آتشکده سپرو آتشکده سپرو آتشکده ای است که برفراز شیرکوه در روستای سپرو در ۳۰ کیلومتری شمال غربی شهر نایین قرار داشتهاست. این آتشکده که در گویش محلی از آن باعنوان چهاردری یاد میشود در لیست آثار باستانی مربوط به عهد ساسانیان ثبت شده است واخیرا" بودجهای به ترمیم وبازسازی آن اختصاص یافته ودرحال بازسازی میباشد تا از فروپاشی آن جلوگیری به عمل آید.
آتشکده صمیکان آتشکدهٔ صمیکان یکی از آتشکدههای پیرامون شهر شیراز میباشد. قدمت این آتشکده به دورهٔ ساسانیان میرسد. آتشکدهٔ صمیکان در ۱۴۰ کیلومتری جنوب شیراز واقع شدهاست.
آتشکده نوبهار آتشکده نوبهار یا معبد نوبهار (سانسکریت: برگرفته از واژۀ ناواویهارا "معبد نو"، از دوران برمکیان به بعد: مسجد نُهگنبد)، نام آتشکدۀ زرتشتی و بعدها معبدی بودایی در بلخ بود. دقیقی طوسی در گشتاسبنامه آوردهاست که در زمان لهراسب و گشتاسب شهر بلخ از مراکز مهم دینی بوده و در آنجا آتشکدهای ساخته بودند و آن را نوبهار میخواندند. و همچون مکه که امروزه مورد توجه مسلمانان جهان است، از نقاط مختلف دنیا برای زیارت به آنجا روی میآوردند. پادشاهان ایرانی این مرکز و متولی آن را احترام زیادی داشتند و آن را با حریر سبز پوشانده بودند و در زمان ساسانیان از بزرگترین آتشکدههای زرتشتی بود. نکتهٔ جالب توجه این است که این آتشکده بعدها به یکی از کانونهای فعالیت بودایی تبدیل گشت و نقلاست که چند تن از مقدسین بودایی در آنجا مدفون بودند. اما در این که چرا مرکز بودایی در شهر بلخ بوجود آمد، سخن بسیار است و هنوز این نکته بطور کامل روشن نشدهاست. عدهای از محققان برآنند که بعد از انقراض سلطنت هخامنشی بلخ از سایر نواحی ایران جدا شد و ارتباط نزدیکی بین باختر و هند برقرار گشت. گویند در سال ۲۶ پیش از میلاد، پادشاه هند آشوکا که دین بودایی داشت، مبشرینی برای ترویج این دین به سوی بلخ و قندهار فرستاد. ع. پاشایی در کتاب بودا آوردهاست: خراسان گذشته، خاصه بلخ را به اعتبار وجود معبد نوبهار میتوان سرزمین بودایی دانست. بوداییان در این معبد در برابر مجسمهٔ بودا به نماز میپرداختند. به گفتهٔ علی بن حسین مسعودی این معبد دینی دارای موقوفات زیاد بوده و پردهدار آن را «برمک» (برگرفته از واژۀ سنسکریت پاراماکا प्रमुख، "پیشوا") مینامیدند و این لقب برای کلیهٔ کسانی بود که افتخار سدانت نوبهار را داشتند و خاندان برمکیان را نیز بدین اسم خوانند، چون جد خالد بن برمک سدانت این خانه را داشت از نظر ساختمان از محکمترین بناهای روز بوده است. مسعودی اضافه میکند که بر سردر نوبهار نوشتهای به این مضمون به فارسی نوشته شده بود، پادشاهان را سه صفت لازم است: عقل و صبر و مال. پس از ورود اسلام و در دوره حکومت اسلامی، معابد