پیدایش باغبانی به 3000سال قبل از میلاد در مصر بر می گردد . مدارك و شواهد تاریخی نشان می دهد كه در آن زمان بسیاری از گیاهان باغی مانند انگو , خرمالو , زیتون , پیاز و خیار كشت داده می شد . مصریان قدیم برای تولید این محصولات به عملیاتی نظیر هرس , آبیاری و آماده سازی زمین آشنا بوده اند. سپس باغبانی در روم و یونان قدیم رواج یافت . این زمان تقریبا به 500 سال قبل بر می گردد . رومیان به عملیاتی نظیر پیوند زدن , تناوب كشت و مصرف كودهای دامی و استفاده از گلخانه آگاهی داشتند . در اواخر قرن پنجم میلادی و با گسترش اسلام و پیشرفت علمی مسلمانان كه همزمان با قرون وسطی بود كشاورزی و باغبانی از اهمیت زیادی در نزد مسلمانان برخوردار شد . به طوری كه بسیاری از كشورهای اسلامی ازآن زمان مانند عراق , شام , ایران و هند به تولید محصولات باغی می پرداختند. آنجه مسلم است ایران یكی از كشورهای قدرتمند و پهناور است كه تارخ و قدمت آن گویای انجام عملیات مختلف كشاورزی در این پهنه بوده است و حتی حدود شش هزار سال قبل , ایرانیان از سیستم های زراعی گوناگون استفاده می كرده ند . در اوایل قرن چهاردهم میلادی و با شروع دوره رنسانس در اروپا , باغبانی در ایتالیا و فرانسه پیشرفت چشم گیری داشت . به دنبال آن كشف سلول توسط رابرت هوك , طبقه بندی گیاهان توسط كارل لینه ومطالعات تووارثی گرگور مندل از مهم ترین ابداعات و اكتشافات این دوره در طی قرون شانزده تا نوزده میلادی محسوب می شود . در نهایت در طی قرن بیست با پیشرفت در زمینه مختلف علوم به ویژه تولید بذر اصلاح شده , كوده ها و سموم و ماشین آلات كشاورزی , تحولات بسیاری در كشاورزی و باغبانی صورت گرفت بطوریكه پیشرفت كشاورزی در صد سال گذشته (به خصوص در سی سال اخیر) بیش از صد قرن قبل از آن بوده است . انسانها در گذشته بسیار دور به فكر این بودنند كه ضمن تشكیل اجتماع در نقاط مناسب , غذای خود را نیز به جای جمع آوری تولید كنند بنابراین بنابراین كشاورزی در تمدن های لاولیه به صورت كاملا ابتدایی شروع شد . بر حسب شواهد تاریخی انسانها از حدود 9 هزار سال در جلگه های دجله ,فرات و نیل به كشت برخی از محصول ها مشغول بوده اند . با پیشرفت تمدن ها و به وجود آمدن اجتماع های بزرگ اختلاف گروهی پدیدار گشت كه موجب بروز جنگ های بی شمار شد درنتیجه بشر به خاطر امنیتی دیوارهای به دور محیط زیست خود ایجاد كرد . به دلیل محدودیت فضای بین این دیوارها كشاورزان اولیه مجبور شدند تعدادی از محصولات خود مانند غلات را كه به صورت كشت گسترده یعنی در سطح وسیع و با كار و بازده به نسبت كم در واحد سطح ,كاشته می شد . به زمین های بیرون شهر منتقل كنند . آن دسته از محصولاتی كه مانند سبزی و میوه به شكل كشت متراكم یعنی به مراقبت زیاد و محصول بیشتر در واحد سطح تولید می گشت را د داخل شهر ها به كار بردنند . بدین سان در كشاورزی دو شعبه زراعت (یعنی تولید در مزرعه) و باغبانی (یعنی تولید در باغ ) به وجود آمد .