عجایب زادگاه زرتشت چشم به راه تماشاگر روزنامه ایران نوشت: همه چیز برای انتخاب این مقصد هیجانانگیز بود. از چهارمین اثر ثبت شده در یونسکو گرفته تا افسانهها و داستانهای عجیبی که میتوانست وسوسه رفتن و از نزدیک دیدن را برای هر کسی دو چندان کند. مقصد یا حالا دیگر بهتر است بگوییم مسیر پرجاذبهای که تجربه آن تنها یک سفر نبود، بلکه ترکیبی از کوهپیمایی، پیادهروی و طبیعتگردی، بازدید تاریخی، غارنوردی و دهها تجربه جدیدی بود که جذابیت منطقه را دوچندان میکرد. پس از پشت سر گذاشتن مسیر یک ساعته جاده دندی به محوطه تاریخی تختسلیمان رسیدیم. جایی که گذشته از تمام تعریفها و اسطورههایی که از آن به گوش میرسد و گذشته از این که چهارمین اثر ثبتشده کشور در یونسکو است باید به تماشای آن رفت تا از نزدیک قدم به شاهراه چاکراهای زمینگذاشت. به گفته کارشناسان و انرژی درمانان ، بزرگترین چاکرای زمین که انرژی از آن ساطع میشود، درست در محل دریاچه حیرتآور تختسلیمان واقع شده است. برخی هم معتقدند شهر تاریخی شیز (زادگاه زرتشت) همین تختسلیمان کنونی است که بعدها به دلایل مختلف مانند فوران کوههای آتشفشانی اطراف مدفون شده است. مجموعه تختسلیمان شامل دریاچهای همیشه خروشان که حاصل یک چشمه آتشفشانی است، برج و باروی سنگی، چهار طاقی آتشکده آذرگشسب (آتشکده پادشاهان و جنگاوران)، نیایشگاه آناهیتا، کاخهای دوران ساسانی و ساختمانهای مربوط به سلاطین ایلخانی میشود. درباره دریاچه عجیب و شگفتانگیز تختسلیمان روایتها و گمانهزنیهای مختلفی وجود دارد و ازجمله معروفترین آنها این است که این دریاچه با عمق 112متر و قدمت دو میلیون سال محل مقدسی برای ریختن گنجها و ثروت پادشاهان مختلف به عنوان نذر درون آن بوده است. به اعتقاد برخی از کارشناسان هم نذر معروف کوروش پادشاه هخامنشی به عنوان نذر پیروزی درون این دریاچه سالها است با خیال آسوده از در امان بودن آرمیده است. تقریباً میتوان گفت دسترسی، شنا، غواصی و حتی به کارگیری تجهیزات برای رسیدن به کف دریاچه غیرممکن است. به دلایل مختلفی مانند عمق بینهایت، املاح زیاد و فشار حاصل از حفره آتشفشانی و شاید هم به اعتقاد محلیها به علت طلسم این دریاچه، امکان دسترسی به داخل آن وجود ندارد و همین نکته گمانهزنیها در مورد گنج بینهایت کف دریاچه را قویتر میکند. اما گذشته از تمام روایتها و قدمت تاریخی تخت سلیمان، فضای عجیبی که در اطراف دریاچه و محوطه وجود دارد حس و حال عجیبی به گردشگران و هر کس که برای تماشای این محوطه بکر آمده باشد منتقل میکند. حتی فکرش هم خیال شیرین و دلانگیزی است. قدم زدن در جایی که میگویند زادگاه زرتشت است، دومیلیون سال قدمت دارد، دریاچهای دارد با عمق 112متر که با وجود دو خروجی آب، هیچگاه آبش خشک یا حتی کم هم نمیشود، یکی از بزرگترین نیایشگاهها و آتشکدههای دوران ساسانی است و از همه مهمتر محل تلاقی انرژیهای نیکزمین است. تخت سلیمان مجموعهای عظیم، فوقالعاده و متنوع است که هیچ تماشاگری از نظاره آن پشیمان نخواهد شد. اما با وجود تمام این جاذبهها سالهاست به دلیل محرومیتی که حاصل بیغمی و نگرانی برخیها در منطقه است در سکوت همیشگی خود چشم به راه دیده شدن به انتظار نشسته است. انتظاری طولانی که حتی گذر زمان هم مرهمی بر آن نمیشود. شاید قبل از آنکه نگاه کسی به شگفتیهای منطقه جلب شود از سکوت و خلوتی عجیب چنین منطقه پرجاذبه متعجب شود. اینجا به طرز عجیبی خلوت است آنقدر که لازم است چند بار تابلوی ثبت در یونسکو را بخوانی و به اطلاعات قبلیات پافشاری کنی تا مطمئن شوی اشتباه نیامدهای و تازه وقتی مطمئن میشوی بیشتر تعجب میکنی که چرا زادگاه زرتشت، سرزمین اسطورهها و تاریخ و شگفتیهای بیپایان حتی به اندازه یک پارک کوچک هم مورد توجه قرار نگرفته است؟ به گفته مردم محلی از زمانهای دور تا به امروز برخی افراد به دلیل ترس از به خطر افتادن منافعشان اجازه رونق امکانات توریستی در منطقه را ندادهاند و کاش هتل، رستوران، اقامتگاه، جاده مناسب و... امکاناتی بود تا بهانهای میشد برای رد این ادعا! نمیدانم چه شد که چوب منفعتطلبی بار دیگر به جان پیکر بیرمق کهن تاریخ این مرز و بوم افتاده است و هیچکس یادش نیست تختسلیمان که در محاصره معادن باارزش اطراف است، هیچ از معدن طلایی که در چند کیلومتری آن قرار دارد کم ندارد و کاش به همان اندازه کسی نگران معادن طلای تاریخ هم بود.
