1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

ظهور زرتشت

شروع موضوع توسط (̅(َ_̅_̅(َ)ڪے ‏5/5/11 در انجمن ادیان الهی

  1. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏7/12/12
    ارسال ها:
    2,080
    تشکر شده:
    8,596
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    پاسخ : موعود و منجی در آیین زرتشت

    - در فروردین یشت (بند 128) فروشى سه تن که براساس متون متاخر زرتشتى سوشیانت دانسته شده اند، به نیکى ستوده شده است:
    فروشى پاکدین «اوخشیت ارت» را مى ستاییم.
    فروشى پاکدین «اوخشیت نم» را مى ستاییم.
    فروشى پاکدین «استوت ارت» را مى ستاییم.
    درباره زمان و ترتیب ظهور این موعودها، در این یشت و سایر قسمت هاى اوستا، هیچ گونه اشاره اى وجود ندارد. لیکن این موضوع در کانون ادبیات رمزى و پیشگویانه زرتشتى گرى متاخر قرار دارد.
    در «فروردین یشت» دو برادر «استوت ارت» که پیش از آمدن وی ظهور می کنند، اولی را هیشدر بامی (خشیت ارته) به معنای فزاینده، بالنده، ترقی دهنده راستی و درستی، پروراننده قانون مقدس و دومی را هشیدر ماه (خشیت نمه) به معنای فزاینده، بالنده و ترقی دهنده نماز یا نیایش پروردگار نامیده اند. اما هر کجا که سوشیانس مطلق آمده منظور همان موعود است. و در فروردین یشت کرده 1 فقره 7 آمده است: اى سپنتمان! فروهرهاى نخستین آموزگاران دین و فروهرهاى مردانى که هنوز متولد نشدند و در آینده سوشیانسهاى نوکننده جهان خواهند بود، از فروهرهاى سایر مردمان قویتر هستند.

    2- در زامیادیشت (بند 92)، سخن از ظهور سوشیانت از دریاچه اى به نام «کیانسیه» رفته است: بدان هنگام که «استوت ارت»، پیک مزدا اهوره، پسرویسپ تئورویرى از آب دریاچه کیانسیه برآید ... در یشت 19، بند 88 به بعد، درباره ظهور سوشیانس در آخرالزمان و نو شدن گیتى و سپرى شدن جهان چنین آمده است: فر کیانى نیرومند مزدا آفریده را ما مى ستاییم؛ (آن فر) بسیار ستوده زبردست، پرهیزگار، کارگر چست را که برتر از سایر آفریدگان است؛ که به سوشیانت پیروزمند و به سایر دوستانش تعلق خواهد داشت. در هنگامى که گیتى را نو سازد؛ (یک گیتى) پیر نشدنى، نمردنى، نگندیدنى، نپوسیدنى، جاودان زنده، جاودان بالنده و کامروا. در آن هنگامى که مردگان دگرباره برخیزند و به زندگان بى مرگى روى کند. پس آن گاه او (سوشیانت) به در آید و جهان را به آرزوى خود تازه کند. پس جهانى که فرمانبردار راستى است فناناپذیر گردد. دروغ دگرباره به همان جایى رانده شود که از آن جا از براى آسیب رساندن به راستى پرستان و نژاد و هستى وى آمده بود. تباهکار نابود خواهد گردید؛ فریفتار رانده خواهد شد. در هنگامى که استوت ارته ( سوشیانت) پیک اهورامزدا، پسر «ویسپه تئوروئیرى از آب کیانسیه به در آید، گرز پیروزمند آزنده؛ (گرزى) که فریدون دلیر داشت در هنگامى که اژى دهاک (ضحاک) کشته شد. که افراسیاب تورانى داشت در هنگامى که زنگیاب دروغگو کشته شد، که کیخسرو داشت در هنگامى که افراسیاب تورانى کشته شد، که کى گشتاسب داشت (آن) آموزگار راستى از براى سپاهش، با این (گرز) او (استوت ارته) دروغ را این جا از گیتى بیرون خواهد کرد. او (استوت ارته سوشیانس) با دیدگان خرد بنگرد. به همه آفریدگان او نگاه خواهد کرد؛ آنچه زشت نژاد است، او با دیدگان بخشایش سراسر جهان مادى را خواهد نگریست و نظرش سراسر جهان را فنا ناپذیر خواهد ساخت. یاران استوت ارته پیروزمند به در خواهند آمد. نیک پندار، نیک گفتار، نیک کردار و نیک دین اند و هرگز سخن دروغ به زبان نیاورند. در مقابل آنان خشم خونین سلاح بى فر رو به گریز نهد. راستى به دروغ زشت تیره بدنژاد غلبه کند. منش بد شکست خواهد یافت. منش خوب به آن چیره شود. (سخن) دروغ گفته شده، شکست خواهد یافت. سخن راست گفته شده به آن چیره خواهد شد. خرداد و امرداد هر دو را شکست دهند: گرسنگى و تشنگى را. خرداد و امرداد گرسنگى و تشنگى زشت را شکست دهند. اهریمن ناتوان بدکنش رو به گریز خواهد نهاد.

    3- سوشیانت داراى فرکیانى و لذا شایسته فرمانروایى است: بدان هنگام که «استوت ارت»، پیک مزدااهوره... برآید، گرزى پیروزى بخش برآورد، همان گرزى که فریدون دلیر هنگام کشتن «اژى دهاک» داشت؛ همان گرزى که افراسیاب تورانى هنگام کشتن «زین گاو» دروند داشت؛ که کى خسرو هنگام کشتن افراسیاب داشت؛ که کى گشتاسپ آموزگار اشه براى سپاهش داشت. او بدین گرز، دروج را ازین جا - از جهان اشه - بیرون خواهد راند (زامیادیشت، بندهاى 92 و 93).