در حال حاضر در بسیاری از نقاط دیگر كشت گیاهان در داخل محیطی محصور متداول نیست و تمایز گیاهان دو شعبه ذكر شده بر اساس عوامل زیر انجام می پذیرد . الف) میزان كار مورد نیاز و بازده محصول در واحد سطح : در این مورد همان گونه كه ذكز شد پرورش گیاهان باغی به طور معمول به كار بیشتری نیاز داشته در عوض محصول بیشتری تولید می كنند بنابراین كشت آنها به صورت متراكم است در حالی كه محصولات زراعی به طور معمول به طورت كسترده كاشته می شود و بازده آنها در واحد سطح كمتر است . ب) نحوه مصرف محصولات تولید شده : به طور معمول گیاهان باغی به صورت تازه مصرف می شود (مثل میوه كاری و سبزی كاری) در حالی كه گیاهان زراعی بیشتر به صورت خشك و یا تغییر شكل یافته به مصرف می رسند (مثل غلات , توتون و دانه های روغنی). ج) عرف و عادت محلی : برخی از محصولات مانند سیب زمینی و بقولات در برخی از نقاط جزو گیاهان زراعی و در برخی نقاط جزو گیاهان باغی به شمار می آید . لازم به ذكر است كه گیاهان دارویی , ادویه ای و نوشابه ای هم جزء گیاهان باغبانی هستند . با توجه به سه عامل یاد شده مشاهده می شود كه در بسیاری از موارد تفاوت مشخصی بین گیاهان زراعی و باغبانی موجود نیست و هیچ یك از عوامل ذكر شده به تنهای برای تعیین اینكه كدام گیاه بخصوص متعلق به گروه باغبانی و یا زراعی است كافی نمی نماید زیرا در حال حاضر در بسیاری از نقاط دنیا درختان میوه و سبزی ها به صورت دیم در سطوح كشت می گردند (كشت گسترده) در حالی كه هنوز به عنوان گیاهان باغی شناخته می شود . در مقابل برنج . توتون و ذرت علوفه ای حتی در سطح كوچك و با وجود كار بسیار زیادی كه می برند (كشت متراكم) گیاهان زراعی محسوب می شوند .به این دلیل به جای اینكه باغبانی را براساس ویژه گی ها و نحوه كشت گسترش یا تراكم تعریف كنند آن را براساس گیاهانش بدین صورت زیر تعریف می نمایند : باغبانی عبارت است از هنر , دانش و پیشه كشت ,داشت , برداشت و بازار رسانی انواع سبزی , گل و میوه . در این تعریف از هنر , دانش و پیشه باغبانی سخن رفته است دلیل این امر این است كه كار های مانند پیوند زدن . هرس . گرده افشانی و مانند این ها برای اینكه به طور موفقیت آمیز انجام شوند نیاز به مهارت . ممارست و سلیقه ویژه ای دارند كه همان آن ها را جزو هنرها قرار می دهد از طرف دیگر هر یك از این كار ها مبتنی بر اصول و دلایل ویژه ای می باشد كه شناخت آنها نوعی دانش است و سرانجام كاربر این هنر و دانش ها برای تامین زندگی پیشه باغبانی را تشكیل می دهد. پیشه ای كه در دنیای كنونی به ویژه در كشور های پیشرفته ابعاد شگرفی و سهم مهمی از درآمد ملی این كشور ها را به خود اختصاص داده است. دوستان عزیز به امید اینكه ما هم در كشور خود شاهد پیشرفت روز افزون این علم و صنعت بشری باشیم بنابراین تلاش خواهیم كرد كه دانش آموختگان این رشته با آموزش و یادگیری های صحیح آن را در عرصه های مختلف جهت تولید محصولات غذای بهتر و بیشتر با ترویج صحیح یاری نمایند. این وبلاگ جهت كمك به پیشرفت باغبانی و ترویج مناسب آن دایر شده است كه از كلیه علاقه مندان , متخصصین و دانش آموختگان این رشته دعوت به همكار و همیاری می نماید .