اغاززندگی زناشویی در ایران باستان در کیش قدیم ایران زناشویی به منظور ایجاد زندگی خوش، وحدت و اتفاق، تشکیل خانواده و ازدیاد نفوس انجام می پذیرفت… اشوزرتشت در وهیشتوایشت گات، یسنا 56، قطعه ی 5 به پسران و دخترانی که آهنگ بستن پیمان ازدواج دارند چنین اندرز می دهد: " ای دختران شوی کننده و ای دامادان، اینک بیاموزم و آگاهتان سازم. با غیرت از پی زندگانی، پاک منشی بجویید. هر یک از شما باید در کردار نیک بر دیگری سبقت جوید و از این راه زندگانی خود را خرمی بخشد." برخی از محققان به معنی واژه ی «خیتوه دت» یعنی خویشی دهنده و ایجاد یگانگی در میان مردم و نیز به معنی داد و دهش پی نبرده و بدون تعمق در معنی کلمه و دستورهای زرتشت، آن را ازدواج با نزدیکان تلقی کرده اند. این قشریگری در درک مفهوم واژه مورد بحث موجب پیدایش این استنباط و نظر شده است که در آیین مزدیسنی ازدواج بین خواهر و برادر، یا پدر و دختر و سایر محارم و نزدیکان جایز است، در حالی که چنین برداشتی فاقد واقعیت و اشتباه محض بوده و اصطلاح مزبور ناظر بر این موضوع است که مطابق کیش مزدیسنی، مرد و زن با نظم و ترتیب درست در اجتماعات شرکت و با یکدیگر معاشرت می کنند و بدین ترتیب دختران و پسران کم کم با روحیه و اخلاق یکدیگر آشنا شده، از روی بصیرتی که در نتیجه معاشرت های درازمدت اجتماعی به دست آورده اند، به انتخاب شریک زندگی خویش مبادرت می ورزند. کیش زرتشتی بر استحکام رابطه ی وحدت و یگانگی و جلوگیری از مفاسد اخلاقی از طریق زناشویی تاکید فراوان دارد. در وندیداد پرگرد چهارم بند چهل و هفت از قول اهورامزدا چنین آمده است : ای اسپیتمان زرتشت ! من هر آینه زن دار را بر بی زن و مرد خانواده دار را بر بی خانمان برتر می شمارم. و در فقره ی چهل و چهار : هر کس وظیفه دارد که برادران هم کیش خود را در کسب مال و به دست آوردن همسر یاری و همراهی کند. در این دین کمک به امر ازدواج کسانی که به سن بلوغ رسیده و به سبب تنگدستی بی همسر مانده اند، از کارهای نیکو و پر ثواب شمرده شده است. در آیین زرتشت عقد ازدواج بر پنج گونه است : 1- پادشاه زنی : این اصطلاح برای موردی به کار گرفته می شود که پسر و دختری برای نخستین بار با رضایت اولیا خود با یکدیگر ازدواج می کنند. 2- ایوک (یگانه) زنی : ایوک زنی عبارت از آن است که مردی با دختری ازدواج کند که تنها فرزند خانواده است و اصطلاحا او را ایوک نامند. از آنجا که دختر نمی توانسته اموال خانه ی پدر خویش را به خانواده ی دیگری دیگری منتقل سازد، موظف است نخستین فرزند پسر خود را به جای فرزند پدر خویش قرار دهد و دارایی پدر را به او بسپارد تا از انقراض خانواده ی او جلوگیری کند. 3- چاکرزنی: این اصطلاح در مورد زن بیوه ای به کار می رود که پس از مرگ جفت نخستین در صدد گزینش همسری دیگر برآید. اگر هم زن اول بمیرد یا دیوانه شود و یا نازا بوده باشد، مرد می تواند زن دومی بگیرد که آن زن را چاکر زن می نامند. 4- خودسرزنی: چنانچه دختر و پسر بالغ پیش از رسیدن به بیست و یک سالگی خواسته باشند بدون خشنودی پدر و مادر خویش با یکدیگر ازدواج کنند، موبد حق دارد صیغه عقد را جاری کند. اما تا وقتی که اولیا طرفین بر نارضایی خود باقی باشند، زن و شوهر از ارث محروم خواهند بود. این گونه عقد را که بدون رضای والدین صورت گرفته است، خودسرزنی نامند. توضیحا اضافه می شود که به موجب مقررات آیین زرتشت، دختر در شانزده سالگی و پسر در هیجده سالگی می توانند با رضایت اولیا خود پیوند زناشویی ببندند. 5- سترزنی: چنانچه زن و شوهری فاقد فرزند بوده و دختری را به فرزند خواندگی خود قبول کنند، دختر مزبور به هنگام ازدواج سترزن یعنی دختر زن نازا خوانده می شود.
