مسافر چون بود رهرو کدام است که را گویم که او مرد تمام است که شد بر سر وحدت واقف آخر شناسای چه آمد عارف آخر
مکن کاری که بر پا سنگت آید جهان با این فراخی تنگت آید چو فردا نامه خوانان نامه خوانند تو را از نامه خواندن ننگت آید