    4- سوشیانت و یارانش، نیک نفسانى هستند که سعادت مادى و معنوى را براى جهانیان به ارمغان خواهند آورد:یاران «استوت ارت» پیروزمند به درآیند: آنان نیک اندیش، نیک گفتار، نیک کردار و نیک دین اند و هرگز سخن دروغ بر زبان نیاورند (زامیادیشت، بند 95). منش بد شکست یابد و منش نیک برآن چیره شود. (سخن) دروغ گفته، شکست یابد و سخن راست گفته، برآن چیره شود. خرداد و امرداد، گرسنگى و تشنگى، هر دو، را شکست دهند. اهریمن ناتوان بدکنش رو در گریز نهد (زامیادیشت، بند 96). به این ترتیب و مجموعا، در «یشت ها» مفهوم سوشیانت با فرجام محتوم گیتى وهنگام غلبه نهایى نیکى بر بدى پیوندى آشکار یافته است؛ هر چند که هنوز از هنگام ظهور او و چگونگى کنش هایش صحبتى در کار نیست. به هرحال، چنان که دیده شد، در زامیادیشت سخن از سه موعود رفته است. در این یشت نکاتى وجود دارد که نشان مى دهد مباحث مربوط به سوشیانت به راستى قدمتى وراى انتظار دارند. از جمله، باید به توصیفى که از «افراسیاب» در آن و در کنار سوشیانت شده، توجه کرد؛ زیرا در یشت مذکور این دشمن مشهور تورانى چندان بدسگال و اهریمنى تصویر نشده، بلکه حتى او با کشتن «زین گاودروند»، همچون دیگر فره مندان ذکر شده، به واقع ناجى ایران زمین گشته است. این امر مى رساند که ترسیم چهره اى مخوف از افراسیاب تحولى است که بایستى حداکثر در آغاز زرتشتى گرى انجام شده باشد و درست به همین خاطر است که جنگ افزار پیروزى بخشى را که سوشیانت با آن دروغ را سرکوب مى کند، در کف او هم مى بینیم. در «فروردین یشت» و «زامیاد یشت» که هردو از قدیمی ترین اجزای اوستا به شمار می روند نسبتا بیشتر از موعود های مزدیسنا صحبت شده است. در این دو یشت نام های سه موعود، نام های مادران و زادگاه و چگونگی ولادت آن ها و نام های برخی از یاوران و همراهان جاودانی آخرین موعود محفوظ مانده است. همچنین باید از سرنوشت «اژى دهاک» در زامیادیشت یاد شود که برخلاف آنچه بعدها رایج شد، این جا توسط فریدون کشته شده است (مى دانیم در اساطیر ایرانى سخن از به زنجیر کشیده شدن او در البرزکوه وسپس خروجش در پایان دنیا رفته است). بنابراین، مى توان باور داشت که این بند از زامیادیشت از لحاظ مضمون بسیار قدیمى است و لاجرم باور به سوشیانت در آن نشان از جهان شناخت آریاییان اولیه اى دارد که بارى، منتظر ظهور قهرمانى از نسل پهلوانان اساطیرى شان مى بوده اند تا بدى ها را از میان بردارد. موضوع قابل ذکر دیگر، اشاره این یشت به از میان رفتن گرسنگى و تشنگى، خودحکایت از دغدغه هاى مردمان اولیه اى دارد که با پدیده کشاورزى و آبیارى ناآشنا بوده و شاید به اندازه بدى هاى اخلاقى از غلبه آنها نگرانى داشته اند. بنابراین، در یشت ها سوشیانت را در امتداد سلسله قهرمانان اساطیرى و حتى بقیة السیف آنان مى بینیم؛ او در عین آن که آرمان هاى زرتشتى چون غلبه بر منش بد و اهریمن را به انجام مى رساند، نقطه اوج پهلوانان و حماسه آفرینان هم هست. این همه باروح کلى یشت ها هماهنگى کاملى دارد؛ زیرا در این سروده ها همواره کوشش قابل تشخیصى براى آشتى دادن باورهاى کهن آریایى با آموزه هاى زرتشت دیده مى شود. به سخن دیگر، بندهاى ذکر شده از زامیادیشت در واقع تلاقى باورهاى کهن آریایى راجع به سوشیانت پهلوان با دین مدارى پس از زرتشت را نشان مى دهد. بنا به مندرجات «زامیاد یشت» فره ایزدی مختص ایرانیان است و تورانیان هرچند که کوشیده اند به داشتن آن موفق نشدند. رستگاری و پیروزی وموفقیت های پی در پی ایرانیان در طول تاریخ از پرتو همین فر بوده و پس از «کی گشتاسب» - دوست و پشتیبان و حامی زرتش دیگر فر به کسی نپیوسته است.اهورامزدا آن را برای ایرانیان ذخیره نمود تا این که رهانندگان، یعنی سوشیانت ها ظهور کرده و به آنان تسلیم نماید.

    سوشیانت در وندیداد
    در وندیداد هم سوشیانت آخرین آفریده و مخلوق اهورامزدا دانسته شده و ضمنن به محل ولادت وی که کیانسه است نیز اشاره گردیده است. در گزارش پهلوى وندیداد (19/5) سوشیانت به صورت Sut aumand سودمند آمده و از آن هنگامى سخن رفته که میان زرتشت و اهریمن (انگرمینو) جدالى سخت بوده است. اهریمن دیوان را برمى انگیزد تا زرتشت را هلاک کنند، اما زرتشت با خواندن ادعیه و توسل به کلام مقدس دیوان را مى راند و بر آن مى شود تا آفرینش شر اهریمنى را نابود سازد. اهریمن به تمنا مى خواهد زرتشت را منصرف کند، اما زرتشت در جوابش مى گوید: اى اهریمن بدسگال! من آفریده هاى دیو ساخته را تباه مى کنم؛ دیو نسو (Nasu) دیولاشه و مردار را بر مى افکنم؛ پرى خنتائیتى را هلاک مى کنم؛ تا آن گاه سوشیانت پیروزمندانه از آبهاى دریاچه کسو (Kasu) در جانب مشرق از سوى خاورگاهان زاییده شود. اما عمده مطالب درباره سوشیانسها در یشتهاى سیزدهم و بویژه نوزدهم آمده است.
     
    یک شخص از این تشکر کرد.
  2. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏7/12/12
    ارسال ها:
    2,080
    تشکر شده:
    8,596
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    پاسخ : موعود و منجی در آیین زرتشت

    سوشیانت در متون زرتشتى پس از اوستا
    برخلاف اوستا، اندیشه سه موعودى که از پى هم خواهند آمد، در متون دینى زرتشتى چون «بندهشن»، «دینکرت»، «زندوهومن یسن» و «جاماسب نامه» و غیره... با گسترش فوق العاده اى مطرح شده و شاخ و برگ فراوانى یافته است.

    سوشیانس در دینکرد
    دینکرد به معنای کتاب اعمال است. در اصل مشتمل بر نه کتاب بوده است. کتاب اول و دوم و بخشی از کتاب سوم از میان رفته است. این کتاب که نوعی دانشنامه دین زرتشتی است، در قرن ۳ ه.ق (۹ م) بر پایه نوشته های گوناگون در زمینه های مختلف دین زرتشتی تدوین یافته است. کتاب هفتم شرح احوال کسانی است که پیش از زرتشت الهام ایزدی به آنان رسیده است. پس ازآن شرح زندگی زرتشت می آید و سپس حوادث پس از زرتشت و فرزندان او (اوشیدر، اوشیدرماه و سوشیانت) تا پایان جهان نقل می گردد. در فصل دهم از کتاب هفتم، مخصوصا به تولد سوشیانت پرداخته می شود.

    سوشیانس در بندهش
    در کتاب بندهش در باره سوشیانت نکته ای نیست و تنها به مطلبی اشاره می کند که طی آن انتقال حادثه مرگ ضحاک از عصر اوشیدر ماه به دوره سوشیانس است.

