1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

ميان آب

شروع موضوع توسط MiTra ‏26/6/11 در انجمن متفرقه مذهبی

  1. پیشکسوت انجمن کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏11/11/10
    ارسال ها:
    11,734
    تشکر شده:
    3,539
    امتیاز دستاورد:
    113

    يك خاكريز سطحی زده بودند. قرار بود توپ ضد هوايی را ببريم پشت آن، تا اگر هليكوپتر يا هواپيمايی آمد، جلويش را بگيريم؛ چون جلوتر از ما خاكريز نيروهای پياده بود و بايد از آنها محافظت ميكرديم.
    لودر كه آمد، بعد از زدن چند بيل، آب افتاد سمت چپ و راست خاكريز ما. مجبور شديم همان طور، پشت خاكريز پناه بگيريم.
    نميتوانستيم از پشت توپ دور شويم، چون هر لحظه ممكن بود هليكوپتر های عراقی سربرسند.
    وقت نماز شد. بچه های بسيجی كه پشت توپ بودند، گفتند: (( اينجا زمين خيس است، چه كار كنيم؟))
    گفتم: (( فرقی نميكند. تو آب هم كه بيفتيم، بايد نماز را بخوانيم.))
    با همان آب دور و بر، وضو گرفتند. قبل از آن، دست و پايشان را خشك كردند.
    بعد ايستادن توی همان آب به نماز خواندن. مهر را گرفته بودند توی دستشان، موقع سجده دست را بالاتر ميگرفتند و سسجده را انجام ميدادند. نماز كه تمام شد، بچه ها گفتند:(( هيچ نمازی تا به حال اين قدر به ما نچسبيده بود.))
    راوي: برادر موسی نقی بخشايش ـ توپخانه سپاه پاسداران انقلاب اسلامي.
     
  2. پیشکسوت انجمن کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏11/11/10
    ارسال ها:
    11,734
    تشکر شده:
    3,539
    امتیاز دستاورد:
    113
    پاسخ : ميان آب

    پيشانيهای سوخته
    عمليات رمضان هنوز شروع نشده بود. همان روز به منطقه جنوب آمده بوديم. تابستان بود. ظهر شد. اذان دادند. روحانی ما همه را به نماز جماعت دعوت كرد. وسط صحرا به نماز ايستاديم. به جای مهر از سنگهای بيابان استفاده كرديم. به اولين سجده كه رفتيم ، پيشانيها شروع كرد به سوختن. خيلی هم شديد.
    تمام نماز آن روز را با سجده كامل خوانديم و پيشانی های همه سوخته بود، اما كسی سجده را قطع نكرد.
    هنوز هم معنويت و آسمانی بودن آن نماز در ذهنمان مانده است.
    راوي: برادر باقری ـ لشگر ۲۷ حضرت رسول (ص)