شروع موضوع توسط minaaa 10/12/10 در انجمن اشعار
داستان عشق من شرح غم است یک غزل از ابتدای ماتم است
تند مرو اي دليل ره که مبادا خسته دلي در قفاي قافله باشد
دوستان شرح پریشانی من گوش کنید داستان غم پنهانی من گوش کنید
ديري به شوق ديدن فردا گريستم فردا که شدبه حسرت ديروز زيستم
ما از همه دنیا به هوای تو بریدیم از گوشه ی میخانه به عشق تو رهیدیم حال کن در جا میسرایم : ))
مسجد ويرانه اي در کافرستانم نجيب عالمي در مانده از تعمير بنياد من است افرين شاعره خانم:cool:
تو میدانی مرا با تو چه رازی ست درون اخم ابرویت نمازی ست : ))
تو می رسی به من و محو می شوم هر بار که صفر می شود از ضرب با تو هر عددی :)
نخند حس شعرم مچاله میشه یک نفر پا رو ی قلب من نهاد کاش میدیدی که از هستی فتاد =)))
دیروز عبور تو در کوچه ها وزید و هنوز ... دهان پنجره ها باز مانده است.
نام های کاربری را با استفاده از کاما (،) از هم جدا کنید.