میــــون ایـــن هـــمه آدم غریبــم، بــی تو تنــهایم به شـــوق دیـــدن رویت هــزار آدینه تـب کــردم
مسلمانان مرا وقتی دلی بود! که با وی گفتمی گر مشکلی بود! به گردابی چو می افتادم از غم به تدبیرش امید ساحلی بود!! دلی همدرد و یاری مصلحت بین که استظهار هر اهل دلی بود! ز من ضایع شد اندر کوی جانان چو دامن گیر یارب منزلی بود!!!!!!!
دلفین اگر گوید بیا ، آیم برای شعر و شور_ گر شعر خواند خوانمش، دیوان شعر از راه دور_ خواهم بداند نیستم ، من مرد دور از فهم و عقل _ یا جانی وحشی بد،مانند مردان شرور!
رو ای طوطی گویای اسرار مبادا خالیت شکر ز منقار! سرت سبز و دلت خوش باد جاوید که خوش نقشی نمودی از خط یار سخن سر بسته گفتی با حریفان خدارا زین معما پرده بردار!!!!!!!!!!!!!
راهی این انجمن گشتم به اممید گلی تا که شاید با دل تنگم نشیند پس دلی پر ز گلهای اقاقی بود و یاس و نسترن پس چرا تنها نشستی! ای دل من غافلی!
دوشیزه ی خاکستری، رویای دور از خواستن یک شاخه رز، مشکی ناب، دور از تب دریافتن دنیای ساکت ،بی صدا ،دنیا بدون دیگران صحرای سرخ و روی آن ،مشکی ناب آسمان