زرتشتيان و بودائيان از فعاليت بازماند و يا تبدیل به مسجد شدند و عدۀ زيادی هم تخریب شد. نوبهار یکی از معابدی بود که در زمان فضل برمکی به صورت مسجد جامع درآمد و بعداً نام مسجد نُهگنبد را کسب کرد. یعقوب لیث صفاری نیز در این کار سهم گرفته و حتی بقایای آثار نوبهار را که دارائی اين سرزمين بود، برای خلیفۀ عباسی به عنوان تحفه فرستاد و سر انجام توسط چنگیزخان تمام آبادیهای بلخ همراه اين بنای تاریخی که در آن زمان مسجد جامع شهر بود، ويران شد. در حال حاضر به جز يکی از دروازههای ششگانه جنوبی شهر که به نام دروازه نوبهار است، اثر دیگری از آن نمانده است.[۳
آتشکده کاریان آتشکده کاریان یا آذرفرنبغ با ارتفاع تقریبی ۲۰ متر در مسیر کاریان، از دهستان هرم و کاریان، بخش جویم، شهرستان لار در استان فارس و در ۴۲ کیلومتری جنوب غربی جویم در نیمه راه بندر سیراف و دارابگرد قرار دارد. نقشه اصلی این آتشکده به شکل ذوزنقه بوده که اضلاع جلویی آن در حدود ۵ متر عرض و ۷ متر ارتفاع دارند. در جلو این ضلع سکویی به ارتفاع ۵٫۱ متر از سطح زمین واقع شدهاست. برفراز این سکو در ارتفاع ۳متری بر روی دیواره حفرهای مثلثی شکل وجود دارد. مصالح به کار رفته در دیواره این آتشکده آجر و گل میباشد. بر روی صفهٔ آتشکده آثاری از راهرو و اتاق دیده میشود که به درون فرو ریختهاست. این آتشکده یکی از بزرگترین و مهمترین آتشکده در زمان ساسانیان بوده و یکی از مهمترین آتشهای سه گانه زردشتی که مختص موبدان بوده، در آن جا میسوختهاست. ساسان جد اردشیر بابکان تولیت این آتشکده را بر عهده داشته و ساسانیان همواره علاقه خاصی به این آتشکده داشتهاند.بر کتیبهای به زبان پهلوی نگاشتهاند که سی هزار دینار هزینه ساختمان آن شدهاست.
آتشکده کازرون آتشکده کازرون نام آتشکدهای در شهرستان کازرون است. آتشکده کازرون در سال ۱۳۱۸ و با شماره ۳۳۱ در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیدهاست. کاربری احتمالی بنا در زمان ساسانیان آتشکده بوده که با توجه به شواهد گوناگون، از جمله عدم تخریب آن در دورههای بعدی نظریات متعددی پیرامون کاربری آن مطرح میشود. مسیر جادهای مسیر جادهای به سمت این آتشکده به شرح زیر است: از شهرستان کازرون به طرف منطقهٔ تفرجگاهی دریاچهٔ پریشان حرکت کرده، حدوداً ۲ کیلومتر مانده به دوراهی که یک طرف آن به دریاچه ختم شده و طرف دیگر جادهٔ جدید کازرون شیراز را پی میگیرد، در سمت راست و تقریباً در فاصلهٔ یک کیلومتری جاده بنایی چهارطاقی مربوط به دورهٔ ساسانیان قرار دارد. توضیحات توضیحات بیشتر پیرامون این بنا را بصورت گزیدهای از مقالهٔ «بنای کوچک عصر ساسانی در نزدیکی کازرون» «ماکسیم سیرو» که در سال ۱۹۳۸ نوشته و در کتاب کازرونیه (مجموعه