نمازدردین زرتشت درود برگرفته از تارنمای امردادگان هر نماز با این زمزمه آغاز می شود. باور دارم به دین مزدا پرستی که آورده زرتشت است.پیرو آموزشهای اهورایی هستم که از دیو (دروغ) و دو گانه پرستی به دور است.من یکتا پرست زرتشتی ام و تنهااهورا مزدا را در خور ستایش می بینم. نماز گاه هاون (Havan): (از برآمدن خورشید تا نیمروز) من می ستایم و ارج می گذارم و خشنود می کنم فرشته پاسبان بامداد پاک و سازنده را (هاون) من می ستایم و ارج می گذارم و خشنود می کنم آن سرور دهکده(ویس) را که پاک و دادگستر و سازنده است. من همآره و در همه حال اهورا مزدا، پروردگار یکتا را می ستایم . نماز گاه رپتون(Rapatvan) : (از نیمروز تا پسین) من می ستایم و ارج می گذارم و خشنود می کنم فرشته پاسبان نیمروز را (رپتون) من می ستایم و ارج می گذارم و خشنود می کنم آن سرور شهر (زنتو) را که پاک و دادگستر و سازنده است. من همآره و در همه حال اهورا مزدا، پروردگار یکتا را می ستایم . نماز گاه ازیرن(Oziran) : (پسین تا فرورفتن خورشید) من می ستایم و ارج می گذارم و خشنود می کنم فرشته پاسبان پسین پاک را (ازیرن) من می ستایم و ارج می گذارم و خشنود می کنم آن سرور کشور (دخیو) را که پاک و دادگستر و سازنده است. من همآره و در همه حال اهورا مزدا، پروردگار یکتا را می ستایم . نماز گاه سروثرم (Srusram): (فرورفتن خورشید تا نیمه شب) من می ستایم و ارج می گذارم و خشنود می کنم فرشته پاسبان شب (ایوی سروثرم) پاک را. من می ستایم و ارج می گذارم و خشنود می کنم همه ی رهروان راه اشویی زرتشت را و سرور اشوان را. من همآره و در همه حال اهورا مزدا، پروردگار یکتا را می ستایم . نماز گاه اشهن (Oshhan) : (از نیمه شب تا برآمدن آفتاب) من می ستایم و ارج می گذارم و خشنود می کنم فرشته پاسبان پگاه (اوشهی ناای) پاک را. من می ستایم و ارج می گذارم و خشنود می کنم آن سرور خانه (نمانا) که پاک و دادگستر و سازنده است. من همآره و در همه حال اهورا مزدا، پروردگار یکتا را می ستایم. پاره ای از نماز ستایش خدا که پس از نماز هر گاه باید خوانده شود: ای اهورا مزدا به یاری من آی من پرستنده اهورامزدا هستم . من پرستنده خرد نیک و پیرو زرتشت هستم . من خود را پیرو راستی و پشتیبان استوار در این دین می دانم و پیمان می گذارم که همه توان خود را در راه اندیشه نیک و گفتار نیک و کردار نیک به کار برم. من به دین والای مزدا پرستی که دور کننده جنگ ، ناهماهنگی ، دشمنی و استوار کننده هماهنگی و آشتی و دوستی است باور دارم. همانگونه که خداوند راستی و دادگستر است ، رهبر دنیایی نیز باید به خاطر راستی و داگستری اش برگزیده شود. هنگامیکه پیروان دروغ مرا با خشم و نفرت تهدید می کنند ، تنها تو ای اهورا مزدا و نیروی اهورایی که تو با اندیشه و منش نیک به من داده ای و کردار نیک که باراستی و داد که قانون همیشگی توست، مرا نجات می دهد. ای اهورا مزدا مرا یاری کن. آن تیزرو ، توان بدنی و روانی را که در آفرینش تو برای پیروزی بر بدی ها ارزانی می دارد ، تندرستی و شادمانی زندگی را به ما ارمغان می آورد ، در زمان بی کران ، و در زمانی که برابر با قانون دگرگون ناپذیر تو پایدار می ماند به من ارزانی دار.....
پاسخ : نمازدردین زرتشت زرتشت برای پیروانش پنجگاه نماز در شبانه روز تعیین کرد.بسیار جالب توجه است که نماز کیش باستان از حیث اوقات پنجگانه و سایرشرایط آداب و رسوم،شباهت زیادی به نماز مسلمانان دارد. اوقات نماز و شرایط آن در مزدیسنی به ترتیب زیر است: در مزدیَسنی شبانه روز به پنج قسمت تقسیم شده و هر کدام به نام فرشته ای نماز خاصی دارد. 1-هاون گاه،وقت آن از برآمدن خورشید است تا نیمروز (ظهر) 2-رپیت وین گاه،موقع آن ظهر است تا 3تسو(ساعت)بعد از نیمروز 3-ازیرین گاه،از سه ساعت بعد از ظهر شروع می شود و تا اول شب و پیدا شدن ستاره خاتمه می یابد. 4-ایویس روتریمگاه،وقت آن از اول شب تا نیمه شب. 5-اشهین گاه،وقت آن از نیمه شب است تا بر آمدن خورشید. در روایات داراب هرمز دیار چنین آمده:هاون گاه شش ساعت است،رپیت گاه سه ساعت،ازیرین گاه سه ساعت،اویس روتریمگاه شش ساعت و اشهین گاه نیز شش ساعت. هاونی و رپیت وین و اوزیرین و ایویس روتریم و اشهین پنج فرشته نگاهبان شب و روز هستند که هر یک از آنها را گروهی از ایزدان،مانند مهر و رام و اردیبهشت و آذر و آپم نپات و ایزد آب و فروهرو اوپرتات و سروش و رشن اشتاد همراهی می کنند. شرایط نماز برای به جا آوردن نماز شرایطی منظور شده که به شرح زیر است: 1-پاک کردن تن از هر گونه کثافت و نجاست. 