تعريف كشاورزي زيستي تعريف كشاورزي زيستي با اينكه كشاورزي زيستي به سيستمي اطلاق ميشود كه از واريتههاي اصلاح نژادشده ژنيتيكي و كودها و سموم شيميايي استفاده نميكند. ليكن اين تعريف جامعي براي كشاورزي زيستي نيست. كشاورزي ارگانيك يك سيستم مديريتي جامعي است كه كميت و كيفيت محصولات از توليد تا فرآوري و انتقال به مصرف كننده، سلامت خاك، گياه، حيوان، انسان، ميكروارگانيسمها و محيط سياره زمين بعنوان يك موجود زندة واحد، اصول اكولوژوكي و محيط زيست، اصول عدالت و روابط اجتماعي و احترام به مخلوقات و اصول پايداري زيستي در آن مد نظر است. تعريف فوق توسط فدراسيون بينالمللي جنبش كشاورزي ارگانيك ارائه شده است(IFOAM) . روند افزايش سطح زيركشت مزارع ارگانيك در جهان: همانطور كه در آمار جهانی ملاحظه می گردد از سال 1985 ميلادي كه اولين برآورد از مزارع ارگانيك و سطح زيركشت آن در دنيا صورت گرفت تاكنون تعداد زيركشت مزارع ارگانيك در دنيا سيري صعودي داشته و اين نشاندهندة تقاضاي روزافزون براي محصولات زيستي در جهان است. در بين كشورهايي كه اقدام به كشت ارگانيك نمودهاند استراليا و كلاً قارة اقيانوسيه بيشترين ميزان و كشورهاي آفريقايي داراي كمترين ميزان سطح زير كشت براي محصولات ارگانيك ميباشند اين مطالعات توسط شركت SOEL كه مركز آن در كشور آلمان بوده و تحقيقات و فعاليتهاي خود را در زمينة كشاورزي ارگانيك و آموزش و سلامت انجام ميدهد صورت گرفته است. در كشورهاي آسيايي چين بيشترين ميزان سطح زيركشت محصولات ارگانيك بوده و كشورهايي مانند ايران تاكنون فعاليت ثبت شدهاي در اين زمينه در سطح دنيا نداشتهاند. اصول و روشها: حفاظت خاك بعنوان يك موجود زندة واحد بعنوان اولين و اصليترين هدف در كشت ارگانيك مد نظر قرار ميگيرد. بطوريكه ساير عوامل و نهادها بايد به گونهاي باشد كه در دراز مدت سبب حاصلخيزي بيشتر خاك و احياي اكوسيستم زندة آن گردد. اقداماتي كه در كشاورزي ارگانيك انجام ميشود به قرار زير است: - كشت مخلوط - كود سبز - مالچهاي زيستي - تناوب زراعي - شخم حداقل يا عدم شخم - استفاده از عناصر غذايي مكمل مجاز - استفاده از بقاياي گياهي و دامي - تغذيه موجودات مفيد خاكزي - گياهان پوششي نهادهها در كشاورزي زيستي - كود دامي - كود سبز - مالچهاي كاه و كلش - ميكروارگانيسمهاي مفيد - حشرات مفيد - استفاده از سموم زيستي - نيروي انساني در مطالعاتي كه صورت گرفته است نشان ميدهد ميزان دومادة فلاوينوئيد و آنتوسيانينها د ر4 سيستم مورد مطالعه از اين قرارند: الف- سيستم