1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

شهيد دكتر محمود قندي

شروع موضوع توسط MiTra ‏26/6/11 در انجمن متفرقه مذهبی

  1. پیشکسوت انجمن کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏11/11/10
    ارسال ها:
    11,734
    تشکر شده:
    3,539
    امتیاز دستاورد:
    113
    مصاحبه-شهيد دكتر محمود قندي وزير پست و تلگراف و تلفن

    گفتگويي با همسر شهيد دكتر محمود قندي

    ويژگي خاص شهيد قندي تفكر عميق او در مورد مسائل اسلامي بود
    بسم الله الرحمن الرحيم
    با تشكر از شما كه دعوت ما را قبول كرديد لطفاً ضمن معرفي خودتان در مورد شخصيت و ويژگيهاي شهيد قندي توضيح بفرماييد
    بسم الله الرحمن الرحيم من همسر شهيد محمود قندي يكي از شهداي 72 تن در حزب جمهوري اسلامي هستم شايد اين مسائلي كه الان بخواهم مطرح كنم بارها در مصاحبه هاي قبلي گفته باشم
    اما باز هم مي گويم براي اين كه يادي از شهيدمان شود و انشاالله راهشان و خط فكرشان كه همان خط امام و راه اسلام بود طليعه راهمان باشد
    در مورد ويژگيهاي روحي او هر روز كه مي گذرد شايد براي من به عنوان يك همسر بيشتر روشن مي شود و فكر مي كنم كه چه نعمتي را ما داشتيم و در اين مدت 7 سال و اندي كه من با او زندگي مي كردم درسهايي بسيار از او گرفتم و خط مشي روشني را در زندگي ما پياده كرد كه ما را هم اگر واقعاً توكل به خدا داشته باشيم و بدانيم كه خداوند ما را تنها نخواهد گذاشت ، شايد به آن درجات عالي معنوي برساند ايشان يكي از مهمترين ويژگيهايشان كه من اخيراً روي آن تكيه مي كنم و تصميم داشتم كه مخصوصاً آن را مطرح كنم ، اين است كه خيلي فكر مي كرد يعني اين چيزي بود كه از همان اوايل زندگي خيلي براي من جالب و عجيب بود از هر چيزي به راحتي نمي گذشت روي مسائل فلسفي و علمي و اسلامي و مملكتي و سياسي ، روي همه اين مسائل فكر مي كرد بيشتر به ما سفارش مي كرد كه خصوصاً در مسائل اسلامي زود از هر چيزي گذر نكنيد و در مسائل عميق شويد و خودش كه در كلاسهاي فقهي و طلبگي شركت كرده بود و شايدتا چند سال آينده دروس خارجش هم تمام مي شد و به هر حال يك رشته دروس را گذرانده بود خودش يكي از بهترين شاگردان استاد شهيد مطهري بود پيش ايشان مدتي فلسفه خوانده بود ، و به هر حال همانطور كه خودش در اين راه پيش رفته بود و در تمام مسائل سعي مي كرد عميق باشد ، خيلي اصرار داشت خانواده و دوستان ونزديكانش هم همين راه را پيش بگيرند و از مسائل سطحي گذر نكنند چيزي كه الان آيت الله منتظري و خيلي از اساتيد روي آن نظر دارند اين است كه از مسائل اسلامي سطحي رد نشوند بايد يك عده از مردم و افرادي كه علاقه و استعداد دارند ، سعي كنند كه در مسائل اسلامي بيشتر و پيشتر بروند در آن غور كنند چون همانطور كه ما مي دانيم علما دژهاي محكم اسلامند ما اگر از يك چنين دژها و افراد مطمئن در اسلاممان برخوردار نباشيم بعد از چند سال مي بينيم كه خداي نكرده نهضت مثل يك كره تو خالي شده و آن موقع است كه دشمن مي تواند به آساني بر ما غلبه كند اين مسئله اي است كه من اصرار داشتم در اين مورد صحبت كنم شهيد قندي دكتراي الكترونيك