2-پاک کردن لباس از هر گونه پلیدی،نسا(تن مرده و لاشه حیوانات وهر چیزی که بدان پیوسته باشد)و هیرنسا(چیزی است که از ذیروحی جدا شده باشد،مانند خون،ناخن،موی و امثال آنها) 3-دربرداشتن سدره و کشتی*. 4-شستن دست و صورت که وضو نام دارد. 5-پاک بودن جای نماز از هرگونه پلیدی و نسا و هیرنسا(اطراف محل نماز تا چهل گام یا حداقل سه گام) 6-محل نماز به زوراز کسی گرفته نشده باشد یا از پول دزدی خریده نشده باشد. ترتیب وضو ترتیب وضو این است که دستها را تا مچ و صورت را تا بناگوش و زیر زنخ و بالای پیشانی و نیز پاها را تا قوزک سه بار با آب تمیز خوب شستشو می دهند.آنگاه دعای دست و رو شستن را که سروش باج نام دارد می خولنند و به نو کردن کشتی(باز و بسته کردن کشتی)پرداخته پس از آن شروع به خواندن نماز می کنند. در صورتی که آب نباشد و یا به علتی استعمال آب مجاز نباشد؛در این صورت دستها را سه بار به روی خاک تمیز می زنند و سپس به صورت و پشت دستها می کشند. هنگام وضو گرفتن دعایی به نام سروش باج می خوانند،برای آگاهی بیشتر خوانندگان فرزانه ،دعای سروش باج را در زیر آورده می شود: به نام ایزد بخشاینده بخشایشگر مهربان به خشنودی اهورامزدا-اشم وهی(سه بار)- من اقراردارم و استوارم به دین مزدیسنی که آورنده زرتشت،مخالف دیو پرستی و کیش اهورایی است**. اگر بامداد باشد-به هاون(صبح گاه)اشوو سردار اشوئئ یزشن و نیایش و درود و ستایش باد-به دهدار نیکخواهی که اشو و سردار اشوئئ باشد یزشن و نیایش و درود و ستایش باد. اگر نیمروز باشد-برفتون(نیمروز)اشو و سرداراشوئئ یزشن و نیایش و درود و ستایش باد-به شهردار مردم نوازی که اشو و سردار اشوئئ باشد یزشن و نیایش و درود و ستایش باد. *** اگر پسین باشد-به ازیران (پسین)اشو و سرداراشوئئ یزشن و نیایش و درود و ستایش باد-به پادشاه بادرام پروری که اشو و سردار اشوئئ و باشد یزشن و نیایش و درود وستایش باد.**** اگر شب باشد-به ایوه سریترم(شامگاه) اشو و سرداراشوئئ یزشن و نیایش و درود و ستایش باد-به پیشوای روحانی بشر دوستی که اشو و سردار اشوئئ و باشد یزشن و نیایش و درود وستایش باد.***** اگر نیم شب باشد-باشهن(سحرگاه) اشو و سرداراشوئئ یزشن و نیایش و درود و ستایش باد-به کدخدای نیک خواهی که اشو و سردار اشوئئ و باشد یزشن و نیایش و درود وستایش باد. قبله پرستش سو(قبله)در کیش مزدیسنی از لحاظ اینکه نمی توان برای خدا حدود و جهتی را در نظر گرفت از این رو موقع نماز خواندن،به طوری که در بحث آتش خواهد آمد،به سوی نور و روشنایی از قبیل آفتاب و ماه و چراغ و آتش روی می کنند.همانگونه که گفته شد،زرتشتی ها به سوی نور و روشنایی می ایستند و نماز می خوانند و برداشت آنها از نور و روشنایی چنین است: فروغ نور و روشنایی ظاهر نموداری از نور و روشنایی عالم حقیقت و معنویت می باشدو در طراوت روح و دل اثری بس بزرگ دارد و انسان را به تجلیات انوار خدایی متوجه می سازد. تمام آفریدگان به نور نیازمند هستند،همان گونه که حیوانات با بهره گیری از نور زنده اندو نباتات از نور زندگی می گیرند،چنانکه اگر گلدانی را پشت پنجره بگذاریم ،پس از چند روز می بینیم که برگها و شاخه های آن به سوی نور متمایل می شود.در کتاب های مقدس دینی خداوندهمیشه خود و پیامبران خود را نور معرفی می کند،به برخی از پیامبران بنی اسرائیل خداوند به چهره آتش و نور نمایان می شود. نمازمزدیسنی و ترجمه آن نمازاول جملات اوستایی: خَشنَهُ تره اهورَه مَزدا؛اشِم وُهووَهیشتِ م استی؛اُشتا استی اُشتا اهمایی؛هِیَت اشائی وَهیشتائی اشِم ترجمه فارسی: به خوشنودی اهورامزدا-به نام خداوند بخشاینده بخشایشگر مهربان پاکی و راستی بهترین نیکویی است و هم مایه سعادت است،سعادت از برای کسی است که راست و خواستار بهترین بهترین راستی است. نماز دوم جملات اوستایی: خَشنَهُ تره اهورَه مَزدا******؛یَتا اهوئی ریوُ؛اتارَتوش اشات چیت هَچا؛وَنگهِوش دَزدامَنَنگهو؛شِیئوت نَنِم انگئوش مَزدائی؛خَشَترِم چا اهورائی آ؛یِم دِریگوُ بِیودَدَت و استارِم ترجمه فارسی: به خشنودی اهورامزدا- به نام خداوند بخشاینده بخشایشگر مهربان همانگونه که سردار دنیا(اهو)توانا و نیرومند است به همان اندازه سردار دین(رتورد)نیز به مناسبت پاکی و اشویی خویش نیرومند است موهبت اندیشه نیک (وهومن)لقب کسی است که برابر خواسته مزدا رفتار کند.سلطنت اهورایی ویژه کسی است که درویشان و بینوایان را دستگیری کند. نماز سوم جملات اوستایی: یَنگهه هاتم آئت یسن؛یئیتی وَنگهو مَزدا و اهورُو؛وَئثا اشات هَچا یاونگ؛هَمچا تَسچا تاوسچا یَزِمئید ترجمه فارسی: مزدا اهورا آگاه است از آن کسی که(چه مرد چه زن)در میان موجودات ستایشش بیشتر و بهتر است،به حسب راستی ؛این چنین مردان و این چنین زنان را می ستاییم.