رايج كه تيمار آن با kg40 كود نيتروژن شيميايي در هكتار ب- سيستم ارگانيك نوع اول كه با kg300 كود دامي در هكتار تيمار شده است. ج- ارگانيك نوع دوم كه به جاي كود دامي از kg100 در هكتار باكتري ريزوبيوم و قارچ مايكو ريزا استفاده كرده است. د- ارگانيك نوع سوم كه تلفيقي از ارگانيك نوع اول و دوم است. - آسيبپذيري گياه زراعي در سيستم رايج: استفاده از سموم شيميايي سيستم تك كشتي و دادن كودهاي شيميايي باعث مشكلاتي براي گياه زراعي شده . مديريت آفات و بيماريها: - كنترل بيولوژيكي - تناوب زراعي - كشت مخلوط - كمربندهاي حفاظتي - كشت گياهان تله - مديريت علفهاي هرز - گياهان مانع - حفظ موازنة عناصر غذايي - گزينش واريته مناست با شرايط منطقه - بذر پاك - حذف گياهان بيمار - استفاده از مواد طبيعي براي كنترل پاتوژنها - تاريخ كاشت مناسب مديريت علفهاي هرز - تناوب زراعي و كشت مخلوط - محصولات علوفهاي چند ساله - آللوپاتي - انتخاب گياه زراعي مناسب - مديريت گياه زراعي(تاریخ کاشت، عمق کاشت،تراکم و ...) -كنترل مكانيكي و استفاده از شعله مقايسه انرژي ورودي در كشاورزي رايج و ارگانيك براي بعضي محصولات زراعي در تمامي محصولات بررسي شده بسيار بيشتر از سيستم ارگانيگ است. كه اين امر خطرات زيست محيطي بسياري كه تو سط سيستم رايج اكوسيستم را تهديد ميكند را نمايان ميسازد. محتوي كربن خاك براساس كوددهي در صورتيكه تناوب مورد كشت براي سيستم زراعي بصورت غله و علوفه تكرار شود: همانگونه كه در نمودار مشخص است محتوي كربن خاكي كه با كود دامي تغذيه شده است بسيار بيشتر از سيستم هاي داراي كوددهي شيميايي و بدون كود بوده همچنين روند افزايش آن در 3 دهه قابل ملاحظه است. مقايسه ترسيب كربن در خاك طبق نمودار زير كشاورزي ارگانيك ترتيب كربن در خاك بسيار بيشتر از كشاورزي رايج است. جنبههاي اقتصادي: جنبههاي اقتصادي كشاورزي زيستي يكنظامكشاورزيپايدار،� ��طبقتعريفبايدجوابگوي� �نيازهاينسل حاضر ،بدونمخاطرهانداختنني� �زهاينسل آيندهباشد،ضمناين كه بايدازنظر اقتصاديبرايكشاورزان وجامعهبهطوركليپايدار� �امكانپذيرباشد.كشاورزان زيستيباكشتچندينمحصول� ��دريكزمانكهاغلب بادامداريهمراهاستتن وعشغليخودرا افزايشميدهند. تنوع، مخاطراتاقتصاديراكاهش� �يدهدوباعث خودكفاييدرزمينهعناصرغذ ايي،تغذيهدام،موادآلي خاكوانرژيميشود. عملكرد بسياريازكشاورزانباتجرب هزيستي،عملكردمحصولشان�� �برابريابالاترازمتوسّطعم لكردنظامهاي كشاورزيرايجاست.باوجوداين ،متوسّط عملكردمحصولات زيستياغلبازمتوسّطعم لكردزراعتهايرايج کمتر است. تفاوتبينمتوسّطعملكرد� �ا،نه تنهاعمليات زراعي متفاوت بلكهتفاوتمهارت هارانيز نشانميدهد. صنعتزيستيچنان بسرعت رو به گسترشاستكهبسياريازك شاورزانزيستيمهارتها ي اندكي در ارتباط باروشهايزيستيبرخوردا� �ند. عملكردكشاورزانزيستياغل ب طي3تا5 سال اوّل که مرحله گذار ازكشاورزيرايج خوانده میشود،دركمترينمقداراست. اختلاف عملكردبهنوعمحصولبستگ� � دارد.