    مادران موعود
    بر طبق اوستا مادران موعود عبارتنداز: سروتت فذری، ونگهوفذری، ارت فذری که معنای لفظی این سه دختر چنین است:
    1- سروتت فذری: یعنی کسی که پدرش نامی ومشهور است. وی مادر هوشیدربامی خواهد بود.
    2- ونگهوفذری: یعنی کسی که از پدر شریف و نیک و ستوده و بزرگ است.او مادر هوشیدر ماه خواهد بود.
    3- ارت فذری: یعنی کسی که مایه آبروی پدر است و یا کسی که پدرش برومند است. او مادر سوشیانت (استوت) خواهدبود. دومین نام این دختر «ویسپ تئوروئیری» به معنای شکست دهنده می باشد. این مادران دارای خصوصیات مشترکی هستند که از ان جمله می توان به موارد زیر اشاره کرد:
    1- مادران موعود نه پیش از بارگرفتن و نه پی از آن به مردی پیوسته اند. با این که سن وی ۱۵ ساله است، پیش از آن هرگز همبستر نشده است. پس از آن نیز هنگامی که حامله می شود با هیچ کس نزدیکی نکرده است.
    2- در سنین جوانی یعنی ۱۵ سالگی به موعود آبستن شده اند.
    3- مادران سوشیانت ها دوشیزگانی از خاندان وهوروچ بهروز پسر فریان اند که سلسله شان به ایسترواستر (پسر زرتشت) می رسد.

    یاران سوشیانس
    در مندرجات اوستا، از یاران سوشیانت هم نام برده شده است که آن ها در نو نمودن جهان با او همراهی خواهند کرد. بندهش در فصل ۳۰ فقره ۱۷، از ۱۵ مزد و۱۵ زن که معاونین او در نو نمودن جهان به شمار می روند، سخن گفته است. اسامی برخی از این معاونین در بندهش و سایر کتب ضبط شده است. مانند: کی خسرو، نرسی، طوس، پشوتن، اشاوزد، اغریرث، گرشاسب، نریمان و...
    اسامی زنان در جایی ثبت نشده است.

    زمینه سازان قیام منجى و موعود
    ظهور بهرام ورجاوند و پشیوتن در دین زرتشت بعنوان زمینه سازان قیام منجى مطرح گردیده است و درست شبیه قیام خراسانى و قیام معروف یمانى قبل از ظهور حضرت مهدی «عج» مى باشد. این دو تن، زمینه را براى آمدن "هوشیدر" آماده مى کنند و نابسامانیها و آشوبهایى را که آرامش و آسایش را بر هم زده است، فرو مى نشانند. خروج بهرام، مژده پایان شب سیاه و طلوع سپیده امید گروندگان راستکار و درست پیمانى است که سالها سرزنش بیدینان را تحمل کرده اند. او خواهد آمد تا دین زرتشت را سامان دهد. پشیوتن نیز یکى از بیمرگان جاودانه است که براى استحکام دین زرتشت قیام مى کند. قیام پشیوتن، آخرین قیام نیکمردانه اى است که اندکى پیش از هزاره هوشیدر رخ مى دهد و هدف او بازسازى دین و برپاداشتن آیینهاى دینى و گسترش آموزشهاى آن است.

    وضعیت جهان در پایان هر یک از هزاره ها
    جهان در پایان هریک از هزاره ها جهانى است آکنده از تباهیها و پریشانیها؛ جهان خرابى که در آن، همه کس و همه چیز راه نابودى مى پیماید؛ بى سامانى، سیه روزى، نابرابرى، نامردمى و... گلوى همه را مى فشارد و اینهمه گسیختگى و نابسامانى از نشانه هاى ظهور آنان است؛ آنان که ظهورشان تسکین دهنده دردهاى بشر است. جهان قبل از ظهور منجى به گونه اى است که مردم به موبدان و بزرگان اعتماد نمى کنند؛ درحالى که گفتار گناهکاران و فسوسگران و شریران را باارزش مى دانند و گواهى نادرست و نسبتهاى ناروا در حق دیگران، حتى هرمزد رواج دارد. پدیده هاى مختلف واژگون مى شوند و جریان طبیعى خود را از دست مى دهند. ابر که همیشه منشا برف و باران است، خاصیت ذاتى خویش را ندارد، بر فراز آسمان ظاهر مى شود، اما نمى بارد. گاو و گوسفند و اسب و دیگر چهارپایان ناتوان و کوچکتر مى شوند، کمتر مى زایند و کمتر شیر مى دهند.

    آخر الزمان
    با آمدن سوشیانس یا استوت ارت، که علایم ظهورش شباهت بسیارى به علایم ظهور حضرت مهدى «عجل الله تعالى فرجه الشریف» در نزد شیعیان دارد، جهان به تکامل خود مى رسد و حالتى مانند از قوه به فعل رسیدن پیدا مى کند. جهانى که پس از ظهور آخرین نجات بخش ساخته مى شود، با جهان آغازین، یعنى آنگاه که از اهریمن و یارانش خبرى نبود، همانند است؛ در این جهان، همه چیز بر مبناى دین است و در زیر قدرت کامل هرمزد (خداوند) اداره مى شود. این جهان به مدد تلاشهاى نیکمردان آراسته خواهد شد و البته از خونریزى نیز خالى نخواهد بود، چه حق در سایه شمشیر حق، استوار مى گردد و دروغ و خیانت و معیوبى از جهان برمى خیزد.سوشیانس که غالبا به صفت پیروزمند ستوده شده، گرزى دارد که فریدون دلیر داشت و با آن بر ضحاک پیروز شد؛ با همین گرز به نبرد با دروغ و کژى و مظاهر آن برمى خیزد و ناراستى را از جهان مى راند. «فر کیانى به سوشیانس پیروزمند و به سایر دوستانش تعلق خواهد داشت... که از پرتو ظهور آنان، رستاخیز و جهان مینوى جاودانى روى خواهد نمود.» بنا بر آنچه در اوستا مطرح گردیده است، تفاوتى میان آخر الزمان و وقوع رستاخیز وجود ندارد؛ با آمدن سوشیانس، بهشت تحقق خواهد یافت و اهریمن و بدى نابود خواهد شد.
     