پاسخ : نمازدردین زرتشت کشتی:الف-سدره پیراهنی است بدون یقه؛با آستینهای کوتاه،سفید و ساده و گشاد که تا زانومیرسد و چاکی در وسط داردکه تا به آخر سینه می رسد و در آخر آن چاک،کیسه کوچکی دوخته شده که مزدا اهورا)کیسه کَرفه(ثواب)نامیده می شود.این کیسه نشانه ای از گنجینه پندارز نیک،گفتار نیک و کردار نیک شمرده می شود.سدره در کتب دینی پهلوی شپیک نوشته شده است. ب-کُشتی بندی است سفید و باریک که از هفتاد و دو نخ پشم گوسفند بافته می شود،هفتاد و دو نخ علامت هفتادودو نخ علامت هفتادودو های یسناست.برای هر زرتشتی که به هفت سالگی برسد پوشیدن سدره که جامه پرهیزگاری و پارسایی است و بستن کشتی به دور کمر که بند بندگی خداوند است الزامی می باشد. **واژه مزدا (دانا)و اهورا (سرور و بزرگ)هر دو به معنی خدای یکتا می باشد،در اوستا بیشتر کلمات اهورامزدا بطور منفرد و گاهی به شکل مرکب(اهورامزدا)یا(مزدا اهورا)به همان معنی آمده است. ***دین زرتشتی را مزدیسنا هم میگویند.این کلمه مرکب است از دو جزء،مزده یا مزدا به معنی خداوندیکتا و یسنا به معنی پرستی و معنی ترکیبی آن"پرستش خدای یکتا" یا "خدا پرستی" می باشد. ****پیامبر بزرگ ایران باستان،اشوزرتشت،در زمان پادشاهی شاه گشتاسپ کیانی ظهور نموده ایرانیان را به راه راست مزدیسنا هدایت فرمود. *****پیش از ظهور اشو زرتشت پرسش ارباب انواع در بین آریائیها معمول بود.آنها خدایان مورد پرستش خود را دیو می نامیدند چنانچه هندوها کا با ایرانیان از یک نژاد تا به امروز خدایان خود را دِو و خدای بزرگ را مَهادو و پرستشگاه خود را دِوال می گویند. اشو زرتشت بر ضد دِیو پرستی یعنی پرستش ارباب انولع و خدایان برخاست. ******این جمله اوستایی در زمان زرتشت و بعد از او به معنی به خشنودی اهورامزدا بود،ولی در زمان ساسانیان برای معنی این جمله عبارت به نام خداوند بخشاینده و بخشایشگر مهربان را انتخاب کردند.
چرا تاريخ زاد روز اشوزرتشت، روشن نيست پرسش: در بيشتر كتابها چنين آمده كه زمان زندگي اشوزرتشت، به درستي روشن نيست و حتا ٦هزار پیش ازميلاد هم آورده شده است. چگونه ميتوان ثابت كرد كه اشوزرتشت درچه سالي زاده شده يا در چه سالي به پيامبري برگزیده شده است ؟ پاسخ پرسش: همهي پيامبران و بزرگان باستان، زمانیکه چشم بر گيتي گشودهاند، كسي نميدانسته كه اين كودك در بزرگسالي به چنان پايهي مینوی خواهد رسيد و زمان زایشش چنين ارجمن، ميشود. افزونبر آن، در آن روزگار كه شناسنامه نبوده كه تاريخ دقیق را ثبت كنند بنابراين به ناچار، تاريخ زایش را بعدها با توجه به ديدهها و شنيدهها، حدس ميزدند يا از بستگان نزديك پرسيده ميشد. بنابراين ميبينيم نخستین روز دقيق زایش هيچ پيامبري روشن، نيست. بسياري ازپژوهشگران ثابت كردهاند كه زادروز حضرت مسيح(ع )را از آنروي در آغازين روزهاي ماه دي، در نظر گرفتهاند كه به باور مهرپرستان و پيروان آيين مهر كه ديني آریایی بوده از روز نخست ديماه دوباره روز بزرگ ميشود. پيروان آيين مهر، آن روز را، روز زایش خورشيـد يا مهر میدانستند و جشن ميگرفتند. آيين مهر در روم باستان نفوذ بسيار يافته بود. پس از پيامبري حضرت مسيح، مسيحيان، اين روز را زادروز مسيح و نخستين روز از سال نوي خود، دانستند. البته ميان فرقههای گوناگون مسیحی ميان روز زايش حضرت مسیح(ع) پنج روزاختلاف است که آن پنج