1- عشقي است كه رشد فردي را در پي دارد- در مقابل تفكر وسواس گونه در رابطه. 2- عشقي است كه فرد در آن تمايل و فضاي كافي براي رشـد و پـيشرفـت فـرد مـقـابـل خـــود قائل باشد- در مقابل امنيت و آسودگي بصورت يكنواخت و آنكه شـدت نـيـاز گـواه بـر عشق واقعي است. 3- عشقي است كه منافع مجزا، معاشرت با دوستان ديـگر و بـرقـراري روابـط مـعني دار ديگر درآن جايز باشد- در مقابل زندگي اجتماعي مـحـدود و بـي تـوجـهـي بـه دوسـتـان قديمي. 4- عشقي است كه دو فرد يكديگر را به پيشرفت تشويق مي كـنـند- در مقابل غرق در رفتار طرف مقابل و وحشت از تغيير و پيشرفت ديگري. 5- عشقي است كه در آن اعتماد كافي موجود باشد- در برابر حسادت، تـملك جويي و ترس از رقابت. 6- عشـقـي اســت كه فرديت هر دو فرد از سوي هر دو مورد پذيرش و احترام اسـت- در مقابل تلاش در تغيير ديگري مطابق تصورات خيالي خود. 7- عشقي است كه رابطه با تمام جوانب واقعيت سرو كار دارد- در مــقابل رابطه اي كه بر پايه توهمات و اجنناب از موضوعات ناخوشايند است. 8- عشـقـي اسـت كـه دو طــرف از خودشان مراقبت مي كـنـند و حالت هيجاني دو فرد وابسته به خلق خوي طرف مقابل نمي باشد- در برابر انتظار از فرد مـــقابل براي برطرف كردن تمام مشكلات و نجات وي. 9- عشقي است كه توجه و نگراني سالم و به اندازه نسبت بـه شـريـك زنـدگـي توام با دادن آزادي در آن برقرار است- در برابر غرق در احساسات و مشكلات فرد مقابل. 10- عشـقي است كه دو طرف توانايي لذت بردن از تنهايي را دارا مي باشند -در بـرابـر عجز در تحمل تنهايي. 11- عشقي است كه رابطه جنسي در آن يك انتخاب آزادانه و نشـات يـافتـه از رفاقت و علاقه دو طرف ميباشد- در برابر فشار در برقراري رابــطه جنسي به خاطر عدم احساس امنيت، ترس و نياز به ارضاي فوري.