شما شخصیت های تن تن و میلو را یادتان هست؟ آن شخصیت های ماجراجو و خاطره انگیز دنیای داستان و کارتون را به یاد دارید؟ از مرور خاطرات آن شخصیت ها چه حسی به تان دست می دهد؟ با دکتر فربد فدایی، روان پزشک و مدیر گروه روان پزشکی دانشگاه علوم بهزیستی و توان بخشی، درباره روان شناسی ماجراجویی و ماجراجویان حرف زده ایم. با ما همراه شوید.. ▪ افراد ماجراجو چه ویژگی های بارزی دارند؟ ـ ماجراجویی ممکن است مثبت یا منفی، به هنجار یا نابه هنجار باشد. برای نمونه، وقتی ادموند هیلاری تصمیم می گیرد به بلندترین قله جهان صعود کند، این یک ماجراجویی مثبت است ولی وقتی یک فرد تصمیم می گیرد با اسلحه از بانک سرقت کند، طبیعتا منفی است. البته این نمونه ها در دو سوی طیف ماجراجویی های مثبت و منفی اند. کودکی که تمایل دارد به بالای درخت برود و منظره اطراف را ببیند، ماجراجویی اش به هنجار است ولی نوجوانی که با پولی ناچیز و بی اطلاع خانواده اش برای دیدن دریا سفر می کند، ماجراجویی اش نابه هنجار است. ▪ مرز ماجراجویی های به هنجار و نابه هنجار در کجاست؟ ـ ما دو نوع به هنجاری داریم؛ به هنجاری آرمانی و به هنجاری آماری. به هنجاری آرمانی، کمال مطلوبی است که نیل به آن در جهان خاکی ما بسیار دشوار است. به هنجاری آماری آن چیزی است که در اکثریت افراد جامعه ملاحظه می شود. گاهی اوقات ما برای سلامتی معیارهای آرمانی را در اولویت قرار می دهیم. برای نمونه، با اینکه از نظر آماری نزدیک به ۸۰ درصد مردم جامعه دچار پوسیدگی های دندانی هستند ما آمار را ملاک قرار نمی دهیم و نمی گوییم هنجار یعنی پوسیدگی دندان ها. اما در مورد یک جنبه دیگر سلامت یعنی شخصیت، ملاک ما نسبی تر و بر مبنای آن چیزی است که نزدیک به ۹۰ درصد مردم هستند و این ۹۰ درصد را شخصیت به هنجار محسوب می کنیم. ▪ یعنی ۹۰ درصد مردم شبیه به هم هستند؟ ـ به هنجار بودن مردم به این مفهوم نیست که شبیه یکدیگرند. اصولا شخصیت عبارت است از آن ویژگی های شناختی، عاطفی و رفتاری که جنبه دیرپا دارد و فردی را از افراد دیگر متمایز می کند. اما این تفاوت در ممیزات شناختی، عاطفی و رفتاری، در محدوده به هنجار قرار دارد. برای نمونه، ویژگی های مربوط به نظم، نوجویی، وفای به عهد و پشتکار در افراد گوناگون یکسان نیست. به همین دلیل ما فردی را منظم تر از عموم می دانیم، فرد دیگری را با پشتکار او مشخص می کنیم و ماجراجویی و نوجویی را ممکن است صفت فرد دیگر بدانیم. در عین حال، این افراد ممکن است همه در محدوده به هنجار باشند. ▪ و آن ۱۰درصد باقی مانده چه وضعی دارند؟ ـ تقریبا در هر جامعه، حدود ۱۰ درصد افراد بالاتر از ۱۸ سال، از نظر شخصیتی نابه هنجار محسوب می شوند؛ یعنی صفات شخصیتی آنان به صورت وضعیات شناختی، عاطفی و رفتاری دارای جنبه های ناسازگارانه است، به نحوی که برای خودشان و برای دیگران ایجاد مشکل می کند. این ۱۰ درصد در ۱۰ نوع نابه سامانی یا اختلال شخصیت طبقه بندی می شوند که عبارت اند از: شخصیت های بدگمان، گسیخته گون، گسیخته وار، ضداجتماعی، مرزی، خودشیفته، نمایشی، وسواسی، اضطرابی