روز را کریسمس مینامند تا شوند(:سبب) همبستگی شود. دربارهي زادروز حضرت محمد(ص) هـم اينچنين است . ميان باور پيروان مذاهب شيعه و سني، هفت روز اختلاف است كه با شكلگيري انقلاب اسلامي ايران، اين فاصلهي زمانی را «هفتهي وحدت» ناميدند و آنرا گرامی میدارند تا شوند(:موجب) همبستگی شود. در سراسر گیتی، بسیاری جاهاي سپند(:مقدس) هست كه پيروان مذهبهاي موجود، به آن باور دارند و ميگويند كه آنجا، آرامگاه نخستین آدم است، آرامگاه فلان قديس يا امامزاده است، فلان رخداد تاريخي مهم در آنجا روی داده است و.... البته بسياري از آنها،پايهي تاريخـي و علمـي هم ندارند و تنها ريشه در باور مردم دارند. جهانگردان بسياري از سرتاسر گیتی، براي ديدن اينگونه جاهاي سپند،ميايند و ميروند که بيگمان همگي وظيفه دارند، باور مردمان را پاس بدارند. پس چيزي كه مهم است باور پيروان آن دين یا مذهب است وبس. آنچه در تاريخ سنتي و در اوستا پیاپی آمده وهمهي اوستاشناسان به آن باوردارند اين است كه روز زایش اشـوزرتشت، خورداد از ماه فروردين است كه با روز ششم فروردين برابر ميشود. تنها دربارهي تاريخ دقيق زایش اشوزرتشت آن هم در ميان دانشمندان اختلافنظرهايي وجود دارد وگرنه در ميان پيروان اشوزرتشت در اينباره، اختلافي نيست. همهي زرتشتيان جهان، زادروز اشوزرتشت را روزششم فروردينماه 1768 سال پیش از میلاد ميدانند و ازدید ما وهمهي پيروان مذاهب، باور ما دربارهي کیش خودمان مهم است وبس. همهي باورهاي ديني نه تنها ما زرتشتیان، بلكه پيروان ديگر اديان نيز اينچنين است. مردم پيرو اديان گوناگون، نمينشينند كه ببينند، دانشمندان ماديگرا، دربارهي باورهـاي آنها چه رايي ميدهند يا تصميمشان چيست. مـذهب يعني باور به باورهايي كه همگي به شوند(:سبب) نيازهايي كه بشر داشته، بهوجود آمدهاست. مذهبها، هستي ميگيرند تا آدمي را آرامش دهند و براي او تكيهگاهي رواني بسازند و به راه راستی و درستی و انسانیت رهنمونش كنند. بسياري از باورهايي كه پيروان مذاهب به آن باورمندند و در زندگی بهکارمیبندند، صرفاعلمی نيست. بلکه بيشتر باورهاي ديني و آييني ملتهاي گوناگون برپايهي نيازهاي رواني و احساسي هازمانها(:جوامع)، هستي يافتهاند. اين باورها، جايگاهشان، دل و روان آدمي است. از سوی ديگر از ديدگاه علم وخرد(منطقي) هم اگر بنگريد، زادگاه يا زادروز پيامبر مگر چه اندازه ميتواند ارزشمند باشد؟ مگر نه اينكه آنچه ارزشمند است، پيامهاي پيامبران است، و اثراتي كه اين پيامها در گذرتاريخ بر مردم وسرنوشت جهان گذاشتهاند. و اما دربارهي كتاب آسماني ما، زباني كه گاتاها با آن نوشته شده، زبانی باریشهي زبان «سانسكريت» و نزدیک به «ودا»(veda) است كه برپايهي پژوهش دانشمندان کمینه ٤، ٥ هزارسال، پيشينه دارد. يعني هيچ دانشمندي نتوانسته، زمان اشوزرتشت را از 1768سال پیش ازمیلاد پايينتر آورد و بسياري ازرخدادنگاران حتا زادروز پيامبرما را بيش از ٤هزار سال پيش ميدانند. در اين ميان تنها صهيونيستها هستند كه اصرار بسيار دارند كه زادروز پيامبر ما را پس از حضرت موسا(ع) بدانند تا بتوانند وانمود كنند كه موسا(ع)، نخستين پيامبرآورندهي كتاب آسماني است. در حاليكه همهي دانشمندان ثابت كردهاند كه بسياري ازباورهاي مذهب یهود از مذهب زرتشتی بوده و وارون(:برعكس) آن کمترديده ميشود.( ميتوان گفتوگوی بیشتری داشت.
