1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

ظهور زرتشت

شروع موضوع توسط (̅(َ_̅_̅(َ)ڪے ‏5/5/11 در انجمن ادیان الهی

  1. کاربر مفید

    تاریخ عضویت:
    ‏8/12/11
    ارسال ها:
    564
    تشکر شده:
    1,557
    امتیاز دستاورد:
    113
    حرفه:
    دانش اموز
    روزه در آیین زرتشت

    روزه در آیین زرتشت
    در آيين زرتشت روزه گرفتن و نخوردن آب و غذا بخاطر اينکه باعث سستی بدن و عدم فعاليت مفيد و کار روزانه می شود ناپسند می باشد. چون اين موارد در آيين زرتشت نکوهيده شده و بی کاری و تن پروری بشدت نهی شده است و در ونديداد، فرگرد سوم فقره 33 نوشته شده: ‹‹ … آن كس كه سير غذا مي خورد، توانايي مي يابد كه نيايش بكند، كشاورزي كند و فرزندان به وجود آورد. جاندار از خوردن زنده مي ماند و از نخوردن مي ميرد.›› امابرای افراط نکردن در خوردن گوشت حیوانات روزهای دوم و دوازدهم و چهاردهم و بيست و يکم هر ماه زرتشتيان از خوردن گوشت پرهيز می کنند اين چهار روز متعلق به چهار امشاسپند وهمن، ماه و گوش و رام که از ميان چهارپايان هستند می باشد.
     
  2. کاربر مفید

    تاریخ عضویت:
    ‏8/12/11
    ارسال ها:
    564
    تشکر شده:
    1,557
    امتیاز دستاورد:
    113
    حرفه:
    دانش اموز
    توحید در ایین زرتشت

    اگر تاریخ و مدارک تاریخی را ملاک قرار دهیم و محتویات اسناد و مدارک تاریخی موجود را با موازین علم توحید بسنجیم نمی‌توانیم آیین زرتشتی را آیین توحیدی بدانیم.

    تئوری زرتشت درباره نظام خلقت طبق این مدارک و اسناد به نحوی است که فرضاً « انگرا مئنیو›› و آفریننده اهورا مزدا تلقی کنیم با توحید سازگار نیست.

    اما اگر از زاویه فقه و حدیث و با ملاک خاص اسلامی که جنبه تعبدی دارد و حجت است بسنجیم مانعی نیست که آیین زرتشتی را یک آیین توحیدی بدانیم یعنی آیینی که در اصل و ریشه توحیدی بوده و همه شرکها از جمله ثنویت و آتش پرستی و غیره بدعتهایی است که بعدها به این آیین ملحق شده است.

    اعتبار اسناد تاریخی اگر به مرحله یقین برسد کافی است که از نظر فقهی نیز ملاک قرار گیرد ولی چون غیر توحیدی بودن آیین زرتشتی به حسب اصل و ریشه مسلم نیست موازین فقهی ایجاب می‌کند که این آیین توحیدی تلقی شود.به همین دلیل در گذشته مسلمین آنها را در دنیا اهل کتاب آورده‌اند اگر چه از نظر فقها همواره مورد اختلاف بوده است.و فقهای اسلامی ایرانی الاصل کمتر از دیگران نظر مخالف نداشته‌اند.

    منبع:خدمات متقابل اسلام و ایران؛مرتضی مطهری
     
  3. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏7/12/12
    ارسال ها:
    2,080
    تشکر شده:
    8,596
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    دین زرتشت چه دینی است؟