و وابسته. ▪ پس برخی افراد ماجراجو جزو مبتلایان به نابه سامانی های شخصیتی هستند. ـ بله، همین طور است. افراد نابه هنجار ماجراجو ممکن است مبتلا به نوعی نابه سامانی شخصیتی باشند که معمولا شامل شخصیت های ضداجتماعی و مرزی و تا حدودی هم شخصیت های نمایشی (هیستریونیک) می شود. به ویژه در شخصیت های ضداجتماعی و مرزی، ماجراجویی ممکن است جنبه کیفری به خود بگیرد؛ یعنی رفتارهای قانون شکنانه به صورت مکرر از آنان دیده می شود، به نحوی که ۷۵ درصد از زندانیان را شخصیت های ضداجتماعی و مرزی تشکیل می دهند. ▪ ماجراجو بودن، موضوعی مرتبط با شخصیت است؟ ـ اگر ماجراجویی جنبه همیشگی داشته باشد، باید گفت که بله، پای مسایل شخصیتی در کار است. اما گاهی اوقات رفتارهای ماجراجویانه جنبه گاه به گاه یا دوره ای دارد. مبتلایان به نابه سامانی خلقی دوقطبی در دوره های شیدایی یا نیمه شیدایی ممکن است رفتارهای ماجراجویانه داشته باشند. مبتلایان به نابه سامانی های کنترل تکانه امکان دارد رفتارهای ماجراجویانه پرخاشگرانه یا قماربازی یا آتش افروزی یا سرقت های کوچک و غیرقابل کنترل نشان دهند. گاهی از اوقات هم ما رفتارهای ماجراجویانه کیفری را در فردی بدون زمینه آ سیب شناسی مشخص روانی ملاحظه کنیم که ناشی از انگیزه های مادی یا قدرت طلبی است یا برای کسب شهرت انجام می گردد. ▪ از ماجراجویی های به هنجار بیشتر بگویید. ـ ببینید؛ نیازهای طبیعی انسان فراوان است و برای سهولت بررسی به سلسله مراتبی تقسیم شده است که اولیه ترین نیازها که با بقای فرد به طور مستقیم ارتباط دارد شامل هوا، آب، غذا و استراحت است. در دومین پله از سلسله مراتب نیازهای طبیعی انسان، نیاز به کنجکاوی و رفع ملال وجود دارد. به این معنی که پس از برآورده شدن نیازهای اولیه، انسان و برخی پستانداران و پرندگان درصدد ارضای کنجکاوی و نو جویی خود برمی آیند. کافی است به بچه گربه ای که به تازگی از پستان مادر شیر خورده و استراحت هم کرده است، بنگریم که چگونه با کنجکاوی به دنبال اشیای متحرک به این سو و آن سو می دود، بالای درخت و روی دیوار می رود تا دورنمای بیرون را نگاه کند. اگر این تمایل به رفع کنجکاوی و دوری از ملال و اگر این میل به نوجویی در انسان نبود، احتمال داشت ما نیز چون انسان های اولیه هنوز درون غارها به زندگی ادامه می دادیم. اما کنجکاوی و نوجویی همراه با علل دیگر موجب شد انسان در جهان پراکنده شود و از نظر جسمی و ذهنی به پیش برود. ▪ پس این بخش از ماجراجویی در همه ما هست. ـ بله، در همه شیرخواران و همه کودکان این تمایل تا حدودی هست اما با گذشت زمان و در اثر شرایط خانواده و جامعه ممکن است تقویت یا تضعیف شود. هر چه محیط زندگی محرک های حواسی بیشتر داشته باشد، تمایل به نوجویی و ابتکار تقویت می شود. اگر محرک های بینایی، شنوایی، لمسی، چشایی و بویایی در محیط کم باشد و پدر و مادر هم توجهی به نیازهای متنوع کودک نداشته باشند، کودک دچار رکود شناختی و عاطفی می شود. ▪ ممکن است توضیحی هم درباره نوجویی، ماجراجویی و تنوع طلبی بدهید؟ ـ گاهی این واژه ها مترادف با یکدیگر به کار می روند اما ضمن مرتبط بودن، با هم متفاوتند. افراد ماجراجو به دنبال تحریک حواس خود هستند. آنان از سرعت، قدرت و خشونت لذت می برند. رانندگی بی احتیاط، ورزش های خشن، معاملات پرخطر، پرخوری، تمایل به مواد مخدر و محرک و الکل و بی توجهی به امنیت خود و دیگران از ویژگی های آنان است. آنان می خواهند هر چیزی را ولو آنکه تجربیات دیگران آن را زیان آور دانسته باشد، تجربه کنند. آنان از تجربیات خود هم پند نمی گیرند. این افراد بسیاری از ویژگی های اختلال ضداجتماعی را دارند و به سهولت ممکن است دست به آشوبگری و تخریب بزنند و در هنگامه هایی نظیر مسابقات فوتبال یا تظاهرات خیابانی آغازگر بی نظمی و خشونت باشند و از آنجا که آشوبگری مسری است، امکان دارد افراد عادی هم در این موارد از آنان تقلید کنند. ▪ تنوع طلبی چه تفاوتی با این توضیحات شما دارد؟ ـ تنوع طلبی به معنای تمایل به دگرگونی ظاهری است، بدون آنکه تغییری در اصل مطلب داده شده باشد. مثلا شخصیت های هیستریونیک، خیلی تنوع طلب هستند؛ مدهای جدید لباس و کفش، آرایش مو، تغییر سریع اتومبیل، تغییر رنگ و دکوراسیون اتاق به صورت مکرر و سریع از خصوصیات آنهاست. صاحبان سرمایه هم برای فروش اجناس خود روی این افراد که معمولا عده زیادی را هم به عنوان پیروی از مد دنبال خود می کشانند، حساب می کنند و هرچند گاه رنگ جدید لباس یا مدل لباس یا ظاهر جدید اتومبیل و لوازم خانگی را به بازار می فرستند تا انواع قدیمی که هنوز کارایی دارند از دور خارج شوند و مصرف رونق بگیرد. تنوع طلبی بدون تغییر واقعی محتوایی ممکن است حتی در بخش هایی از ادبیات و هنر و سیاست هم دیده شود. نمونه اش، به نظر من، در سیاست ریاست جمهوری در ایالات متحده آمریکاست که در آن چهره ای جایش را به چهره ای دیگر می دهد بدون آنکه هیچ تغییری در اصول سیاست داخلی و خارجی این کشور روی دهد و فقط برخی ظواهر و حواشی عوض می شود، حال آنکه با تبلیغات فراوان به گونه ای وانمود می شود که گویا قرار است همه چیز از بیخ و بن عوض شود. ▪ و از سیاست که بگذریم، می رسیم به ادامه بحث خودمان درباره نوجویی. ـ بله، نوجویی دارای بار مثبت است و به مفهوم جایگزین کردن چیزی واقعا نو که بهتر و کامل تر از قبلی است، اشاره دارد. برای نمونه، نوجویی در سیستم آموزشی، نوجویی در سیستم حمل و نقل و نوجویی عملی. در زمینه ادبیات و هنر و فلسفه و اجتماع ممکن است نوجویی به مکتب های جدید منجر شود که از نظر ارزش هم ارز مکاتب قبلی است زیرا در بسیاری از زمینه های آگاهی بشری مقایسه کمی ممکن نیست. دانشمندان افرادی نوجو هستند. ترکیب نوجویی و ماجراجویی مثبت به اکتشافات جغرافیایی منجر می شود. نوجویی و تنوع طلبی توام در هنرمندان فراوان دیده می شود. ▪ این نوجویی ها در عرصه های اجتماعی، فرهنگی و سیاسی هم قابل بحث است؛ نیست؟ ـ قطعا هست. گاهی مصلحان اجتماعی، گاهی سیاستمداران و گاهی فیلسوفان نماد یا عامل نوجویی بوده اند؛ نوجویی ای که اگر بر مبنای سیر الهی انسان در اجتماع باشد، مثبت است و اگر بر پایه دیدگاه های شخصی یا صرفا به تقلید از مکاتب سیاسی و فلسفی صورت گیرد، امکان دارد بازتاب عوامل ناخودگاه یا تجربیات آگاهانه اما شخصی زندگی یک فرد باشد که طبعا از نارسایی های عمومی این عوامل و تجربیات مصون نخواهد بود. نمونه اش حکومت های کمونیستی در اتحاد شوروی سابق یا خمرهای سرخ در کامبوج یا فاشیسم ایتالیا بین دو جنگ جهانی است. وقتی فرد یا گروهی بخواهد بر پایه معلومات صرفا بشری اش بهشت را روی زمین بنا کند، معمولا سرانجام کارش رسیدن به جهنم است. نمونه اش در جهان معاصر فراوان است؛ مثلا رهبران اتحاد جماهیر شوروی سابق به اندازه ای در مورد حقانیت حکومت خود مطمئن بودند که واقعا هر کسی را که مخالف شان بود به عنوان بیمار روانی و فردی ضداجتماعی تلقی می کردند. ▪ آیا ما می توانیم نوجویی، تنوع طلبی یا ماجراجویی را در خودمان تشخیص بدهیم و آیا اصولا این کار فایده ای دارد؟ ـ شناخت صفات شخصیتی به انسان این امکان را می دهد که تفاوت های به هنجار و نابه هنجار را دریابد و بتواند با دیگران تفاهم داشته باشد و هر تفاوتی را حاکی از غیر عادی بودن نپندارد. اگر بتوانیم خودمان را بشناسیم، آن گاه بهتر می توانیم خودمان را بپذیریم؛ توانمندی ها و در عین حال، نارسایی های خویش را به رسمیت بشناسیم و در نتیجه به دنبال رشته های تحصیلی یا حرفه هایی برویم که با ویژگی های شخصیتی ما هماهنگ است و موجب پیشرفت می شود. این امر در مورد مسایل عاطفی و ازدواج هم صدق می کند. ضمن آنکه تفاوت ها می تواند جالب و حتی جاذب باشد اما افزون شدن آنها باعث ناهماهنگی و سوءتفاهم و اختلال در زندگی زناشویی می شود. ▪ پس فایده دارد؛ ولی آیا خودمان می توانیم به چنین تشخیصی برسیم؟ ـ برای درک تفاوت های شخصیتی ابتدا باید رویکردهایی را که هر فرد در برخورد با جهان به طور ترجیحی در پیش می گیرد، بشناسیم. این رویکردها را می توانیم در چهار جفت که ظاهرا با یکدیگر متضاد هستند طبقه بندی کنیم: ۱) برونگرایی / درونگرایی (آیا توجه ما به جهان بیرون معطوف است یا جهان درون؟) ۲) حسی بودن اشراق / شمی بودن (اطلاعات را از طریق حواس پنجگانه به طور مستقیم درمی یابیم یا به صورت اشراقی؟) ۳) اندیشه ورزی / احساس ورزی (تصمیم گیری ما بر مبنای تفکر است یا عاطفه و احساس؟) ۴) قضاوت کنندگی / ادراکی بودن (جهت گیری ما بر مبنای پیش داوری است یا واقعیت امر؟) یک فرد بین هر یک از این چهار جفت رویکرد به یک نوع ویژه تمایل واضح دارد. برای نمونه، فرد درونگرای حسی اندیشه ورز ادراکی، برحسب تمایل مسلط به هر یک از این چهار جفت. ما در مجموع به شانزده نوع شخصیتی بر می خوریم که هر نوع برای پیشه و شغل های خاصی استعداد ویژه دارند و نسبت به موضوعات اجتماعی و عاطفی هم به شکل های ویژه و متفاوت عکس العمل نشان می دهند. چون بحث اصلی ما در مورد نوجویی و تنوع طلبی و ماجراجویی بود، باید گفت که این افراد ضرورتا رویکردهای حسی، ادراکی و برونگرایی را دارند و در مورد رویکرد چهارم هم می توانند یا اندیشه ورز یا اشراقی و شمی باشند.