داشت از بهترين دانشگاههاي امريكا خودش آمده بود اينجا چون از لحاظ هوش بالا بود در كارش موفق ترين بود ولي باز اين مسائل اسلامي را كنار نگذاشته بود خصوصاً در حد سطوح بالا و عالي در كنار وزارت و رفتن در كارها به خاطر انقلاب كلاسهاي فقهي اش را ترك نمي كرد در جلسات مذهبي كه عده اي از دانشجويان و دوستانش و بعضي از استادان دانشگاه حضور داشتند شركت مي كرد و الان مي بينم كه چقدر جاي او خالي است در هر مسئله اي به اشكال برمي خوردم حتي درمسائل سياسي او يكي از بهترين صاحب نظرها بود و نظرش نظر مطمئني بود ، چون بيشتر بر مبناي اسلام دقيق و راستين بود آن چيزي كه انشاالله من به عنوان همسرش و همينطور فرزندانش بتوانيم راهش را ادامه دهيم راهي كه خيلي پشت سرش سفارش شده خصوصاً از طرف استادان و آيت الله منتظري كه سفارش دارند كه افراد بروند و در حوزه هاي اسلامي دروس سطح بالا را فرا بگيرند كه فقط مختص يك عده طلبه و افراد حاضر در قم نباشد همه بايد شروع كنند اين مسائل اسلامي را كه مدتها حتي به آن نظر نيفتاده ياد بگيرند ما در چند سال آينده اين نياز را متوجه مي شويم و در هيچ زمان نمي شود كه ما به دانشمند اسلامي نياز نداشته باشيم حالا ما هر كدام كه از خود يك چنين استعدادي را مي يابيم برويم به دنبالش و بگذريم از چيزهايي كه بيشتر به دنيايمان مربوط مي شود
    در مورد فعاليتهاي شهيد قندي قبل از انقلاب و بعد از آن به خصوص زماني كه مسئوليت وزارت پست و تلگراف و تلفن را به عهده داشتند توضيح بفرماييد ؟
    ايشان شايد به دليل آن علاقه و الفت ديرينه اي كه از بچگي با روحانيت داشتند در يك خانواده
    مذهبي به دنيا آمده و بزرگ شده بودند از همان اول من يادم هست كه مي گفتند من از بچگي به مسجد و تكايا و حسينيه و روضه خواني و اين ها مي رفتم از همان اول با مسائل اسلامي در سطح خودش آشنا بود و به همين دليل خيلي به روحانيت علاقمند بود خود من بارها از او شنيده بودم كه چه علاقه اي به بعضي از روحانيون و از همه بيشتر به امام داشت بي چون و چرا از امام اطاعت مي كرد بدون اين كه حرفي درميان باشد كمااين كه ديديم بعضي ها به سركار آمدند با ظاهر كاملاً اسلامي و بعد در رابطه با امام خودشان را به صورت يك مثلث به حساب مي آوردند كه امام را در يكطرف و خودشان را در طرف ديگر قرار مي دادند بعضي ها مي گفتند كه ما از امام اطاعت مي كنيم ولي در عمل اطاعت نمي كردند به ظاهر در دولت خدمتهايي نيز كردند اما مهمترين مسئله را كه اعتقاد به امامان و ولايت فقيه بود به آن عقيده نداشتند علاقه ايشان به روحانيت و خدمت به روحانيت كه رأس همه امام قرار دارند بود و حتي قبل از انقلاب هرجا كه لازم بود فعاليت مي كردند به ياددارم كه در زمان انقلاب شبها ما اعلاميه لاي درها مي گذاشتيم يعني هر كاري كه از دستش برمي آمد براي انقلاب كوتاهي نمي كرد در تاسوعا يا عاشوراي قبل از انقلاب بود كه او را همراه دو تن ديگر از دوستانش دستگير كردند و او هميشه مي گفت كه من خاطرات زندان را هيچ گاه فراموش نمي كنم و آن سينه زنيهايي كه در زندان با روحانيون انجام مي داديم هيچ گاه فراموش نمي شود چون او استاد دانشگاه بود