1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

شاعرانه ها مشاعره کاربران تاپ فروم

شروع موضوع توسط minaaa ‏10/12/10 در انجمن اشعار

  1. کاربر مفید

    تاریخ عضویت:
    ‏9/12/10
    ارسال ها:
    665
    تشکر شده:
    116
    امتیاز دستاورد:
    0
    نفس برآمدو کام از تو بر نمی آید
    که بخت من از خواب در نمی آید

    زبس که شد دل حافظ رمیده از همه کس

    کنون ز حلقه زلفت به در نمی آید
     
  2. کاربر پیشرفته

    تاریخ عضویت:
    ‏9/12/10
    ارسال ها:
    19,773
    تشکر شده:
    6,457
    امتیاز دستاورد:
    113
    در کنارت
    لحظه های زندگی
    بستری پوشیده از گلهای سرخ
    هدیه ام خواهد نمود ،
    چون گلی نوخاسته
    من شکوفا می شوم .
     
  3. کاربر حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏11/12/10
    ارسال ها:
    1,922
    تشکر شده:
    4,164
    امتیاز دستاورد:
    113
    مرا در منزل جانان چه امن عیش چون هر دم _جرس فریاد میدارد که بربندید محملها
     
  4. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏14/11/10
    ارسال ها:
    3,698
    تشکر شده:
    1,268
    امتیاز دستاورد:
    113
    من اینجا ریشه در خاکم

    من اینجا عاشق این خاک از آلودگی پاکم

    من اینجا تا نفس باقیست می مانم

    من از اینجا چه می خواهم،نمی دانم؟!
     
  5. کاربر حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏11/12/10
    ارسال ها:
    1,922
    تشکر شده:
    4,164
    امتیاز دستاورد:
    113
    مرگ هر لحظه ،برای لحظه ی بعدی، تولد میشود
    زین تسلسل ،بودن آینده ها ،هر دم ،تعهد میشود
    مرگ ما خواهد رسید، امروز یا فردا ،ولی یاران من
    از سوی شیطان ،برای غفلت ماها ،تعمد میشود
    ما همه روحیم، من و بیتا ،تو و فرنوش ،ام اس جان بدان
    آخرش سهم همه، حتی همین پارمیس ،تجرد میشود
    من نمیدانم، چگونه، یا چرا ،اما دریغ از یار پر مقدار ما
    وای از فرمان عشق بی کران ،هر دم ،تمرد میشود
     
    یک شخص از این تشکر کرد.
  6. کاربر پیشرفته

    تاریخ عضویت:
    ‏9/12/10
    ارسال ها:
    19,773
    تشکر شده:
    6,457
    امتیاز دستاورد:
    113
    در من دوباره فتنه و بلوا به پا نکن
    من در کنار توست اگر چشم وا کنی
    خود را اسیر پیچ و خم جاده ها نکن
    بگذار شهر سرخوش زیبائیت شود
     
  7. پیشکسوت انجمن کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏11/11/10
    ارسال ها:
    11,734
    تشکر شده:
    3,539
    امتیاز دستاورد:
    113
    دور ماندند زمن آدم ها. سایه ای از سر دیوار گذشت،
    غمی افزود مرا بر غم ها.
    فكر تاریكی و این ویرانی
    بی خبر آمد تا با دل من
    قصه ها ساز كند پنهانی.
    نیست رنگی كه بگوید با من
    اندكی صبر،سحر نزدیك است ..
    هردم این بانگ برآرم از دل:
    وای،این شب چقدر تاریك است..
     
  8. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏10/12/10
    ارسال ها:
    2,142
    تشکر شده:
    992
    امتیاز دستاورد:
    0
    ترسم که اشک در غم ما پرده در شود!
    وین راز سر به مهر به عالم سمر شود!

    گویند سنگ لعل شود در مقام صبر!!!!
    اری شود ولیک بخون جگر شود!!!!!!!
     
  9. کاربر حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏11/12/10
    ارسال ها:
    1,922
    تشکر شده:
    4,164
    امتیاز دستاورد:
    113
    دوش می آمد و رخساره بر افروخته بود_تاکجا باز دل غمزده ای سوخته بود
    رسم عاشق کشی و شیوه شهر آشوبی_جامه ای بود که بر قامت او دوخته بود
     
  10. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏10/12/10
    ارسال ها:
    2,142
    تشکر شده:
    992
    امتیاز دستاورد:
    0
    دوستان وقت گل ان به که به عشرت کوشیم..
    سخن پیر مغانست -به جان بنیوشیم..

    نیست در کس کرم و وقت طرب میگذرد!
    چاره ان است که سجاده به می بفروشیم!!!!!!!!