    دین یا کیش زرتشت منتسب به فردی است به نام زرتشت.‏
    تاریخ حقیقى تولد زرتشت بسیار مجهول است، از این رو برخى تاریخ شناسان وجود تاریخى او را منکر شده‏اند.
    روایات ایرانى تولد او را در حدود 660 سال قبل از میلاد نشان مى‏دهد که اغلب محققان جدید آن را پذیرفته‏اند. بعضى دیگر با قرائن و دلایل موجه، زمان ظهور این پیامبر ایرانى را قدیم‏تر از این تاریخ دانسته و آن را به حدود سال 1000 ق.م داشته‏اند.(1)
    تعالیم زرتشت(2)
    دین زرتشت مانند بسیارى از ادیان دیگر به تحریف مبتلا شده و عقاید باطل و خرافات موهوم در آن راه یافته است.(3)
    دینى که این پیامبر ایرانى تعلیم کرده، یک آیین اخلاقى و طریقه یگانه پرستى است. زرتشت خداى معبود و متعال خود را «اهورامزدا» لقب داده، یعنى خداى حکیم، که داراى عالم و خلاّق و نظّام طبیعت است. او مزدا را صاحب اهوراى حقیقى پنداشته و عبادت و پرستش را خاص ذات او قرار داده و وى را خداوند متعال و قادر و قاهر شمرده است که ذاتش به حکمت محض و خیر مطلق متّصف است.
    او خود را پیغمبرى مبعوث از طرف اهورامزدا مى‏داند و در «گات‏ها» به کتاب آسمانى زرتشتى‏ها، تأکید مى‏کند که خدا او را برانگیخته و مأمور ساخته، و دین او بهترین و کامل‏ترین ادیان است.
    زرتشت برخلاف نظریه بعضى از زرتشتیان متاخر، آفرینش تمام موجودات را برحسب مشیت و اراده متعال اهورامزدا مى‏دانست. در آیه آخر گات‏ها صراحتاً اهورامزدا را موجب و موجد نور و ظلمت - هر دو - مى‏داند.(4)
    اهورامزدا اراده قدوسى علوى خود را به وسیله روحى مقدس و نیکو نهاد از قوّه به فعل درمى‏آورد که آن را «سپنتامینیو» نامیده است. اعمال الهى او نیز به دستیارى ارواح مقدس که «امشاسپنتا» گفته مى‏شوند اجرا مى‏گردد. این فرشتگان هر یک با حالت و صُور فعالیت ذات الهى نام و معنایى جداگانه دارند، چنان که یکى را وهومنه (بهمن) نامید که به معناى «فرشته پندار نیک و نهاد خوب» است. دیگرى را «آشا» (اردیبهشت) یعنى فرشته راستى و عدالت ، دیگرى را «خشترا» (شهریور) یعنى فرشته نیرو و قدرت کامل، دیگرى را «هورواتات» (خرداد) یعنى فرشته رسایى و کامروایى، دیگرى را «آدمایتى» (اسفند ارمذ) یعنى فرشته شفقت و لطف و بارورى و دیگرى را «امرتات» (مرداد) که به معناى بقا و جاودانگى است.
    با آن که اهورامزدا در عرض جلال خود هیچ ضد و ندى ندارد، زرتشت معتقد است که در برابر هر نیکى یک بدى موجود است. چنان که در برابر راستى، دروغ و در برابر حیات، مرگ و در مقابل سپنتامینیو (روان پاک)، روح شدید و ناپاک (انگره مسینیو) جاى دارد.
    نقطه اصلى و پایه اساسى اخلاق در آیین زرتشت بر این قاعده است که نفس آدمى، میدان نبردى واقعى میان خیر و شر است. اهورامزدا به آدمى آزادى عمل عطا کرده که عمل خود را برگزیند و بین صواب و خطا هر یک را بخواهد انتخاب کند، البته نیکان بدى را نمى‏پسندند.
    آنچه از منطق و فلسفه زرتشت در کتب دینى مى‏توان استنباط کرد، این است که او خود آتش نمى‏پرستیده و بر آن عقیده‏اى که پیشینیان و نیاکان او بر آن بوده‏اند، نبوده است. هم چنین معتقدات او با آنچه بعدها آتش پرستان اخیر عنوان کرده‏اند، اختلاف دارد. و آتش را فقط رمزى قدوسى و نشانى گرانبها از اهورا مزدا مى‏دانسته است.(5)
    دین زرتشتى نخستین مذهبى است که از جهان عقبى و قیامت سخن گفته و آخرالزمان را به مفهوم کامل خود طرح کرده است. برحسب تعالیم آن پیامبر ایرانى چون روزى این جهان هستى به آخر رسد، رستاخیز عام واقع خواهد شد و اهورامزدا پیروز خواهد گردید. در آن روز براى امتحان بدکاران و نیکوکاران جایگاهى پر از آتش و آهن گداخته، به وجود مى‏آید که بدان و زشتکاران را در آن جا خواهند افکند.
    هورمدان خواه خوب یا بد، در روز قیامت از فراز پل چینوت (صراط) یعنى پل جدا کننده عبور خواهد کرد. این پل روى دوزخ قرار دارد و یک جانب آن به بهشت منتهى مى‏گردد. نیکوکاران به هدایت زرتشت از آن پل به سلامت خواهند گذشت و بدکاران در آن سرنگون خواهند شد.
    «اوستا» کتاب مقدس زرتشتیان است که تفسیرى به نام «زند» دارد.
    تاریخ نگارش قسمت‏هاى مختلف اوستا بر کسى معلوم نیست، چون توسط یک نفر نوشته نشده و در مدت زمانى طولانى گرد آمده است که از زمان زرتشت آغاز مى‏گردد و دوران هخامنشى تا ساسانى را دربرمى‏گیرد. این کتاب شامل چهار بخش اصلى است:
    1. یسنا (مشتمل بر 72 فصل حاوى سرودها که گات‏ها جزء آن است)
    2. ویسبرد (مجموعه‏اى از ادعیه و سرودها)
    3. وندیداد (قانن و دستورهاى موبدان و مبیّن احکام عبادات و...)
    4. یشت‏ها (شامل سرودهایى در تجلیل از فرشتگان و...)
    مهم‏ترین قسمت اوستا گات‏ها است که گمان مى‏رود سرودهاى شخص زرتشت باشد و از نظر زبانى کهن‏ترین مکتوب شناخته شده ایرانى است.
    در آیین زرتشت گر چه از گفتار نیک، کردار نیک و پندار نیک سخن گفته شده، اما از ارزش‏هاى اخلاقى و چگونگى دست یافتن به زندگى سعادتمندانه و این که گفتار و کردار و پندار نیک چه امورى هستند و چگونه مى‏توان به آنها دست یافت، سخنى به میان نیاورده است.
    مسیحیت:
    حضرت عیسى(ع) در اناجیل موجود، خود را این گونه معرفى کرده است: «نجات دهنده انسان‏ها، باب نجات، شبانى دلسوز و نماینده خدا در زمین».
    مادر عیسى، مریم است. عیسى بدون پدر متولد شد. پدر خوانده او یوسف نجار بود. زادگاه عیسى روستاى جلیل یا ناصره بود. خویشان او از هر جهت مقررات و آداب رایج آیین یهود را رعایت مى‏کردند. عیسى با پسر عمویش حضرت یحیى در کرانه رود اردن تبلیغ دین الهى مى‏کردند. یحیى را دستگیر و زندانى کردند. تبلیغات عیسى بین مردم بسیار مؤثر واقع شد و دور او را گرفتند. علماى مذهبى یهود دقیقاً مى‏دانستند که او مسیح، موعود تورات و کتب آسمانى یهود است.
    در آغاز دعوت، عیسى بنده خدا و پیامبر او بوده و دین او مبتنى بر یکتایى پروردگار بود که به نام پدر توانا و آفریدگار آسمان و زمین خوانده مى‏شد، ولى بعدها مسیحیان این رویه را تغییر داده و عیسى را پسر خدا دانستند.
    اغلب مراسم و اعمال مذهبى مسیحیت (مثل غسل تعمید) در ادیان و مذاهب سابق مرسوم بود.
    تراشید فرق سر و ملبس بودن به قبایى که کشیشان مسیحى آن را به تن مى‏کنند، بخشى از آداب مصریان باستان بوده است. غم زدن و دود دادن در کلیساها نیز تقلیدى از یونانیان باستان مى‏باشد.
    عیسویان پس از به صلیب کشیده شدن عیسى (البته به پندار خود) معتقد شدند که عیسى روزى به زمین خواهد گشت. این باور نیز ریشه در تعالیم زرتشتى و یهودى دارد.
    در آغاز دعوت عیسى سخن از آیین جدیدى به نام مسیحیت نبود و عیسى(ع) تفسیر کننده آیین موسى به شمار مى‏رفت. از قرن چهارم به بعد تحولاتى در دین عیسى پدید آمد و اغلب معتقدات آیین یهود با تغییراتى اندک در دین عیسى ظاهر شد. ولى پیروان عیسى(ع) از این قرن به کلى از یهودیان جدا شدند.
    اصول شریعت عیسى(ع)، تغایر روشنى با اصول یهودیت دارد او دین موسى(ع) را که در آن روزگار تحریف شده بود، قبول نداشت. اناجیل از شدت عمل و برخورد عیسى با شعائر و مراسم یهود سخن مى‏گویند و تأکید دارند که همین امر موجب مغلوب شدن او گردید. او هیکل یا معبد سلیمان را قبول نداشت و آن را به رسمیت نمى‏شناخت. یهود کار در روز شنبه را حرام مى‏دانستند، ولى عیسى کار کردن در روز شنبه را بلامانع مى‏شمرد و...
    یهودیان پس از آنکه حضرت عیسى کاسبان و مغازه داران را از هیکل مقدس بیرون کرد؛ از او نزد حاکم رومى فلسطین به عنوان توهین به مقدسات شکایت بردند، در نتیجه او را دستگیر و زندانى نمودند و به عقیده خودشان او را اعدام کردند. مسیحیت داراى سه فرقه بزرگ کاتولیک، ارتدوکس و پروتستان است که در بین آن‏ها فرقه‏هاى کوچکى نیز وجود دارد.(6)
    پی نوشت ها :
    1 - براى اطلاعات بیشتر رجوع کنید به منابع زیر: جان‏یى.ناس، تاریخ جامع ادیان، ص 453، فلیسین شاله، تاریخ مختصر ادیان بزرگ، ص 208 و 209 ادیان زنده جهان 270 - 227 ص 283 - 280، مسعودى، مروج الذهب، ج‏1، ص 229، دینورى، اخبار الطوال، ص 28، طبرى، تاریخ، ج 1، ص 561؛ ابن اثیر، الکامل، ج‏1، ص 146؛ شهرستانى، الملل و النحل، ص 124 و...
    2 - اصل این بحث از کتاب تاریخ جامع ادیان، جان‏یى. ناس، ص 465 - 456 با تلخیص فراوان گرفته شده است.
    3 - مورخان میان تعالیم زرتشت و آنچه که خود آن را زرتشت موبدان مى‏نامند تفاوت قائلند. زرتشت موبدان در حقیقت تحریفات و اضافاتى است که موبدان در آئین زرتشت انجام داده‏اند (در طى قرون متمادى). ر ک: مبلغى آبادانى، تاریخ ادیان و مذاهب جهان، ج‏1، ص 332 - 330.
    4 - در مطالعه اوستا هر چه از گات‏ها - که مربوط به زمان زرتشت است - دور مى‏شویم، از توحید و لحن اهورامزداى واحد و یگانه و زرتشتى که اهورامزدا را خالق همه چیز مى‏داند فاصله مى‏گیریم. بدین ترتیب در اواخر کتاب عهد ساسانى و مقارن با اسلام، به طور روشنى جهان به دو نیم مى‏شود و خداى واحد به دو بخش خیر و شر تقسیم مى‏گردد. ر. ک: تاریخ و شناخت ادیان 236/2/15: به نقل از تاریخ ادیان و مذاهب جهان، ج‏1، ص 341.
    5 - در گات‏ها صراحتاً به آفریده (مخلوق) بودن نور و روشنایى و آتش اشاره کرده، چنان که مخلوق بودن آب را آورده است. بدین جهت معنا ندارد شأن مخلوق چون خالق باشد و هر دو معبود تلقى گردند. آتش و آب در دین زرتشت مقدس بوده‏اند.
    6 - عبدالله مبلغى، تاریخ ادیان و مذاهب جهان، ج‏2، ص 700 به بعد
     
  4. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏7/12/12
    ارسال ها:
    2,080
    تشکر شده:
    8,596
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    آتشکده نوشیجان

    نوشیجان آتشکده و قلعه ای باستانی در ۱۵ کیلومتری غرب ملایر در منطقه ای به نام «شورکات» و در کنار رودخانهٔ حرم آباد می باشد. با کاوش های باستان شناسان دراین تپه باستانی سه طبقه شناسایی شد که طبقه اول را به مادها، طبقه دوم را به هخامنشیان و طبقه سوم را به ساسانیان نسبت می دهند.

