پاسخ : مشاعره کاربران تاپ فروم ای نفس خرم باد صبا از بر یار آمدهای مرحبا قافله شب چه شنیدی ز صبح مرغ سلیمان چه خبر از سبا
پاسخ : مشاعره کاربران تاپ فروم آنهمه شوکت و ناموس شهان آخر کار چند سطریست که برصفحه دفتر گذرد عاقبت جمع شود در دو سه خط از بد و نیک آنچه یک عمر به دارا و سکندر گذرد
پاسخ : مشاعره کاربران تاپ فروم دیده بر راه نهادم همه روز تا درآیی تو به اعزاز امشب من و تو هر دو تمامیم بهم هیچکس را مده آواز امشب کارم انجام نگیرد که چو دوش سرکشی میکنی آغاز امشب گرچه کار تو همه پردهدری است پرده زین کار مکن باز امشب :negah:
پاسخ : مشاعره کاربران تاپ فروم بردرگه دوست هرکه صادق برود تا حشر زخاطرش علایق برود صد ساله نماز عابد صومعه دار قربان سرنیاز عاشق برود
پاسخ : مشاعره کاربران تاپ فروم [h=1]دل میرود ز دستم صاحب دلان خدا را [/h]دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا...:ashamed0001:
پاسخ : مشاعره کاربران تاپ فروم تپش قلب شب آدینه جریان گل میخک در فکر شیهه ی پاک حقیقیت از دور من صدای وزش ماده را می شنوم و صدای ایمان را در کوچه ی شوق و صدای باران را روی پلک تر عشق روی موسیقی نمناک بلوغ و صدای متلاشی شدن شیشه ی شادی در شب روی آواز انارستا ن ها پاره پاره شدن کاغذ زیبایی پر و خالی شدن کاسه ی غربت از باد "سهراب سپهری"
پاسخ : مشاعره کاربران تاپ فروم دی پیر می فروش که ذکرش به خیر باد گفتا شراب نوش و غم دل ببر ز یاد گفتم به باد میدهدم باده نام و ننگ گفتا قبول کن سخن و هر چه باد باد سود و زیان و مایه چو خواهد شدن ز دست از بهر این معامله غمگین مباش و شاد بادت به دست باشد اگر دل نهی به هیچ در معرضی که تخت سلیمان رود به باد حافظ گرت ز پند حکیمان ملالت است کوته کنیم قصه که عمرت دراز باد
پاسخ : مشاعره کاربران تاپ فروم در این درگه که گه گه که که که که شود ناگه مشو غره به امروزت زفردا را نه ای آگه