گيلفور وگالدن (1999)عملكردمحصولات درمزارعزيستي ورايج رادرمرغزارهاي شرقي[ايالاتمتحده]مقايسهنمودند.عملكردگند� �،جوويولافزيستي75%عملك� �دمحصولاتدرنظامهاي رايجبود.متوسّطعملكردن خودفرنگي،كلزاوكتانزيستي� ��حدود50%متوسّطعملكردهاي� ��رايجبود.برخيازحبوبات ودانههايروغنيبهطورم خلوطكشتشدندكهعملكرد آنهاثبتنشدهاست.درمحصول� �تباغي،عملكردهايزيستي اغلبكمترازعملكردهاي رايجاست.درمنطقهمرغزار هايشرقي،علقهايهرزعا ملمحدودكنندهعملكردمحصو لدرمزارعزيستيهستن� �.دراينمنطقهاگرچهمقدا� �نيتروژنخاككافي بود،امّافسفروگوگردمزار عزيستيكمبودوممكن استعاملكاهشعملكردمحص� �لبودهباشند.بيشتريندر� �ورهگذارازكشاورزيرا� �جبهزيستي وجوددارد.طيايندوره پاداشو يارانهاي وجودنداشتهوعملكردها پائئيهستند. گاهكشاورزان ميتوانند يارانهاندكيبراي توليد در دوره ي گذارازطريق فروش محصول باقيمتي بيشترازقيمتهاي رايج امّاكمترازقيمتهاي گواهي شده زيستي دريافت كنند.طي مراحل اولّيه گذار،برخي از كشاورزان افت عملكردهاي تاحدود30%گزارش كرده اند. باگذشت زمان،عملكردهاطي سالهايي كه تحت مديريت زيستي هستند افزايش مي يابد،به طوري كه كشاورزان تجربه به دست آورده وخاك حاصل خيز مي شود.برخي كشاورزان دريافته اندكه براي افزايش مجددعملكردتنها به چند سال زمان نياز است.اين امربيشتر درمورد كشاورزاني صادق است كه درگذشته نيزحداقل نهاده هارا بكار مي برده اند.ديگركشاورزان كه به علف كش ها،كودهاوآفت كش هاوابستگي زيادي داشته اند،دريافته اندكه حدوديك دهه طول مي كشدتاعملكردهايشان افزايش يابدوبه ثبات برسد.پديده گرم شدن جهاني به طورفزاينده اي الگوهاي آب وهوايي غيرقابل پيش بيني رابوجودآورده است.مزارع زيستي زماني كه درمعرض تنش خشكي،گرما،بارندگي مفرط ياهواي سردخارج ازفصل قرارمي گيرند،عملكردبالاتري نسبت به محصولات رايج دارند.هم چنين محصولات زيستي مقاومت بالاتري به آفات وبيماري هادارند. هزينه توليد هزينه توليد درمزارع زيستي بدليل استفاده كمترازنهاده هاي خارجي،كمترازمزارع رايج است.خريدكودهاي مصنوعي وآفت كش دراين نظام وجودندارد هزينه علوفه خريداري شده،دامپزشكي وتعويض دام نيزكمتراست.علاوه براين كشاورزان زيستي هزينه كمتري رابراي استهلاك سرمايه گذاري هاي مربوط به نهاده هايي نظير ابزارهاي ماشين وتجهيزات پرداخت مي كنند.درمجموع هزينه نهاده هادرمزارع زيستي كمتراست.چالش اصلي كشاورزان زيستي كنترل علف هاي هرز است. علف هاي هرز عاملمحدودكننده توليددرمزارع زيستي هستندو كشاورزان زيستي نسبت به ديگرعمليات مديريّتي،زمان و هزينه بيشتري راصرف كنترل علف هاي هرزمي كنند.در كشاورزي زيستي،روش هاي مكانيكي وديگر روش هاي مديريّتي جايگزين علف كش ها شده است.خاك ورزي براي كنترل علف هاي هرزپس ازسبزشدن گياه،به شكل سطحي وغيرعميق انجام مي شودتا خاك فشرده نگردد.