستش ایجاد کرده بودند که ریشه آنها از آئین کهن مهر پرستی نیز می باشد . آئین میترا یکی دیگر از نخستین آئینهای برتر جهان است که با ورود زرتشت رو به زوال رفت ولی بعدها به اروپا گسترش یافت و هنوز در برخی کلیسا ها اروپا نقاشی مهر در کنار گاو وجود دارد . این پندار پرستان به نام کوی یا کرین نامیده می شدند . کوی از همان کی پارسی است ( مانند کی آرش - کی گشتاسب ) که شاه معنی میداده است . آنان شاهان بودند که در امور دینی نیز رهبری مردم را بر عهده داشتند
    کرپانان پیشوایان مذهبی روزگار زرتشت بودند که مراسمهای پیچیده ای برای خدا ایجاد کرده بودند . از این خاندان سرداری به نام بندو یکی از بزرگ ترین دشمنان زرتشت بوده است که نامش بارها آمده است . زرتشت در سروده هایش برای آنان از درگاه خداوند درخواست رهنمایی میکند . جایی دگیر از خاندان اسیج نام میبرد که خونهای بسیاری را بیگناه ریخته اند.