    یک شخص از این تشکر کرد.
  3. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏7/12/12
    ارسال ها:
    2,080
    تشکر شده:
    8,596
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    پاسخ : موعود و منجی در آیین زرتشت

    محل ظهور منجى
    خود اوستا مکان ظهور موعودان را معین نموده است: در فرگرد ۱۹ وندیداد آمده: «زرتشت گفت ای اهریمن ناپاک، من مخلوقات آفریده دیو را خواهم برانداخت، من «خن تائیتی پری» را خواهم برانداخت. من عفریت نسا (اشه ومردار)آفریده دیو را خواهم برانداخت تا آن که سوشیانت پیروزمند از «آب کالن اوایه» از طرف مشرق، از طرف مشرق متولد شود. (هووی دختر فرشوشتر وزیر کی گشتاسب پادشاه مشرق زمین بوده است بنابراین بسیار منطقی است که موعودهای آخرالزمان مزدیسنا در مشرق پا به عرصه وجود گذارند). در زامیاد یشت فقره ۶۶ آمده: «فرتوانا را می ستائیم که در آینده به آن کسی مختص خواهد شد که از ناحیه کانس اوایه سلطنت خواهد برانگیخت. «روز هئوتومنت» کلمه ای اوستایی برای رود هیرمند است که در شاهنامه از آن به هیرمند یاد شده است. هیرمند لفظن به معنی سد وبند است. کوه اوشیدا (شاید همان کوهی باشد که در کتب متاخرین کوه خدا نامیده شده و مسکن پارساسان و پرهیزکاران قرار داده شده است.) در کنار آن واقع است واز آن آب فراوان به دریاچه کانس اوایه می ریزد. نام این دریاچه در پهلوی «کیانسه» یا «کیانسو» آمده است. بندهش در فصل ۱۳ فقره ۱۶ می نویسد: کیانسه درسکستان واقع است. اصلن مخلوقات موذی مانند مارها و وزغ ها در آن دریا نبود و آبش بسیار شیرین بود. بعدها شور شد و دگر باره پس از نوشدن جهان نیز شیرین خواهدشد. راین باره در کتاب سوشیانت موعود مزدیسنا آمده است: «بی شک کیانسه همان دریاچه ای ست که در سیستان در سرحد ایران وافغانستان واقع است و آن را امروزه دریاچه «هامون» گویند. آب این دریاچه امروزه شور نیست ولی بسیار بدمزه است. در اسطوره سوشیانت نیز می خوانیم: «سیستان را همین افتخار بس که موعودهای نجات بخش ایران در آینده از آن سرزمین برخواهند خاست و دوشیزگان باکره سیستانی، مادران آینده نجات بخشان ایران خواهند گردید و در یک کلمه «سیستان سرزمین موعود» و انتظار است.به همین سبب هنوز هم دختران سیستانی به امید به دست آوردن نطفه مقدس زردشت از آب دریاچه هامون، در ایام نوروز خود را به زیارتگاه های کوه خدا که امروزه کوه خواجه نامیده می شود رسانده، پس از به جای آوردن مراسم نیایش، در آن تن می شویند تا مگر باشد که در شمار باکرگانی باشند که موعودهای سه گانه ایران خواهند زایید». متون دینى زرتشتى، سطح زمین را به هفت بخش تقسیم مى کند و هر بخش را یک اقلیم یا کشور مى شمارد، خونیره یعنى بخش مرکزى کره زمین، بتنهایى برابر شش کشور دیگر است. سوشیانس در خونیره آفریده مى شود و در همین مکان است که ظهور مى کند و اهریمن را نابود مى کند و رستاخیز را برپا مى دارد. «فروهر پاک استوت ارت را که سوشیانس سرزمین خونیره است، مى ستاییم» .استوت ارت در بخش مرکزى زمین یعنى خونیره حکومت خواهد کرد و شش تن از یاران او، هریک بر یکى از شش کشور دیگر زمین، سوشیانس خواهند بود همگى تحت فرمان استوت ارت قرار مى گیرند و بدین ترتیب جهان آرمانى شکل مى گیرد.

    علائم ظهور
    کتاب زاداسپرم در بخشی از مندرجات مفصلن به حوادث عصر سوشیانس پرداخته است. سی شبانه روز خورشید بر بالای آسمان می ایستدو در آن هنگام سپهر بجنبد و گردش ماه و مهر و اختر دگرگون شود. از زمین چون چشمه های آب آتش بجوشد و آب رو به کاستی نهد و باران از بارش بایستد. پس چون ۳ ماه به رستخیز مانده پیکاری بزرگ درگیرد و هم چون آغاز آفرینش ۹۰ روز با اهریمن کارزار باشد. اما این نبرد سترگ همان سان که در آغاز با بارش آب و وزش باد بود در پایان تابش و تف آتش خواهد بود.
    در این باره در دینکرد نیز آمده است: در ۵۷ سال حکومت وی:
    ۱) دروغ دوپای تخمه نابود گردد.
    ۲) بیماری، پیری، درد، مرگ، بدی، ستم، کفر از میان می رود.
    ۳) گیاهان همواره پرطراوت وخرم باشند.
    ۴) همه آفرینش به شادی در آیند.
    ۵) ۱۷ سال خوراک گیاه، ۳۰سال خوراک آب، ۱۰ سال خوراک مینوی باشد.

    جهان پس از ظهور
    سوشیانس پس از ظهور در خونیره پیشوای دینی گردد و همراه یارانش بر ۷ کشور حکم راند. او سپاهی برمی انگیزد و به کارزار دیو اشموغی (اهلموغی) یعنی بدعت می رود وبرای موفقیت در این کار نیایش می کند وآن دیو به بالا وپائین زمین می دود و شهریور امشاسپند برای این سوراخ فلز گداخته می ریزد و او را محبوس می کند تا سرانجام به دوزخ افتد. «پس از بستن سوراخی که اهریمن از آن بیرون آمده است، زمین هموار می شود و با هموار شدنش و تحقق اتحاد آرمانی تن وروان در انسان، بار دیگر همه آفرینش تلفیق کاملی از روح و ماده خواهد بود. همان گونه که اراده خداوند بوده است». سوشیانت، بدکاران را عقوبت می کند و نیایش به جای می آورد و همه دیوان نابود شوند. دیو آز نخست، دیو خشم و سپس دیوان دیگر را می بلعد و بعد ایزد سروش، دیو آز را نابود می کند. این دوره، دوره تکامل موجودات اورمزدی است. همه دیوان، از نسل دوپایان و گیاهان، همه سرسبزند و آفریدگان در خوشی به سر می برند. همه مردم دین بردار می شوند، همه با هم دوست و مهربان شده و هیچ انسانی بعد از آن زمان نمی میرد. سوشیانس به همراه ۶ فرشکرد کردار برای برخاستن همه آفریدگان اورمزدی یشت فرشکرکرداری سراید و چون یشت انجام شد سوشیانس به مردگان گوید برخیزید. خیزش مردگان جفت جفت باشد پس صف دین باوران از دین ستیزان جدا گردد و آن گاه همه مردم به یکباره ناله کنند و اشک ریزند. سوشیانت وظیفه برانگیختن مردگان را دارد. در بامداد، او با یاران جاودانی خویش نماز صبح به جای می آورد و آن گاه مردگان زنده می شوند. هرکدام از این مردگان در طی زمان و پس از گذراندن داوری انجامین در حضور مهر و سروش و رشن، از «پل چینود» (پلی است حد فاصل این جهان و آن جهان که بر بالای قله دائیتی جای دارد.) می گذرند. این پل برای نیکوکاران فرسنگ ها پهن و برای گنهکاران هم چون تیغ است. نیکوکاران را ایزد دین به هیئت زیبارویی خوشبو پذیره می شود و در منازل بهشت که ستاره پایه، ماه پایه، خورشید پایه و «گرزمان» (یا گردتمان: محل سرودها و روشنایی های بی پایان) نام دارند، قرار می گیرد وبدکاران که آن ها را عفریته ای پذیرا می شود در طبقه دوزخ که آخرین طبقه آن محل تاریکی بی پایان است، جای می گیرند. روان ها دراین منازل تا روز رستاخیز و بازسازی جهان جای خواهند داشت. چون دوزخی بودن ابدی برای پیروان آئین زرتشت متصور نیست.سوشیانس ۵ روز آخرماه اسفند در ۵ نوبت نیایش به جای خواهد آورد تا مردگان زنده شوند. مردگان برخواهند خاست و یکدیگر را باز خواهند شناخت. «خطاست اگر این رویداد را پایان جهان بنامیم، زیرا در دین زردشتی چنین نیست. اگر چنین باشد پایان جهان به معنی پیروزی اهریمن خواهد بود. بهتر است که آن را «بازسازی جهان» بخوانیم، همان گونه که خود زرتشتیان آن را می نامند. جهان دوباره به وضع کاملی که پیش از حمله اهریمن از آن برخوردار بود، بازسازی می گردد. اما این حوادث حتی معنایی والاتر از این هم دارد. امور درست به حالت پیشین خود باز نمی گردد، زیرا در این زمان اهریمن دیگر وجود ندارد و اورمزد نه تنها به عنوان خیر مطلق و دانای مطلق، بلکه در این زمان به عنوان قادر مطلق نیز فرمانروایی کند».
     