کولتپه کول تپه بجائی اطلاق میشود که تودهٔ بزرگی از خاکستر بصورت طبقه طبقه، روی هم انباشته شده و بصورت تپه ای مانند درآمده باشد. این خاکسترها لایه لایه اند و در میان هر لایه مقداری خاک و گاه اشیاء قدیمی بویژه کاسه و کوزه و ظروف مختلف پیدا می شود. واژهٔ گل با شکل پهلوی و آذری آن گول، در فارسی بمعنای آتش و شعلهٔ آتش است و کول در کردی به معنای آتش است. در ترکی کول، بمعنی خاکستر است. گل تپه، یا گول تپه قدیمی تر و متعلق بزمانی است که در این جاها آتشکده ای بوده است و کول تپه جدید است و متعلق بزمانی است که خاکستر باقی مانده است. به هر دو صورت نشانی از آتش در خود پنهان دارند و جایگاه آتشکدههای کهن هستند.[۱] روستائیان از این خاکسترها برای کود دادن بزمین بهره می برده اند و سالیان دراز است که آنها در کشتزارهای خود استفاده می کنند تا موجب باروری زمین گردند، بطوری که برخی از این تودههای خاکستر یا کول تپهها اکنون اثری برجا نمانده است. در آذربایجان غربی بویژه کنارههای دریاچه ارومیه (چی چست) که مرکز آتشکدههای ایران بوده است، کول تپههای زیادی برجا مانده است. وجود این تپههای خاکستر در آذربایجان ایران شگفت آور است و دربارهٔ آن حدسهای گوناگونی زده می شود. بیشتر دانشمندان برآنند که این تودهٔ خاکستر بازماندهٔ هیزمی است که در آتشکدهها میسوخته و در طی سدهها تلی از خاکستر برپا گشته است. حال این پرسش بوجود میاید که چرا در جاهای دیگر ایران حتی نزدیک به آتشکدههای بزرگ تپهٔ خاکستر وجود ندارد؟ شاید علت را در ویژگی آئین مردم این ناحیه باید جستجو کرد. ناحیهٔ اطراف دریاچه ارومیه یا چی چست، نخستین جای فرود آمدن نیاکان پارسی و مادی بوده است که مزدا پرست بوده اند و در سحرگاه مهاجرت هنوز از آئین زرتشت آگاه نبوده اند و شاید هم هنوز زرتشت هنوز پا بجهان نگذاشته بوده است. مزداپرستان گویا مانند عموزادگان هندی خود مردگان را در جایگاهی ویژه می سوزاندند و این خاکستر فراوان، بازماندهٔ چوب و هیزمی است که جسد را در میان آن به آتش می کشیده اند و بنابر سنن کهن پس از سوزاندن جسد برای زندگی پس از مرگ شخص در گذشته، در میان خاکسترها ظروف سفالین یا فلزی می گذاشته اند و روی این تودهٔ خاکستر خاک نرم می ریخته اند تا هنگامی که شخص دیگری در میگذشته، برای سوزاندن او دوباره بتوانند بر پهنهٔ خاک هیزم قرار بدهند. استخوانهای سوخته شده را سپس گرد آورده و آنها را در استوانهای کنار آتشکده می ریختند همچنانکه امروز هنگامی که جسد در دخمهها پوسید و عاری از گوشت و پوست شد، استخوانها را در چاه استودان میریزند. در اوستا از سوزاندن مردگان یاد شده و آن را گناهی بزرگ دانسته اند و این می رساند که در عهد وندیداد یعنی در دوران اشکانی، این رسم هنوز در بین بخش هایی از ایران وجود داشته است.
نیایشگاه آدریان (زرتشتیان) نیایشگاه آدریان در شهر تهران، خیابان جمهوری، خیابان میرزا کوچک خان، پلاک ۴ ، (ضلع شمالی دبیرستان فیروز بهرام) واقع شده است. تاریخچه بنا سنگ بنای معبد آدریان در سال ۱۲۹۳ خورشیدی با حضور ارباب کیخسرو شاهرخ، ریاست محترم انجمن وقت زرتشتیان تهران پایه گذاری شد و ساخت آن در سال ۱۲۹۶ خورشیدی به پایان رسید. این بنا با کمک مالی پارسیان هندوستان (بهرام جی بیکاجی) و زرتشتیان ایرانی ساکن ایران و هند ساخته شد و آتش آن را با مراسمی خاص پس از ۲۵ روز از آتشکده یزد به تهران و آدریان آوردند. مشخصات بنا مساحت کل زمین حدود ۱۳۰۰ مترمربع و بنای مرکزی ۲۰۶ متر مربع میباشد. روبروی بنا مانند آتشگاه یزد حوضی بیضی شکل به قطرهای ۸ و ۴ متر دیده میشود. ساختمانی با نمای سنگ سفید و کنگره ای در بالای دیوار و شش ستون که در جلوی در ورودی آن زیر طاقی قرار گرفتهاند و سر ستونهایی سنگی که هر کدام چهار سر گاو دارند و گویی تمام وزن این ساختمان را به دوش میکشند. در قسمت مرکزی بنای نیایشگاه اتاقی چهار گوش بنا شده که دیوارهای آن تا ارتفاع ۸۰سانتی متری بالا آمدهاند و پس از دیوارها، شیشههای یکدست و ضخیم تا سقف ادامه دارد. در اتاق، یک ظرف مسی قرار دارد که که به آن آفرینگان (مجمر) میگویند، داخل آفرینگان (مجمر) کندهای نیم سوخته و خاکستر بسیاری، از آتش به جای مانده و شعلهای باریک در میان ظرف، آتش را زنده نگه داشتهاست. وجه تسمیه الف) آدُران: آدریان ( آذران) همان آتشگاه یا آتشکده است. به روزگار ایران باستان این کلمه تشکیل یافته از دو بخش <آدر> و <ان> است. بخش نخست به معنای آذر یعنی آتش است. در برهان قاطع آمده: آدر بر وزن مادر همان آذر= آتش است. در لغتنامه دهخدا نیز این معنا دیده می شد و اما پاره دیگر <ان> است که در نامهای جغرافیایی علامت نسبت فراوان است، از قبیل گرگان و ... بنابراین ترکیب آذر+ان جایی را تداعی میکند که آدر= آذر= آتش در آن بسیار است و این یادگاری است به روزگار ایران باستان و رواج دین زردشت ب) ظرفی که آتش را در آن نگهداری می کردند: آدوران، آتشدان و آتشگاه نام گذاری کرده اند. ج) اشخاصی که به خدمت آتش و نگهداری از آن بر می آمدند «آتخش بندگ » یا «آدوران بندگ » که شخصی آزاد حتی از اصلی اشرافی بوده و صرفا در معنای مجازی کلمه «برده » به شمار می آمده و از لحاظ مذهبی «مقید» به آتش بوده است
