1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

داستان اموزنده و زیبااا

شروع موضوع توسط ATENA ‏27/6/11 در انجمن داستان

  1. کاربر پیشرفته

    تاریخ عضویت:
    ‏28/4/11
    ارسال ها:
    16,005
    تشکر شده:
    5,240
    امتیاز دستاورد:
    0
    حرفه:
    ؟؟
    [​IMG] ***داستان اموزنده و زیبااا***

    .auto-style1 { font-family: Tahoma; font-size: xx-small;}
    .styleText{ font-family: tahoma;font-size: 9pt;text-decoration: none;}
    معنی دوم عشق
    روزی یکی از خانه های دهکده آتش گرفته بود .
    زن جوانی همراه شوهر و دو فرزندش در آتش گرفتار شده بودند .
    شیوانا و بقیه اهالی برای کمک و خاموش کردن آتش به سوی خانه شتافتند .
    وقتی به کلبه در حال سوختن رسیدند و جمعیت برای خاموش کردن آتش در جستجوی آب و خاک بودند شیوانا متوجه جوانی شد که بی تفاوت مقابل کلبه نشسته است و با لبخند به شعله های آتش نگاه می کند شیوانا با تعجب به سمت جوان رفت و از او پرسید :
    " چرا بیکار نشسته ای و به کمک ساکنین کلبه نرفته ای !؟ "
    جوان لبخندی زد و گفت : " من اولین خواستگار این زنی هستم که در آتش گیر افتاده است .
    او و خانواده اش مرا به خاطر اینکه فقیر بودم نپذیرفتند و عشق پاک و صادقم را قبول نکردند .
    در تمام این سال ها آرزو می کردم که کائنات تقاص آتش دلم را از این خانواده و از این زن بگیرد و اکنون آن زمان فرا رسیده است . "
    شیوانا پوزخندی زد و گفت : " عشق تو عشق پاک و صادق نبوده است

    عشق پاک همیشه پاک می ماند !
    حتی اگر معشوق چهره عاشق را به لجن بمالد و هزاران بی مهری در حق او روا سازد .
    عشق واقعی یعنی همین تلاشی که شاگردان مدرسه من برای خاموش کردن آتش منزل یک غریبه به خرج می دهند . آن ها ساکنین منزل را نمی شناسند اما با وجود این در اثبات و پایمردی عشق نسبت به تو فرسنگ ها جلوترند . برخیز و یا به آن ها کمک کن و یا دست از این ادعای عشق دروغین ات بردار و از این منطقه دور شو ! ​