مقالات کازرونشناسی دفتر اول نشر کازرونیه ۱۳۸۱) مجدداً به چاپ رسیدهاست: نقشهٔ عمارت، بینهایت سادهاست: تالاری مربع که هر وجه آن با طاقی بیضی شکل به بیرون راه داشته و برفراز آن گنبدی نهاده بر گوشهبندیها و فیلگوشها. یکی از پایهها و دوتا از طاقیها ویران شدهاند. (البته در حال حاضر دوتا از پایهها و سهتا از طاقیها ویران شدهاند و همانگونه که در عکس میبینید تنها دو پایه و یک طاقی از بنای مذکور به جا ماندهاست.) ابعاد خارجی بنا، ۳۰/۵×۳۰/۵ متر، ضخامت دیوارها یک متر و دهانهٔ طاقها ۵۰/۲ متر است. پایهها از قطعه سنگهایی که ناهمواریهای آنها را تراشیدهاند، در چینههای منظم به کمک ملاطی ضخیم از گچ ساخته شدهاند. این نحوهٔ سنگچینی، به طوری که در ریزشهای سمت جنوبی و غربی ملاحظه میشود، در داخل پایهها نیز ادامه داشتهاست. ضربی طاقیهای بیضی، (ارتفاع از زیر دهانه طاقی تا کف زمین حدود ۴۰/۲ متر) که یکی از آنها سالم باقی مانده، به کمک قلوه سنگها، که اندازهٔ خاصی ندارند، انجام شده. این ضربیها را فقط ملاط گچی که در منطقهٔ کازرون کیفیت فوقالعادهای دارد برپا نگهداشته، ولی باید بگوییم این شیوه از ساختمان، استفاده از چوببست و تختهبندی را ایجاب میکند. گوشهبندیهای چهارگانه که بر فراز سطح فوقانی طاقیهای بزرگ ساخته شده، گنبد را نگه داشتهاند. گنبد به کلی خراب شده و از آن چیزی باقی نماندهاست و بنابراین نمیدانیم آجری بوده یا از قطعات سنگ ساخته شده. به هر حال این گنبد طوری ساخته شده که به قسمت زیرین خود اتصال نداشته و فقط روی آن نهاده شدهاست. بر طبق نقشه این بنا یک چهارطاق است که احتمالاً نیایشگاهی بوده که مأمن و پناگاه یک محراب آتش بودهاست. از آن جا که این بنا در میان حصاری از تپههای کم ارتفاع قرار گرفتهاست، از فاصلهٔ دور دیده نمیشود و به همین جهت ما تصور میکنیم آتشکدهٔ کوچکی بوده خاص اهالی محل. به دلیل روشی که در ساختن این بنا به کار رفته و از روی مصالح آن در مییابیم که هم زمان با بنای سروستان ساخته شدهاست. باید بگویم که با دیدن این بنا در وهلهٔ اول گمان کردیم در مقابل یکی از چهار آتشگاهی که به گفتهٔ طبری توسط «مهرنارسه» ساخته شده و پروفسور هرتسفلد بدون آن که دقیقاً محل آنها را تعیین کند آنها را واقع در درّهٔ بین کازرون و فراشبند میداند، قرار گرفتهایم. به گفتهٔ هرتسفلد یکی از این چهار آتشگاه - که دوتا بزرگ و دو دیگر کوچک بودهاند که در زمرهٔ کوچکها قرار داشته، آتشگاه فراشبند است که شباهتهای زیادی با بنای یاد شده دارد. به حال این بنا چه یکی از چهار آتشگاه مذکور باشد چه نباشد (ما نتوانستیم در این مورد اطمینان حاصل کنیم) باید گفت از همان گروه و متعلق به همان زمان یعنی دوران سلطنت بهرامپنجم (گور) میباشد.