    یک شخص از این تشکر کرد.
  4. کاربر مفید

    تاریخ عضویت:
    ‏12/12/12
    ارسال ها:
    727
    تشکر شده:
    518
    امتیاز دستاورد:
    113
    حرفه:
    بوتیک
    آشنايي با گات‌ها

    گات‌ها از كهن‌ترين و مقدس‌ترين بخش‌هاي اوستا است كه از خود اشوزرتشت به يادگار مانده‌است. گات‌ها جمع گات و به معني سرود يا شعر و نظم است. گات در زبان پهلوي به گاس تبديل شده و به فارسي گاه گوييم كه جمع آن گاهان است. در ميان زرتشتيان ايران منظور از يشت‌ گاهان همان سرودهاي گات‌ها است. در موسيقي امروزي ايران هنوز واژه گاه به معني آهنگ يا نت موسيقي باقي‌مانده، مانند آهنگ سه گاه يا چهارگاه. در زبان سانسكريت گات يا سرود را گيت گويند كه بعد به عربي جيت و جيد شده و تجويد در عربي به معني خواندن قران با آهنگ و وزن است. به‌طور كل كهن‌ترين بخش ادبيات هر قومي را سرود يا شعر يا قطعات منظوم تشكيل مي‌دهد، زيرا مردم مي‌توانند شعر و ترانه و سرود را به آساني از بركنند و به خاطر به‌سپارند. ادبيات منثور بعدها پيدا مي‌شود و آن هم پس از پيدايش خط و نوشتار است.
    علاوه‌بر اين، اهميت و تقدس گات‌ها در ميان ايرانيان از روزگار بسيار باستان شناخته‌شده‌بود. به‌طوري كه اوستاهاي بعدي همه به نيكي و احترام از آن نام مي‌برند، از جمله يسنا 57 كه به نام ستوت يشت معروف است آمده: «ما مي‌ستاييم كسي كه براي نخستين بار پنج گات‌هاي اشوزرتشت اسپنتمان را به سرود.»
    در ونديداد فرگرد 19 بند 38 از پنج گات‌هاي زرتشت ياري مي‌خواهد. در نخستين كرده ويسپرد نيز از هر پنج گات‌هاي زرتشت به‌طور جداگانه نام برده‌شده و به هر يك درود مي‌فرستد.
    يكي از دلايل تقدس زياد و اهميت فوق‌العاده گات‌ها از ميان ديگر بخش‌هاي اوستا، اين است كه تمام اصول و آموزش‌هاي دين زرتشتي در آن گنجانيده‌شده و در واقع از بخش‌هاي اصولي نامه‌هاي ديني زرتشتي به شمار مي‌رود، گرچه بخش‌هاي ديگر اوستا را نيز نمي‌توان از نقطه‌نظر يادگارهاي كتبي، تاريخي، حماسي، علمي و آييني كم‌اهميت‌تر دانست، ولي هيچ‌كدام از لحاظ دارا بودن معاني ژرف و بيان دلكش و ارزش معنوي به پاي گات‌ها نمي‌رسند.
    گات‌ها داراي پنج گات يا سرود است كه جمعاً به هفده‌(ها) يا بخش تقسيم مي‌شود كه در دل يسنا جاي دارد. گات‌هاي پنج‌گانه عبارتند از: 1-اهنودگات يا گاه 2-اشتودگاه 3-سپنتمدگاه 4-وهوخشترگاه 5-وهشتواشت گاه.
    كتاب‌هاي اوستا از نظر زمان‌بندي نيز به پنج بخش تقسيم مي‌شود كه عبارتند از‌:
    1- يسنا 2- ويسپرد 3- يشت‌ها 4- خرده اوستا 5- ونديداد


    منبع: سيري در آموزش گات‌ها نوشته موبد رستم شهزادي
     
  5. کاربر مفید

    تاریخ عضویت:
    ‏12/12/12
    ارسال ها:
    727
    تشکر شده:
    518
    امتیاز دستاورد:
    113
    حرفه:
    بوتیک
    خويشكاري اشوزرتشت

    يكي از مهم‌ترين خويشكاري‌ها و رسالت‌هاي هر پيامبري رهبري بشر به سوي يكتا‌پرستي و راستي و درستي است تا به وسيله آن صلح و آرامش مردمان فراهم آيد و دست ستم‌پيشه‌گان و سلطه‌گران را از دامان ستم‌كشان و درمانده‌گان كوتاه گرداند.
    اشوزرتشت در مورد خويشكاري خود برابر يسناي 28 بند 4 مي‌فرمايد:
    «اي اهورامزدا من آگاهم كه مرا براي رهبري روان مردم جهان گماشته‌اي و ازپاداشي كه براي كردارنيك و بد مي‌بخشي خبر دارم و آماده‌ام تا زماني كه مرا تاب و توانايي هست به مردم بياموزم كه به سوي راستي راه پويند.»
    «اي اهورامزدا من كه زرتشت هستم از تو درخواست مي‌كنم كه به من تاب و توانايي بخشي تا از پرتو راستي و پاك منشي بتوانم آرامش و آسايش جهان را فراهم سازم.» يسنا29 بند10
    « اي مزدا به من نيروي راستي و پاك منشي و شجاعت روحي عطا فرما تا مردم جهان مرا به آساني بپذيرند و جهانيان تعليم مرا دريابند، چه براي اين كار بزرگ تنها چشم اميدم به ياري و پشتيباني توست.» يسنا 29 بند 11