    این تپه به شماره ۷۶۳ در تاريخ ۳ بهمن ۱۳۴۶ در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده است.
    بقایای آثار بدست آمده


    طبق بررسیهای انجام شده توسط دیوید استروناخ، باستان شناس بریتانیایی، بقایای آثاری که از این تپه بدست آمده دربرگیرنده:

    بنای قدیمی جبهه غربی تپه که نخستین آتشگاه است، بقایای یک آتشدان درجبهه جنوبی نشانگر مراسم نیایش آتش می باشد. اتاق معبد بصورت شمالی-جنوبی ساخته شده است و در بدنه مخروطی شمالی آن سه طاقچه بطور نامحسوس دیده می شوند. درحاشیه جنوبی معبد، بقایای یک سکوی برجسته وجود دارد که احتمالاً شالوده پایه ستونهای معبد بوده است. آخرین تاریخ استفاده از این بنای تاریخی هم زمان با دگرگونی معماری دراین تپه و ایجاد تالار ستون دار در شرق می باشد.
    تالار ستون دار آپادانا: این تالار بر روی سکوی خشتی قرارگرفته است. این تالارهای ستون دار، با تالارهای نودین تپه و تپه نوشیجان با تالارهای اوراتویی که در آلتین تپه آسیای صغیربدست آمده قابل مقایسه هستند و احتمالاً تاثیرپذیری ازهنر معماری اوراتو ساخته شده است.
    معبداصلی: شکل معبد بصورت نیم چلیپا بوده و با همان عناصر معماری دژ ساخته شده است. در زاویه شمالی سرسرا پایه آتشدانی وجود دارد که از سه بخش کاملاً مشخص ساخته شده است. باید خاطرنشان کرد این نوع آتشگاه از نظر پلان دراکثر آتشگاه های دوره ساسانیان بچشم می خورد.
    اتاق ها و انبارها: این بخش دومین اثر مهم تپه نوشیجان راتشکیل می دهد که در شرقی ترین قسمت تپه قرار گرفته و دارای حصار، بارو، اتاقهای مس و انبار می باشد.
    تونل: دربخش شمالی تالارستون دار و در امتداد شرق و غرب حفره ای سردابی شکل کنده شده که در عمق ۳ متری به صخره منتهی می شود. با توجه به شکل تونل به نظر می رسد که کار معماری پایان نیافته و از این جهت می توان استنباط کرد که احداث آن در آخرین دوره سکونت در این تپه صورت پذیرفته و ازطرفی احتمالاً ایجاد آن تپه جنبه امنیتی داشته است.

     
  5. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏7/12/12
    ارسال ها:
    2,080
    تشکر شده:
    8,596
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    آیین زرتشت و دین الهی

    پرسش:آیا آیین زرتشت دین الهي بوده است؟
    پاسخ:
    ماهیت آیین زرتشت با توجّه به سروده‏های مذهبی گات، ماهیتی کاملاً توحیدی است، اما دقّت در آموزه‏های مطرح در "اوستا" نشانه‏هایی از دوگانه پرستی را پدیدار می‏کند. بروز این نشانه‏ها، توسط زرتشتیان بعدی و "مانی" بوده است. پس با توجه به آموزه‏های شرک آلود اوستای کنونی، آیین زرتشت در دام تحریف گرفتار آمده است. اگر چه این آیین پیامبری الاهی دارد و ریشه در آسمان، امّا از تعالیم و آموزه‏های وحیانی و یکسره توحیدی پیامبر خویش دور افتاده است.

    روایات اسلامی که از جانب امامان شیعه (ع) به دست آمده، بر الاهی بودن ریشه‏های اولیه این آیین صحّه می‏گذارد در عین حال بر آن است که در این دین انحرافی ژرف رخ داده است.

    پاسخ تفصیلی:

    نظریه: "آیین زرتشت یکی از ادیان الاهی است".

    ادلّه:

    1. ماهیت آموزه‏های آیین زرتشت

    2. تأیید قرآن بر وحیانی بودن آیین زرتشت

    ماهیت آموزه‏های آیین زرتشت

    الف. ماهیت آیین زرتشت

    با توجه به گاتها[1] آیین زرتشت آیینی صددرصد توحیدی است. اغلب محققان زرتشت شناس، آن گاه که گاتها را بررسی کرده‏اند دریافته‏اند که زرتشت از توحیدی خالص سخن می‏گوید. اسطوره‏های شرک آمیز بعدی، در اوستای متأخّر و مذهب مانی به انجام رسید.

    در حقیقت پیروان زرتشت توحید با عظمتی را که به وسیلۀ او مطرح شده بود؛ مانند دین مسیحیت به چند خدایی تبدیل کردند.
    می‏توان نتیجه گرفت که آیین زرتشت در بدو تولّد خویش، آیینی توحیدی بود و دقّت در گات بر این نظریه صحّه می‏گذارد. اما در کتاب اوستا، کتاب مقدس زرتشتیان، نشانه‏های چند خدایی آشکار می‏شود و روح خدای مستقل به شمار می‏آید.[2] از همین روی آیینی که به زرتشت نسبت می‏دهیم آیینی تحریف شده و دور از آموزه‏های نخستین پیام آور خود است.

    ب. آموزه‏های اعتقادی آیین زرتشت

    ألف. خدا در آیین زرتشت: خدایی که در گاتها به نظارۀ آن می‏نشینیم، خدایی واحد و خالق همۀ جهان است. خالقی که به هیچ جا و مکان و زمان و قوم خاصی وابستگی ندارد. در گاتها خداوند، به عنوان علم مطلق، خالق همۀ پدیده‏ها، اعظم، رحیم و عادل و قادر بر همه چیز معرفی می‏شود. با چنین برداشتی جا برای هیچ صنم و بت و خدای درجه دوم باقی نمی‏ماند.[3] قابل توجه این که در گاتها، زرتشت (ع) در سیمای یک پیامبر الاهی و در لباس یک موحد واقعی خداوند را در اوج توحیدی می‏ستاید و دلدادگی آغاز می‏کند:

    "ای خداوند هستی بخش! با فروتنی از تو پرسشی دارم. آیا آن که دلدادۀ تو است پرستش تو را چگونه باید به جای آورد؟ ای مهین دلدار! دلم از مهر تو لبریز است بشود که ما در پرتو راستی و درستی از یاریت برخوردار گردیم و دلمان از پرتو نور پاک روشن گردد."[4]