برخي عقيده دارندكه علف هاي هرزسبب افزايش نيازبه شخم وهزينه هاي آن مي گردد.درعمل،اين تصورصحيح نيست. كشاورزان زيستي بابهبودساختمان خاك واعمال مديريّت مناسب دريافته اندكه نسبت به نظام هاي رايج دربرخي مواقع به خاك ورزي كمتري نيازاست. درآمدخالص مزرعه به نظر مي رسد درآمدخالص مزارع زيستي كمي بيشتراز مزارع رايج باشد.به طوركلي مخارج كمتربوده ودرآمدبيشتراست(به دليل وجوديارانه مابه التفاوت قيمت محصولات زيستي نسبت به محصولات رايج). اين مابه التفاوت بسته به محصول وزمان متفاوت است.صنعت زيستي به سرعت درحال تغييراست كه اين امرمنجربه عدم ثبات قيمت هامي گردد.به عنوان مثال مابه التفاوت بالابراي يك محصول مي تواند برخي كشاورزان رابه سمت توليدوپرورش آن محصول هدايت كند.دراين حالت بازاراشباع شده وقيمت كاهش پيدامي كند. برخي معتقدندكه باگذشت زمان، مابه التفاوت هابه ثبات مي رسد.دريكي ازمطالعات نشان داده شدكه كشت گندم دوروم، گندم نرم زمستانه ويونجه در مزارع زيستي،حتي بدون پرداخت مابه التفاوت،سودبيشتري فراهم مي كنند.درشرايط پرداخت مابه التفاوت گندم دوروم،كتان، گندم سياه،چاودارپاييزه ويونجه،درآمدزاترين محصولات بايكديگريك تناوب پايدارزيست محيطي واقتصادي تشكيل مي دهند.(انتز وهمكاران،1999). درمقايسه محصولات مزارع زيستي ورايج درانتاريو(كانادا)،كشت لوبياوذرت براي كشاورزان زيستي،حتي بدون پرداخت مابه التفاوت،سودبيشتري داشت.غلات پاييزه در مزارع زيستي درمقايسه بامزارع رايج،سودكمتري داشت. سودناخالص درتمام محصولات درمزارع زيستي بيشتربود.درگاوداري هاي انتاريو، درآمدخالص نظام هاي زيستي،52%بيشتراز نظام هاي رايج بود(شولوبي1وهمكاران،1999).قيم ت بالاي محصولات زيستي باكاربردمحصولات كم ارزش تردرتناوب،خنثي مي شود.كودهاي سبز محصولات مرتعي كه به نظر مي رسدتوانايي بهبودخاك رادارند،بازده اقتصادي بالايي ندارند.كشت مخلوط روشي است كه محصولات كم ارزش رادرتناوب جاي مي دهد،ضمن اينكه محصولات باارزش نيزدرمزرعه پرورش داده مي شود.تناوب زراعي باعث كاهش مخاطرات نيز مي شود.باكشت چندمحصول به طورهمزمان،درآمدمزرعه درمقابل نوسانات قيمت بازاروياكاهش عملكردبيمه خواهدشد. به نظر مي رسدصنعت زيستي،نه تنها دركانادابه سادگي نمي تواند در حد كفايت،گسترش يابد تااز نظر تقاضا براي آينده اي روشن راضي كننده باشد.بنابراينبايدتعدادبي شتريكشاورزان،عرضه كنندهگاننهادههاوصناي� �تبديلموادغذاييرا درجهتكشاورزيزيستيتشو� �قكنيم. بازار يابي تقاضابرايموادغذاييزيست ي،نهتنهادركانادا ،بلكهدرامريكايشمالي،ژا پنواروپابه سرعتروبهافزايشاست.اين رشدفزايندهباعثنوسان قيمتدربازارشدهاست.بهع نوانمثال،دربرخي بازارها،تقاضاهايبسياروي� �هايدرزمينه كيفيتمحصولوجودداردكه� �البهسالتغيير ميكنند.صنعتزيستيهنوزد رحالگسترش استوزيرساختهاينظامه ايحملونقل،عمده فروشيوتوزيعدرمراحلاو� �يّهشكلگيرياست. برخيكشاورزانكنترلباز� �ررادراختياردارند. بعضيازآنهااتحاديههاي� �زرگوبرخيتعاوني هايكوچكراتشكيلدادندك� �امكانات فرآوريوعملآوريرادارن� �.