    منبع: سيري در آموزش گات‌ها نوشته موبد رستم شهزادي
     
  6. کاربر مفید

    تاریخ عضویت:
    ‏12/12/12
    ارسال ها:
    727
    تشکر شده:
    518
    امتیاز دستاورد:
    113
    حرفه:
    بوتیک
    راه رسيدن به رسايي و كمال

    براي رسيدن به درجه رسايي و كمال و برخورداري از جاودانگي و فروغ و روشنايي فردوس، اشوزرتشت در گاتها مراحلي تعيين فرموده و هر كدام از آنها را به گونه‌اي شرح داده و توصيف كرده‌است. به‌طوري كه در بند اول هات 30 براي درك خوشبختي و بهره‌مندشدن از رسايي را چهار نكته دانسته‌است كه پس از ذكر ترجمه متن اين بند به شرح آن‌ها خواهيم پرداخت. در بند اول از هات 30 چنين آمده‌است:
    (اينك براي جويندگان حقيقت و مردم دانا از اين دو پديده بزرگ سخن خواهم گفت و روش ستايش خداوند جان و خرد و نيايش وهومن يا منش پاك را بيان خواهم‌كرد، همچنين از دانش خدايي و آيين راستي اشا گفت‌وگو خواهم‌كرد تا با برخورداري از رسايي، نور حقيقت را دريابيد و از نعمت فردوس بهره‌مند شويد!
    به‌طوري كه خوانندگان گرامي ملاحظه خواهند‌فرمود، اشوزرتشت لازمه برخورداري از رسايي و بهشت را آگاهي كامل از دو نيروي متضاد سپنتامينو و انگره‌مينو دانسته‌است. در اين بند مي‌بينيم چگونه پيغمبر آريايي خطاب به جمعيتي كه براي شنيدن سخنان او به گردش حلقه زده‌اند مي‌فرمايد:
    ((امروز مي‌خواهم بر جويندگان حقيقت و پژوهشگران و روشن‌بينان درباره دو پديده بزرگ يا دو نيروي ضدين خير و شر كه زاييده انديشه خود بشر است، سخن بگويم و حقايقي را روشن سازم.
    هم‌چنين درباره طرز ستايش و پرستش پروردگار را كه بايد با خلوص نيت و ايمان كامل و نيايش و بزرگداشت وهومن يعني افكار بزرگ و انديشه‌هاي پاك كه مايه سعادت و خير و بركت و پيشرفت و آباداني جهان‌اند انجام شود، آگاه سازم. همچنين راه تحصيل دانش الهي و واقعي را كه جز در پرتو اشا يعني راستي و پاكي و از خود‌گذشتگي ميسر نمي‌شود، به شما نشان دهم). منظور آن وخشور از دانش الهي و واقعي نيز دانشي است كه در راه سود اجتماع و آباداني كشور و پيشرفت ملت به كار برده‌شود. دانشي است كه خالي از حب و بغض و منافع فردي و شخصي باشد. دانش واقعي آن نيست كه براي نابودي بشر به كار برده‌شود، به‌طور مسلم اين دانش هنگامي به سود اجتماع و مفيد خواهد‌بود كه صاحب آن اصل راستي و درستي و پاكي و طهارت را رعايت كند.
    شخصي كه داراي افكاري پليد و ناشايسته باشد، بديهي است معلومات و اطلاعات خود را به ضرر جامعه و تنها به نفع خود به كار خواهدبرد.
    پس دانش الهي و واقعي مبناي آن بر راستي و پاكي و از خودگذشتگي و محبت به همنوع قرار گرفته‌است و مي‌تواند انسان را به درجه كمال برساند.
    بنابراين با توجه به مفاد اين بند مي‌توان برخورداري از رسايي و رسيدن به بهشت خرم و پرفروغ را به‌طور خلاصه و به شرح زير بيان كرد:

    1- آگاهي كامل داشتن و مومن بودن به دو اصل نيك و بد و مثبت و منفي و مبارزه هميشگي اين دو اصل ضدين با يكديگر؛
    2- ستايش هستي بخش دانا از روي خلوص نيت و صدق و صفا و ايمان و توكل داشتن به مبدأ كل از روي مهر و محبت و نه از روي ترس و اجبار؛
    3- پرورش فروزه وهومن يا انديشه پاك و عقل و خرد و استعداد ذاتي و تسلط‌يافتن بر وسوسه‌هاي شيطاني و افكار ناشايست و پليد؛
    4- كسب دانش واقعي از طريق راستي و پاكي و پارسايي و پرهيزكاري.

    نوشته: موبد فيروز آذرگشسب
     
  7. کاربر مفید

    تاریخ عضویت:
    ‏12/12/12
    ارسال ها:
    727
    تشکر شده:
    518
    امتیاز دستاورد:
    113
    حرفه:
    بوتیک
    اهورامزدا

    نام خداوند يكتا در دين زرتشتي «اهورامزدا» است.
    واژه اهورامزدا به معني «هستي بخش بزرگ دانا» است.
    زرتشتيان اهورامزدا را تواناترين، زيباترين و مهربان‌ترين موجود ازلي و ابدي مي‌دانند كه داراي فروغ و انديشه رسا و شهرياري همه هستي است. او فروتني و كمال را به نحوي نيستي‌ناپذير داراست، يكتايي اهورامزدا در سرودهاي زرتشت و در سراسر اوستا انكارناپذير است. هيچ نيرويي در برابر او ايستادگي ندارد و آفرينش جهان، انسان و همه ويژگي‌هاي زندگي از نيروي اوست.
    اهورامزدا در سرودهای زرتشتی به عنوان يك دوست ياد مي‌شود. زرتشت روحاني آزاده‌اي است كه آرزو دارد اهورامزدا را ببيند، با او هم سخن شود و با او يكي شود.
    فروزه‌هاي اهورمزدا يا ويژگي‌هاي آن سرور هستي عبارتند از: نيك‌انديشي، راستي و هنجار، قدرت و شهرياري، مهرو فروتني، كمال و رسايي و جاوداني.
    در دين‌هاي ديگر ايراني كه از اسطوره‌هاي كهن هند و ايراني سرچشمه گرفته‌است، نام اهورامزدا يافته‌مي‌شود. در اين‌گونه باورها كه تا حدودي دو عنصر اسطوره‌اي در مقابل هم قرار مي‌گيرند، اين تشابه اسمي كه در ساير اديان ايراني كاربرد يافته، نبايد با اعتقاد به اهورامزدا در دين زرتشتي اشتباه گرفته‌شود. مثلاً در اسطوره زروان مي‌بينيم كه اورمزد و اهريمن در اثر هزار سال نماز و قرباني به وسيله زروان كه يك خداي اسطوره‌اي هند و ايراني است، زاييده مي‌شوند.
     