    ب. جهان در آیین زرتشت: جهان آفریدۀ خدا است و او نگه دارنده و حاکم بر آن. جهان کاملاً به وجود خداوند وابسته است، به گونه‏ای که بدون اراده و آگاهی او هیچ پدیده‏ای رخ نمی‏دهد. اهورامزدا (....خداوند) جهان را با هدفی کاملاً اخلاقی ساخته است.[5]
    ج. انسان در آیین زرتشت: دین زرتشتی برای انسان منزلت والایی قایل است. انسان پاک و بدون گناه - بر خلاف عقیدۀ مسیحیت که انسان از همان آغاز تولد نخستین گناه را بر دوش دارد- و آزاد است تا با اختیار خود راه نیکی یا بدی را برگزیند.[6]

    د. زندگی پس از مرگ در آیین زرتشت: این آیین همانند دیگر ادیان بر این باور است که روح انسان با مرگ جسم از بین نمی‏رود. انسان با توجه به اعمال خویش، به بهشت یا جهنم می‏رود.[7] در کتاب گاتها تعالیمی وجود دارد که با تعالیم بخش های اوستا متفاوت است. یکی از اصول این تعالیم که "دین زرتشتی متقدم" یا "اولیه" خوانده می شود، عبارت است از[8]: انسان پس از مرگ از پل چینود (گزینش) عبور کند؛ پلی که گناهکاران نمی توانند از آن بگذرند، سرانجام نیکان بهشت و سرانجام بدکاران دوزخ خواهد بود.[9]

    گاهی هم به طور اشاره از یک عالم پس از مرگ در گاتها سخن رفته است.[10]
    نویسندۀ زرتشتی معاصر نیز جاودانگی روان و بقای انسان پس از مرگ، پاداش کارهای نیک و مجازات اعمال زشت،در بهشت و دوزخ و رستاخیز را از پایه ها و بنیاد دین زرتشت بر می شمارد.

    به هرحال از عبارت "عبور از پل چینود" شاید بتوان اعتقاد به معاد را به آیین زرتشت نسبت داد.
    اما تأیید قرآن بر وحیانی بودن آیین زرتشت

    قرآن کریم پیروان زرتشت (ع) را "مجوس" می‏خواند.[11] بر اساس روایات اسلامی که از جانب امامان شیعه ‏(ع) به ما رسیده است. مجوس، صاحب کتاب و پیامبر، معرفی می‏شوند.[12] روایات گویای آن است که هسته‏های اولیۀ آیین الاهی زرتشت (ع) توسط پیروان، دستخوش تحریف قرار گفته است. پس برداشت صحیح از روایات تنها حکایت از بروز فرآیند تحریف در آیین زرتشت دارد نه حکایت از نوع آن.

    [1]. گاتها مجموعۀ سروده‏هایی است که 3500 سال قبل طرح گردید و به زبان شعر راه زندگی شایسته در آن مطرح شد. ر.ک: آشتیانی، جلال الدین، زرتشت، شرکت سهامی انتشار، چ 1371، ج 6.
    [2]. ر.ک: دین‏شناسی تطبیقی، 107. با این حال برخی اندیشمندان زرتشتی برآنند که آموزه‏های آشکار در دوگانه پرستی اوستای کنونی را با تأویلات فلسفی و عرفانی، موّجه جلوه دهند و کتاب مقدس خویش را از توحید خالص بدانند.
    [3]. زرتشت، ص 122، دین‏شناسی تطبیقی، ص 108 و 107.
    [4]. ر.ک: زرتشت، ص 133.
    [5]. دین‏شناسی تطبیقی، ص 110 و 109.
    [6]. دین‏شناسی تطبیقی، ص 110.
    [7]. همان، ص 112.
    [8]. این تعالیم در شش اصل آمده که این نکته در اصل ششم بیان شده است.
    [9]. ادیان آسیایی ، ص 42 و 43 ، به نقل از سیری در ادیان زنده جهان(غیر اسلام)، عبدالرحیم سلیمانی اردستانی، ص 112.
    [10]. تاریخ تمدن، ص 246، ر.ک: دین‏شناسی تطبیقی، ص 112.
    [11]. حج، 17. "إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَ الَّذِینَ هادُوا وَ الصَّابِئِینَ وَ النَّصاری‏ وَ الْمَجُوسَ وَ الَّذِینَ أَشْرَکُوا إِنَّ اللَّهَ یَفْصِلُ بَیْنَهُمْ یَوْمَ الْقِیامَةِ إِنَّ اللَّهَ عَلی‏ کُلِّ شَیْ‏ءٍ شَهِید"ٌ
    ترجمه: کسانی که ایمان آورده‏اند و یهود و صابئان و نصاری و مجوس و مشرکان، خداوند در میان آنها روز قیامت داوری می‏کند و حق را از باطل جدا می‏سازد، خداوند بر هر چیز گواه است (و از همه چیز آگاه) ر.ک: مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج‏ 14، ص 40، طباطبایی، محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن.

     
  6. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏7/12/12
    ارسال ها:
    2,080
    تشکر شده:
    8,596
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    مراحل عرفان در دین زرتشت

    شناخت خداوند ، پرورش و پویایی ویژگی های نیک اخلاقی و نزدیک شدن به اهورامزدا، مهمترین هدف سفارش شده اَشوزرتشت در زندگی انسان است .

    پیام آور ایرانی باور داردکه اگر انسان رفتار خود را به شش فروزه یی که از خداوند سرچشمه گرفته هماهنگ سازد ، گذری به هفتمین مرحله نیز خواهد داشت و به جایی خواهد رسید که سعدی نیز به آن اشاره کرده است ، رسد آدمی به جایی که به جز خدا نبیند. نخستین گام در راه نزدیک شدن به اهورا ، وَهومن یا منش نیک است ، این واژه در زبان فارسی به بهمن تبدیل شده است . نیک اندیشی یکی از فروزه های ذاتی خداوند است که انسان نیز بایستی در نخستین گام آن را در خود پرورش دهد .

    گام دوم ، گزینش اَشَه وَهیشْتَه یا بهترین اشویی است که در زبان فارسی به اردیبهشت تبدیل شده است . اشویی در ذات خداوند ، هنجار مطلق و توانایی نظم بخشیدن است ، این فروزه در انسان نیز کوششی برای هماهنگی در رفتار بر پایة اشویی ، یعنی پیوستن به راستی است .

    خْشَترَه وَئیریَه که در زبان فارسی به شهریور تبدیل شده است توانایی مینوی و پادشاهی بر خود معنی می دهد توانایی گذشت و مهربانی ، توانایی کنترل رفتار ناهنجار اشا، توانایی دفاع از حق و مبارزه با دروغ ، توانایی رسیدن به آزادی و آزاد منشی و ..... که گام سوم در راه شناخت است . گام چهارم ، فروزة «مهرورزی» است که در گات ها به گونه سپنتَه آرَمئی تی بیان شده و در فارسی به سپندارمذ یا اسفند تبدیل شده است .

    در بینش اشوزرتشت رابطة بین انسان وخدا بر مبنای دوستی و محبت است نه از روی ترس و بیداد ، پس انسان باید فروزة «مهرورزی» را در خود افزایش دهد ، خویشتنداری ، گذشت ، فروتنی ، مهربانی ، بخشندگی و دهشمندی از پرتوهای این فروزه هستند . گام پنجم به صورت هَه اوروَتات ودر فارسی به گونه خورداد بیان شده در این مرحله رسایی وکمال در انسان پدیدار خواهد شد و او را به تدریج به انسان آرمانی نزدیک خواهد کرد. در بینش اشوزرتشت رسایی و جاودانگی که ششمین مرحله است بهم پیوسته هستند .

