1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

سرخی خون

شروع موضوع توسط MiTra ‏26/6/11 در انجمن متفرقه مذهبی

  1. پیشکسوت انجمن کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏11/11/10
    ارسال ها:
    11,734
    تشکر شده:
    3,539
    امتیاز دستاورد:
    113

    از بچه های اطلاعات و عمليات بود. گاه گاهی ميديديم غيبش ميزد. هر چه دنبالش ميگشتيم پيدايش نميكرديم.
    يك روز خبر مجروح شدنش را شنيديم؛ در حالی كه زمان فراغت بود و او می بايست در مقر باشد.
    ناراحت شديم كه چرا رفته بود توی شهر ناامن كه هر لحظه گلوله می آمد.
    رفتيم بيمارستان. موج انفجار او را گرفته بود و حال مناسبی نداشت. نميتوانست خوب حرف بزند.
    پرسيديم:(( از كجا آوردينش؟ ))
    جای ساختمانی را كه او را از كنار آن، مجروح پيدا كرده بودند نشان دادند.
    رفتيم آنجا. بالای ساختمان نيمه مخروبه اي، تو پاگرد سوم، با منظره غريبی روبرو شديم.
    آنجا سجاده ای پهن بود كه گرد و غبار و آجر های ديوار ريخته بود روی آن. و روی همه اينها سرخی خون بود كه خود نمايی می كرد.
    راوي: برادر كريم ـ عمليات سپاه.


    وبلاگ خاطرات جنگ