  8. کاربر مفید

    تاریخ عضویت:
    ‏12/12/12
    ارسال ها:
    727
    تشکر شده:
    518
    امتیاز دستاورد:
    113
    حرفه:
    بوتیک
    آگاهي هايي درباره سدره و كشتي

    سدره و كشتي نشان بروني زرتشتيان است كه پس از آيين سدره‌پوشي از آن استفاده مي‌كنند. آنچه در پي مي‌آيد آگاهي‌هاي فشرده‌اي درباره اين پوشش ويژه زرتشتيان است كه از دير زمان تا كنون بوده‌است.


    [​IMG]سدره (sedre)
    در اوستا مي‌خوانيم: «سپيته دينيا مازديسنواش اپه منم» يعني: رنگ سفيد نشان دين مزدا‌پرستي است و در فرهنگ زرتشتي نيز سفيدي نماد پاكي تن و روان يا «وهومن» است. سدره، پوششي است چسبيده به بدن با آستين‌هاي كوتاه كه از پارچه پنبه‌اي يا ململ سفيد رنگ درست شده و از گريبان به پايين چاكي دارد كه تاسينه مي رسد و در انتهاي آن كيسه كوچكي قرار گرفته كه كيسه كرفه (ثواب) ناميده مي‌شود.
    سدره در اوستا به نام (وهومنووستر vohumanu vaster) آمده و از 9 پارچه درست شده، پايه دين زرتشتي را در بر دارد. هر زرتشتي‌زاده زماني كه به نظر والدين خود به سن تكليف ديني رسيد (بين 7 تا 15 سال)، در جشني شاد و روحاني، سدره را كه به منزله زره يا جوشني مينوي است، مي‌پوشد، تا خود را به پيام‌هاي اشوزرتشت مجهز كند و به عنوان يك بهدين شايسته، اين پيام‌هاي فشرده را به خوبي از بر سازد، درك كند و هر روز با «نو كردن كشتي» و با تمرين و ممارست در طول زندگي به كار گيرد، تا هم خود درست و سالم و شاد و مفيد و اشويي زندگي كند و هم براي جهان سودرسان باشد‌، با نيكان و وهان جهان همازور شود:
    1- باور به يكتايي خدا: خدايي كه اهورا (هستي بخش) مزدا (بزرگ دانا) است و اين دو صفت بزرگي به هم پيوسته و هماهنگ و جداناشدني است و در همه جاي اين جهان بي‌كران و در همه چيز در تجلي است. خدايي كه هر چه آفريده لازم و ملزوم يكديگر و گوهر است و در نماز صدويك نام خدا ويژگي‌هاي دقيق او روشن شده‌است.
    2- باور به پيامبري اشوزرتشت: نخستين پيام‌آوري كه از يكتاپرستي (توحيد) و پيامبري (نبوت) و جهان مينوي (معاد) خبر داد و پيام خود را مانتره (برانگيزنده انديشه) ناميد و از دين (داينيو) به مفهوم (وجدان آگاه و پويا) سخن به ميان آورد؛ حقايقي را كشف و به صورت پيام‌هايي انسان‌ساز به جهانيان ارزاني داشت كه هيچ دانشمندي در آن زمان نمي‌توانست با پژوهش و تحقيق آنها را به دست آورد، و هنوز هم در قرن بيست‌و‌يكم تازه و بكر مي‌نمايد.
    3- باور به جهان مينوي و پادافره روان: وهيشتم مينيو (بهشت) و، گروسمان (خانه نور) و اچيشتم مينيو يا دوزخ (خانه دروغ)….
    4- باور به اشا (راستي): اشوزرتشت نخستين كسي است كه به وجود هنجار در هستي پي برد و از قانون اشا سخن گفت و مي‌فرمايد:
    «راه در جهان يكي‌ست و آن راه راستي است» و انسان تنها موجودي است كه به علت برخورداري از خرد مي‌تواند از قوانين طبيعت سردرآورد، دانش اندوزد و براي خوشبخت زيستن لازم است كه با قانون اشا هماهنگ و همسو و همراه شود.
    5- باور به گوهر آدمي و آدميت: بر پايه آموزش‌هاي اشوزرتشت همه انسان‌ها از هر جنس و رنگ و نژاد و مذهب، داراي وجدان (دين) و خرد هستند، از جسم و جان و روح و فروهر بسيار بالنده‌تر از همه موجودات ديگر در جهان برخوردارند و داراي حقوق كاملاً برابر هستند،‌ قدرت تشخيص نيك از بد و ارزش گزاري را دارند، به تعبير اشوزرتشت «من» دارند و از آزادي كامل انتخاب راه برخوردار هستند و مي‌توانند «من» خويش را به هر صورتي كه مايل هستند هدايت كنند. بهترين من يا بدترين منش را در پيش گيرند، سرنوشت خود را بسازند،«سپنته من» يا «انگره من» شوند. تكليف هر زرتشتي اين است كه «من» خويش را به سوي هومني و سپنته‌مني هدايت كند، خدمت به خلق را پيشه خود سازد، با تمام نيرو با انگره‌من‌هاي درون و برون به ياري دانش و خرد، پيوسته در نبرد باشد.
    6- باور به امشاسپندان (شش فروزه بارز اهورامزدا): اشوزرتشت اهورامزدا را داراي شش فروزه؛ وهومن (نيك منشي)، ارديبهشت (راستي) شهريور (شهرياري بر خويش و تسلط بر نفس)، سپندارمزد (مهر و فروتني و وفاي به عهد)، خرداد (دانشـ‌اندوزي تا رسيدن به رسايي) و امرداد (جاودانگي) مي‌شناسند و مي‌آموزد كه هركس از اين شش فروزه اهورايي با تمرين و ممارست به‌طور كامل برخوردار شود، مي‌تواند در نهايت به جاودانگي برسد و با خدا يكي شود. اين باور در فرهنگ ايراني، به صورت اعتقاد به هفت شهر عشق يا هفت‌خوان رستم با نمادهاي گوناگون در سر سفره هفت‌سين باقي مانده‌است.
    7- اعتقاد به نيكوكاري و دستگيري از نيازمندان: دين زرتشت دور نگهدارنده جنگ‌افزار، پيام‌آور صلح و آشتي دهنده‌است. خوشبختي از آن كسي دانسته‌شده كه خوشبختي ديگران را فراهم مي‌سازد. باور به (ميزد meyazd) زرتشتي را بر آن مي‌دارد كه در هر مقام مادي و معنوي كه هست به ديگران ياري رسان باشد. شش چهره «گهنبار» در سال و باردادن و كمك‌كردن به نيازمندان، سنت وقف، جشن خواني‌ها به گونه‌اي بسيار آبرومند برگزار كنند و از خودگذشتگي (خويت ودس) را كه لازمه زندگي گروهي است به جامعه مي‌آموزند.
    8- باور به سپنته‌بودن چهار آخشيج: آب و باد و خاك و آتش در دين اشوزرتشت مقدس است. هر فرد زرتشتي وظيفه دارد محيط زيست را در حد توان پاك نگه‌دارد.
    9- باور به فرشكرد farshakart مثبت‌نگري و نوخواهي، يكي از مهم‌ترين پايه‌هاي دين زرتشت است. هر بهدين با تمام توان كوشش دارد كه با آوردن نور بر تاريكي و با دانش بر جهل پيروز شود و در پويايي انديشه و گفتار و كردارنيك و آباداني گيتي نقشي اساسي داشته، «فرشگرد» به مفهوم تازه كننده جهان باشد.