    یعنی اگر انسان به رسایی برسد خود به خود به «بی مرگی» نیز خواهد رسید. اَمِرَه تات که در فارسی به صورت امرداد آمده ، جاودانگی معنی می دهد ، بی گمان این فروزه از ویژگی ذاتی خداوند است ولی انسان نیز بر پایه نظامی که در آفرینش او پیش بینی شده به گونه ای دیگر و به طور نسبی جاودانه خواهد شد . هفتمین گام ، در راه عرفان و شناخت اهورا ، سرَئوشَه است این واژه در فارسی به گونه «سروش» بیان شده ، نور حقیقت و ندای اهورایی است که چون مشعلی ، نهاد انسان و دیده دل عارف را روشن خواهد کرد ، بنابراین در کنار کار و کوشش ، مراحل عرفان نیز در انسان سپری می شود ، فروزه هایی چون پاکی و راستی ، توانایی سازنده و مهرورزی پویا خواهد شد تا رسایی و پایندگی در نهاد او فزونی یابد .
     
  7. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏7/12/12
    ارسال ها:
    2,080
    تشکر شده:
    8,596
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    موعود شناسي در آيين زرتشت

    آيين زرتشت به عنوان کهن*ترين دين آسيا، و به جهت اصالت ژرف و تکيه*ي آن بر اقتدار شاهنشاهي ايران، تأثيرات کلاني را بر اديان پس از خود، به ويژه اديان سامي - ابراهيمي برجاي گذارده است. نمونه*ي چنين تأثيري که ابعاد آن از ديرباز بر پژوهندگان تاريخ اديان آشکار بوده، انديشه*ي «معاد و رستاخيز» است. زرتشت به عنوان نوانديشي پيشرو، براي نخستين بار و به گونه منسجم و پيراسته، انديشه*ي «رستاخيز» را به جهان اديان عرضه داشت و چنين آموزش داد که در زماني خاص، با چيرگي نهايي و قاطع نيروي نيکي و راستي بر دروغ و بدي، تمام مردگان با تني مادي برخواهند خاست و انسان*ها، پس از فرجامين داوري (گذر از رودي آتش*ناک) در سعادت و خوشي و شادکامي، در زميني که ملکوت خداوند بر آن مستقر شده، جاودانه خواهند زيست. در چنين مقطعي، گذرايي زمان به پايان رسيده، چارچوب تاريخ فروشکسته و همچون زمان سرآغاز، جهانِ نيک، از هر گونه بدي عاري خواهد شد. اين آموزه*ي بديع زرتشت که انديشه*اي استوار و بنيادين در آيين وي است، در پي چيرگي سياسي - تمدني دودمان*هاي ايراني (هخامنشيان، اشکانيان، ساسانيان) بر خاورميانه، تأثيرات عمده*اي را بر آيين*هاي اقوام سامي منطقه - به ويژه يهوديان - باقي گذاشته است.
    انديشه*ي موعود شناسي نيز به عنوان مکمل اصل «رستاخيز و معاد»، در آموزه*هاي زرتشت مطرح بوده و همواره حضوري کلان در تعاليم مزدايي داشته است. در آموزه*هاي موعود شناختي زرتشتي، از شمار فراواني انسان*هاي موعود و منجي سخن مي*رود که در آستانه*ي رستاخيز، هر کدام از جايي و به گونه*اي براي نابودي دروغ و چيرگي راستي و برقراري مزداپرستي، بر مي*خيزند و پديدار مي*شوند. زرتشت در آموزه*هاي «گاهاني» خود، از کسي سخن مي*گويد که در آينده خواهد آمد و راه*هاي راست سعادت را خواهد آموخت (گاهان: يسن 45/3). او در جاهايي ديگر (گاهان: يسن 45/11؛ 46/3؛ 48/9 و 12؛ 53/2) از رهانندگان يا سودرسان*ها (Saoshyant)يي سخن مي*گويد که در آينده براي استقرار نيکي و راستي در چارچوب آموزه*هاي زرتشت، خواهند کوشيد.
    هر چند به نظر مي*رسد که انديشه*ي موعودها در سرودهاي زرتشت هنوز فاقد شخصيت*يابي عمده است، اما بي*گمان زرتشت آموزه**ي نو و بي*سابقه*اي را در اين مورد عرضه داشته است؛ چرا که انگاره*ي موعودها - بدين شکل و نحو - هيچ نمونه و مانندي در عقايد قوم هندوآريايي و ديگر اقوام هندوراوپايي ندارد و انديشه*اي به کلي تازه و بي*سابقه است، ضمن آن که قدمت، گستردگي و اصالتي که اين انگاره به طور اختصاصي در آيين زرتشت داشته و در طول تاريخ آن، انديشه* و آموزه*اي در حال رشد و تکامل بوده، و نيز ارتباط تنگاتنگ و مستقيمي که انگاره*ي موعودها با انگاره*ي اصيل معاد دارد، همگي نشان دهنده*ي اين حقيقت هستند که انديشه*ي موعودها براي نخستين بار و به گونه*اي بديع - آن گونه که نياز به سپري شدن چند سده براي رشد و تکامل داشته - و درست در چارچوب انديشه*هاي معادشناختي زرتشت، از سوي او طرح و بيان شده است.
    در اعصار پس از زرتشت، اشارات کلي گاهان به سوشيانس*ها (منجي*ها)، تشخص بيش*تري يافت و با بياني اسطوره*اي گفته شد که در آستانه*ي رستاخيز، موعودي به نام Astvat-ereta (= تجسم راستي) و با لقب سوشيانس (در اوستا: Saoshyant؛ در پهلوي: Soshans) از آب درياچه*ي کيانسه (= هامون) در سيستان بر مي*آيد و دروغ را سرکوب و نيکي و راستي را در گيتي استوار مي*سازد (زامياد يشت/96-89). در روزگاران بعد، با ترکيب اين اعتقاد مزدايي با طرح غير ايراني هزاره*ها (مبني بر اين که حوادثي خاص در هر دوره*اي از تاريخ، متناوباً تکرار خواهد شد) دو موعود ديگر به نام*هاي اوشيدر Ushidar (در اوستا: Ukhshyat-ereta = پروراننده*ي راستي) و اوشيدرماه (در اوستا: Ukhshyat-nemah = پروراننده*ي نماز) به «سوشيانس» افزوده مي*شوند و گفته مي*شود که اين سه موعود، هر يک در ابتداي هزاره*اي، از نطفه*ي زرتشت که در بن درياچه*ي کيانسه محفوظ است و هر بار، دوشيزه*اي خاص با آب*تني کردن در آن، بارور مي*شود، زاده شده و در زمان خود، براي شکست دروغ و پيروزي راستي، خواهند کوشيد. در اسطوره*هاي متأخر مزدايي، ابعاد انگاره*ي موعود شناختي مزدايي گسترده شده و نام موعودها و منجيان فراواني به ميان مي*آيد. البته افزوني شمار موعودها در روايات مزدايي اين دوره، سواي اين که برآمده از جايگاه مهم و بنيادين اصول فرجام شناختي و موعود شناختي در اين دين است، حاصل فشارها و تنگناهاي وارد به جامعه*ي زرتشتي در اثناي هجوم مقدونيان و سپس تازيان، و اميد و انتظار زرتشتيان به رهايي هر چه زودتر از اين اوضاع دشوار بوده است. اين موعودها در روايات زرتشتي بر دو گروه*اند؛ دسته*ي نخست شامل پهلوانان و مقدساني هستند که در گذشته*ي دور مي*زيستند و سپس جاودانه شدند و هر کدام در جايي پنهان*اند تا در زمان مقرر، خود را آشکار کنند و با ياري رساندن به سوشيانس، براي پيروزي راستي بکوشند [مانند: پشوتن پسر ويشتاسپ در کنگ دژ؛ اغريرث در سغد؛ فردخشت در دشت پيشانسه؛ اوروتت نر پسر زرتشت در ور جمکرد؛ نرسي برادر جمشيد؛ توس؛ گيو پسر گودرز و … (بن*دهش، ص9-128)]؛ و گروه دوم، موعودهايي هستند که پيش از اين وجود نداشته*اند بل که هر کدام در زمان مقرر زاده مي*شوند؛ مانند اوشيدر، اوشيدرماه، سوشيانس و کي*بهرام ورجاوند. بدين ترتيب و در مجموع، غالب متون مزدايي چنين روايت مي*کنند که در آستانه*ي هزارمين سال پس از زرتشت، نخست کي*بهرام از هندوستان (يا افغانستان) و پشوتن - پسر ويشتاسپ - از کنگ دژ برآمده و پادشاهي و دين زرتشتي را استوار مي*سازند تا آن که در آغاز هزاره*، اوشيدر پديدار مي*شود و رهبري دين را مي*پذيرد و پس از ديدار با اورمزد، به عنوان معجزه، خورشيد را ده شبانه*روز در اوج آسمان متوقف مي*کند و صلح و آشتي و خرمي را در زمين مي*گسترد. پس از پايان يافتن هزاره*ي اوشيدر، ديوي به نام ملکوس (Malkus) پديدار مي*شود و زمين را دچار باران و توفاني سهم*گين مي*کند آن گونه که بسياري از مردم و جانوران نابود مي*شوند. براي جبران اين تلفات، از ورِ جم*کرد (= دژ زير زميني جمشيد؛ نگاه کنيد به: وي*ديوداد، فرگرد دوم) مردمان و جانوران بسياري رهسپار سکونت بر زمين مي*شوند. در ابتداي هزاره*ي بعد، اوشيدرماه بر مي*آيد و بيست شبانه*روز خورشيد را در اوج آسمان مي*ايستاند و نيکي*ها و خرمي*هاي بسياري را در زمين آشکار مي*سازد و گروهي از موجودات اهريمني را نابود مي*کند. نزديک به پايان هزاره*ي اوشيدرماه، ضحاک از بند خود در کوه دماوند رها مي*گردد و بسياري از آفريدگان را تباه مي*کند؛ تا آن که گرشاسپ (سام) برانگيخته مي*شود و ضحاک را به ضربه*ي گرز خود، مي*کشد و گيتي را از زيان*کاري وي مي*رهاند. در آغاز هزاره*ي سوم پس از زرتشت، سوشيانس برمي*آيد و پس از ديدار با اورمزد، خورشيد را سي شبانه*روز در اوج آسمان متوقف مي*کند. در زمان او، کي*خسرو پديدار مي*شود و پادشاهي گيتي و دين*گستري را به دست مي*گيرد تا آن که رستاخيز مردگان آغاز شود
     
