پاسخ : مشاعره کاربران تاپ فروم مهتاب آشنای دلم! عشق بی نوا! شب شد دوباره پیش منی عشق با صفا هر شب بدون اینکه بگویم بیا بیا هر شب به یاد تیره من تو بگو خدا شاید که نور عشق دلم را سحر کند صبحی که من ز تو نشوم لحظه ای جدا ارسال همزمان! ببخشید...
پاسخ : مشاعره کاربران تاپ فروم تنها غمگین نشسته با ماه در خلوت ساکت شبانگاه اشکی به رخم دوید ناگاه دیدم که هنوز عاشقم،آه...(فریدون مشیری)
پاسخ : مشاعره کاربران تاپ فروم هرکس که ترا دید به چشمان تو دل باخت نقاش غزل تا که به چشمان تو پرداخت دیوانه شد از طرز نگاهت قلم انداخت
پاسخ : مشاعره کاربران تاپ فروم تموم زندگیمو زیر و رو کن که توش دل بستگی هامم گناهه خودت باش و من و دیوونگی هام فقط با تو دل من رو به راهه
پاسخ : مشاعره کاربران تاپ فروم مشکل خویش بر پیر مغان بردم دوش کو به تائید نظر حل معما میکرد بیدلی در همه احوال خدا با او بود او نمیدیدش از دور خدایا می کرد
پاسخ : مشاعره کاربران تاپ فروم تو که نوشم نئی نیشم چرایی تو یارم نئی پیشم چرایی تو که مرهم نئی بر زخم قلبم نمک پاش دل ریشم چرایی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