آتشکده کرکویه آتشکده کرکویهآتشکده کرکویه با کرکوشاه، این آثار و همچنین آثار تخته پل در میان کنگی شهرستان زابل، در غرب روستای خمک و هشت کیلومتری تپه منطقه شهرستان و در میان زمینهای باتلاقی سیستان و نزدیک مرز ایران با افغانستان قرار دارد. تخته پل، پل آجری بوده است که به نوشته استخری، راه زرنک (سیستان) و هرات را به هم متصل میکرده است. کرکوشاه یا کرکویه، عبارت است از بقایای یک آتشکده مربوط به دوران هخامنشی، که شامل یک دیوار خشتی – چینهای از یک برج دفاعی شهر باستانی است. . این آثار شامل تعدادی از بناههای بزرگ و کوچک است. این بخش دارای تالاری به طول ۱۱ متر و عرض ۸/۵ متر است. کرکویه توسط نویسندگان دوران اسلامی در کتب قدیمی تشریح شده است. استخری کرکویه را نخستین راهی میداند که سیستان را به هرات متصل میکند و بنا به گفته همین جغرافی نویس کرکویه در سه فرسنگی زرنج یا زرنک (سیستان) واقع شده است یاقوت حموی نیزدر باره آتشکده کرکویه نوشته است شهری از سیستان بوده و آتشکدهای که نزد زرتشتیان محترم شمرده میشد در آنجا قرا داشت. آتش کرکویه را به کیخسرو نسبت داده اند و کرکویه تا سده هفتم هجری آبادان بوده است. بر اساس توصیفات مورخان دوران اسلامی، این بنا دارای دو قبه بزرگ و بر هر قبه شاخی چون شاخ گاوی بزرگ ساخته بودند و آتشگاه در زیرآن دو قبه قرار داشت.
آتشکده یزد آتشکده یزد محل نگهداری آتش مقدس زرتشتی در شهر یزد و نیایشگاه زرتشتیان ساکن در این شهر است. مشخصات معماری ساختمان ساختمان اصلی آتشکده بر ارتفاعی حدود ۲۱ متر از زمین و در میان حیاط بزرگی که درختان همیشه سرسبز سرو و کاج آن را پوشانده، قراردارد. نگاره فروهر و سرستونهای سنگی آن زیبایی ویژهای بدان بخشیده و روبروی این بنا حوض آبی قرار دارد. اینکه آتشکدهها کنار آب باشند از خصوصیتهای آتشکدهها بوده است. سرستونهای سنگی جلو تالار ساختمان اصلی و سنگهای گلدار پای دیوارها کار هنرمندان اصفهانی است. این هنرمندان سنگها را در اصفهان تراشیده و سپس تا یزد بردهاند. نگار کاشیهای فروهر بر بالای سردر ورودی، کار هنرمندان کاشیکار یزدی است و معماری کل این بنا ار معماری آتشکدههای پارسیان تاثیر پذیرفتهاست. چگونگی ورود به آتشکده برای زرتشتیان و غیرزرتشتیان ورود به این نیایشگاه همیشه برای نیایشکنندگان با آدابی همراه بودهاست. از جمله پاکیزگی زنان و مردان. مردان باید برای ورود با کلاه سفید و زنان با روسری سفید و لباس رنگ روشن و بدون کفش وارد شوند. آتش مقدس درون مجمر بزرگی از جنس برنز است و شخصی به نام «هیربد» مسوول روشن نگهداشتن آن است. بازدیدکنندگان این آتشکده میتوانند این آتش همیشه فروزان را از پشت دیوار شیشهای ببینند. نشانی آتشکده یزد این آتشکده در خیابان «آیتالله کاشانی» یزد است. تاریخچه ساخت آتشکده ساختمان کنونی آتشکده یزد در آبان ماه ۱۳۱۳ با سرمایهٔ یک زرتشتی پارسی به نام «همابائی» بر قطعه زمینی که از سوی چندتن از زرتشتیان ایران ازجمله برادران امانت به یاد فوت پدرشان «اردشیر مهربان رستم» امانت وقف شد، ساخته شد. نقشهٔ این بنا را مهندسان پارسی کشیدهاند و «ارباب جمشید امانت» سرپرستی و نظارت ساخت این بنا را بر عهده داشت. وی در خاطرات خود نوشتهاست که برای جلب توجه پارسیان هندوستان، پنج بار به آن دیار سفر کردهاست. چهار بار با کشتیهای بخار بر روی آبهای خروشان اقیانوس هند و یک بار پیاده و با شتر در ریگزارهای بلوچستان ایران و پاکستان تا سرانجام انجمن پارسیان هند پرداخت هزینهٔ ساختمان آتش ورهرام یزد را پذیرفت. آتش آتشکده یزد آتشی که درون این آتشکده میسوزد بیش از ۱۵۰۰ سال است که روشن ماندهاست. این آتش فروزهای است از آتش آتشکده کاریان در لارستان که به عقدای یزد آورده شد و نزدیک به ۷۰۰ سال در آنجا روشن نگه داشته شد و سپس در سال ۵۲۲ از عقدا به اردکان برده شد و نزدیک به ۳۰۰ سال نیز در اردکان یزد بود و در سال ۸۵۲ از اردکان به این شهر برده شد. نخست در محلهای به نام «خلف خان علی» در خانهٔ یکی از موبدان بزرگ به نام «موبد تیرانداز آذرگشسب» نگهداری میشد و در سال ۱۳۱۳ پس از ساخته شدن این آتشکده به درون آن برده شد. ثبت ملی آتشکده یزد این آتشکده ۸ سال پیش در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسید.