  8. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏7/12/12
    ارسال ها:
    2,080
    تشکر شده:
    8,596
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    آئین ازدواج در دین زرتشت

    آیین زناشویی در ایران باستان
    در کیش ایران باستان زناشویی به منظور زندگی خوش و خرم و اتحاد و اتفاق و ازدیاد نفوس و تشکیل خانواده چنان بر پایه صحیح و محکم استوار بوده که خود به خود ضامن بقا و دوام زندگی مشترک بود و مهر و محبت را بین زن و شوهر برای همیشه برقرار می ساخت. زرتشت در گات ها یسنا پنجاه و سه بند به پسران و دخترانی که می خواهند با هم پیمان ازدواج ببندند اندرز می دهد که ای دختران شوی کننده و ای دامادان ،اینک بیاموزم و آگاهتان کنم .با غیرت از برای زندگانی پاک منشی بجوشید.هر یک از شما باید در کردار نیک از دیگری پیشی جوید و از این راه زندگانی خود را خوش و خرم سازد.در کیش زرتشتی از لحاظ نظم به کارهای دنیا و محکم ساختن یگانگی و جلوگیری از فساد اخلاقی ،در مورد زناشویی تاکید زیاد گردیده و این کار به خوبی ستوده شده است.چنانکه در فرگرد چهارم بند چهل و هفت وندیداد اهورامزدا می گوید: "ای اسپیتمان زرتشت هر آینه ،من مرد زندار را بر مرد بی زن و مرد حانه دار را بر مرد بی خانمان ترجیح می دهم."باز در فقره چهل و چهار می گوید:"وظیفه هر شخصی است که برادران همکیش خود را در کسب مال و داشتن همسر راهنمایی و مساعدت کند."در دین زرتشت کمک کردن برای ازدواج کسانی که به سن بلوغ رسیده و به علت ناداری بی همسر مانده اند،از کارهای خوب و پرثواب شمرده می شود.
    عقد و ازدواج
    در دین زرتشت عقد و ازدواج به پنج گونه انجام می گیرد.
    1. پادشاه زنی-این ازدواج عبارت از این است که پسر و دختر برای نخستین بار با رضایت والدین خود با یکدیگر ازدواج کنند.

    2. ایوک زنی (یگانه-منحصر به فرد)-یعنی مردی بخواهد با یگانه دختر پدری ازدواج کند.چون دختر نمیتواند دارایی خانه پدر را به خانواده دیگر منتقل کند،موظف است که پس از ازدواج،نخستین پسر خود را به جای فرزند پدرش قرار داده دارایی را به او بسپارد تا از انقراض خانواده پدرش جلوگیری کند.چنین زنی را ایوک زنی می گویند.

    3. چاکر زنی-این ازدواج در مورد زن یا مرد بیوه است که بخواهد پس از در گذشت همسر اول همسر دیگر انتخاب کند.چون برابر کیش زرتشتی ،جفت اول در گیتی و عالم پس از مرگ همسر شخص است و مقام پادشاه را دارد،لذا همسر دوم در عالم دیگر،مقام چاکر را در برابر همسر اول خواهد داشت.همچنین وقتی که مرد بخواهد برای دارا شدن فرزند با رضایت زن اول همسر دیگری اختیار کند.زن دوم نیز در مقابل زن اول مقام چاکر زنی را خواهد داشت،یعنی در حقیقت به منزله چاکر و خدمتکار است.

    4. خودسر زنی-این ازدواج عبارت است از اینکه دختر و پسر بالغ پیش از رسیدن به بیست و یک سالگی بخواهند بدون رضایت پدر و مادر خود با یکدیگر ازدواج کنند،در این صورت موبد حق دارد صیغه عقد را جاری سازد ،ولی مادامی که نارضایتی اولیای آنها باقی است،این زن و شوهر از ارث محروم خواهند بود.
    (دختر در شانزده سالگی و پسر در هجده سالگی میتواند با رضایت اولیای خود ازدواج کند).
    5. ستر زنی-اگر زن و شوهری بچه دار نشوند و بچه ای را از سر راه برداشته یا از قوم و خیشان بی بضلعت گرفته به فرزندی قبول کنند،در مورد این بچه وقتی که بزرگ شد مانند ایوک زنی عمل میشود،بدین طریق که اولین پسر آن دختر خوانده،فرزند پدر خوانده محسوب می شود و پس از فوت پدر خوانده ،صاحب دارایی و املاک خواهد شد.

    موانع زناشویی
    زناشویی در میان خویشاوندان در موارد زیر ممنوع است:
    1. نسبت به زن-نزدیکتر از پسر عمو و پسر خاله و پسر دایی و همچنین پدر خوانده،برادر خوانده و پسر شوهر جایز نیست.
    2. نسبت به مرد-نزدیکتر از دختر عمو و دختر عمه ودختر دایی و نیز مادر خوانده،و دختر خوانده را به زنی گرفتن جایز نیست.
    3. نسبت به زن و مرد-در مورد برادران یا خواهران رضاعی بطور کلی موانع مزبور جاری است.
    در مورد مهریه-در کیش زرتشتی چون رهایی اختیاری نیست ، به این جهت برای زناشویی مهریه ای قید نمیشود.