كشاورزاناگر بخواهندازمابهالتفاوتقي متبرايمحصولاتشان استفادهكنند،بايدمحصولي باكيفيتبالاتوليد نمايندكهاينامرمستلزم� �قداماتزيادي است.زمانيكهمحصولاتبرا ساسقراردادهاي منعقدشدهباكارخانجاتمحص ولاتزيستيتوليد ميشوند،لازماستكهكشا ورزانتضميننمايند كهنوعواريتهوكيفيتمح صولمطابقنيازهاي خريدارانخواهدبود. بيشتركشاورزاندرخواهنديا� �تكهبخشياز محصولاتشانمطابقنيازهاي خريداران يااستاندارهانبودهودرباز� �رمحصولات رايج،فروختهخواهدشدويااي� �كهبرايتغذيه دام مورداستفادهقرارخواهدگرف� �. استانداردها و گواهي زيستي: استانداردهاي در كشاورزي ارگانيك شامل: اصول و قواعد، پيشنهادات و ضرورتهايي هستند كه بايد در كليه مراحل توليد فرآوري و انتقال محصول به مصرف كننده رعايت شوند: - عمليات مورد نياز در سيستم ارگانيك شامل 1- كاربرد تناوب زراعي مناسب(بلند مدت) 2- استقرار و نگهداري مواد آلي خاك و فعاليت زيستي خاك از طريق استفاده از فنون مديريت پايدار خاك 3- ثبت آمار مربوط رابه كاربرد نهادهها و روشهاي توليد و فروش. نقشههاي مزرعه مورد نياز است و كشاورزان بايد همواره آماده بازرسي مزرعه باشد. - عمليات ممنوع شامل: 1- استفاده از علفكشها، آفت كشها و كودهاي مصنوعي 2- استفاده از موجودات مصنوعي ژنتيكي در هر شكل(از قبيل بذر، مايه تلقيح بذري، غذاي دام و غيره) 3- استفاده از فاضلاب شهري به منظور اصلاح خا عمليات اداري محدوديت عبارتند از: دستورالعملهاي محدود كنندة وجود دارد كه مبني بر عمليات معيني مانند استفاده از كود دامي تازه، خاكورزي مكانيكي و استفاده از اصلاح كنندههاي خاك ميباشد. براي مثال نميتوان از كود دامي تازه براي محصولات غذايي انسان كه در طي چهارماه برداشت ميشوند استفاده كرد. به منظور حفظ كيفيت خاك(ساختمان خاك، حيات خاك و مقدار مواد آلي) بايد از شخم زياد پرهيز كرد. اصول و اهداف گواهی محصولات توسط IFOAM تولید غذا با کیفیت بالا و مقدار کافی همگامی با طبیعت و نه سلطه بر آن تقویت چرخه های بیولوژیکی حفظ و افزایش حاصلخیزی خاک ها در دراز مدت بهره گیری از منابع تجدید شونده تا حد امکان بسته عمل کردن در خصوص چرخه مواد آلی و عناصر غذایی فراهم آوردن شرایطی برای دام ها که بتوانند کل رفتار غریزی خود را بروز دهند حفظ تنوع ژنتیکی سیستم کشاورزی با محیط اطراف امکان کسب درامد برای زارعین؛ جلب رضایت آنها و ایجاد محیطی سالم در نظر گرفتن اثرات گسترده تر اجتماعی و اکولوژیکی سیستم زراعی جمعبندي: كشاورزي ارگانيك سيستمي است كه در صورتيكه از طرف مردم و دولت و نهادهاي غير دولتي به آن تو جه شود ميتواند منجر به حفاظت و حاصلخيزي خاك در بلند مدت سلامت و توليد بالاي محصولات گياهي و دامي، بالابردن كيفيت و اهميت غذايي، اثرات مثبت اجتماعي، بازار مناسب و صرفة اقتصادي گردد.