آتشگاه اصفهان آتشگاه اصفهان یا کوه آتشگاه از بناهای تاریخی شهر اصفهان و از یادگارهای ایران باستان است. این مجموعه دارای پیشینه تاریخیِ کهنی است و در زمانهای گونه گونی از آن بهره بردهاند. موقعیت آتشگاه اصفهان در غرب شهر اصفهان و در انتهای خیابان آتشگاه قرار دارد. این بنا در نزدیکی رودخانه زاینده رود، بر روی تپهای قرار دارد. از بلندای این تپه، تا کیلومترها از هر چهار سوی اصلی را میتوان به خوبی مشاهده کرد. مشخصات تپه این تپه از جنس سنگهای رسوبی است. تراز پایینی آن در ارتفاع ۱۶۱۰ متر از سطح دریا (حدود ۵۰ متر بالاتر از تراز مرکز شهر اصفهان) و فراز آن در ارتفاع ۱۷۱۵ متری از سطح دریا واقع شدهاست. این تپه از نظر زمینشناسی در دوره کرتاسه تشکیل شده است. بافتِ ساختمانیِ این مجموعه از لایههای خشتی است. میانِ دو ردیف خشت را هم یک لایه نازکِ نِی (که از رودخانه آورده میشده) قرار میدادند تا بر استحکامِ آن بیفزایند. پایههای بزرگ و خشتیِ بنا تقریبا از میانهٔ تپهٔ آتشگاه آغاز میشوند و در بالا به ستونهایی محکم و قابلِ اعتماد تبدیل میشدند که در گذشته اتاقهایی نیز بر رویِ آنها قرار داشتهاست. در برخی جاها نیز بقایایی از راه پلههایی منظم و کنده شده در دلِ سنگ بچشم میخورد که تا بالا ادامه داشتهاست اما امروزه از میان رفتهاند. در بالای تپه بنایی گِرد ساخته شده که میتوان آنرا نقطه نهاییِ معماریِ این بنا معرفی کرد. بر رویِ تپه، هیچ بنایی بلندتر از آن ساخته نشدهاست. این اتاق دارای هشت گوشهاست و در هر گوشه یک پنجره هم رو به بیرون دارد. گفته میشود موبدانِ زرتشتی، آتشِ مقدس را در درونِ این اتاق قرار میدادهاند. این مجموعه دارای اتاقها و ساختمانهایی در چهار جهتِ تپه بوده که تا زیرِ اتاقکِ آتشگاه ادامه مییافتهاند و البته اکنون تنها سازههای بخشِ شمالی و بخشی از قسمتِ شرقی سالم ماندهاند و بهنظر میرسد مربوط به بازسازیِ این بنا در دوره پهلوی باشند. بر رویِ برخی از خشتهای بکار رفته در سازههای بخشِ شمالی میتوان عددِ ۱۳۵۲ را دید که در قالبِ خشتها تعبیه شدهاست. وضعیت کنونی امروزه در نگهداری از این مجموعه توجهی صورت نمیگیرد. در بافتِ ساختمانهای این بنا میتوان سوراخهای زیادی را دید که به دستِ گنج یابان کنده شدهاست. بازدید کنندگان نیز خود باید راهِ بالا رفتن را انتخاب کنند و با توجه به ساختار تپه و خشتی بودنِ این سازه، سرعتِِ تخریب بوسیله بازدیدکنندگان بیشتر میشود. نظرات تاریخنویسان، جغرافیانویسان و سایر نویسندگان از تاریخ نویسان و جغرافیا نویسان قدیم، برخی راجع به آتشگاه اصفهان مطالبی نوشتهاند. از آن جمله: ابن خردادبه در قرن سوم هجری در کتاب المسالک والممالک میگوید: در قریه مارابین، قلعهای از بناهای طهمورث موجود است و در آن آتشکدهای ست. حمزه اصفهانی در قرن چهارم هجری در کتاب سنی ملوکالارض والانبیا پس از نام بردن از آتشکدههای اصفهان مینویسد: «کیاردشیر در شهر اصفهان، به یک روز سه آتشکده بنیاد