    امکان فسخ زناشویی یا رهایی
    1. یکی از طرفین دیوانه بوده یا اختلال حواس داشته باشد در صورتی که طرف دیگر آگاه نبوده باشد،بنا به تقاضای طرفی که سالم است ازدواج قابل فسخ است.
    2. هرگاه شوهر عنین بوده و مردی نداشته باشد زن میتواند تقاضای طلاق کند.
    3. هر گاه ثابت شود زن مرتکب زنا شده،شوهر میتواند او را رها سازد و اگر ثابت شود که شوهر با زن دیگر زنا کرده است ،زن هم میتواند تقاضای طلاق کند.
    4. هر گاه شوهر به مدت سه سال مخارج زندگی زن را ندهد،زن میتواند تقاضای طلاق دهد.
    5. هر گاه زن از اذیت شوهر در خطر باشد میتواند تقاضای رهایی کند.
    6. هر گاه زن ناشزه(زنی که به شوهر خود تمکین نکرده،نا فرمانی کند)باشد و رفتارش باعث خطر گردد،شوهر میتواند تقاضای طلاق کند.
    7. هر گاه شوهر زن دیگری داشته که در موقع ازدواج پنهان کرده و یا زن شوهر دیگری داشته باشد ازدواج بعدی خود به خود باطل است.
    8. وقتی که مرد یا زن ترک دین زرتشت کند طلاق جایز است.

    گواه گیران مجلس عقد
    در این مجلس بزرگان و موبدان حاضر می شوند،موبد پس از شنیدن اقرار رضایت از عروس و داماد اندرزهای سودمند اخلاقی و دینی داده برایشان چنین دعا میکند:
    هر دو تن را شادمانی افزون باد.همیشه با فر و جلال باشید ، به خوبی و خوشی زندگی کنید،در ترقی و افزایش باشید،به کردار نیک سزاوار باشید،نیک پندار باشید،در گفتار نیکو باشید،در کردار نیکی به جای آورید،از هر گونه بد اندیشی دور بمانید.هر گونه بکاهد،هر گونه بدکاری بسوزاد،راستی پایدار باد،جادویی سرنگون باد،در مزدیسنی استوار باشید،محبت داشته باشید با کردار نیک مال تحصیل کنید.
    با بزرگان یک دل و یک زبان باشید،با یاران فروتن و نرم خو و خوشبین باشید،غیبت مکنید،غضبناک نشوید،از برای شرم گناه نکنید،حرص مبرید،از برای چیزی بیجا دردمند نشوید،حسد مبرید،کبر و منی نکنید،هوی و هوس نپرورید،مال کسان را به نا حق مبرید،از زن و شوهر کسان پرهیز دارید از کوشش نیک خود برخوردار باشید،با حرص انباز مشوید،با غیبت کننده همراه نباشید،با بدنام پیوند نکنید،با بیچارگان پیکار نکنید،پیش پادشاهان سخن سنجیده گویید،مانند پدر نامور باشید،در هر صورت مادر را نیازارید،و به واسطه راست گفتن کامیاب و کامروا باشید.
    پس از آن عروس و داماد دست پیوند بهم داده دور آتش میگردند و سایر تشریفات عروسی به طور معمول است انجام میشود.

     
  9. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏7/12/12
    ارسال ها:
    2,080
    تشکر شده:
    8,596
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    اوستا

    اوستا کهن ترین نوشته ایرانیان و کتاب دینی زرتشتیان است. بخش های گوناگون این کتاب، طی صدها سال تدوین شده است. کتاب اوستا در روزگار باستان دارای 815 فصل در بیست و یک نسک (کتاب) بوده و در شکل کنونی خود شامل شش بخش گاهان، یَسنه یا یسنا (شامل گاتها و غیر آن)، یشت*ها، وندیداد، ویسپرد و خرده*اوستا است. بخش*های اوستا بنا بر تحقیق آنوبانینی در دوران*های مختلف توسط اشخاص متعدد تالیف شده است. قدیمی ترین بخش اوستا، گاهان نامیده می شود و گفته می شود بخشی از آن، سروده هایی است که به زرتشت الهام شده و بر زبان وی جاری شده است. اوستا را از نظر زمانی می توان به سه بخش تقسیم کرد. بخش نخست اوستای کهن که مضامین آن از نظر زمانی متعلق به روزگار پیش از زرتشت (پیش از حدود دو هزار و هشتصد سال پیش) است؛ اما نگارش آن متعلق به عصرهای پس از زرتشت است و هنگام این نگارش و بازنویسی دگرباره، تا اندازه*ای مضامین و باورهای جدیدتر را به متن*های کهن اضافه کرده*اند. بخش دومِ اوستا از نظر زمانی شامل "گـاتـهـا" است که سروده*های مینوی شخص زرتشت، پیام*آور بزرگ ایرانی به شمار می*رود که هر چند از نظر مضمون پس از اوستای کهن سروده شده است؛ اما از نگاه زبان و نگارش، کهن*ترین بخش اوستای موجود است. بخش سوم اوستا از نظر زمانی شامل یـسـنـا، یـشـت*های جدید، ویـسـپـرد، ونـدیـداد و خـرده اوسـتـا است که همگی جزو اوسـتـای نـو به حساب می*آیند. اما بسیاری از مضامین همین بخش*های جدید نیز برگرفته و اقتباس شده از باورها و نوشتارهای کهن است؛ اما این آمیختگی به حدی است که امکان تفکیک را امکان*پذیر نمی*سازد. اوستا به دو گویش نوشته شده*است. گویشی که گاهان یعنی سخنان خود زرتشت بدان نوشته*شده و گویشی که بخش*های دیگر اوستا را بدان نوشته*اند. گویش نخست را گویش گاهانی و گویش دوم را گویش جدید نامیده*اند. گفته می شود که کتاب اوستا در اصل کتاب مقدس همه ایرانیان باستان بوده است. مندرجات اوستا شامل نیایش اهورا مزدا و امشاسپندان و دیگر ایزدان و مظاهر طبیعت و تکالیف انسان در جهان بهشت و دوزخ و داستان*های ملی است.
    کلمه اوستا در اصل "اَوْپِسْٰتاک" است به معنى بنیان جاافتاده و محکم، کنایه است از آیات محکمات و شریعت پابرجای، و به صیغهٔ صفت مشبهه است. واژه اَوِستا بنا به تحقیق آنوبانینی در خود کتاب نیامده به معنی دانش و شناخت هم هست و با واژه "ودا"، نام کهن ترین کتاب دینی هندوان همریشه است. بر روی هم اوستا را می*توان به معنی "آگاهی*نامه" یا "دانش*نامه" دانست که آن را (مرجع نامه) نیز می نامند. در تاریخ طبرى و دیگر متقدمان از مورّخان عرب "ابستاق" و "افسقاق" ضبط شده است و در زبان درى "اُوْستا ـ اُسْتا ـ وُسْت ـ اُسْت" به اختلاف دیده می شود کاف آخر "اوپستاک" که از قبیل کاف "داناک" و "تواناک" است در زبان درى حذف می شود و تلفّظ صحیح این کلمه بایستى "اُوْپستا" باشد ولى به تقلید شعرائى که به ضرورت این کلمه را مخفّف ساخته اند ما آن لفظ را "اَوِسْتا" خوانیم.
    اما لفظ زند از آزنتی "Azanti" و به معنی گزارش و ترجمه است و مراد از زند کتب پهلوی است که نخستین بار کتاب اوستا بدان زبان ترجمه شده است و پازند مخفف "پات زند" می باشد که با پیشاوند "پات" ترکیب یافته و به معنی دوباره گزارش یا ترجمه و برگردانیدن زند است به زبان خالص دری. پازند عبارت است از نُسک هایی که زند را به خط اوستایی و به زبان فارسی دری ترجمه کرده باشند و از این رو متأخران خط اوستایی را خط پازند نامند.
    بنابر روایت های دینی زرتشتی "اسکندر رومی مصر نشین، پتیاره ی بدبخت، بیدین بدکار بدکردار [به فرمان اهریمن به ایرانشهر حمله کرد و] اوستا و زند را برآورد و بسوخت". در نامه ی "تنسر" به شاه مازنداران نیز اشاره شده (مسعودی مورخ عرب و جمعی دیگر از مورخان اسلامی هم نقل کرده اند) که "اسکندر" بعد از فتح "اصطخر" اوستا را که بر دوازده هزار پوست گاو نوشته بودند برداشت و مطالب علمی آن را از طب، نجوم و فلسفه به یونانی ترجمه کرد و به یونان فرستاد و خود آن کتاب را بسوزانید.
    بنا بر تحقیق آنوبانینی نخستین کسى که پس از اسکندر از نو "اوستا" را گردآورد و آئین دیرین مزدیسنا را نو کرد "وُلَخْش" اشکانى بود (۵۱ ـ ۷۸ ب م). ولخش همان است که ما او را بلاش خوانیم در میان اشکانیان پنج شهنشاه به این نام شناخته شده اند. دار مستتر گوید کسى که اوستا را گرد کرده است باید ولخش نخستین باشد، زیرا او مردى دیندار بوده است و بعضى گمان کرده اند که این شهنشاه ولخش سوم است که از (۱۴۸ تا ۱۹۱ ب م) پادشاهى کرد (از جمله آقاى آرتور کریستنسن مورخ معاصر است). این ولخش از سال ۵۱ تا ۷۸ میلادى پادشاهى کرده و از عهد او سکه هاى اشکانیان نیز تغییر یافته به خط پهلوى زده شد و خط یونانى موقوف گردید و بعید نیست اوستا هم از عهد او شروع به گردآورى شده باشد. به هر حال آنچه مسلم است در زمان اشکانیان و ساسانیان بخش های باقیمانده از آن کتاب بزرگ با افزودن آنچه در یادها مانده بود گردآوری شده و سرانجام در سده های پنجم و ششم هجری بار دیگر این کتاب گردآوری شد که به صورت امروزین در آمد. دانشمندان محقق 21 نسک ساسانی را به 345700 کلمه برآورد کرده اند و امروز 83000 کلمه در اوستای فعلی موجود و باقی به تاراج حادثات رفته است. در قرن نهم میلادی و دوم هجری مؤلف دینکرت - که تفسیری از اوستا و مهمترین کتب فقه، عبادت و احکام مزدیسنی است - گوید اوستا دارای 21 نسک است، و اسامی آنها را ذکر می کند و مجموع 21 نسک را به اصطلاح زبان پهلوی به سه قسمت منقسم مینماید به قرار ذیل:

    الف- گاسانیک
    ب- هاتَکْ مانْسَریک
    ج- داتیک

    - گاسانیک یعنی بخش "گاثه" که سرودهای دینی و منسوب است به خود زرتشت و محتویات آن ستایش اهورامزده و مراتب ادعیه و مناجات ها می باشد.
    - هاتک مانسریک، مخلوطی از مطالب اخلاقی و قوانین و احکام دینی است.
    - داتیک، فقه و احکام و آداب و معاملات است.

    اما بعد از این تاریخ (یعنی بعد از قرن سوم هجری) گویا در قرن چهارم و پنجم هجری اوستا به شکل کنونی در می آید.
    بخش های اصلی کتاب اوستای امروزین عبارتند از:
    ۱) یسنا: که به معنای نیایش است و مشتمل بر هفتاد و دو فصل می باشد. گات ها که منسوب به خود زرتشت است و به لحاظ دینی ارزشی بیش از سایر قسمت های اوستا دارد در این بخش واقع شده است.
    ۲) ویسپرد: که مشتمل بر ۲۳ فصل است و وظایف دینی و اخلاقی پیشوایان دینی را بیان می کند. معنی آن "همه ی ردان و پیشوایان" است.
    ۳) یشت ها: که به معنای نیایشهاست و در گذشته به تعداد روزهای ماه بود اما امروزه از آن بیش از ۲۲ یشت در دسترس نیست.
    ۴) خرده اوستا: که به معنای اوستای کوچک است و شامل نمازهای روزانه نیایش ها و توبه نامه ها و ذکر هایی است که زرتشتیان باید به صورت روزانه یا در جشنهای خاص بخوانند.
    ۵) وندیدا: که به معنای کتاب داد و قانون است که مطالبی درباره آفرینش جهان و تاریخ و مهاجرت آریاییان و قوانین مربوط به کشاورزی، حقوق، طهارت، کفن و دفن و ... دربر دارد. در اصل وندیودات بوده است، یعنی ادعیه و اوراد بر ضد دیوان و اهریمنان.
     
  10. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏7/12/12
    ارسال ها:
    2,080
    تشکر شده:
    8,596
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    تفاوتها و شباهتهای دین زرتشت با دین اسلام

    شباهت های دین زرتشت و اسلام

    از پیشوایان اسلام، روایاتی وجود دارد مبنی بر این که زردشتیان پیامبری داشتند و او صاحب کتاب آسمانی بود، لیکن بعدا از بین رفت.

    طبق این دیدگاه:

    آیین که زرتشت به جهانیان عرضه داشت، آیین توحیدی بود و به مبدأ و معاد و هدایت شریعتی خداوندی و نبوت معتقد بود. شهید مرتضی مطهری می گوید:

    "آن چه در مورد زرتش محقق است این که او به توحید در عبادت دعوت می کرد. اهور امزدا از نظر شخص زرتش نام خدای نادیده، خالق جهان و انسان است، و تنها موجودی است که شایسته پرستش است ."زرتشتی ها معتقدند که روح آدمی پس از مرگ در عالم دیگری زندگی می کند و زندگی او براساس کارهای دنیوی اش می باشد.

    فرد اگر نیکوکار باشد، در زندگی پس از مرگ، متنعم می شود و از زشتکاری خویش معذب می گردد.

    آنان به بهشت، جهنم و اعراف اعتقاد دارند. در این باورها (مبدأ، معاد و نبوت عامه) بین اسلام و زرتشت اشتراک هست. در مسائل اخلاقی همانند راستگویی و پرهیز از دروغ نیز دو آیین تا حدودی مشترک اند. جایی که شعار زرتشتیان پندار نیک، گفتار نیک و کردار نیک است، و می گویند:

    راستگویی آدمی را بهشت و دروغگویی به جهنم سوق می دهد. شبیه این اعتقاد در اسلام هم وجود دارد که گفته شده: نجات در صداقت و هلاکت در دروغگویی است.

    تفاوت های دین زرتشت و اسلام

    اما جدای از این چند امر مشترک، در بسیاری از امور تفاوت هست، مثلا دین اسلام بر محور رهنمودهای پیامبر اسلام، وحی به حضرت و قرآن قرار دارد .که زرتشتی ها را قبول ندارند. آنان آتش را مقدس می شمارند و در آتشکده ها آتش را فروزان نگاه می دارند. پیراهن مقدس (سد ره) را طی مراسمی به تن پسران می پوشانند و ریسمان مقدس (کسستی) را بر کمرشان می بندند. کالبه مردگان را در برخ خاموش یا در دخمه می نهند و آن را غذای لاشخورها می سازند. این ها را مسلمانان قبول ندارند.

    در اعتقاد زرتشتیان جهان از دو نظام خیر و شر تشکیل شده است. ذات خوب به همراه شش فرشته روح های جاویدان و ازلی را تشکیل می دهند.

    ذات به همراه شش فرشتة شر، هفت روح خبیث را تشکیل می دهند.

    زردشتی های به ازدواج با محارم روی می آورند، که در اسلام پذیرفته شده نیست در اسلام امهات مسائل احکامی و آنچه که به عنوان فروع دین معروف است،

    در ده عنوان:

    نماز، روزه، حج، جهاد، امر به معروف، نهی از منکر، زکات، تولی و تبری، خلاصه می شود که این ها را زردشتی ها قبول ندارند.