    كشتي koshty
    نوجوان بهدين، در آيين زيبا و باشكوه «سدره پوشي» كمربندي به رنگ سفيد كه از 72 نخ بافته‌شده و كمربند پيمان يا كشتي ناميده‌مي‌شود، با سرودن نماز، به نيت پيروي از انديشه و گفتار و كردار نيك سه دور به كمر مي‌پيچد و با چهار گره به نيت احترام و پاك نگه‌داشتن چهار آخشيج مقدس، آن را محكم مي‌كند.
    شاگردان پيامبر، گاتاها كتاب آسماني زرتشتيان را در دل يسنا جاي‌داده، بخش‌هاي ديگري را به آن اضافه كردند در 72 هات يا سوره تنظيم كردند.
    تقدس عدد 72 در خاطر ايراني ماند و در نزد ساير هم‌ميهنان‌مان، نيز مقدس و داراي ارزشي ويژه است كشتي در اوستا به نام «ايوياونگهي» آ‎مده و از پشم گوسفند كه نماد بي‌آزاري مي‌باشد، تهيه شده‌است.
    نشان بروني زرتشتيان پوشيدن سدره و كشتي و نشان دروني بهدينان پايبندي به اصول دين اهورايي زرتشتي است.
    اميد اين كه، همگي اين مفاهيم والاي انسان‌ساز را همواره به ياد سپاريم و در زندگي به كار بنديم و در پاسداري از تمام آيين (سنت)هاي نيكوي زرتشتي كوشا باشيم.
    در كتاب‌هاي موبدان و دانشمندان دين، جزييات بيشتري از اين پوشش سنتي زرتشتيان نوشته‌شده كه شما را به خواندن آنها سفارش مي‌كنم.

    نوشته: موبد دكتر اردشير خورشيديان
     
  9. کاربر مفید

    تاریخ عضویت:
    ‏12/12/12
    ارسال ها:
    727
    تشکر شده:
    518
    امتیاز دستاورد:
    113
    حرفه:
    بوتیک
    گهنبار اياسرم گاه

    گهنبار اياسرم گاه كه به‌صورت اياثرم گاه نيز نوشته مي‌شود، يكي از چهره‌هاي [بافتحه چ] شش‌گانه گهنبار است كه در آغاز فصل پاييز يعني مهرماه برگزار مي‌شود.
    آغاز جشن اين گهنبار به‌طور معمول حدود 20 مهرماه است و از روز اشتاد ايزد تا روز انارام در اين ماه آيين آن در سراسر مناطق زرتشتي‌نشين كشور برگزار مي‌شود.
    زمان برگزاري و دليل برگزاري گهنبار اياثرم گاه به كشاورزي و دامپروري ارتباط مستقيم دارد.
    نام اين گهنبار از واژه اوستايي اياثريمه گرفته شده‌است به چم (معناي) آغاز سرما و زمان برگزاري آن در زندگي كشاورزي و دامپروري، ‌هنگامي است كه گله‌هاي گوسفند از چراگاه‌هاي تابستاني به جايي كه زمستان را مي‌گذرانند، بازمي‌گردند.
    همچنين در باور زرتشتيان زمان برگزاري آن هنگامي است كه خداوند گياهان را آفريده‌است.
    گهنبار اياسرم گاه هم‌اكنون هم در خانه‌هاي زرتشتيان خوانده‌مي‌شود و هم در مناطقي كه امكان گرد‌آمدن همكيشان در مكان‌هاي عمومي نظير تالار و جشنگاه وجود دارد، در اين مكان‌هاي عمومي برگزار مي‌شود تا گروه بيشتري گرد هم جمع شوند و همازوري بيشتري حاصل شود.
     
  10. کاربر مفید

    تاریخ عضویت:
    ‏12/12/12
    ارسال ها:
    727
    تشکر شده:
    518
    امتیاز دستاورد:
    113
    حرفه:
    بوتیک
    پندهايي از كتاب مينو خرد

    آنچه در پي مي‌آيد، اندرزهايي است كه از كتاب پهلوي «مينو خرد» برگزيده شده‌است:

    • دانا از مينو خرد پرسيد كه چگونه بايد خواست معاش و زندگي و تندرستي بدن كه از زبان به دور باشد؟
    مينو خرد پاسخ داد كه از همتا و همانند به بزرگ‌تر و بزرگ‌تر به سردار و سردار به پادشاه هماهنگ و فرمانبردار و راستگو باشيد.
    • درباره ياران و دوستان فروتن و ملايم و پاك‌چشم باش.
    • تهمت مگو تا ترا رسوايي و دروندي به جان نرسد، چه تهمت گفتن بدتر از جادويي است.
    • شهوتراني مكن تا فريفته شهوت نشوي.
    • خشم مكن، چه كسي كه خشم كرد، كار و كوشش و پاكدامني و پرستش يزدان فراموشش شود، آن‌گاه همه گناه و زيان به او روي آورد.
    • طمع مكن تا ترا از كردار خويش زيان و پشيماني نرسد.
    • حسد و رشك را از خود بران تا ترا زندگي بي لذت نباشد.
    • با مردم بدانديش و قانون‌كش دوستي مكن.
    • با مرد كينه‌جو، ستيزه مكن.
    • با مرد شهوتران شريك و انباز مشو و او را به سرداري مگمار.
    • با مرد رسوا پيوند و خويشي مكن.
    • با مرد ابله و نادان، معاشر و همكار مشو.
    • با مرد مست همراه و همسفر مشو.
    • از مرد بدگوهر و بداصل وام مستان.