گذاشت. یکی را به هنگام بر آمدن آفتاب در جانب «قلعه ماربین» (ماربین، مهربین یا آتشگاه امروزی) به نام آتشکده «شهر اردشیر»، دوم آتشکدهای به نام «ذروان اردشیر» به هنگام ظهر در «دارک» از روستاهای خوار (برخوار فعلی) و سوم آتشکده «مهر اردشیر» در روستای "اردستان». صادق هدایت در کتاب اصفهان نصف جهان درباره آن چنین نوشتهاست: «کوه آتشگاه، روز آبادیش، شکوه مخصوص داشتهاست. این پرستشگاه مانند مسجد و کلیسا دورش دیوار نداشته و چیزی را از کسی نمیپوشانیده. مانند آتش؛ سره و پاکیزه بوده. همان آتش جاودان نماینده پاکیزگی و زیبایی که به سوی آسمان زبانه میکشیده و در شبهای تار، از دور، دلهای افسرده را قوت میداده و از نزدیک، با پیچ و خم دلربا، با روان انسان گفتگو میکرده.»
آتشگاه قصران آتشگاه قصران Ghasran Temple در استان تهران، شهرستان شمیرانات، مرز مشترک آهار و شهرستانک، واقع در روستای آهاراستودان زرتشتی بر روی یکی از ارتفاعات کوه توچال به نام کوه آهاروش که ارتفاع آن از سطح دریا حدود3120 متر است احداث شده است. طول جغرافیایی آن 51 درجه 24 دقیقه و عرض جغرافیایی آن 35 درجه و 57 دقیقه و سی ثانیه است . آتشگاه از قله توچال کمتر از ده کیلومتر فاصله دارد و با چشم غیر مسلح به راحتی از توچال دیده میشود. وجه تسمیه این آتشگاه را در محل به نام «قصر دخترک» و «قلعه دخترک» و نامهای ترکی «قزل ماما» و «قزماما» می خوانند و منظور از دختر و ماما در این نامها احتمالاً ناهید و آتشگاه نیایشگاه آناهیتا بوده است. مشخصات آتشگاه در اصل دو طبقه بود، در پهنه ای به مساحت تقریبی 110 متر ساخته شده . در نزدیکی آتشگاه سه آبادی وجود داشته و زندگی آنها از راه پذیرایی زائران آتشگاه می گذشته و پس از خاموش شدن آتشگاه به تدریج محل خود را ترک گفتند و به دیه آهار مهاجرت کردند. آن سه آبادی که گویششان اکنون با گویش مردم آهار به هم در آمیخته است عبارتند از: شکراب، ده تنگه و لونک. نکته: شکراب را به روزگار باستان ارنگیز و ارنگیزان (یعنی ارنگهٔ کوچک ) می نامیدند و نام مذهبی زرتشتی این آبادی به عهد پیش از اسلام آدریان و به لهجهٔ محلی اودریون بوده است . افسانه محلی دختر و پسر جوانی در روزگاران پیشین سخت عاشق یکدیگر بوده اند و با هم سر به کوه گذاشته اند و بدان نقطه رفتند و با شیر آهوان و سنگ و خاک کوه آن بنا را در آن نقطه دور از مردم جهت خویش بساختند و سالها با عشق آتشین با دو ایزد ناهید و مهر که دو فرشتهٔ مونث و مذکر زرتشتی بوده اند زندگی کردند. مسیرهای دسترسی آتشگاه در شمال راه مالرو آهار به شهرستانک در ارتفاعی به فاصله ی320 متری از گردنه آهاربشم واقع است و به سبب صخرهای شنی، کوه و شیب تند آن این فاصلهٔ کم را پیاده درمدت یک ساعت به زحمت می توان پیمود.آتشگاه را به خط مستقیم ازسوی مشرق از ده آهار شش کیلومتر و نیم فاصله است که مسافت آن از راه مالرو و به سبب پیچ و خمهای کوهستان قریب دو کیلومتر بر ارقام مذکور افزوده است.