و نگاه داشتن اينها در زندان براي شاه گران تمام مي شد ، اينها را زود آزاد كرد اما براي اينها فرق نمي كرد و اينها همان راه را ادامه مي دادند بعد از انقلاب ايشان رئيس دانشكده مخابرات بودند و بعد از آن در زمان شوراي انقلاب و دولت موقت مسئوليت وزارت پست و تلگراف وتلفن را به عهده گرفتند ايشان حدود يك سال و 8 ماه مسئوليت وزارت پست و تلگراف و تلفن را به عهده داشتند وقتي كه او به وزارت رسيد در شورا منافقين و فداييان نفوذ فراوان داشتند و اولين كاري كه ايشان انجام داد پاكسازي اين افراد بود و دست اينها را از مصادره كار كوتاه كرد اين افرادي كه او پاكسازي كرد از كساني بودند كه در مدت چند ساعت تمام اداره را به اعتصاب مي كشاندند اما او هميشه از موضع قدرت بااين افراد برخورد مي كرد و اين مسئله اي است كه بايد تمام مسئولين ما از موضع قدرت با ضد انقلابها برخورد نمايند كمااين كه در قرآن آمده است الاسلام يعلوا و لا يعلي عليه اسلام برتر از همه و چيزي برتر از آن نيست
    ما نبايد ترسي به خود راه دهيم چون ما كه ترسي از كشته شدن و شهادت نداريم مهمترين مسئله كه جان است ما از دادنش باكي نداريم پس از چه بايد بترسيم يا قصوري كنيم و يا خداي ناكرده سازشي كنيم ضربه هايي كه ما از سازشكاري مسئولين در اول انقلاب خورديم به اين دليل بود كه جلوي اين گروهكها را نگرفتند و گذاشتند اينها بارور شوند و هنوز هم نتيجه آن غفلتها را مي بينيم اگر از اول انقلاب از موضع قدرت و صحيح با اينها برخورد مي كردند شايد اكنون اين عزيزان ما هر كدامشان با تخصص و اعتقاد به ولايت فقيه كه دارند باعث مي شدند كه كشور ما چندين سال جلو بيفتد و اين اعتقاد من و بسياري از ديگر خانواده هاي شهداست ما شكر خدا را مي كنيم و اين از بزرگترين نعمتهاي خدا بوده همانطور كه آقاي خامنه اي گفتند ما اكنون نمي دانيم در چه نعمتي غرق هستيم و اميدواريم كه مردم حزب اللهي ما خط واقعي و حقيقي اسلام را بدانند و دنبال آن بروند
    به نظر شما منافقين امريكايي از به شهادت رساندن 72 شهيد مظلوم چه هدفي داشتند؟
    خوب اين كاملاً مشخص شده تمام افرادي كه به اسلام خدمت مي كردند مي خواستند جمهوري اسلامي واقعي را به ثبوت برسانند و ملت ما را از زير يوغ استبداد شرق و غرب نجات دهند اما آنها مي خواستند اينطور افراد را از بين ببرند مثلاً در مورد همين شهيد قندي تمام سعي و كوشش او بر اين بود كه در مسائل مخابراتي و پست و تلگراف و تلفن و خلاصه تمام كارهايي كه مسئوليتش با او بود ، از آنها به نحو احسن استفاده كند مركز تحقيقاتي را كه تقريباً كم كار بود به كار انداخت تا در آنجا بتوانند وسايلي را كه قبلاً از خارج وارد مي شد حتي المقدور در ايران بسازند منافقين اينها را از بين بردند چون آنها فكر مي كردند كه افرادي از قبيل حجت الاسلام رفسنجاني و شهيد رجايي نيز در آنجا هستند و مي خواستند همه اينها را از بين ببرند تا شايد با اين وسيله امريكا را بتوانند بازگردانند ولي اگر ما در راه خداوند باشيم خدا نمي گذارد بعد از اين همه خونهاي ريخته شده اسلاممان به هدر برود مهمترين آنها شهيد مظلوم دكتر بهشتي بودند و 72 يارشان كه خدمتهاي زيادي انجام مي دادند اينها را شهيد كردند اما مردم هميشه در صحنه هستند درست است كه منافقين فكر مي كردند با كشتن اينها شايد بتوانند امريكا را بازگردانند اما به قول امام اگر پرچم از دست سرداري بيفتد سردار ديگري آن را بر مي دارد و راهش را ادامه مي دهد