نوشیجان آتشکده نوشیجان آتشکده و قلعهای باستانی در ۱۵ کیلومتری غرب ملایر در منطقهای به نام «شورکات» و در کنار رودخانهٔ حرمآباد میباشد. با کاوشهای باستانشناسان دراین تپه باستانی سه طبقه شناسایی شد که طبقه اول را به مادها، طبقه دوم را به هخامنشیان و طبقه سوم را به ساسانیان نسبت میدهند. این تپه به شماره ۷۶۳ در تاريخ ۳ بهمن ۱۳۴۶ در فهرست آثار ملی به ثبت رسیدهاست. بقایای آثار بدست آمده طبق بررسیهای انجام شده توسط دیوید استروناخ، باستانشناس بریتانیایی، بقایای آثاری که از این تپه بدست آمده دربرگیرنده: بنای قدیمی جبهه غربی تپه که نخستین آتشگاه است، بقایای یک آتشدان درجبهه جنوبی نشانگر مراسم نیایش آتش میباشد. اتاق معبد بصورت شمالی-جنوبی ساخته شدهاست و در بدنه مخروطی شمالی آن سه طاقچه بطور نامحسوس دیده میشوند. درحاشیه جنوبی معبد، بقایای یک سکوی برجسته وجود دارد که احتمالاً شالوده پایه ستونهای معبد بودهاست. آخرین تاریخ استفاده از این بنای تاریخی همزمان با دگرگونی معماری دراین تپه و ایجاد تالار ستوندار در شرق میباشد. تالار ستوندار آپادانا: این تالار بر روی سکوی خشتی قرارگرفتهاست. این تالارهای ستوندار، با تالارهای نودین تپه و تپه نوشیجان با تالارهای اوراتویی که در آلتین تپه آسیای صغیربدست آمده قابل مقایسه هستند و احتمالاً تاثیرپذیری ازهنر معماری اوراتو ساخته شدهاست. معبداصلی: شکل معبد بصورت نیم چلیپا بوده و با همان عناصر معماری دژ ساخته شدهاست. در زاویه شمالی سرسرا پایه آتشدانی وجود دارد که از سه بخش کاملاً مشخص ساخته شدهاست. باید خاطرنشان کرد این نوع آتشگاه از نظر پلان دراکثر آتشگاههای دوره ساسانیان بچشم میخورد. اتاقها و انبارها: این بخش دومین اثر مهم تپه نوشیجان راتشکیل میدهد که در شرقیترین قسمت تپه قرار گرفته و دارای حصار، بارو، اتاقهای مس*** و انبار میباشد. تونل: دربخش شمالی تالارستون دار و در امتداد شرق و غرب حفرهای سردابیشکل کنده شده که در عمق ۳ متری به صخره منتهی میشود. با توجه به شکل تونل بهنظر میرسد که کار معماری پایان نیافته و از این جهت میتوان استنباط کرد که احداث آن در آخرین دوره سکونت در این تپه صورت پذیرفته و ازطرفی احتمالاً ایجاد آن تپه جنبه امنیتی داشتهاست.
آتشکده آناهیتا (کرمان) قلعه دختر یا آتشکده آناهیتا (ناهید) که به قلعه کهنه نیز مشهور است، بر فراز تپههای مرتفع شرقی شهر کرمان قرار دارد و از دوران پیش از ورود اسلام به ایران به یادگار ماندهاست. مصالح بکار رفته در این قلعه تنها خشت خام و گل رس است. بقایای قلعه دختر دورنمای گذشته دراز این شهر و نام آن (آتشکده آناهیتا) یادآور پرستش آناهیتای باستانی، ایزدبانوی آب و باروری است. قلعه اردشیر دیگر قلعه باستانی این شهر است. [FONT=tahoma,arial,helvetica,sans-serif]آتشکده آناهیتا یا معبد آناهیتا : آناهید یکی از چهار عنصر مقدس آب و آتش و هوا و خاک است . در معنی می توان گفت که پاک و با عفت و با تقوی است که ارمنیان درست آن را تلفظ میکنند . این زیارتگاه پس از آذرگشسب از بزرگ ترین مکانهای باستانی و مقدس ایران بوده است که از دوره شاهنشاهی اشکانی ( پارتیان ) باقی مانده است . در شهر کنگاور در مسیر کرمانشاهان قرار دارد . ستون ها و پلکان این معبد هنوز پس از بیش از 2000 سال باقی و مستحکم است . این مکان در شهر کردنشین ایران بوده است و در نزد کردان آریایی دارای احترام خواصی می باشد . کردستان ایران و منطقه اورامان آن یکی از مشهور ترین مناطق اصیل ایران است که هنوز بسیاری زرتشتی دارد و به زبان پهلوی سخن می گویند . ریشه زبان کردی امروزی نیز پهلوی باستانی ایران است . پیر شهریار یا پیر شالیار از افراد مشهور هورامان کردستان است که وی موبدی زرتشتی بود و چند کتاب از وی بر جای مانده است . ابن فقیه در کتاب مشهور البلدان نوشته است : هیچ ستونی شگفت انگیز تر از ستونهای معبد آناهیتا کنگاور نیست.[/FONT]