نوشیجان نوشیجان آتشکده و قلعهای باستانی در ۱۵ کیلومتری غرب ملایر در منطقهای به نام «شورکات» و در کنار رودخانهٔ حرمآباد میباشد. با کاوشهای باستانشناسان دراین تپه باستانی سه طبقه شناسایی شد که طبقه اول را به مادها، طبقه دوم را به هخامنشیان و طبقه سوم را به ساسانیان نسبت میدهند. این تپه به شماره ۷۶۳ در تاريخ ۳ بهمن ۱۳۴۶ در فهرست آثار ملی به ثبت رسیدهاست. بقایای آثار بدست آمده طبق بررسیهای انجام شده توسط دیوید استروناخ، باستانشناس بریتانیایی، بقایای آثاری که از این تپه بدست آمده دربرگیرنده: بنای قدیمی جبهه غربی تپه که نخستین آتشگاه است، بقایای یک آتشدان درجبهه جنوبی نشانگر مراسم نیایش آتش میباشد. اتاق معبد بصورت شمالی-جنوبی ساخته شدهاست و در بدنه مخروطی شمالی آن سه طاقچه بطور نامحسوس دیده میشوند. درحاشیه جنوبی معبد، بقایای یک سکوی برجسته وجود دارد که احتمالاً شالوده پایه ستونهای معبد بودهاست. آخرین تاریخ استفاده از این بنای تاریخی همزمان با دگرگونی معماری دراین تپه و ایجاد تالار ستوندار در شرق میباشد. تالار ستوندار آپادانا: این تالار بر روی سکوی خشتی قرارگرفتهاست. این تالارهای ستوندار، با تالارهای نودین تپه و تپه نوشیجان با تالارهای اوراتویی که در آلتین تپه آسیای صغیربدست آمده قابل مقایسه هستند و احتمالاً تاثیرپذیری ازهنر معماری اوراتو ساخته شدهاست. معبداصلی: شکل معبد بصورت نیم چلیپا بوده و با همان عناصر معماری دژ ساخته شدهاست. در زاویه شمالی سرسرا پایه آتشدانی وجود دارد که از سه بخش کاملاً مشخص ساخته شدهاست. باید خاطرنشان کرد این نوع آتشگاه از نظر پلان دراکثر آتشگاههای دوره ساسانیان بچشم میخورد. اتاقها و انبارها: این بخش دومین اثر مهم تپه نوشیجان راتشکیل میدهد که در شرقیترین قسمت تپه قرار گرفته و دارای حصار، بارو، اتاقهای مس*** و انبار میباشد. تونل: دربخش شمالی تالارستون دار و در امتداد شرق و غرب حفرهای سردابیشکل کنده شده که در عمق ۳ متری به صخره منتهی میشود. با توجه به شکل تونل بهنظر میرسد که کار معماری پایان نیافته و از این جهت میتوان استنباط کرد که احداث آن در آخرین دوره سکونت در این تپه صورت پذیرفته و ازطرفی احتمالاً ایجاد آن تپه جنبه امنیتی داشتهاست.