شروع موضوع توسط minaaa 10/12/10 در انجمن اشعار
دل و دین و عقل و هوشم همه را به باد دادی زکدام باده ساقی به من خراب دادی :cautious:
یا رب این شمع دل افزون ز کاشانه ی کیست جان ما سوخت بپرسید که جانانه ی کیست
تار و پود عالم امکان، به هم پیوسته است عالمی را شاد کرد آنکس که یک دل شاد کرد
تا تو نگاه میکنی کار من اه کردنه ای به فدای چشم تو این چه نگاه کردنه :ninja:
همه را بیازمودم ز تو خوشترم نیامد چو فرو شدم به دریا چوتو گوهرم نیامد
من زودتر فرستادما!!!! شما با د بفرمایید
چسپ دوستان شرح پریشانی من گوش کنید داستان غم پنهانی من گوش کنید
در دایره وجود موجود علیست اندر دوجهان مقصد و مقصود علیست
تو کز محنت دیگران بی غمی نشاید که نامت نهند ادمی |
یارب تو چنان کن که پریشان نشوم محتاج به بیگانه وخویشان نشوم
نام های کاربری را با استفاده از کاما (،) از هم جدا کنید.