    شما به عنوان همسر شهيد چه احساسي داريد و خون آن شهيد را تا چه حد در شكوفايي انقلاب شكوهمند اسلاميمان موثر مي داني ؟
    من شايد اين را در صحبتهاي قبلي گفته باشم اما به هر حال خيلي خوشحالم از اين كه چه نعمتي را خداوند به ما داده است هرچند كه به هر حال سختي هم دارد به دنيا آوردن يك بچه بعد از پدر و خلاصه داشتن 4 فرزند بدون پدر و يك زندگي پرمسئوليت مشكل است اما ما مي دانيم هرچه سختي بيشتر باشد اجرش هم بيشتر است همانطور كه گفته شد با خون اينها انقلاب سومي در كشور به وجود آمد و باعث شد كه چهره كريه و زشت بني صدر و ليبرالها و منافقين براي مردم روشن شود و اگر الان كسي طرفدار بني صدر و منافقين و ديگر تفاله هاي امريكا باشد ، كاملاً مشخص است كه ضدانقلاب است هرچند كه به ظاهر بگويد كه من اسلام را قبول دارم اگر حالا هر كس طرفدار منافقين يا بني صدر لعنتي باشد مغرض است چون كساني كه اشتباه كرده بودند ، برگشتند و توبه كردند ما هيچ گاه از افرادي كه در آن زمان طرفداري از بني صدر مي كردند نمي خواهيم كه در مقابل ما زانو بزنند همانطور كه قبلاً گفتند كه شما انتظار داريد ما از شما تقاضاي توبه كنيم نه هيچ گاه ما چنين چيزي از شما نمي خواهيم شما نزد خدا توبه كنيد و فقط با اعلاميه در روزنامه ها برگشت خودتان را از جبهه باطل به جبهه حق نشان دهيد و هر كس كه قبلاً طرفدار بني صدر و بني صدرها بوده اگر الان طرفدار اينها نيست بازگشت خودش را به اسلام اعلام نمايد و رابطه اش را با منافقين و ضد انقلابها قطع كند مهمترين اثري كه خون شهدا داشت اين بود كه مشخص كرد چه كساني ضد انقلابند و چه كساني پيرو خط امام و ولايت فقيه هستند
    با توجه به شرايط فعلي كشور و پيروزيهاي اخير چه پيامي براي رزمندگان و امت شهيدپرورمان داريد ؟
    در مقابل اين همه شجاعت و ايثار رزمندگان اسلام و عزيزانمان كه بدون هيچ اسلحه اي و فقط با سلاح ايمان در مقابل آن دشمن بعثي كه خدمتگزار امريكاست و از آن جا تغذيه مي شود مي جنگند من هيچ نمي توانم بگويم ، در واقع من خودم را خيلي كوچك به حساب مي آورم در مقابل آن همه فداكاري ، آنها كه معلول شدند ، آنها كه تا آخر عمرشان يكي از اعضاي بدنشان رااز دست داده اند و يا نمي توانند حركتي داشته باشند ، ما در مقابل آنها هيچ هستيم زندگي خود من مسئول اصليش را از دست داده كسي كه راهنماي ما بود و در خيلي از مسائل راهگشاي ما بود اما باز در مقابل آنها هيچ نمي توانيم بگوييم انشاالله آنها در مقابل خدا روحشان شاد است و انشاالله با دست پر وارد بهشت مي شوند ما هيچ نمي توانيم بگوييم جز اين كه آنها بدانند ما در پشت جبهه هميشه پشتيبان آنها هستيم و هر كمكي كه لازم باشد و از دستمان برآيد مضايقه نمي كنيم كاش ما هم مي توانستيم به طريقي وارد جبهه ها بشويم و به سعادتي كه شهداي ما رسيدند ما هم مي رسيديم